خانه / مصاحبه ها / غم آل الله در عزای ثارالله

غم آل الله در عزای ثارالله

عزای آل‌الله در غم ثارالله

ائمه چرا و چگونه عزاداری می‌کردند؟

یادداشت شفاهی حجت الاسلام کاشانی، کارشناس سیره و مدرس حوزه و دانشگاه

 مصاحبه‌کنندگان: سید محمد حسن موسویان، علی همایون

عزایی به وسعت تاریخ در مصیبت عزیزترین مخلوق جهان

از بدو شهادت سیدالشهداء عزاداری شکل گرفت. البته اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، از اوایل خلقت انسان‌ها عزاداری رخ داده است. یعنی این‌که چون قرار است بر یکی از عزیزترین مخلوقات همچنین مصیبتی وارد شود، باعث عزاداری حتی انبیاء گذشته بوده است.

اما از نظر تاریخی، از همان لحظه‌ای که امام حسین(ع) شهید می‌شوند با گریه حضرت زینب و حضرت سجاد علیه‌السلام عزاداری شروع می‌شود. خارج نمی‌شوند از این حالت عزا، سرمه نمی‌کشند. این عزاداری در چندسال اول تقریبا دائمی است. روایت معتبر داریم که حضرت سجاد خودشان شخصاً در یک چادری در بیرون مدینه زندگی می‌کنند و دائم در حال عزاداری‌اند و حضرت سجاد هم متکلّف غذای بنی هاشم‌اند و دائم در حال عزاداری. تا وقتی که مختار موفق می‌شود بنی‌امیه را شکست دهد. بعداز شکست بنی‌امیه، حضرت سجاد برای این‌که به صورت تلویحی با جریان مختار همراهی کرده باشند و این‌که یکی از آثار قیام را نشان دهند، دستور توقف عزاداری بیست‌وچهار ساعته را می‌دهند. لذا اهل بیت جامه سیاه از تن بیرون می‌آورند و شانه می‌کنند. این تقرباً چهار، پنج سال بعد از حادثه عاشوراست. این مرحله اول عزاداری است.

جالب این‌جا است که روایت می‌گوید که چون اهل بیت عزادار بودند، غذای‌شان با امام سجاد بود. اولین تشکل عزاداری و غذادهی را خود امام سجاد علیه‌السلام ایجاد کرده‌اند.

 

نباید فراموش شود!

بعد از این واقعه دیگر موضوع عزاداری برای این‌که جامعه فراموش نکند چه اتفاقی افتاده در سیره اهل بیت دیده می‌شود و در روز عاشورا نیز شدت می‌یابد. ما دو نوع عزاداری در سیره اهل بیت داریم: یکی این‌که هر وقت بهانه‌ای پیدا می‌کنند. مثلاً جلسه درس است، شاعری یا کسی که توان خواندن شعر خودش یا حتی دیگری را دارد، وارد می‌شود، ائمه از آن‌ها می‌خواهند شعر بخوانند و مجلس گریه‌ای راه می‌اندازند. در این شعرها بیشتر از این‌که بخواهند به محتوای عاشورا بپردازند، به اصل واقعه پرداخته‌اند و چون فضای آن زمان فضای تحلیل نیست، خفقان کامل است، همین که یادآوری عزا کنند کفایت می‌کند و در این موضوع می‌بینید که امام باقر و امام صادق علیهما‌السلام چندین اقدام انجام می‌دهند. یکی این‌که به آن کسی که عزاداری کرده یا شعر خوانده یا شعر سروده مبالغی می‌دهند که بسیار عجیب است. مثلاً حضرت باقر علیه‌السلام در مجلسی، وقتی کسی شعر خواند، فرمود همه اهل بیت و بنی‌هاشم هر شیء قیمتی و زینتی دارند بیایند بدهند و عذرخواهی کرد که این‌ها در شأن شما نیست. می‌خواهم این نکته را بیان کنم که در آن شرایط خفقان، بیان این‌که سیدالشهداء به شهادت رسیده خیلی هزینه داشته.

نکته دوم این‌که خصوصیاتی نیز برای شعر بیان کرده‌اند. فرمودند مثلاً به کمیل بن زیت و افراد دیگر می‌فرمودند تا وقتی‌که این شعر تو دفاع از ما محسوب می‌شود یا مادامی که داری ما را یاری می‌کنی، روح القدس تو را یاری می‌کند و این خیلی حرف بزرگی است. شما ببینید عیسی مؤید روح القدس است، حضرت فرمود روح القدس توی شاعر را هم محافظت می‌کند، مادامی که ما را یاری کنی.

نکته سوم این است که به اندازه توان‌شان سعی می‌کنند موضوع را اشاعه دهند. مثلاً در مورد حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام داریم که می‌گفتند پرده بزنید تا خانم‌ها هم بیایند. و مثلا امام صادق علیه‌السلام وسط مجلس بانوان را صدا می‌زند که به دخترشان، ام فروه، بگویید بشنود چه بر سر جدش آمده. و اتفاقاً کسی هم که شعر را می‌خواهد بگوید، که از شهدای مشهور آن دوره است، وقتی می‌خواهد شعر را شروع کند، بداهه شعر می‌گوید برای ام فروه که: ای ام‌فروه! گریه کن چون می‌خواهم از جدت بگویم. این نشان می‌دهد که اهل بیت می‌خواهند این موضوع اشاعه پیدا کند. هم در همسران‌شان، هم در فرزندان‌شان. خب شما حتی در مسأله نماز جماعت تاکید اهل بیت برای حضور زنان را کم‌تر می‌بینید. اما در موضوع عزاداری سیدالشهداء تأکید شده که زن‌ها هم باشند. لذا حضرت صادق علیه‌السلام برای گریه کردن منتظر یک بهانه بودند. عجیب این است که وقتی می‌آیند پشت در خانه حضرت که صدای چیست، حضرت تقیه می‌کنند و می‌فرمایند یکی از بچه ها غش کرده و اهل خانه گریه می‌کنند؛ یعنی فضای جامعه حتی اجازه نمی‌دهد حضرت این را بیان کنند.

 

روضه در خیابان

نکته دیگه بحث موارد خاص است مثل روز عاشورا. در مورد حضرت صادق، حضرت موسی وامام رضا علیهم‌السلام روایت داریم. مثلاً امام صادق علیه‌السلام در عاشورا به گونه‌ای گریه می‌کردند که راوی می‌گوید ما حیرت زده می‌شدیم و گریه حضرت بند نمی‌آمد.

یا حضرت سجاد علیه‌السلام. در دوران بنی‌امیه خفقان بیشتری نسبت به زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بود. دیگر جلسه‌ای که حتی یکی بیاید شعر بخواند هم نیست. امام در خیابان راه می روند و شروع می‌کنند به گریه کردن. ولی بیش از سی سال امام سجاد علیه‌السلام با همین سیره و رویه نمیگذارند عزاداری از بین برود.

 

انتقال سیره عزاداری به شیعیان

برای بررسی انتقال سیره عزاداری به شیعیان بهتر است توجه را بگذاریم بر روی امام صادق علیه‌السلام. من بررسی اجمالی‌ای کردم، دیدم از حضرت صادق علیه‌السلام قریب به نهصد روایت درباره عاشورا داریم و این خیلی عجیب است. چهارده زیارت مختلف از امام صادق علیه‌السلام برای زیارت امام حسین علیه‌السلام داریم. با همه محدودیت‌هایی که برای امام صادق علیه‌السلام ایجاد شده بود؛ با تمام کارهای علمی و فقهی و اعتقادی حضرت صادق علیه‌السلام. مانند «أنا قتیل العبره». گاهی امام صادق علیه‌السلام نقش راوی را دارد، گاهی نقش خبر دهی را دارد و گاهی نقش ایشان یک مورخ ساده است. حضرت همه گوشه گوشه عاشورا را برای ما نقل کرده‌اند. در بخش زیارت، چهارده زیارت مطلقه است. مطلقه یعنی برای وقت خاصی نیست و همیشه می‌توان آن‌را خواند.

یا درباره این‌که کیفیت زیارت چگونه باشد نیز صحبت کرده‌اند، مثلاً با پریشانی باشد، با شوخی و خنده نباشد، مجلس درحال عزاداری مجلس تفریحی نباشد، این‌که زمانش چه‌وقت باشد را بیان کرده‌اند. حضرت فرمودند: همیشه زیارت کنید. سپس فرمودند: در رمضان بهتر است، در عرفه در روز عاشورا بهتر است. حضرت به کسی فرمودند: عرفه کجا بودی؟ عرض کرد: توفیق نداشتم، پول نداشتم، نتوانستم به مکه بروم. فرمودند: کجا بودی؟ عرض کرد: رفتم قبر سیدالشهداء علیه‌السلام را زیارت کردم. حضرت فرمودند: می‌ترسم مردم حج را رها کنند، وگرنه کاری که تو کردی به مراتب ثوابش از حج بیشتر است. عده ای به حضرت گفتند ما دوریم، حضرت فرمودند: سالی یک بار، سالی دوبار، سالی سه بار بروید. از آن طرف فرمودند: اگر بتوانی بروی و نروی جفا کرده‌ای. این‌ها نیز همه از یک امام است و هیچ مورخی نمی‌تواند بگوید همه این نهصدتا دروغ است. حتی فرمودند با چه لباسی بروید زیارت. حین زیارت چه‌کار کنید. بعد زیارت چه‌کار کنید. این درباره زیارت.

درباره خود حضرت هم به نقل از سیدالشهداء فرمودند: انا قتیل العبره. فرمودند مهر نمازتان حتماً خاک تربت سیدالشهداء باشد. فرمودند این تربت حجاب‌های هفت‌گانه را از بین می‌برد، باعث ارتباط و غفران می شود. این تربت شفاست. سپس فرمودند که برای استفاده از این تربت چه دعاهایی بخوانید. آداب حمل تربت را بیان فرمودند. همه زندگی یک شیعه را گره زدند با کربلا.

 

امام صادق(ع)، راوی عاشورا

در مرحله بعدی فرمودند حضرت روزی که می‌خواستند از سیدالشهداء بیعت بگیرند چه شد. امام معصوم می‌شوند در نقش یک مورخ. که شب عاشورا چه شد و اباعبدالله علیه‌السلام چه گفتند و چه کردند. در مکه امام حسین علیه‌السلام چه گفتند و چه کردند. حضرت صادق علیه‌السلام تمام این‌ها را بیان کرده‌اند. با عصمت‌شان و علم‌شان، این مباحث را بیان کرده‌اند. یا توضیح دادند که چرا حضرت در مکه حکومت تشکیل ندادند؛ می‌فرمایند: زیرا نمی‌خواستند حرمت کعبه شکسته شود. یعنی پاسخ به شبهات هم می‌دادند. یا اینکه حضرت از راه مخفی آمدند و علتش هم این بود که می‌خواستند تبلیغ کنند. یا در راه، فلانی را دعوت کردند و در این دعوت چه آیه‌ای خواندند و… . یعنی شما اگر تمام کتب تاریخی را کنار بگذارید و ببینید امام صادق علیه‌السلام چه فرموده‌اند، ۹۵ درصد واقعه کربلا را متوجه می‌شوید.

یا اینکه حضرت در شب عاشورا چه گفتند و در روز عاشورا چه سخنرانی‌هایی کردند. بُرِیر و زُبِیر و… در جنگ، چه رجزهایی خواندند و… . یعنی باید جزئیات حادثه هم بماند. یعنی وقتی این حدود نهصد روایت را بررسی می‌کنیم، می‌بنیم حضرت برای اینکه ارتباط ما را با عاشورا برقرار کنند، در حکم راوی و مورخ و عالم اعتقادی که شبهات را بیان می‌کند، عمل می‌کنند. تمام این جزئیات را فرموده‌اند. ده بیست روایت هم نیست که بگوییم معلوم نیست از امام باشد. تازه این‌ها روایاتی است که بنده پیدا کرده‌ام. قاعدتاً باید چند برابر چیزی که من پیدا کرده‌ام وجود داشته باشد و حتماً چند ده برابر در زمان خود امام صادق علیه‌السلام اتفاق افتاده است. این‌ها نشان می‌دهد اهتمام ویژه‌ای را که اهل‌بیت نسبت به واقعه عاشورا داشته‌اند.

اهل بیت برای این‌که مردم متوجه شوند، جلب توجه می‌کنند، گریه می‌کنند و به زیارت می‌روند. برای حج هم استطاعت شرط است هم امنیت. اما برای زیارت سیدالشهداء فرموده‌اند حتی اگر امنیت نبود نگذارید خالی بماند. هم‌چنین اهل‌بیت از شدت ثواب‌ها که حیرت انگیز است کم نمی‌گذارند. با این کارها می‌خواهند نشان دهند این موضوع، یک موضوع استراتژیک است.

 

 

دشمن آمد مقابله کرد. دید نمی‌شود این‌گونه رها کند، زیرا این گریه، یعنی یک مظلومی وجود دارد که دارد برایش گریه می‌شود و این یعنی کسی بر این مظلوم ظلم کرده است. این مظلوم، یعنی اباعبدالله علیه‌السلام، می‌توانست مذاکره کند و از خطوط قرمزش عبور کند و استانی را بگیرد و همه چیز را فراموش کند و ساکت شود. فرمود: «الدعی ابن الدعی رکز بین اثنتین بین السله و الذله و هیهات منا الذله». اینکه من حکومت مثلاً یمن را بگیرم و ساکت شوم این ذلت است.

 

گریه یعنی عدم مذاکره بر سر خطوط قرمز

این گریه یعنی عدم ظلم پذیری و عدم مذاکره بر سر خطوط قرمز و کوتاه نیامدن ولو شهید شدن. و این را شیعه متوجه می‌شود. لذا خواه‌ناخواه مسأله سیدالشهداء، مسأله‌ای سیاسی است. لذا این موضوع از نظر مخالفین خیلی مهم است، لذا سعی کردند عزاداری ها را سرکوب کنند، قبر مطهر را خراب کردند و راه را ناامن. بعد شروع کردند روز عاشورا را تبدیل کنند به روز شادی. بگویند در این روز کشتی نوح بر زمین نشسته، توبه آدم پذیرفته شده، عیسی بر زمین آمده و همه وقایع بزرگ انبیاء عظام الهی که یوم الله بوده، روز عاشورا بوده. لذا شیرینی پخش کنید و… . این جریان موازی شکل گرفت و امروز هم رسماً در عربستان بنر شادباش می‌زنند و فرزند مفتی اعظم عربستان روز عاشورا عروسی کرد. لذا صرف همین گریه و توسعه گریه، توسعه این مفهوم ظلم‌ستیزی بود و سیاسی بود. لذا حکومت‌ها سعی می‌کردند با آن مخالفت کنند. لذا بنی عباس و پادشاه عثمانی و غربی‌ها و دست‌نشانده‌های‌شان هم جلو عزاداری را گرفته‌اند؛ زیرا ظلم‌ستیزی، مطلق است. فرق نمی‌کند، با هر ظالمی باید مقابله کرد. چه بنی امیه، چه آمریکا.

 

چهار راهبر قیام سیدالشهداء

این‌که امروز هیأت‌ها در جمهوری اسلامی چه می‌توانند بکنند، باز هم اهداف، همان اهداف سیدالشهداء است. اهداف سیدالشهداء را اگر بررسی کنیم که بحث مفصلی است به چهار راهبرد می‌رسیم که ده، نه جلسه بحث می‌خواهد.

  1. برگرداندن جایگاه اهل بیت به جامعه: وقتی شما بیان می‌کنید که اهل بیت هستند که جایگاه مرجعیت دارند نه آن‌که دلم خواست یا فلان کشور غربی می‌گوید، لذا باید خودمان را با اهل بیت تنظیم کنیم.
  2. تخریب و افشا چهره ظالم.
  3. شکست حکومت طاغوت.
  4. تشکیل نظام اسلامی جهانی؛ یعنی حکومت اسلامی بر تمام جهان اسلام. حال شما نگاه کنید این اهداف را ما چقدر می‌توانیم به وسع خودمان اجرا کنیم.

بخش اول مبارزه با سکولاریسم است. می‌گویند: ملاک تشخیص، عرف مردم است نه این‌که کسی قیّم باشد و او معیار شود و بیاید در امور زندگی ما  تصمیم گیری کند. البته ما هم نمی‌گوییم دیگر عقل و اختیاری نداریم ولی ما می‌گوییم باید خودمان را با معیار تطبیق دهیم و از این معیار موضوعات را بپرسیم.

دوم اینکه خود بحث اهل بیت، نقد سکولاریسم است؛ زیرا عرف این جامعه تن داده به آن حکومت. و سکولاریسم می‌گوید وقتی عرف به یک موضوع تن داد، دیگر شما چه‌کاره‌اید؟ اما امام چیزی می‌گوید که ممکن است با حرف همه مردم متفاوت باشد.

 مرحله سوم تخریب چهره ظالم است. باید در مقابل ظالم قیام کرد. در سکولاریسم اگر عرف، چیزی را پذیرفت شما باید سکوت کنید. در حالی‌که امام می‌فرمایند این ناحق است و اصلاً حق نیست. نقطه بعد تشکیل حکومت اسلامی است و این هم نقد سکولاریسم است.

پس تمام اهداف امام نقد می‌کند این‌که شما حاکمیت را از خدا و جانشینان او بگیرید و به عرف واگذار کنید. کما این‌که مهدویت هم این‌گونه است. کسی می‌آید پرچم‌داری می‌کند تا عدالت برقرار شود. خب این موضوع درباره جامعه ما است.

 

هیات باید اهل بیت را به متن جامعه بازگرداند

هیأت ما هم باید همین چهار هدف را داشته باشد:

هیأت باید اهل‌بیت را به متن جامعه برگرداند. سبک زندگی را با اهل‌بیت تنظیم کند. مانند هنگام نام‌گذاری فرزند. وقتی در هنگام نام‌گذاری، ترجیح می‌دهیم فلان نام را بر نام حضرت زهراء، مدل شوهرداری و همسرداری و تربیت فرزند را هم ترجیح نمی‌دهیم بر اهل‌بیت. مدل خرج‌کردن‌مان در زندگی چگونه است؟ چگونه لباس می‌پوشیم؟ لباسی می‌پوشیم که  اهل بیت خوششان بیاید یا مردم؟ چگونه پول‌هایمان را خرج می‌کنیم؟

هیأت، یعنی باید امام حسین علیه‌السلام محور زندگی من باشد. یعنی نمی‌شود گناهی را علنی ببینم و بگویم به من ربطی ندارد. نمی‌شود یک بچه هیأتی بگوید امام حسین علیه‌السلام شهید شد و گناه علنی به من چه! نمی‌شود هیأتی، هیأت باشد و اهل‌بیت را محور نکند. با طواغیت و مستکبران رفیق باشد. تا وقتی که ظالم وجود دارد همه تلاشم را برای نابودی‌اش و دستگیری مظلومان انجام ندهم. تا حضرت مهدی عجل‌الله فرجه تشریف بیاورند ظلم است و تا ظلم است شیوه سیدالشهداء علیه‌السلام هست. اما اگر بیاییم در هیأت و همه همّ‌مان این باشد که امروز سبک چیست و صدای مداح چگونه‌ ست، این دور شدن از اهداف سیدالشهداء علیه‌السلام است. خود حضرت هم می‌توانست برود در بیابان و فقط گریه کند. بله! گریه‌کردن موضوعیت دارد، اما همه ماجرا نیست. آیا من حاضرم به خاطر اسلام دختر و خواهر و همسرم یک سیلی بخورند؟ یعنی سیدالشهداء آن همه مصیبت نکشیده که من ته آمالم این باشد که امروز فلان سبک را فلانی خوانده. ما امروز هیأت می‌گیریم، چون اهداف سیدالشهداء باقی است؛ چون الان هم ظلم هست، جنگ حق و باطل باقی‌ست، بنابراین طبیعی است که هیأت هنوز باید کارکرد خودش را داشته باشد.

منبع:نشریه حیات، شماره ۸۵

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>