سرخط خبرها
خانه / بایگانی برچسب: معنای مولا

بایگانی برچسب: معنای مولا

دلالت «حدیث غدیر»

TasvirShakhes-AxMatn-ThaqalainSite-700

«أبو الطفیل عامر بن واثله» از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گوید: وقتی دیدم امیر المؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه در میان جمع کثیری از مردم، برای حدیث غدیر، شاهد طلبید، با تعجّب دیدم سی نفر از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه ...

ادامه نوشته »

معنای «مولا»

TasvirShakhes-AxMatn-ThaqalainSite-551

«عز بن عبدالسلام» از مشایخ مذهب شافعی و ملقب به «سلطان العلماء» درباره معنای واژه «مولا» با توجه به آیه ۷۸ سوره حج می گوید: «مـراد از واژه «مـولا» در آیـه شریفـه «مالک، سرپرست و ولی امر» می باشد». برگرفته از کتاب «تفسیرالقرآن» ج ۲ ص ۳۶۶ و ۳۶۷

ادامه نوشته »

معنای «مولا» از نظر تفتازانی

TasvirShakhes-AxMatn-ThaqalainSite-544

«تفتازانی»  از عالمان برجسته اهل سنت می گوید: «آنچه در کلام عرب شایع است و علمای اهل لغت به آن اذعان دارند، این است که مولا در معنای متولی و اولی به تصرف به کار می رود و این معنا با صدر روایت سازگار است». ولی چون نمی خواهد از ...

ادامه نوشته »

معنای «مولا»

TasvirShakhes-AxMatn-ThaqalainSite-524

گروهی از انصار که در میان آنها «ابو ایوب انصـاری» صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حاضر بود، در صحن مسجد کوفه خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آمده وعرض کردند: «سلام بر تو ای مولای ما»! امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: چرا مرا مولای خود  می دانید،  با  آن که  شما  همگی عـرب  هستید ...

ادامه نوشته »

معنای «مولا» در تفاسیر

tasvirshakhestasvirshakhes-axmatn-thaqalainsite-245

دو تن از مفسران بزرگ اهل سنت، در تفسیر آیه ۱۵ سوره حدید که می فرماید: «مَأوَاکُمُ النَّارُهِیَ مَوْلَاکُمْ»  صراحتا اذعان می کنند، مراد از واژه «مولاکم» در آیه شریفه «سرپرست و ولی» می باشد؛ و این بدان معناست که جایگاه کفار در روز قیامت آتش است و همین آتش ...

ادامه نوشته »

معنای «مولا» به روایت صحیح مسلم

tasvirshakhestasvirshakhes-axmatn-thaqalainsite-244

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  می فرمایند: برده حق ندارد مالک خود را «مولا » خطاب کند. زیرا مولای شما الله است. پ ن: از این روایت برداشت می شود که گرچه  در اسلام اموالی که برده تجارت کرده، تماما حق مالک اوست، و اگر مالک ...

ادامه نوشته »