«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین، و وجود نورانی حضرت صادق علیه الصلاة و السلام صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر باعظمت حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا از صدر اسلام تا شهدای عزیز اخیر… الآن به ذهن بنده رسید، امیدوار هستم که ان شاء الله خلبانهای عزیز ما سالم و در صحت و در بند باشند و از دنیا نرفته باشند، ان شاء الله خدای متعال آنها را از بند اسارت آزاد کند… امام راحل عظیم الشأن، رهبر مظلوم شهید، و سلامتی همهی رزمندگان اسلام، سلامتی رهبر معظم انقلاب حفظه الله تعالی، سلامتی شما عزیزان و خانوادههای محترمتان صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
تبیین بحث
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از دو جهت خیلی مظلوم هستند، یکی از جهات زحماتی که کشید و مظلومیتهایی که داشت و تلاشی که کرد و جفاهایی که به حضرت میشد و کماکان میشود، و یکی هم به شکل خاص، از ناحیهی ما شیعیان است.
امام صادق علیه السلام فرمودند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را اذیت نکنید؛ بعد که از حضرت پرسیدند چرا ما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را اذیت کردهایم؟ حضرت فرمودند: پروندهی شما به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میرسد و ایشان از اینکه پروندهی شما در آن سطحی نیست که باید باشد، یا خطایی در پروندهی شما ذکر شده است که در شأن شما نیست، یا رشدی را از دست دادهاید که نباید آن رشد را از دست میدادید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم غصه میخورند.
هرچه ما از وجود نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم محروم باشیم، این مظلومیتی برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بالاتر از پدر امّتی است که همهی وجود خود را برای رشد امّت خرج کرده است، و متأسفانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به اندازهای که باید، میان ما شناخته نشده است. واضح است که نمیخواهم بگویم حق معرفت رسول اکرم شناخته شود، واضح است که این امر محال است، اما واقعیت این است که برای مناسبتهای بسیار کوچکتر از ولادت یا مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم، ما بیشتر مایه میگذاریم. منظور بنده از «ما» هم همهی جامعه است، و این هم برای بیچارگی و محرومیت ماست.
نگاه من به این موضوع مانند نگاه به کسی است که کنار زلالترین و گواراترین و شفابخشترین آب آشامیدنی دنیا، یک آب مسموم بنوشند!
واضح است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم اصلاً نیازی به ما ندارند، اینکه ما به ایشان توجّه نکنیم، درواقع محرومیت ماست.
از این جهت که ما نسبت به بعضی از مناسبتهای دیگر توجّه داریم، این خوب است، بنده نخواستم آن امر را تخطئه کنم، تأسف بنده از این امر است که ما نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کمتوجّه هستیم.
آن اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین که ما سنگشان را به سینه میزنیم، بیچارهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بودند. شما میدانید که کسی مانند صدیقه طاهره سلام الله علیها و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بیخود جایی توقف نمیکنند.
شما یک عالم ربّانی بیبدیل را پیدا نمیکنید که هر کتاب بیخودی را بدست بگیرد یا با هر بیسوادی مباحثه کند.
اینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه میبردند… اخیراً بحثی را بعنوان «امام؛ مفزع و پناه» بیان کردیم که صوت و متن آن در https://www.hkashani.com/?p=30268 موجود است، آنجا عرض کردیم که هر کسی به امام پناه ببرد، امام به او پناه میدهد؛ در این جلسات توضیح دادیم که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پناهِ ائمه علیهم السلام هستند. امروز آن بحث را بیان نمیکنم اما به شما عرض میکنم که آن امیرالمؤمنینی که پناه ائمه علیهم السلام است، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه میبرده است! و ما از وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم محروم هستیم و نسبت به ایشان کمتوجّه هستیم، متأسفانه ما به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه نمیبریم، بلکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم متأسفانه هم در بین مذاهب… که ظلمِ بیدادی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم رخ داده است، برای اینکه بخواهند دیگران را بالاتر جلوه دهند، بصورت مفصل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را تخریب کردهاند، که از این جهت ما خودمان را اصلاً قابل قیاس نمیدانیم؛ اگر من عرض میکنم «ما به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم ظلم میکنیم»، در سطح خودمان عرض میکنم، و در مقام مقایسه با سایر مذاهب نیستم. آنجا که اصلاً نسبتهایی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم داده شده است که باید از آنها به خدای متعال پناه برد.
در جلسات «خیانت بزرگان به آخرین وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم» که در https://www.hkashani.com/?cat=2318 منتشر شده است، به این موضوع پرداختهایم.
مسلماً توقعی از آنان نیست و مشکلات فراوانی دارند؛ اما در مورد ما، اینکه محروم هستیم عجیب است، آنجایی هم که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم استناد میکنیم، برای پیشبرد دعواهایمان است! یک نفر به جنگ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم استناد میکند که از جنگ دفاع کند، یک نفر به صلح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم استناد میکند که از آتشبس و… دفاع کند، یعنی بر سر سفرهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم ننشستهایم، بلکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را وسیلهی دعوا و چالش و… قرار دادهایم.
برای همین هم امشب نمیخواهم بعضی از مسائل اجتماعی زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را مطرح کنم.
باید به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه ببریم
اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین همهی برکت و خیر عالم را در پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میدیدند، همانطور که عرض کردم آن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که همهی عالم با افتخار به او پناه میبرد، پناهنده به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است.
قرآن کریم فرموده است: تا زمانی که تو بین اینها هستی، بر اینها عذاب نازل نمیشود.
قرآن کریم فرموده است: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا»،[4] وقتی اینها گناه میکردند، «جَاءُوكَ»، به تو پناه میبردند؛ و خدای متعال این «پناه بردن» را تأیید کرده است.
آن پیامبر نمرده است که من و شما امروز ندانیم باید چکار کنیم. در زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از بعید عرض میکنیم که خدایا! اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود و گنهکاری گناه میکرد، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه میبرد. حال ما چکار کنیم؟
پاسخ این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هنوز هستند!
آنجا عرض میکنیم: یا رسول الله! ما زمان شما نبودیم که شما را درک و زیارت کنیم، من هم یک مسلمان هستم که به محضر شما رسیدهام، مسلماً دون شأن شما هم هستم، اما به شما پناه آوردهام، من غرق گناه هم هستم…
مدحِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم توسط اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین
چطور ما در جلسهای مدح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میگوییم؟ واضح است که نمیخواهم آنها را نفی کنم، اصلاً ما به عشقِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم مدحِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میگوییم، ما به عشق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بیچارهی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شدهایم، ما از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم یاد گرفتهایم که بر سر سفرهی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بنشینیم، اینها سر جای خود، من قصد ندارم اینها را نفی کنم، معاذالله… بلکه میخواهم بگویم بعضی جاها حلقهی مفقوده است.
روزی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به امام حسن مجتبی صلوات الله علیه فرمودند: بلند شو و سخنرانی کن، بعد فرمود: «وَ اُذْكُرْ جَدَّكَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَحْسَنِ اَلذِّكْرِ»،[5] برو از جدّ خودت تعریف کن و مدح جدّت را انجام بده.
شما نهج البلاغه را نگاه کنید، اگر به من بگویند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چند موضوع ثابت داشته است که معمولاً به آن موضوعات میپرداخته است، کدام است؟ عرض میکنم یکی از آنها «یاد مرگ» بوده است، چون «یاد مرگ» انسانساز است و انسان را سرِ خط و تنظیم میکند و بغض اضافه را خاموش میکند و حبّ غلط را تنظیم میکند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میفرمودند: «اُذْكُرُوا هَادِمَ اَللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ اَلشَّهَوَاتِ»،[6] آن چیزی که لذّتها را منهدم میکند، شهوات و خواستهها و امیال را تیره میکند که انسان خیلی در آنها غرق نشود، این ذکر مرگ است.
یکی از موضوعات دائمی سخنرانیهای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه «یاد مرگ» است.
یکی از موضوعات دائمی سخنرانیهای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه «عظمت حضرت حق» و «توحید» است.
کسی که موحد باشد… خیلی از کشورهای منطقهی ما خیلی دَم از توحید میزدند، اما توحید بدون عمل که فایدهای ندارد! وقتی نوبت به عمل رسید، نوکرِ بیجیره و مواجب و بدبختِ امامالکفر هستند. اگر کسی موحد باشد نمیتواند امامالکفر را بپرستد یا اطاعت محض کند. یعنی موحد به توحید الهی است و یا عَبَده و پرستندهی کفر است.
اگر بخواهم در این سطح که پرتکرار است یک موضوع دیگر را عرض کنم، «بیان از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم» است. چون در آن جامعه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تخریب میشد، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تعریف میکردند، البته اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تخریب نمیشد هم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تعریف میکردند.
اگر اخلاقِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در جامعه ظاهر شود
اخلاقِ جامعهای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را الگو قرار دهد، با اخلاقِ جامعهای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را فراموش کرده است تفاوت دارد. اگر اخلاقِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بین ما دیده شود، همهی مردم دنیا سفر میکنند که ما را تماشا کنند.
یک عالم ربّانی که در همین جنگ اخیر هم پدر شهید شد و شما شهید ایشان را میشناسید، بنده توفیق داشتم و شاید بیش از صد مرتبه به محضر ایشان رسیدهام، اخلاقِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را در او میدیدم. البته واضح است که ما کسی را با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم مقایسه نمیکنیم. درواقع کسی را میگویم که سعی کرده است خودش را به اندازهی خود به اخلاق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نزدیک کند.
این شخص دیدنی است!
یکی از ویژگیهای آن عالِم ربّانی این بود که هر وقت میخواستند وارد موضوع یا کار یا کارزار یا چالشی شوند، ایشان میفرمودند «انسان اصل است».
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم «آدم» درست کرده است
اصلاً به نظر بنده معجزهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم این است که «آدم درست کرده است».
واضح است که منظور بنده امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نیست، چون اگر اینگونه بگویم پاسخ این است که ما اصلاً ربطی به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نداریم، مثلاً راجع به ابوذر میگویم.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از یک عربِ بادیهنشین که در زندگی سخت صحرا بوده است و مسلماً روحیهی خشن دارد، شخصی مانند ابوذر درست کرده است، شخصی که وقتی نام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میآمد اشک او جاری میشد، یعنی لطافت همهی وجود او را فرا گرفته است، این معجزهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است.
پیامبر ما معجزهگر است، مهمتر از اینکه قرآن آورده است، این است که عینیت قرآن را تربیت کرده است. البته واضح است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و زهرای مرضیه سلام الله علیها و امام حسن مجتبی صلوات الله علیه و سیّدالشّهداء صلوات الله علیه با فاصله نسبت به بقیه تفاوت دارند، آن بزرگواران خیلی بالاتر از این هستند که بخواهم در این بحث به آنان بپردازم.
آن اسلام و فکر و منش و سازمان و تربیت و کسی که بتواند عرب بادیهنشینِ خشن را به ابوذری تبدیل کند که «كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اَللَّهِ عَلَيْهِ خَصْلَتَيْنِ اَلتَّفَكُّرَ وَ اَلاِعْتِبَارَ»،[7] ایشان متفکّر شده است!
عثمان نتوانست همین ابوذر را در مدینه تحمّل کند، و او را به شام فرستاد؛ معاویه هم نتوانست ایشان را تحمّل کند! او یک نفر بود اما به تنهایی یک شهر را بهم میریخت!
خیلی به ایشان جسارت کردهاند، این من و شما هستیم که راجع به جناب ابوذر سلام الله علیه حرف میزنیم، وگرنه همین امروز هم در خیلی از گروههای مسلمین راجع به ایشان جسارت میکنند، چون ایشان آبروی خیلیها را برده است و آنان را رسوا کرده است، ایشان طواغیت را رسوا کرده است.
شما توجّه کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آدم تربیت کرده است.
رهبر شهید راجع به آیه «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا»[8] تعبیری دارند که بنده با تصرّفی عرض میکنم.
آدمهایی که جامعه تحت تأثیر آنها بودهاند کم نبودهاند، مثلاً ما در فلاسفه هم میبینیم، مثلاً کسانی که اهل فلسفه هستند میدانند که مثلاً روسیه فلسفه به آن معنا که در آلمان هست ندارد، چرا؟ چون اقلیم و سرما و گرما و انسانها مؤثر هستند. انگلیس فلسفهی دیگری دارد، البته واضح است که نمیگویم همه یکطور هستند، اما مثلاً موطن فیلسوفان تجربی در انگلستان است، چرا در آلمان نیست و در آلمان طور دیگری فکر میکنند؟ مثلاً رواج فلسفه تحلیلی در آلمان بیشتر است و در انگلستان رواج فلسفهی تجربی بیشتر است، چرا؟ چون اقلیم و خورد و خوراک و طبع انسان و آدمهایی که در آن منطقه هستند هم مؤثر هستند.
مثلاً شما میبینید کسی در یک محله کبابی تأسیس میکند و کار او رونق پیدا میکند، صد نفر دیگر هم کنار او به این شغل روی میآورند، یا مثلاً یک نفر فوتبالیست میشود و ده نفر از هم محلههای او به تیمهای مختلف میروند، ناگهان میبینید در یک منطقه فوتبالیست زیاد است و در یک منطقهی دیگری کشتیگیر زیاد است، این بخاطر آدمهایی است که دیدهاند. اما این را تعبیر به بعث نمیکنند، چون بعث یک مدل برانگیختگی از درون است، این کارِ انسانهای الهی است، یا کار انسانهای ضدّالهی است، یعنی یا خدا میتواند این کار را انجام دهد، یا شیطان. این برای یک فیلسوف نیست، از یک فیلسوف نهایتاً تبعیت میکنند و الگو میگیرند، اما اینکه شما کاری کنید که انسانها «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ»،[9] یعنی قلوب به یک سمتی متمایل شوند؛ این دیگر کار هر کسی نیست.
اینکه مردم ما در ایام جنگ از حضور در خیابانها نمیترسیدند، همانجا هم عرض کردم که این کار هر کسی نیست، این امر حاصل تربیت نیست، مثلاً ما این موضوع را در مدرسه یاد نگرفتهایم، اینها بعث الهی است.
وقتی خدای متعال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را آورد، چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تنها نسخهی کاملی بود که ما را مطابق با درون و فطرت ما دعوت میکرد… رفتار و کلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم چیزی شبیه آب گوارا بر جگر تشنه بود، یعنی همه به دنبال همین بودند اما نمیدانستند که به دنبال این هستند.
این همان چیزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم راجع به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به ابوذر فرمودند: ابوذر! علی در نظر تو چگونه است؟ او عرض کرد: «كَبَارِدِ اَلْمَاءِ»[10] مانند آب گوارا بر جگر تفتدیده است!
این یعنی وقتی من امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را میبینم، متوجّه میشوم این همان چیزی است که نیاز داشتم. یعنی شاید اگر قبل از دیدن ایشان از من میپرسیدید که چه میخواهم؟ شاید نمیدانستم، اما حال که ایشان را میبینم، متوجّه شدهام که ایشان را میخواهم.
وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آمد، مردم را به سمتی دعوت کرد که این مردم میگفتند من همین امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را میخواهم!
اینکه شما شنیدهاید کافری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را قبول نداشت، بصورت پنهانی در جلساتی شرکت میکرد که قرآن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را بشنود، برای این بود که چیزی آنجا میشنید که همهی سلولهای او با تمام وجود، تشنهی همان بودند؛ و ما تا روز قیامت به آن پیامبر محتاج هستیم، چون ذاتاً احتیاج داریم؛ و حیف است که ما این پیغمبر را وجه المصالحهی جنگ و صلح قرار دهیم.
ما باید در جنگ و صلح از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تبعیت کنیم، اما نباید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را وسیلهی اختلافات قرار دهیم، در اینصورت اول به خودمان ظلم کردهایم که خودمان را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم محروم کردهایم.
عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در بیان امام عسکری علیه السلام
امام عسکری سلام الله علیه راجع به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم یک صلواتی دارند که در مفاتیح بعد از زیارت جامعه است، اصل این صلوات را شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه برای ما نقل کرده است، آنجا امام عسکری علیه السلام بیان میکنند که «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ»، خدایا! اگر تو رحمتت را به بندگان نازل کردهای، اختصاصاً و انحصاراً از ناحیهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بوده است، «وَ كَشَفْتَ بِهِ الْغَمَّاءَ»، اگر غمی را از دلی برطرف کردی، اختصاصاً و انحصاراً، فقط از ناحیهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بوده است، «وَ أَجَبْتَ بِهِ الدُّعَاءَ»، خدایا! اگر انسانی را روی زمین آدم حساب کردی و جواب او را دادی و اجابت کردی، انحصاراً بخاطر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بوده است، «وَ عَظَّمْتَ بِهِ الْبَيْتَ الْحَرَامَ» اگر کعبه معظّم و محترم است، بخاطر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است.
درنگی بر دعای دوم صحیفه سجادیه
امام سجاد علیه الصلاة و السلام در دعای دوم صحیفه سجادیه راجع به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده است، چند جملهی آن را عرض میکنم.
اگر ما با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم انس بگیریم، اگر وقتی بیچاره شدیم و درددل و گلهای داشتیم… اصلاً خدای متعال این پیغمبر را قرار داده است که ما با او انس بگیریم.
سخنرانها قدیمها در ابتدای سخنرانی میگفتند: «حَبِیبُ قُلُوبِنَا وَ طَبِیبُ نُفُوسِنَا»…
اگر خدای نکرده زمانی گرفتاریای پیدا کردید و دکتری به شما معرفی کردند و شما درمان شدید، اگر خدای نکرده مرتبهی دوم هم بیماری مشابهی پیدا کنید، مجدداً به دنبال دکتر دیگری نمیگردید، بلکه به سراغ همان طبیبی میروید که شما را بیدردسر مداوا کرد.
شما هروقت بیچاره شدید، هر کسی در هر سطحی… گاهی بیچارگی کسی برای رشد اوست، گاهی بیچارگی کسی دنیاست، یا هر چیز دیگری… اگر به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه ببرید و بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به امام زمان ارواحنا له الفداه پناه ببرید، انس پیدا خواهید کرد. همانطور که وقتی نام مبارک امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میآید چشمان شما برق میزند و لذّت میبرید، همان حالت را نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پیدا خواهید کرد. یعنی سفره بازتر خواهد شد، نه اینکه چیزی کم شود.
شما هنگام خواندن صحیفه سجّادیه متوجّه میشوید که امام سجاد علیه الصلاة و السلام قبل و بعد از هر دعا «صلوات» دارند، یعنی ما با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم حرکت میکنیم، خدای متعال اصلاً ما را بدون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم حساب نمیکند. اگر ما بخواهیم به درگاه الهی برویم، باید با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم برویم، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم دوست دارد ما را ببرد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم خیلی زحمت کشیده است که ما را رشد دهد، هیچکدام از ما برای این پیامبر هیچ زحمتی نکشیدهایم، اما آن دختر پیامبر برای رشد ما کتک خورده است، یعنی او برای رشد ما هزینه داده است و ما هیچ کاری نکردهایم، ما همیشه بر سرِ سفرهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بودهایم، ولی درد این است که فراموش کردهایم کسی که مرتبهی قبلی ما را درمان کرده است، چه کسی بوده است.
امام سجاد علیه الصلاة و السلام اینطور به محضر خدای متعال عرض میکند که «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ أَمِینِک عَلَی وَحْیک»، اگر این پیغمبر نبود که قرآن به ما نمیرسید، اگر این پیغمبر نبود امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به ما نمیرسید، اگر این پیغمبر نبود صدیقه طاهره سلام الله علیها به ما نمیرسید، همینطور تا حضرت حجّت سلام الله علیه. او بود که وحی را… باید یک نفر این امانت را تحویل بگیرد. این حرفهایی که خدای متعال از حقایق در قرآن کریم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده است که برای خدای متعال تازگی ندارد، پس چرا اینها را به حضرت ابراهیم علیه السلام نفرموده است؟ البته به حضرت ابراهیم علیه السلام حرفهای مهمِ خوبی فرمود؛ جواب این است که حضرت ابراهیم علیه السلام و روحی فداه، ظرفیت و تحمل بیش از آن چیزی که دریافت کرد را نداشت؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آمد و قرآن کریم را دریافت کرد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آمد و در دامان ایشان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و صدیقه طاهره سلام الله علیها رشد کردند. یک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم لازم بود که این اتفاق رخ دهد.
حضرت ابراهیم علیه السلام که فدای ایشان شوم و عالم فدای ایشان شود، همه کاری کردند، اما توان ایشان همان اندازه بود، همان اندازه هم که انجام داد بینظیر است، اما خدای متعال پیامبری را آورد که توانست قرآن کریم را دریافت کند.
مانند استادی که محدودیت ندارد اما به اندازهی شاگرد بیان میکند. حضرت ابراهیم علیه السلام به اندازهی خودشان دریافت کردند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم به اندازهی خودشان دریافت کردند.
همانطور که میدانید چون این بزرگواران تنهاخور نیستند، آن چیزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از خدای متعال دریافت کرده است، به ما هم فرموده است و کتاب ایشان در منازل ما موجود است و متأسفانه حواس ما نیست.
اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نبود که کسی حتّی نیم خطِ این قرآن کریم را بدست ما نمیداد!
«أَمِینِک عَلَی وَحْیک»، یعنی همهی عالم گدای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند، اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نبود که این حرفها را به کسی نمیدادند.
همیشه در طول تاریخ جوان بود، ولی کسی مانند امام خمینی رضوان الله تعالی علیه نبود، پنجاه سال قبل از امام خمینی رضوان الله تعالی علیه هم جوانِ مؤمن بود، صد سال قبل از ایشان هم جوانِ مؤمن بود، شاید کسی مانند شهید همّت رضوان الله تعالی علیه بود، اما کسی مانند امام خمینی رضوان الله تعالی علیه نبود؛ که ایشان یک سربازِ امام زمان ارواحنا له الفداه است.
«أَمِینِک عَلَی وَحْیک، وَ نَجِیبِک مِنْ خَلْقِک»، برگزیده از خلقت، «وَ صَفِیک مِنْ عِبَادِک، إِمَامِ الرَّحْمَةِ»، اصلاً خدای متعال او را قرار داده است که کانال رحمت الهی باشد، خدای متعال خواسته است با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به ما رحمت کند.
چطور ما شنیدهایم که اگر در لحظهی مرگ اهل ایمان باشیم، فرشتهی قابض ارواح یا نوکران ایشان بابشارت به سراغمان میآیند، نعوذبالله اگر کسی گنهکار باشد به شکل وحشتناکی میآیند؟
وقتی خدای متعال خواسته است رحمت خود را به سوی ما بفرستد، با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرستاده است.
اگر به من بگویند بالاترین مظهر أرحم الراحمینیِ خدای متعال چیست؟ میگویم اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را برای ما فرستاده است. دیگر رحمتی بیش از این نمیشده است که بر جایی معطوف شود. خدای متعال این رحمت را با پیامبر خود و پس از آن هم با ذرّیهی ایشان فرستاده است.
«إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیرِ»، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم شما را به هر سمتی برد، خیر و برکت بود، «وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکةِ»، کلید برکات، «کمَا نَصَبَ لِأَمْرِک نَفْسَهُ»…
بعد امام سجاد علیه السلام میخواهند از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بفرمایند.
«وَ عَرَّضَ فِیک لِلْمَکرُوهِ بَدَنَهُ» خدایا! این پیغمبر در راه تو، برای اینکه دست ما را بگیرد، بدن خود را به زحمت انداخت، «وَ کاشَفَ فِی الدُّعَاءِ إِلَیک حَامَّتَهُ» همهی دار و ندار خود را در راه تو مصرف کرد، اجازه نداد چیزی بماند، «وَ حَارَبَ فِی رِضَاک أُسْرَتَهُ»، این پیغمبر با این مهربانی، بخاطر تو با عموی خود جنگید، در راه تو با خانوادهی خود جنگید، «وَ قَطَعَ فِی إِحْیاءِ دِینِک رَحِمَهُ»… اصلاً ما قطع رحم نداریم، بجز آنجایی که کسی مقابل دین ایستاده است، «و أَقْصَی الْأَدْنَینَ عَلَی جُحُودِهِمْ» نزدیکترینها از نظر فامیلی را دور کرد، چون آنها با تو جنگیده بودند، «وَ قَرَّبَ الْأَقْصَینَ عَلَی اسْتِجَابَتِهِمْ لَک» دورترین آدمها که کسی آنها را حساب نمیکرد… مثلاً در آن روزگار برده بود، در آن روزگار که برده از حیوانات کمارزشتر بود؛ البته واضح است که بنده در اینجا کاری به واقعیت انسانها ندارم… او اگر میدید که این فرد نزد خدای متعال عزیز است… پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم یک برده را به فرزندخواندهی خودش تبدیل کرد، الآن کتاب با عنوان «حِبّ بن حِبّ، اُسامَة بن زید» مینویسند؛ منظورشان از «حِبّ»، «محبوبِ پیغمبر» است! البته الآن بعضی از جریانهای اسلامی برای اینکه بگویند امیرالمؤمنین صلوات الله علیه یا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها محبوب نیست، جناب زید را ترویج میکنند؛ البته من کاری به آنها ندارم، اما زید سر جای خودش محبوب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود؛ اما او یک برده بود، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دید این آدم در راه خدا ارزش دارد که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نزدیک شود، برای همین هم پسرخواندهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و شهید موته هم شد، سلام خدا بر زید.
اینکه اینقدر در حبّ و بغض به ما تأکید میکنند، باید بدانیم که معیار حبّ و بغض، خدای متعال است، ما حق نداریم در حالت عادی با کسی دشمنی یا دوستی کنیم، دوستی و دشمنی به معیار نیاز دارد.
باید انتخاب کرد که «دنیا» یا «آخرت»؟
روزی مالک اشتر که فرماندهی سپاه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در صفین بود گفت: «يَا أَهْلَ اَلْعِرَاقِ أَ مَا مِنْ رَجُلٍ يَشْرِي نَفْسَهُ لِلَّهِ»،[11] کسی راه میخواهم که جان خود را برای خدا بدهد.
یعنی طوری برای جنگ به میدان برو که گویا برای کشته شدن میروی، حق فرار و پشت کردن نداریم.
جوانی به نام «أثَال بْن حَجَل» بلند شد، «فَنَادَى بَيْنَ اَلْعَسْكَرَيْنِ: هَلْ مِنْ مُبَارِزٍ؟»، او که نقاب زده بود، مبارز طلبید.
معاویه به «حَجَل» که در سپاه او بود، دستور داد که به میدان برود.
توجّه کنید که «أثَال بْن حَجَل» در سپاه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و «حَجَل» که پدر او بود در سپاه معاویه بود؛ طبعاً چون هر دو نقاب داشتند، یکدیگر را نمیشناختند.
«فَدَعَا مُعَاوِيَةُ حَجَلاً فَقَالَ دُونَكَ اَلرَّجُلَ وَ كَانَا مُسْتَبْصِرَيْنِ فِي رَأْيِهِمَا فَبَرَزَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَى صَاحِبِهِ فَبَدَرَهُ اَلشَّيْخُ بِطَعْنَةٍ فَطَعَنَهُ اَلْغُلاَمُ»، یک ضربه «أثَال بْن حَجَل» زد و یک ضربه هم «حَجَل» زد، روبند یک نفر بر اثر ضربه کنار رفت. ناگهان متوجه شدند که پدر و پسر هستند!
«فَنَزَلاَ فَاعْتَنَقَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا صَاحِبَهُ»، یکدیگر را در آغوش گرفتند «وَ بَكَيَا» و شروع کردند به گریه کردن.
اگر این ضربه اصابت کرده بود یا پدر پسر را کشته بود و یا پسر پدر را کشته بود.
همهی دین این است، «فَقَالَ لَهُ اَلْأَبُ» پدر به پسر گفت: «أَيْ أُثَالُ هَلُمَّ إِلَى اَلدُّنْيَا» اثال! دنیا اینطرف است!
«فَقَالَ لَهُ اَلْغُلاَمُ» پسر به پدر گفت: «يَا أَبَتِ هَلُمَّ إِلَى اَلْآخِرَةِ» پدر! آخرت اینطرف است!
اگر کسی سیاستی که «هَلُمَّ إِلَى اَلْآخِرَةِ» باشد را قبول نداشته باشد، باید کافر باشد. سیاستی که در آن «هَلُمَّ إِلَى اَلدُّنْيَا» باشد، اگر چفیه به گردن داشته باشد و پرچم بدست داشته باشد و ظاهر دینی هم داشته باشد، باطن کثیفی دارد.
ابوهریره میگفت: حال نماز علی بهتر است و غذای معاویه!
«فَقَالَ لَهُ اَلْأَبُ» پدر به پسر گفت: «أَيْ أُثَالُ هَلُمَّ إِلَى اَلدُّنْيَا» اثال! دنیا اینطرف است!
«فَقَالَ لَهُ اَلْغُلاَمُ» پسر به پدر گفت: «يَا أَبَتِ هَلُمَّ إِلَى اَلْآخِرَةِ» پدر! آخرت اینطرف است!
بعد پسر گفت: «وَ اَللَّهِ يَا أَبَتِ لَوْ كَانَ مِنْ رَأْيِي اَلاِنْصِرَافُ إِلَى أَهْلِ اَلشَّامِ» والله اگر تو میدیدی من از این امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فاصله گرفتهام و به سمت معاویه میآیم، اگر تو واقعاً پدر من هستی، «لَوَجَبَ عَلَيْكَ أَنْ يَكُونَ مِنْ رَأْيِكَ لِي أَنْ تَنْهَانِي» باید جلوی مرا میگرفتی! «وَا سَوْأَتَاهْ» وای از رسوایی، «فَمَا ذَا أَقُولُ لِعَلِيٍّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ اَلصَّالِحِينَ» من به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کنم پدرم با چه کسی بوده است؟ چطور به روی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نگاه کنم؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آمد که حبّ و بغض ما را تنظیم کند.
سلمان محمدی
در کتاب «بشارة المصطفی» نقل شده است که شخص محضر امام صادق علیه الصلاة و السلام آمد و عرض کرد: «مَا أَكْثَرَ مِنْكَ سَيِّدِي ذِكْرَ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيِّ»،[12] آقای من! شما چقدر زیاد از سلمان فارسی یاد میکنید!
حضرت فرمودند: «لاَ تَقُلْ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ لَكِنْ قُلْ سَلْمَانُ اَلْمُحَمَّدِيُّ»…
خدا شاهد است که اگر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پسرعمو و داماد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نبود، باز هم نَفسِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود.
خدا شاهد است که اگر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نبود، پارهی تن و روح بین دو پهلوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را چون «فاطمه» بود دوست داشت، نه چون دختر ایشان بود.
ائمهی ما فرزندان زیادی داشتند، در مورد کدامشان دیدهاید که مثلاً امیرالمؤمنین صلوات الله علیه راجع به حسنین علیهما السلام، و امام صادق علیه السلام راجع به امام کاظم علیه السلام، یا امام کاظم علیه السلام راجع به امام رضا علیه السلام صحبت کردند، راجع به سایر فرزندانشان هم بگویند؟ بعضی از فرزندان دیگر ائمه علیهم السلام خیلی هم خوب بودند و ویژه بودند و اولیای خدا بودند، بعضی دیگر متوسط بودند، بعضی هم خوب نبودند. اینطور نبود که فرزند امام بودنشان مهم باشد.
در حالت فرض انتزاعی عرض میکنم که خدا شاهد است که اگر امام رضا علیه السلام معاذالله فرزند شخص دیگری هم بود، امام بعد از امام کاظم علیه السلام و محبوبترین فرد نزد امام کاظم علیه السلام و أقرب الناس الی امام کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام بودند. اینطور نبود که این ویژگیها بخاطر پسرِ امام بودن به ایشان تعلق گرفته باشد، بلکه حال کسی که آن ویژگیها را داشت فرزند امام کاظم علیه السلام هم بود.
این نکته برای ما نکته است، ما امشب از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میخواهیم که صلهی ما این باشد که ان شاء الله وصف همهی ما «محمدی» بشود.
درست است که اوج معنای این بیت در چهارده نفر انحصار دارد و زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به پنج نفر منحصر بوده است، ولی هر کسی که مسیر سلمان را برود، این بزرگواران او را زیر چتر محبّت خودشان قرار میدهند.
حضرت صادق علیه السلام فرمودند «سلمان فارسی» نگو، چرا نسبت به شهر او میگویی؟ مهمترین ویژگی او این است که او «محمّدی» است.
بعضی از حرفها قیمت ندارد، یعنی کسی نمیتواند صلهی این حرف را به من بدهد، صلهی این حرف این است که اجازه دهند بر زبان من جاری شود، کسی نمیتواند برای این کلام قیمت تعیین کند، مخصوصاً اینکه این مسیر باز است، اینطور نیست که اسلام خاطراتی پشت سر هم باشد، مثلاً اینطور نیست که گفته باشند شخصی به نام سلمان بود که خیلی خوب بود، بلکه گفتهاند این سلمان چکار کرده است که ان شاء الله همهی ما راه بیفتیم.
امام صادق علیه الصلاة و السلام فرمودند: «أَ تَدْرِي مَا كَثْرَةُ ذِكْرِي لَهُ؟» میدانید چرا ما مدام سلمان را یاد میکنیم؟
یعنی اگر من سلمان را دوست دارم، اگر سلمان در تیم من است، برای فعل سلمان است، نه اینکه ما یک حزبی داریم که هر کسی در آن حزب قرار بگیرد ما از او طرفداری میکنیم.
وقتی قرآن کریم میخواهد راجع به یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم صحبت کند، نمیگوید «آن کسانی که در تیم پیامبر هستند»، بلکه میگوید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»،[13] کسانی هستند که در برابر کفار کوه مستحکم هستند و نسبت به یکدیگر دشمنی نمیکنند.
متأسفانه گاهی ما مورد اول را نداریم و گاهی هم مورد دوم را!
«تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ»؛ کسانی که اینطور هستند با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند.
ممکن است کسی بگوید متأسفانه من زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نبودهام؛ جواب این است که اگر اینطور باشید، همراهِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم محسوب میشوید. وگرنه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم که گیرِ زمان نیست.
امام صادق علیه السلام فرمودند: آیا میدانی چرا من زیاد از سلمان یاد میکنم؟
آن شخص عرض کرد: نه! شما بفرمایید.
حضرت فرمودند: برای سه چیز، یک: «إِيثَارُهُ هَوَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى هَوَى نَفْسِهِ»، نگاه میکرد که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چه چیزی میخواست، آن را میلِ خودش قرار میداد.
«وَ اَلثَّانِيَةُ حُبُّهُ اَلْفُقَرَاءَ وَ اِخْتِيَارُهُ لَهُمْ عَلَى أَهْلِ اَلثَّرْوَةِ وَ اَلْعُدَدِ»، فقرا را دوست داشت.
آیا شما دوست دارید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و امام صادق علیه السلام شما را دوست بدارند؟ شما فقرا را دوست بدارید.
این «فقرا را دوست بدارید» بدین معنا نیست که به فقیری پول بدهید، بلکه اگر یک فقیر مؤمن و یک وزیر مؤمن آمدند، در دلتان برای کدامیک حرمت بیشتری قائل هستید؟
اخلاق امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هم اینطور بود، اگر فقرای مؤمن بدانند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چقدر اینها را دوست دارد، آرزوی فقر دائمی میکنند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «حُبُّهُ اَلْفُقَرَاءَ وَ اِخْتِيَارُهُ لَهُمْ عَلَى أَهْلِ اَلثَّرْوَةِ وَ اَلْعُدَدِ».
نمیخواهم بگویم ثروتمند بودن بد است، ثروتمند هم میتواند کار خیر کند و کارآفرین و مؤمن باشد. هم ثروتمند و هم فقیر ایمان دارند، اگر کسی را بخاطر دارایی او دوست داشته باشید که شرک است، اما اگر کسی ندارد و او را دوست دارید، یعنی شما کرامت نفس او را نگاه میکنید.
«وَ اَلثَّالِثَةُ حُبُّهُ لِلْعِلْمِ وَ اَلْعُلَمَاءِ»، برای سلمان «علم» و «عالم» مهم بود.
الآن میپرسیم چرا ورود به حوزه کمرنگ شده است؟ میگویند: چون در حوزه پول نیست!
اگر بگویی در حوزه علم نیست، حرف موجهی است!
البته واضح است که نمیگویم درست میگوید، بلکه میگویم فهم طرف این است که در حوزه علم نیست و اگر من به جایی بروم که در آن علم نیست، به درد نمیخورد. اما میگوید در حوزه پول نیست!
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به خواستگاری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آمدند هیچ چیزی نداشتند، با این نگاه باید جامعهی ما امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را برای خواستگاری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها راه نمیداد.
گاهی ما بعضی از مشکلات جامعه و بعضی از بیحیائیها را که سر جای خود خیلی مهم است را میبینیم، اما بیحیائیهای رفتاری و اعتقادی خودمان را نمیبینیم. البته واضح است که نمیگویم مورد اول را نبینیم، هر بدی بد است، هر خلاف امر الهی شنیع است، قصد ندارم از مورد اول کم کنم، ولی گاهی ما مدام خطایی که خودمان نداریم را مطرح میکنیم، باید هر کسی مشغول عیوب خودش باشد.
در جامعهای که علم و عالم محترم نیست، در سیاستی که علم و عالم محترم نیست، در جامعهای که رواج علم و عالم کم است، این جامعه مورد پسند امام صادق علیه الصلاة و السلام نیست.
تابحال این موضوع را به چند وزیر ارشاد عرض کردهام که هر سال که میخواهند سیمرغ بازیگر و مکمل و… را بدهند، صدا و سیما بصورت زنده پوشش خبری دارد، بنده هم حرفی ندارم، آن هم برای خودش کاری است، اما هر سال وقتی جشنوارهی کتاب سال میشود، ای کاش اصلاً رئیس جمهور به این جلسه نمیرفت، صدا و سیما سخنرانی رئیس جمهور را منتشر میکند، ای کاش رئیس جمهور جایزه نمیداد. شما اصلاً نمیشنوید که چه کسی مثلاً کتاب سال ادبیات را گرفت و چه کسی هست! نوعاً متخصصین رشتههای مختلف نمیدانند که در آن سال چه کسی جایزهی بهترین کتاب سال آن رشته را گرفته است، ولی همهشان میدانند مثلاً چه کسی سیمرغ بهترین نقش مکمل را اخذ کرده است، چون صدا و سیما بصورت زنده این خبر را مخابره کرده است.
الآن شما خودتان به خودتان مراجعه کنید، چند نویسندهی کتاب برتر سال در پنج سال اخیر را میشناسید؟
در جامعهای که علم و عالم محترم نیست، باید سیاست خود را به سمتی ببرد که علم و عالم محترم باشد، تا عمل دینی باشد. تا زمانی که عملی دینی نباشد، مسلماً مورد پسند امام صادق علیه السلام هم نیست.
اگر علم محترم باشد که نمیگویند «چقدر میدهند؟».
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم علم همهی عالم را در اختیار داشت و در دورهای سنگ به شکم مبارک خود میبست.
مسلماً بنده طرفدار این نیستم که مردم فقیر باشند، بلکه باید عدهای هم به این موضوع توجه کنند که اهل علم مشکل مالی نداشته باشند، اما آیا ما اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را اینطور قضاوت میکنیم که مثلاً در دورهای فقیر بودهاند؟
اگر بخواهیم با این ملاک نگاه کنیم که خانهی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اصلاً خانهی ایدهآلی نیست. یک لقمه نان را سه قسمت کردند و به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند و در نهایت هم خودشان گرسنه ماندند. در ادبیات امروز ما که این خانه اصلاً به درد نمیخورد.
توجّه کنید که نمیشود با «شعار» سیاست را دینی کرد.
اگر در جامعهای فقیرِ مؤمن و فقیرِ عالِم حرمت داشت، معلوم است که در مسیر پسند امام است، اگر اینگونه نبود باید اصلاح صورت بپذیرد و جزو آن جاهایی است که اسلامی نیست.
دعا
خدایا! ما امشب برای محبّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و برای محبّت امام صادق علیه السلام دور یکدیگر جمع شدیم، خدایا! صلهی امشب ما را پذیرش آن آقای باعظمت، که ما وصف «محمدی» پیدا کنیم، قرار بده.
خدایا! جامعهی ما را جامعهای با این سه ویژگی جناب سلمان سلام الله علیه قرار بده.
خدایا! ما را مروّجان اسلام محمّدی در عالم قرار بده.
خدایا! نصرت خودت را بر ما نازل بفرما.
خدایا! رهبر شهید ما، امام راحل، علمای ربّانی ما، اموات ما، پدر و مادرهای ما را با سیّدالشّهداء صلوات الله علیه محشور بفرما.
خدایا! رهبر ما، رزمندگان ما، مردم ما را در کنف حمایت امام زمان ارواحنا له الفداه، مصون و محفوظ بفرما.
خدایا! امشب ما جزو گداهای پرتوقع هستیم، امشب عنایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را به ما زود و محسوس و مقابل چشمانمان و باعث امیدواری ما و رونق ارتباط ما با پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم قرار بده.
خدایا! بزودی زیارت قبر مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را روزی همه بگردان.
خدایا! فرج امام زمان ارواحنا له الفداه را برسان.
خدایا! از همینجا عرض سلام و ادب ما را به محضر امام زمان ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.
خدایا! به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ما را محیای نصرت و یاری حضرت، و رزمندگی و شهادت در راه حضرت قرار بده.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] سوره مبارکه نساء، آیه 64 (وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا)
[5] معاني الأخبار، جلد ۱، صفحه ۱۱۸ (حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَمَّارُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِصْمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلطَّبَرِيُّ بِمَكَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْفَضْلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْمَلِكِ بْنِ أَبِي اَلشَّوَارِبِ اَلْقُرَشِيِّ عَنِ اِبْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ حُمَيْدٍ اَلطَّوِيلِ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي اَلشَّهْرِ اَلَّذِي أُصِيبَ فِيهِ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَدَعَا اِبْنَهُ اَلْحَسَنَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ اُعْلُ اَلْمِنْبَرَ فَاحْمَدِ اَللَّهَ كَثِيراً وَ أَثْنِ عَلَيْهِ وَ اُذْكُرْ جَدَّكَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَحْسَنِ اَلذِّكْرِ وَ قُلْ لَعَنَ اَللَّهُ وَلَداً عَقَّ أَبَوَيْهِ لَعَنَ اَللَّهُ وَلَداً عَقَّ أَبَوَيْهِ لَعَنَ اَللَّهُ وَلَداً عَقَّ أَبَوَيْهِ لَعَنَ اَللَّهُ عَبْداً أَبَقَ مِنْ مَوَالِيهِ لَعَنَ اَللَّهُ غَنَماً ضَلَّتْ عَنِ اَلرَّاعِي وَ اِنْزِلْ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ خُطْبَتِهِ وَ نَزَلَ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ إِلَيْهِ فَقَالُوا يَا اِبْنَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ نَبِّئْنَا اَلْجَوَابَ فَقَالَ اَلْجَوَابُ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي كُنْتُ مَعَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي صَلاَةٍ صَلاَّهَا فَضَرَبَ بِيَدِهِ اَلْيُمْنَى إِلَى يَدِيَ اَلْيُمْنَى فَاجْتَذَبَهَا فَضَمَّهَا إِلَى صَدْرِهِ ضَمّاً شَدِيداً ثُمَّ قَالَ لِي يَا عَلِيُّ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ فَلَعَنَ اَللَّهُ مَنْ عَقَّنَا قُلْ آمِينَ قُلْتُ آمِينَ ثُمَّ قَالَ أَنَا وَ أَنْتَ مَوْلَيَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ فَلَعَنَ اَللَّهُ مَنْ أَبَقَ عَنَّا قُلْ آمِينَ قُلْتُ آمِينَ ثُمَّ قَالَ أَنَا وَ أَنْتَ رَاعِيَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ فَلَعَنَ اَللَّهُ مَنْ ضَلَّ عَنَّا قُلْ آمِينَ قُلْتُ آمِينَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ سَمِعْتُ قَائِلَيْنِ يَقُولاَنِ مَعِي آمِينَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَنِ اَلْقَائِلاَنِ مَعِي آمِينَ قَالَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ .)
[6] عیون الحکم و المواعظ، جلد ۱، صفحه ۸۸
[7] الخصال، جلد 1، صفحه 42 (حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي عِمْرَانَ اَلْهَمْدَانِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اَللَّهِ عَلَيْهِ خَصْلَتَيْنِ اَلتَّفَكُّرَ وَ اَلاِعْتِبَارَ .)
[8] سوره مبارکه جمعه، آیه 2 (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)
[9] سوره مبارکه ابراهیم، آیه 37 (رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ)
[10] أعلام الدین في صفات المؤمنین، جلد ۱، صفحه ۱۳۶ (وَ رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي اَلْمَسْجِدِ إِذْ أَقْبَلَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا رَآهُ مُقْبِلاً قَالَ يَا بَا ذَرٍّ مَنْ هَذَا اَلْمُقْبِلُ فَقُلْتُ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ يَا بَا ذَرٍّ أَ تُحِبُّهُ فَقُلْتُ إِي وَ اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنِّي لَأُحِبُّهُ وَ أُحِبُّ مَنْ يُحِبُّهُ فَقَالَ يَا بَا ذَرٍّ أَحِبَّ عَلِيّاً وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ فَإِنَّ اَلْحِجَابَ اَلَّذِي بَيْنَ اَلْعَبْدِ وَ بَيْنَ اَللَّهِ تَعَالَى حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا بَا ذَرٍّ أَحِبَّ عَلِيّاً مُخْلِصاً فَمَا مِنِ اِمْرِئٍ أَحَبَّ عَلِيّاً مُخْلِصاً وَ سَأَلَ اَللَّهَ تَعَالَى شَيْئاً إِلاَّ أَعْطَاهُ وَ لاَ دَعَا اَللَّهَ إِلاَّ لَبَّاهُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَجِدُ حُبَّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَى كَبِدِي كَبَارِدِ اَلْمَاءِ أَوْ كَعَسَلِ اَلنَّحْلِ أَوْ كَآيَةٍ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ أَتْلُوهَا وَ هُوَ عِنْدِي أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَحْنُ اَلشَّجَرَةُ اَلطَّيِّبَةُ وَ اَلْعُرْوَةُ اَلْوُثْقَى وَ مُحِبُّونَا وَرَقُهَا فَمَنْ أَرَادَ اَلدُّخُولَ إِلَى اَلْجَنَّةِ فَلْيَسْتَمْسِكْ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا .)
[11] وقعة صفین، جلد ۱، صفحه ۴۴۲
[12] بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، صفحه ۲۶۷ (عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ بُزُرْجَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا أَكْثَرَ مِنْكَ سَيِّدِي ذِكْرَ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيِّ فَقَالَ لاَ تَقُلْ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ لَكِنْ قُلْ سَلْمَانُ اَلْمُحَمَّدِيُّ أَ تَدْرِي مَا كَثْرَةُ ذِكْرِي لَهُ؟ قُلْتُ لاَ قَالَ لِثَلاَثٍ أَحَدُهَا إِيثَارُهُ هَوَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى هَوَى نَفْسِهِ وَ اَلثَّانِيَةُ حُبُّهُ اَلْفُقَرَاءَ وَ اِخْتِيَارُهُ لَهُمْ عَلَى أَهْلِ اَلثَّرْوَةِ وَ اَلْعُدَدِ وَ اَلثَّالِثَةُ حُبُّهُ لِلْعِلْمِ وَ اَلْعُلَمَاءِ إِنَّ سَلْمَانَ كَانَ عَبْداً صَالِحاً حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مٰا كٰانَ مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ .)
[13] سوره مبارکه فتح، آیه 29 (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا)