بی‌نیازی و تَعَفُّف

حجت‌الاسلام کاشانی روز سه‌شنبه مورخ 31 شهریور 1405 در مسجد گیاهی تجریش به سخنرانی با موضوع “بی‌نیازی و تَعَفُّف” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین، وجود نورانی حضرت موسی بن جعفر، وجود نورانی حضرت علی بن موسی الرضا، وجود مبارکه‌ی حضرت کریمه‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین حضرت فاطمه معصومه علیهم أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر باعظمت حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا از صدر اسلام، پدر و مادرهای شما، اموات شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، رهبر والامقامِ شهید، هدیه به روح مرجع ربّانی، فقیه برجسته، یکی از نوادر تاریخ تشیع نه نوادر روزگار ما، یکی از تکرارنشدنی‌های علمای ربّانی شیعه، مرحوم آیت الله العظمی شبیری رضوان الله تعالی علیه، هدیه به روح مطهّر استاد غیور، مدافع حریم اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین، مدافع امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، مرحوم آیت الله غیب‌غلامی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

تبیین بحث

یکی از ویژگی‌های مهمّی که از حقایق و فواید دینداری است و باعث سلامت زندگی در دنیا و ان شاء الله عاقبت بخیری می‌شود، تعفف است. یعنی انسان نیاز خود را به هر کسی نگوید، به آن کسی که باید، رو بزند.

از علامات مؤمن «مناعت طبع» است، مؤمن اهل رو زدن نیست، مؤمن صورت خود را با سیلی سرخ نگه می‌دارد، مؤمن بغیر خدا و آن کسانی که خدای متعال اذن داده است رو نمی‌زند. این ادب از جهت ادب توحیدی و ولایی هم ضروری است. یعنی اینکه اگر نوکر خانه‌ی کسی به خانه‌ی شخص دیگری پناه ببرد، بنحوی طعنه به مولای خود است، یعنی مولای من نمی‌تواند مرا اداره کند.

ما بر سر سفره‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هستیم و لذا اگر به هر جایی سر بزنم، هرچه بگوییم ما اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را دوست داریم، به مردم می‌گوییم این ائمه مشکلات ما را حل نمی‌کنند، ما باید در کنار اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین به کسان دیگری هم رو بزنیم، این خلافِ ادبِ مع الله و ادبِ مع الامام است، و خود این موضوع همان مشکلی است که امروز در روزگار ما وجود دارد.

چون ابتدای کار نام این دو عالم را بردم، چند جمله عرض می‌کنم.

دو سرباز حضرت معصومه سلام الله علیها و کسانی که در قرب حضرت معصومه سلام الله علیها رشد کردند و بالیدند و پرورش پیدا کردند.

درباره‌ی دو عالمی که به‌تازگی از دنیا رفتند

یکی مرحوم استاد عزیز حاج آقای غیب‌غلامی بودند که ایشان در بعضی از فنون اسلامی، بدیل ندارند، یعنی الآن بنده نمی‌دانم چه کسی بعنوان نفر دوم در جایگاه تخصصی ایشان وجود دارد، و چون «توجّه به دنیا» در جامعه‌ی ما زیاد شده است، فقدان چنین عالمی، اتفاق بزرگی در جامعه ایجاد نکرد؛ بلکه اگر از کسی بپرسند که چرا طلبه نمی‌شوی؟ می‌گوید چون درآمد کمی دارد!

این موضوع مانند این است که به کسی بگویند چرا امام حسین علیه السلام را یاری نکردی؟ بگوید برای اینکه باید در لشکر امام حسین علیه السلام تشنگی می‌کشیدیم!

در اینصورت ما به او خواهیم گفت کسانی که امام حسین علیه السلام را یاری کردند، آن روز بهره‌ای از دنیا نداشتند و باید تشنه می‌ماندند؛ اما کسی که ذرّه‌ای فهم داشته باشد «نصرت امام حسین علیه السلام» را با «تشنه بودن» از دست نمی‌دهد.

این موضوع مانند این است که به کسی بگویند چرا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را یاری نکردی؟ بگوید: چون خلفا حقوق ما را از بیت المال قطع می‌کردند. البته که چنین اتفاقی رخ می‌داد، ولی پاسخ این است که چرا تو امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را یاری نکردی؟ چرا تو با یک تهدید دشمن عقب نشستید؟

همیشه مستکبرین و کفار، دنیادوستان را تطمیع می‌کردند، اگر امروز شما بخواهد در راه باطل قدم بردارید، عده‌ای برای شما خرج می‌کنند، ولی درواقع آخرت شما را خیلی ارزان می‌خرند.

زندگی این دو عالِم، که هر کدام در سطح خودشان… مرحوم آیت الله شبیری رضوان الله تعالی علیه که واقعاً اگر شیعه در تاریخ تشیع چهل یا پنجاه عالم مهم داشته باشد، حتماً یکی از آن‌ها ایشان است… ایشان در جهات مختلف مانند نداشتند، ولی در یک خانه‌ی محقر زندگی می‌کردند.

تعفف یعنی این. تعفف به معنای فقر نیست، تعفف یعنی طرف روی نیاز خود را به هر کسی نمی‌زند، می‌گوید مولا اگر بخواهد می‌دهد، اگر نخواهد هم مولا حکیمِ مهربان است و لابد صلاح نیست.

ایشان با سادگی زندگی کردند، با یک عمر علوم اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین اینطور زندگی کردند.

گاهی ما می‌گوییم خیلی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را دوست داریم، کسی که خیلی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را دوست دارد، باید مسلماً علوم اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را هم دوست بدارد، وقتی انسان یک نفر را دوست دارد، همه‌ی متعلقات او را دوست می‌دارد، و ظاهر امر این است که بعضی از اتفاقات رخ نمی‌دهد الا اینکه شما از بعضی از امور چشم بپوشید.

مهم‌ترین خروجیِ کتابِ الغدیر

یعنی همه‌ی وجود ما «نیاز» است، نیاز به تنفس، نیاز به نوشیدن آب، نیاز به میل کردن غذا، نیاز به پوشیدن، نیاز به زندگی اجتماعی، نیاز به داشتن همسر، نیاز به داشتن پدر و مادر، نیاز به داشتنِ رفیق… ما به خیلی چیزها نیاز داریم، اصلاً ما از همه جهت موجودِ محتاجی هستیم، اما خدای متعال برای تربیت ما خواسته است که ما به نیاز اصلی توجّه کنیم و برای مابقی نیازها…

زمانی مرحوم علامه امینی رضوان الله تعالی علیه یک کتابی می‌خواستند که بنده چند مدل نسخه‌ی چاپی و چندین نسخه‌ی دیجیتال خطی آن کتاب را دارم، اما ایشان این کتاب سه جلدی «صراط مستقیم» که مربوط به قرون 8 و 9 هجری است و متعلق به متکلم معروف شیعه «عاملی نباطی بیاضی» است را نیاز داشتند و پیدا نمی‌کردند، چون این کتاب چاپ نشده بود و نسخ خطی خیلی کمی داشت. ایشان باخبر شدند که کسی یک نسخه از این کتاب را دارد، هرچه درخواست کرد آن شخص این کتاب را به ایشان نداده بود.

علامه امینی رضوان الله تعالی علیه لباس سفید پوشید و به حرم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رفت و عبادت کرد و ضجّه زد. روزی دید عربی آمد و با تندی با حضرت حرف زد… بعد از مدتی هم تشکر کرد و رفت، ظاهراً حاجت خود را گرفته بود!

ناگهان علامه امینی رضوان الله تعالی علیه بهم می‌ریزد و به حضرت عرض می‌کند که من نوکر شما هستم، آن شخص حاجت شخصی داشت، اما من که حاجت شخصی نداشتم و قصد دفاع کردن از شما را داشتم!

منتها نکته اینجاست که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به دفاع ما هم نیاز ندارند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نیازی به ما ندارند!

ناگهان به دل علامه امینی رضوان الله تعالی علیه می‌افتد که ظاهراً شما مرا قبول ندارید و مرا سرباز خودتان نمی‌دانید.

علامه امینی رضوان الله تعالی علیه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را در خواب می‌بینید و حضرت قریب به این مضمون به او می‌فرمایند: اولاً «من نمی‌آیم» و… یعنی چه؟ مگر می‌توانی نیایی که چنین می‌گویی؟ اصلاً مگر تابحال تو آمده‌ای که الآن می‌گویی من نمی‌آیم؟ ثانیاً اگر آن عرب بادیه‌نشین حاجت خود را نمی‌گرفت، ممکن بود برای او شبهه‌ی اعتقادی پیش بیاید؛ ولی من می‌خواهم تو بیایی. تو گدایی خودت را کن و در هر جایی هم گدایی نکن. حال به کربلا برو…

همه‌ی این‌ها هم نکته دارد، می‌شود گفت چرا خودِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حاجت او را ندادند؟ اصلاً چرا خود خدای متعال حاجت ما را نمی‌دهد و می‌فرماید «ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؟[4] چون خدای متعال اینطور می‌خواهد!

علامه امینی رضوان الله تعالی علیه به کربلا می‌رود و زیارتی می‌کند و در آن سفر یکی از دوستان خود را می‌بیند و این دوست ایشان، او را برای صبحانه به منزل خود دعوت می‌کند، هنگامی که وارد خانه می‌شود، تا صبحانه آماده شود به کتابخانه‌ی این عالم می‌رود، نگاه می‌کند و می‌بیند که کتاب اول، همین کتاب بوده است!

یعنی من می‌خواهم تو در اینجا، اینطور نیازمند باشی!

برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کاری نداشت که با یک اشاره، صد میلیون کتاب با یک کتابخانه‌ی مجهز در اختیار علامه امینی رضوان الله تعالی علیه باشد… البته واضح است که نمی‌خواهم عرض کنم این بدین معناست که ما دیگران را کمک نکنیم، اما معلوم نیست که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چه چیزی را می‌پسندند.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می‌خواهند یک امینی تلاش کند، مهم‌ترین خروجی و محصول کتاب الغدیر، خود علامه امینی رضوان الله تعالی علیه است که برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تلاش کرده است، وگرنه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که به ما نیاز ندارند.

وقتی رشوه بی‌معنا می‌شود

اگر کسی فقط به خدای متعال و آن کسانی که خدای متعال حواله می‌دهد (مانند اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین) نیازمند باشد، آنوقت اقتدار و قدرت پیدا می‌کند. در اینصورت دیگر رشوه معنا ندارد، چون روی نیازی به کسی ندارد.

مثلاً چه کسی می‌تواند به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رشوه دهد؟ اصلاً می‌خواهد چه رشوه‌ای بدهد؟ و در مسیر حضرت به شاگردان حضرت…

رهبر شهیدی که بالاخره پنجاه یا صد سال بعد خواهند نوشت که با بزرگترین ابرقدرت دنیا جنگید، چرا نترسید؟ قاعده این بود که بترسد!

کسی که روی نیاز او به خدا باشد و باور کرده باشد که «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي»،[5]… اینکه حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام فرمود و قرآن کریم نقل کرده است… این رهبر شهید هم به این آیه اعتقاد داشت و «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي» می‌گفت، ما هم می‌توانیم بگوییم، چون معیّتِ قیّومیِ خدای متعال برای همه هست، بستگی دارد چه کسی این موضوع را باور کرده باشد.

لذا شما بگویید دشمن تهدید کرده است و شما نفر یک ترور دنیا هستید، این شخص دیگر نمی‌ترسد، چراکه روی نیاز او به سوی او نیست و تعفف دارد.

نگاهی به موضوع خمس و زکات

نیازمند است ولی مانند بی‌نیازها رفتار می‌کند. کسی که با وجود نیاز مانند بی‌نیازها رفتار کند، عزّت و هیبت پیدا می‌کند. یکی از جهات هیبتِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هم همین است، چون به کسی نیازی ندارند؛ و بیچارگی این است که ما خیال کنیم قرار است آن بزرگواران را یاری کنیم!

وقتی سیّدالشّهداء صلوات الله علیه به عبیدالله حرّ جُعفی فرمود که بیا و با ما همراه شو؛ آن بدبخت خیال کرد می‌خواهد امام حسین علیه السلام را یاری کند! که لُغُز خواند و در نهایت گفت اسبی دارم… درحالیکه سیّدالشّهداء صلوات الله علیه فرمودند: این تو هستی که روسیاه و گنهکار هستی و من می‌خواهم تو را همراه کنم!

خیلی از اوقات کارهای ما هم همینطور است، می‌پرسیم آیا خمس و زکات می‌دهی؟ می‌گوید: نه! من خمس و زکات نمی‌دهم!

ببینید قرآن کریم چه می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا»،[6]… خدا شاهد است که اگر ما بصورت جمعی به این آیه ایمان داشتیم، وضع جامعه‌ی ما طور دیگری می‌شد. خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا»، از این‌ها خمس و زکات و مالیات واجب شرعی و انفاق و… را بگیر که این‌ها تطهیر شوند و این‌ها را رشد بده و تزکیه کن و «وَصَلِّ عَلَيْهِمْ»…

فرض کنید الآن از ما بپرسند حاضر هستی چقدر خرج کنی که امام زمان ارواحنا له الفداه تو را به اسم دعا کند؟ هر کسی به خودش مراجعه کند که چقدر خرج می‌کند…

این آیه است که «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ»!

«وَصَلِّ عَلَيْهِمْ» یعنی این‌ها را دعا کن! «إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ»، یک اثر دنیایی این است که این‌ها آرامش پیدا می‌کنند.

سیره‌ی علما هنگام دغدغه‌های مالی

دنیا ما را غرق قسط و قرض و… مدام در حال تمهید برای غرق شدن بیشتر و…

ما استادی داشتیم که اگر مشکلی پیدا می‌کرد، سعی می‌کرد با آن مشکل زندگی کند تا سر فرصت آن مشکل را حل کند، اما وام نمی‌گرفت و مدام دین خود را زیاد نمی‌کرد. ایشان می‌فرمودند که من دوست دارم آرام زندگی کنم.

اگر قرار باشد یک طلبه از صبح تا شب دغدغه‌ی مالی و گرفتاری داشته باشد، نمی‌تواند درس بخواند. البته واضح است که این بدین معنا نیست که باید حتماً پولدار بوده باشد، بلکه باید مانند آیت الله شبیری رضوان الله تعالی علیه تعفف داشته باشد. یعنی چیزهای دیگری برای او جلوه پیدا می‌کند، سربازیِ امام زمان ارواحنا له الفداه برای او مهم می‌شود.

آنوقت شما دیگر نمی‌توانید به این آدم رشوه بدهید، چون ذهن او در جای دیگری درگیر است، دل او به این موضوع گرم است که اگر این اتفاق رخ دهد…

زمانی خود ایشان فرمودند که من حدود دوازده سال داشتم که علما در منزل پدرم جمع شدند، آیت الله سید صدرالدین صدر بلند شد در بزرگداشت مرحوم میرحامد حسین (صاحب عبقات) ایستاد و سخنرانی کرد…

گیج‌ترین حرف برای عدم طلبه شدن این است که کسی بگوید چون پول در کار نیست طلبه نمی‌شوم!

باید توجه کرد که در خیلی چیزها پول نیست، مثلاً در ابوذر شدن هم پول نبود! مثل اینکه به کسی بگویی آیا دوست داری مانند سلمان یا ابوذر شوی؟ بگوید: نه! چون در این کار پول نیست!

مگر خدای ما پول است؟ ما چه کسی را می‌پرستیم؟ البته ممکن است برخی از بعضی چیزها محروم شوند…

بعد آیت الله شبیری رضوان الله تعالی علیه می‌فرمودند که آیت الله صدر رضوان الله تعالی علیه بلند شدند و ایستادند و فرمودند که من نمی‌دانم بی‌بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به این فرزند خود میرحامد حسین که این کتاب «عبقات الأنوار» را نوشته است (که مهم‌ترین دفاع از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در هزار و چهارصد سال اخیر است) چه پاداشی می‌دهند!

من دیشب حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها عرض کردم که من نمی‌دانم بی‌بی دو عالم حضرت معصومه سلام الله علیها به این سرباز خودشان یعنی آیت الله شبیری رضوان الله تعالی علیه می‌خواهند چه اجری بدهند…

نتیجه‌ی تعفف علمای شیعه

اگر انسان تعفف داشته باشد، دیگر کسی به انسان طمع نمی‌کنند. همه در نیازهای ما طمع می‌کنند.

ابلیس به حضرت آدم… البته آن فضا، فضای شریعت و… نبود… ابلیس گفت: آیا می‌خواهی به تو بگویم که درخت جاودانگی کجاست؟

حضرت آدم هم به حرف ابلیس گوش کرد و اتفاقاتی افتاد که همگی مستحضر هستید.

انسانی که تعفف دارد می‌گوید: اگر خدا بخواهد مرا جاودان می‌کند و اگر نخواهد مرا جاودان نمی‌کند.

اینطور ابّهت و هیبت و قدرت پیدا می‌کند.

اقتدار علمای شیعه در طول تاریخ بخاطر پول در دستشان نبود، بخاطر تعففشان بود. آن‌ها نوکر کسی بجز امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نبودند، چون نوکر کسی نبودند شاه و گدا برایشان تفاوتی نداشت.

نامه‌ی مرحوم میرزای قمی رضوان الله تعالی علیه به سلطان قاجار موجود است، به شاه… آن هم آن زمان! شما درکی از موضوع شاهی ندارید!

نامه‌ی رئیس مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین و رئیس مراجع، یعنی فاضل شربیانی را ببینید که مظفرالدین شاه می‌گوید: تو را به خدا قسم می‌دهیم اجازه بده این موقوفه‌ی مربوط به چراغ حرم… که روغن می‌ریختند تا حرم روشن باشد… یکی از اقوام شاه آن موقوفه را غصب کرده است و حرم خاموش شده است…

مرجع شیعه نامه‌ی التماسی به مظفرالدین شاه نوشته است که این موقوفه‌ی حرم را پس بدهید که چراغ حرم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خاموش نباشد.

میرزای قمی به همان سلطان نامه نوشته است، ببینید چطور اتاب و خطاب می‌کند!

چرا نمی‌ترسد؟ چون تعفف دارد و نیاز ندارد، می‌گوید اگر مرا بکشی که شهید در راه خدا هستم، اگر زنده بمانم هم عبدِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هستم، شخص دیگری مولای من است.

دین مسیر درست را نشان می‌دهد

تمام زرق و برق دنیا برای این است که نیازهای ما را تحریک کند، دین آمده و می‌گوید: من نمی‌گویم شما نیاز ندارید، ولی نیازتان را از هر مسیری پیگیری نکنید.

دین ما نیامده است که نیازها را از بین ببرد، ولی می‌گوید غیر از مسیر حرکت نکنید.

مثلاً شما باید ازدواج کنید، اگر راه دیگری بروید، ناگهان ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را هم از انسان می‌گیرند. باید حلال باشد، باید خمس و زکات را پرداخت کرده باشی، نمی‌توانی نسبت به شیعیانِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بی‌خیال باشی.

دین آمده است که ما تعفف پیدا کنیم، یعنی نیاز داریم اما این نیاز را از هر مسیری برطرف نمی‌کنیم، و باور کنیم که مولا نسبت به ما مهربان است، مولای ما خسیس نیست، مولای ما نامهربان نیست، مولای ما نسبت به ما بی‌توجّه نیست، «إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ»،[7] مولای ما ما را فراموش نمی‌کند، اما گاهی تشخیص می‌دهد ما به تکاپویی بیفتیم… همانطور که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به علامه امینی رضوان الله تعالی علیه فرموده بودند که دوست دارم تو مدام بیایی و به جای دیگری هم نروی.

اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین تنهاخور نیستند

لذا شما می‌دانید وجود نورانی سیّدالشّهداء صلوات الله علیه، لحظات آخر عمر شریفشان که صورت مبارک حضرت روی خاک کف قتلگاه است، بعد از اینکه حمد و ثناء خدای متعال را می‌گوید، آن هم در حالتی که هر کس دیگری جای حضرت بود از خدای متعال گله می‌کرد، اما امام حسین علیه السلام اینگونه عرض کرد که «اَللَّهُمَّ مُتَعَالِيَ اَلْمَكَانِ عَظِيمَ اَلْجَبَرُوتِ شَدِيدَ اَلْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ اَلْخَلاَئِقِ»،[8] بعداً به همین خدا عرض می‌کند که «أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً»، یعنی فقط به تو نیاز دارم، «وَ أَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوباً» اگر دلم را شکسته‌اند، به سوی تو گریه می‌کنم… در مورد فرزندانم هم تو می‌بینی که اینجا حضور دارند و منتظر اسارت هستند…

اگر کسی این موضوع را متوجه شود، آنوقت این موضوع را لطفِ امام حسین علیه السلام می‌بیند که وقتی حضرت به وسط میدان رفتند، فرمودند: «هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اَللَّهِ»،[9]…

چون این بزرگواران تنهاخور نیستند، سیّدالشّهداء صلوات الله علیه نخواست اگر کسی در بین این‌ها استعداد دارد، عقب بماند…

اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین گرفتار ما نیستند که ما بخواهیم آن بزرگواران را کمک کنیم، منتها تنهاخور نیستند، می‌خواهند اگر سفره‌ای پهن است، ما محروم نشویم.

مگر خدای متعال نیاز دارد که می‌فرماید: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا»؟[10] مگر خدای متعال پول می‌خواهد؟ مگر خدای متعال به پول نیاز دارد؟ پس چرا رو می‌زند؟ می‌خواهد ما محروم نشویم.

اگر کسی به تعفف برسد، دیگر اگر به او بگویند سلاطین آمده‌اند یا یک فقیر آمده است، دیگر برای او تفاوتی ندارد، چون نیازی به سلطان ندارد!

وقتی من به کسی نیازمند هستم باید از او دل ببرم، باید نزد او خوش‌رقصی کنم، باید به ساز او برقصم که او استخوانی برای من پرت کند.

تعفف آقایی است، تعفف کریمانه زندگی کردن است، من هیچ چیزی ندارم ولی کنار سلطان، مانند او ثروتمند و بی‌نیاز هستم، اگر او فکر می‌کند که به من نیاز ندارد، من هم هیچ نیازی به او ندارم.

این علمای ما حجّت‌های خدا روی زمین هستند، معصومین که سر جای خود… اما این بزرگواران برای زندگی خودشان به کسی رو نمی‌زنند.

مردم باید ببینند عده‌ای هستند که باور دارند مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، نه هر کسی که پول و قدرت و زور و توانی دارد، مولا فقط یک نفر است. اینطور انسان اقتدار پیدا می‌کند.

در مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین «اقتدار» لزوماً از قدرت نظامی نیست، گرچه قدرت نظامی سر جای خود لازم است، اقتدار غنای در نفس است، تعفف است، یعنی من در عین نیاز، به کسی نیازمند نیستم و نمی‌خواهم چیزی از کسی بگیرم، اگر مولا بخواهد می‌دهد و اگر نخواهد نمی‌دهد، مولا کریم است، مولا اهل اینکه ما را فراموش کند نیست، مولا اهل بی‌عنایتی نیست، «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»،[11] اگر انسان احساس کند که به مولا بی‌نیاز است، آنوقت طغیان می‌کند… دل مولا برای ما می‌سوزند و نمی‌خواهد ما طغیان کنیم.

یکی از عظمت‌های حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها هم همین بوده است.

عظمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

ما راجع به جزئیات زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها خیلی چیزی نمی‌دانیم، یک کلیات قطعی در عظمت مقام ایشان می‌دانیم. ایشان هجرت کرده‌اند، سن دقیق ایشان هم روشن نیست.

ما می‌دانیم که دور شدن از مدینه برای اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین سخت بود، بی‌جهت از مدینه خارج نمی‌شدند، یا باید بنوعی آواره شده باشند، یا یک امر الهی در کار باشد، وگرنه از مدینه خارج نمی‌شدند.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در مدینه بودند تا اینکه جریان جمل پیش آمد و بعد از آن خطر معاویه پیش آمد، حضرت مجبور شد به کوفه تشریف ببرد که بتواند حکومت را اداره کند.

امام حسن مجتبی صلوات الله علیه در مدینه بودند، سیّدالشّهداء صلوات الله علیه هم در مدینه بودند، تا زمانی که فرمودند مرا مجبور کردند که از مدینه خارج شوم. بقیه‌ی ائمه علیهم السلام هم در مدینه هستند، تا اینکه حکومت‌ها مثلاً حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را به بغداد می‌برند، حضرت رضا علیه السلام به ایران تشریف می‌آورند و…

هجرت هم از دارالکفر به دارالایمان است، یعنی مسلمین از مکه‌ی دوران قبل از اسلام و اوایل اسلام که بت‌پرست‌ها حاکم هستند، به مدینه می‌آیند، از مدینه جایی نمی‌روند، مگر اینکه این هجرت به امر امام باشد، یا برای کاری باشد…

مسلماً در هجرت «غربت» هست، ما نمی‌دانیم این بی‌بی به چه جهت حرکت کردند و به سمت ایران آمدند، ولی همانطور که قبلاً هم عرض کرده‌ام یکی برکات ایشان این است که حیرت آور است که مرکز علم تشیع در عالم اسلام، دور قبر مبارک امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و دور قبر مبارک حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها شده است، نه کربلا و مشهد و کاظمین و… این موضوع خیلی عجیب است… همه‌ی اینجاها حوزه‌های بابرکت دارند ولی مرکز اصلیِ علمِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین در نجف و قم است!

تا زمانی که کسی از دنیا روی برنگرداند، خدای متعال او را بلند نمی‌کند. انسان باید در جاهایی محرومیت بکشد تا چشم او به جاهایی باز شود.

روایات به ما می‌گوید اگر دل کسی برای امام تنگ شده است و می‌خواهد امام را زیارت کند، قبر صالحین از شیعیان را زیارت کند.

مثلاً نزدیک شما حرم امامزاده صالح علیه السلام است، قبور شهدا هم اینجا هستند. به نیّت زیارت اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین به آنجا بروید. البته واضح است که منطور بنده این نیست که این‌ بزرگواران «اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین» هستند، اما خودِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین بر حسب کَرَمشان که اگر کسی خواست ما را زیارت کند، «فَلْيَزُرْ صَالِحِي مَوَالِينَا».[12]

شأن حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها که أجلّ است که من بخواهم بگویم «صالحین از اولیای اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هستند»، ایشان از اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هستند.

روایت دیگری دارد که اگر کسی به زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم برود، به زیارت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رفته است، اگر به زیارت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه برود، به زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رفته است.

حرم مطهّر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها کنار ماست، کسی که دو امام ما فرموده‌اند اگر کسی به سوی او حرکت کند، اگر از دست ندهد، این کار او برای بهشتی شدن این شخص کفایت است.

شما فرض کنید که طلایی در جیب خود دارید، اگر آن را به بازار ببرید، آن را روی ترازو وزن می‌کنند و پول آن را به شما می‌دهند. مسلماً اگر شما این طلا را همراه خود نداشته باشید، پولی به شما نمی‌دهند.

اگر کسی در قیامت، عمل زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را با خود ببرد، به این شخص بهشت بی‌قید و شرط می‌دهند.

خیلی اوقات ممکن است ما ظلمی به کسی کنیم، یا دل کسی را بسوزانیم، یا خدای نکرده به مال کسی طمع کنیم، و در اینصورت اموال معنوی خود را از دست بدهیم.

مرحوم علامه مجلسی زیارتنامه‌ی حضرت معصومه سلام الله علیها را منسوب به امام رضا علیه السلام کرده است، ولی اگر منسوب به امام رضا علیه السلام هم نبود، بر طبق مبانی معارف و روایات ما درست است.

آنجا بر همین حساب در ابتدا می‌گوییم: «السَّلاَمُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ‏»، تا اینجا خطاب به غیب می‌کنیم، بعد خطاب را به مخاطب قرار می‌دهیم و مقامِ التفات است، می‌گوییم: «السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ».

کنار ما حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است که اگر دلتان برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تنگ شده است، می‌توانید به آنجا بروید و عرض کنید «السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ… السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ… السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏».

بعضی‌ها قائل به اسراری هم هستند که انگار اینجا عنایت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هم هست، طبق مبانی هم همین است، اگر کسی بخواهد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را زیارت کند، باید چکار کند؟… قبر صالحین! وجود نورانی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها که سر جای خود…

می‌شود همین نزدیکی به زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رفت، اما برخی غافل هستند. ما چطور سعی می‌کنیم که زیارت اربعین فوت نشود؟ یا زیارت حرم امام رضا علیه السلام فوت نشود؟ باید توجّه کرد که زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مهم است.

این علمای ما که به شاه رو نمی‌زدند، کنار ضریح حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مانند یک عبد روسیاه، سر پایین می‌ایستادند، چون می‌فهمیدند که گنج حقیقی اینجاست. زیارت روزانه‌ی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها توسط بعضی از علمای ما ترک نمی‌شد.

در انتهای متن زیارتنامه‌ی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها عرض می‌کنیم: «فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ‏»، تو که چنین عظمتی در محضر خدای متعال داری، «يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ»، برای بهشتی شدن من شفاعت کن، اگر شما رو بزنید خدای متعال گناهان مرا ندید می‌گیرد، اینطور من هم می‌توانم با شما باشم.

در دنیا ما را به اسم شما می‌شناسند، اگر قیامت ما از شما نباشیم، برای ما خیلی خسارت است.

انصاف این است که وقتی انسان فکر می‌کند می‌بیند بهشتی که ما را کنار اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نبرند، نوعی باخت است.

بعد عرض می‌کنیم: «فَلاَ تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ»، اینکه من با یک محبتی به زیارت شما آمده‌ام… یا اینکه شما امشب با یک محبّتی دور یکدیگر جمع شده‌اید… ما به حضرت عرض می‌کنیم «فَلاَ تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ»، اینکه به ما داده‌اید را از ما نگیرید.

اگر ما در دنیا توجّهی داشتیم، بالاخره به سوی شما بوده است، اگر قیامت بخواهند ما را با نعمت‌های ظاهری بهشت سرگرم کنند، برای ما خسارت است و جذابیتی ندارد.

دعا

ان شاء الله خدای متعال انس با حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و توجّه به حرم حضرت، گرفتن حاجات از حضرت را روزی ما کند.

ان شاء الله خدای متعال این گردهمایی ما را مورد رضایت امام زمان ارواحنا له الفداه قرار دهد.

ان شاء الله خدای متعال دل‌های ما را نسبت به یکدیگر نرم و گرم و بامحبت کند.

ان شاء الله خدای متعال ما را خدام شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه قرار دهد.

اگر خادم شویم، شاید تازه ما را کمی خادم اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین قبول کنند.

روضه و توسّل

می‌خواهم روضه بخوانم، ما تفصیل ماجرای… ما در زمان و کیفیت از دنیا رفتن حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، مطلب روشنی نمی‌دانیم، یعنی هم زمان این موضوع و هم کیفیت این موضوع را نمی‌دانیم، منتها برادر ایشان راه را برای ما باز کرده است، ما می‌توانیم برای حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها عرض ادبی داشته باشیم. من خودم حاجات فراوانی دارم، نیّت کرده‌ام که امشب برای حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها روضه بخوانم، شما هم نیّت کنید که به نیّت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها گریه کنید.

این ایام که ما آن را سپری می‌کنیم، ایّامی است که البته من دقیق نمی‌دانم، ولی زمانی است که طناب به گردن مبارک امیرالمؤمنین صلوات الله علیه انداختند… حوالی همین ایام است… دست روی صدیقه طاهره سلام الله علیها بلند شد…

آن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که از مناعت طبع به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم رو نمی‌زد، شب‌هایی مانند این شب‌ها به درِ خانه‌ی انصار و مهاجر می‌رفت و در می‌زد و رو می‌زد…

ان شاء الله خدای متعال روزی کند که ما هم آبروی خود را خرجِ دین کنیم…

صدیقه طاهره سلام الله علیها حرمت و نام و قبر و پسر و همه چیز خود را فدای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کرد… اصلاً کاری کرد که کسی جرأت نکند بگوید من مدافع امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هستم…

سخت‌ترین نگاه در این عالم، آن لحظه‌ای است که وقتی طناب به گردن مبارک امیرالمؤمنین صلوات الله علیه انداختند و حضرت را می‌کشیدند، عده‌ای هم به سوی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هجوم برده بودند، این دو بزرگوار با یکدیگر چشم در چشم شدند… خاک بر سرِ دنیا… همه‌ی حکوت آن غاصب دو سال شد، برای دو سال قدرت پیدا کردن به همه‌ی حقیقتِ شخصیتِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم لگد زدند…

وضع بی‌بی دو عالم طوری بود که… در حالت عادی اگر به ما بگویند یک بانوی مسلمانی باردار است و در حال رد شدن است، مردم مراعات می‌کنند… در رفتار سربازان ما هست که در جنگ وقتی با کوموله و دموکرات و… درگیر می‌شدند، وقتی زن بارداری از دشمن دیدند، سعی کردند مراعات حال او را کنند و او را به بیمارستان ببرند…

پروراندن بعضی از حرف‌ها را بی‌ادبی به محضر صدیقه طاهره سلام الله علیها می‌دانم…

کار به جایی رسید که آن ملعون‌ها تصمیم گرفتند به خانه حمله کنند… به خدای متعال پناه می‌برم… برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که نقل داریم اگر می‌دید ممکن است شوهری همسر خود را بزند شمشیر کشیده است… برگشت و دید عده‌ای مسلح به سمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هجوم برده‌اند…

اگر از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بپرسید که کدامیک از مصیبت‌های خود را هیچوقت فراموش نمی‌کنید، شاید حضرت اینطور بفرمایند که من یک صحنه را هیچوقت فراموش نمی‌کنم… این مطلب را از آنجا عرض می‌کنم که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ اَلرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ»،[13] روز قیامت من در دادگاه الهی فریاد می‌زنم که این‌ها به من ظلم کردند و خواستند مرا بشکنند… «أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ اَلرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ»، داد می‌زنم و می‌گویم این‌ها به من ظلم کردند…

یا امیرالمؤمنین! منظور شما کدام ظلم است؟

امام صادق صلوات الله علیه به ما فرمودند که اولین موضوع دادگاه روز قیامت، «محسن بن علی علیهما السلام» است…

من نمی‌توانم خیلی تشریح کنم، فقط اشاره می‌کنم که آنجا اتفاقی رخ داد که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها… هرکسی زمین بخورد نام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را می‌برد، ولی وقتی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها زمین افتاد، فرمود: «يَا فِضَّةُ، خُذِينِي… وَاللهِ قُتِلَ مَا فِي أَحْشَائِي»[14]… حیاء کرد…

آن لحظه خیلی به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سخت گذشت…

من خیلی به این فرزند غریب امیرالمؤمنین صلوات الله علیه امید دارم، یک مصرع خطاب به ایشان عرض می‌کنم:

آن لحظه‌ای که بر سر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هجوم بردند، امام حسن و امام حسین علیهما السلام نگاه می‌کردند، حضرت زینب کبری سلام الله علیها نگاه می‌کرد… اینکه پسربچه بایستد و ببیند مادر او را می‌زنند، خیلی سخت است… اما شاعری خطاب به حضرت محسن علیه السلام می‌گوید: برادرانت همه‌ی اتفاقاتی که بر سر مادرت آمد را دیدند، اما «وَاسَيْتَ أُمَّكَ فِيمَا قَدْ أَلَمَّ بِهَا»[15] تو هر دردی که مادرت کشید را کشیدی…


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] سوره مبارکه مائده، آیه 35 (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

[5] سوره مبارکه شعراء، آیه 62 (قَالَ كَلَّا ۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ)

[6] سوره مبارکه توبه، آیه 103 (خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)

[7] الاحتجاج، جلد ۲، صفحه ۴۹۵ (ذِكْرُ كِتَابٍ وَرَدَ مِنَ اَلنَّاحِيَةِ اَلْمُقَدَّسَةِ حَرَسَهَا اَللَّهُ وَ رَعَاهَا فِي أَيَّامٍ بَقِيَتْ مِنْ صَفَرٍ سَنَةَ عَشَرَةٍ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ عَلَى اَلشَّيْخِ اَلْمُفِيدِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلنُّعْمَانِ قَدَّسَ اَللَّهُ رُوحَهُ وَ نَوَّرَ ضَرِيحَهُ ذَكَرَ مُوصِلُهُ أَنَّهُ يَحْمِلُهُ مِنْ نَاحِيَةٍ مُتَّصِلَةٍ بِالْحِجَازِ – نُسْخَتُهُ: – لِلْأَخِ اَلسَّدِيدِ وَ اَلْوَلِيِّ اَلرَّشِيدِ اَلشَّيْخِ اَلْمُفِيدِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلنُّعْمَانِ أَدَامَ اَللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ اَلْعَهْدِ اَلْمَأْخُوذِ عَلَى اَلْعِبَادِ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ  أَمَّا بَعْدُ سَلاَمٌ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلْوَلِيُّ اَلْمُخْلِصُ فِي اَلدِّينِ اَلْمَخْصُوصُ فِينَا بِالْيَقِينِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَيْكَ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَ نَسْأَلُهُ اَلصَّلاَةَ عَلَى سَيِّدِنَا وَ مَوْلاَنَا وَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ وَ نُعْلِمُكَ أَدَامَ اَللَّهُ تَوْفِيقَكَ لِنُصْرَةِ اَلْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَكَ عَلَى نُطْقِكَ عَنَّا بِالصِّدْقِ أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنَا فِي تَشْرِيفِكَ بِالْمُكَاتَبَةِ وَ تَكْلِيفِكَ مَا تُؤَدِّيهِ عَنَّا إِلَى مَوَالِينَا قِبَلَكَ أَعَزَّهُمُ اَللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ كَفَاهُمُ اَلْمُهِمَّ بِرِعَايَتِهِ لَهُمْ وَ حِرَاسَتِهِ فَقِفْ أَيَّدَكَ اَللَّهُ بِعَوْنِهِ عَلَى أَعْدَائِهِ اَلْمَارِقِينَ مِنْ دِينِهِ عَلَى مَا أَذْكُرُهُ وَ اِعْمَلْ فِي تَأْدِيَتِهِ إِلَى مَنْ تَسْكُنُ إِلَيْهِ بِمَا نَرْسِمُهُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ نَحْنُ وَ إِنْ كُنَّا نَائِينَ بِمَكَانِنَا اَلنَّائِي عَنْ مَسَاكِنِ اَلظَّالِمِينَ حَسَبَ اَلَّذِي أَرَانَاهُ اَللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ اَلصَّلاَحِ وَ لِشِيعَتِنَا اَلْمُؤْمِنِينَ فِي ذَلِكَ مَا دَامَتْ دَوْلَةُ اَلدُّنْيَا لِلْفَاسِقِينَ فَإِنَّا نُحِيطُ عِلْماً بِأَنْبَائِكُمْ وَ لاَ يَعْزُبُ عَنَّا شَيْءٌ مِنْ أَخْبَارِكُمْ – وَ مَعْرِفَتُنَا بِالذُّلِّ اَلَّذِي أَصَابَكُمْ مُذْ جَنَحَ كَثِيرٌ مِنْكُمْ إِلَى مَا كَانَ اَلسَّلَفُ اَلصَّالِحُ عَنْهُ شَاسِعاً وَ نَبَذُوا اَلْعَهْدَ اَلْمَأْخُوذَ وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ  إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لاَ نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اَللَّأْوَاءُ وَ اِصْطَلَمَكُمُ اَلْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اَللَّهَ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَى اِنْتِيَاشِكُمْ مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَيْكُمْ يَهْلِكُ فِيهَا مَنْ حُمَّ أَجَلُهُ وَ يُحْمَى عَنْهَا مَنْ أَدْرَكَ أَمَلَهُ وَ هِيَ أَمَارَةٌ لِأُزُوفِ حَرَكَتِنَا وَ مُبَاثَّتِكُمْ بِأَمْرِنَا وَ نَهْيِنَا وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ  … وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ  اِعْتَصِمُوا بِالتَّقِيَّةِ مِنْ شَبِّ نَارِ اَلْجَاهِلِيَّةِ يُحَشِّشُهَا عَصَبٌ أُمَوِيَّةٌ يَهُولُ بِهَا فِرْقَةً مَهْدِيَّةً أَنَا زَعِيمٌ بِنَجَاةِ مَنْ لَمْ يَرُمْ فِيهَا اَلْمَوَاطِنَ وَ سَلَكَ فِي اَلطَّعْنِ مِنْهَا اَلسُّبُلَ اَلْمَرْضِيَّةَ إِذَا حَلَّ جُمَادَى اَلْأُولَى مِنْ سَنَتِكُمْ هَذِهِ فَاعْتَبِرُوا بِمَا يَحْدُثُ فِيهِ وَ اِسْتَيْقِظُوا مِنْ رَقْدَتِكُمْ لِمَا يَكُونُ فِي اَلَّذِي يَلِيهِ سَتَظْهَرُ لَكُمْ مِنَ اَلسَّمَاءِ آيَةٌ جَلِيَّةٌ – وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلُهَا بِالسَّوِيَّةِ وَ يَحْدُثُ فِي أَرْضِ اَلْمَشْرِقِ مَا يَحْزُنُ وَ يُقْلِقُ وَ يَغْلِبُ مِنْ بَعْدُ عَلَى اَلْعِرَاقِ طَوَائِفُ عَنِ اَلْإِسْلاَمِ مُرَّاقٌ تَضِيقُ بِسُوءِ فِعَالِهِمْ عَلَى أَهْلِهِ اَلْأَرْزَاقُ ثُمَّ تَنْفَرِجُ اَلْغُمَّةُ مِنْ بَعْدُ بِبَوَارِ طَاغُوتٍ مِنَ اَلْأَشْرَارِ ثُمَّ يستر [يُسَرُّ] بِهَلاَكِهِ اَلْمُتَّقُونَ اَلْأَخْيَارُ وَ يَتَّفِقُ لِمُرِيدِي اَلْحَجِّ مِنَ اَلْآفَاقِ مَا يُؤَمِّلُونَهُ مِنْهُ عَلَى تَوْفِيرٍ عَلَيْهِ مِنْهُمْ وَ اِتِّفَاقٍ وَ لَنَا فِي تَيْسِيرِ حَجِّهِمْ عَلَى اَلاِخْتِيَارِ مِنْهُمْ وَ اَلْوِفَاقِ شَأْنٌ يَظْهَرُ عَلَى نِظَامٍ وَ اِتِّسَاقٍ فَلْيَعْمَلْ كُلُّ اِمْرِئٍ مِنْكُمْ بِمَا يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ يَتَجَنَّبُ مَا يُدْنِيهِ مِنْ كَرَاهَتِنَا وَ سَخَطِنَا فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَةٌ فُجَاءَةٌ حِينَ لاَ تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ وَ لاَ يُنْجِيهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَى حَوْبَةٍ وَ اَللَّهُ يُلْهِمُكُمُ اَلرُّشْدَ وَ يَلْطُفُ لَكُمْ فِي اَلتَّوْفِيقِ بِرَحْمَتِهِ نُسْخَةُ اَلتَّوْقِيعِ بِالْيَدِ اَلْعُلْيَا عَلَى صَاحِبِهَا اَلسَّلاَمُ هَذَا كِتَابُنَا إِلَيْكَ أَيُّهَا اَلْأَخُ اَلْوَلِيُّ وَ اَلْمُخْلِصُ فِي وُدِّنَا اَلصَّفِيُّ وَ اَلنَّاصِرُ لَنَا اَلْوَفِيُّ حَرَسَكَ اَللَّهُ بِعَيْنِهِ اَلَّتِي لاَ تَنَامُ فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ لاَ تُظْهِرْ عَلَى خَطِّنَا اَلَّذِي سَطَرْنَاهُ بِمَا لَهُ ضَمَّنَّاهُ أَحَداً وَ أَدِّ مَا فِيهِ إِلَى مَنْ تَسْكُنُ إِلَيْهِ وَ أَوْصِ جَمَاعَتَهُمْ بِالْعَمَلِ عَلَيْهِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ .)

[8] مصباح المتهجد، جلد ۲، صفحه ۸۲۷ (بِدُعَاءِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ هُوَ آخِرُ دُعَاءٍ دَعَا بِهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَوْمَ كَوْثَرٍ – اَللَّهُمَّ مُتَعَالِيَ اَلْمَكَانِ عَظِيمَ اَلْجَبَرُوتِ شَدِيدَ اَلْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ اَلْخَلاَئِقِ عَرِيضُ اَلْكِبْرِيَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِيبُ اَلرَّحْمَةِ صَادِقُ اَلْوَعْدِ سَابِغُ اَلنِّعْمَةِ حَسَنُ اَلْبَلاَءِ قَرِيبٌ إِذَا دُعِيتَ مُحِيطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ اَلتَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَيْكَ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شَكَرْتَ وَ ذُكُورٌ إِذَا ذَكَرْتَ أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيراً وَ أَفْزَعُ إِلَيْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوباً وَ أَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كَافِياً اُحْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وُلْدُ حَبِيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ – اَلَّذِي اِصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ اِئْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ قَالَ اِبْنُ عَيَّاشٍ سَمِعْتُ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ سُفْيَانَ اَلْبَزَوْفَرِيَّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَدْعُو بِهِ فِي هَذَا اَلْيَوْمِ وَ قَالَ هُوَ مِنْ أَدْعِيَةِ اَلْيَوْمِ اَلثَّالِثِ مِنْ شَعْبَانَ وَ هُوَ مَوْلِدُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .)

[9]  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد ۴۵، صفحه ۴۶

[10] سوره مبارکه بقره، آیه 245 (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)

[11] سوره مبارکه علق، آیات 6 و 7

[12] کامل الزيارات، جلد ۱، صفحه ۳۱۹ (حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَتِّيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى صِلَتِنَا فَلْيَصِلْ عَلَى صَالِحِي مَوَالِينَا – يُكْتَبْ لَهُ ثَوَابُ صِلَتِنَا وَ مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى زِيَارَتِنَا فَلْيَزُرْ صَالِحِي مَوَالِينَا – يُكْتَبْ لَهُ ثَوَابُ زِيَارَتِنَا.)

[13] عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، جلد ۱، صفحه ۳۱۱ (وَ مِنْ صَحِيحِ اَلْبُخَارِيِّ مِنَ اَلْجُزْءِ اَلْخَامِسِ فِي آخِرِ كَرَاسَةٍ مِنْهُ: فِي قَوْلِهِ تَعَالَى هٰذٰانِ خَصْمٰانِ اِخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ  وَ بِالْإِسْنَادِ اَلْمُقَدَّمِ قَالَ حَدَّثَنَا حَجَّاجُ بْنُ مِنْهَالٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُعَمَّرُ بْنُ سُلَيْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ حَدَّثَنَا أَبُو مَجْلِزٍ عَنْ قَيْسِ بْنِ عَبَّادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ اَلرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ قَالَ قَيْسٌ وَ فِيهِمْ نَزَلَتْ – هٰذٰانِ خَصْمٰانِ اِخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ  قَالَ هُمُ اَلَّذِينَ بَارَزُوا يَوْمَ بَدْرٍ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ حَمْزَةُ وَ عُبَيْدَةُ وَ شَيْبَةُ بْنُ رَبِيعَةَ وَ عُتْبَةُ بْنُ رَبِيعَةَ وَ اَلْوَلِيدُ بْنُ عُتْبَةَ .)

[14] عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، جلد ۱۱ ، صفحه ۹۴۱ (فَرَكَلَتِ الْبَابَ، وَقَدْ أَلْصَقَتْ أَحْشَاءَهَا بِالْبَابِ تَتَرَّسُ… فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَامُ: «آهْ يَا فِضَّةُ، إِلَيْكِ فَخُذِينِي، فَقَدْ وَاللهِ قُتِلَ مَا فِي أَحْشَائِي مِنْ حَمْلٍ»، وَسَمِعْتُهَا وَهِيَ مُسْتَنِدَةٌ إِلَى الْجِدَارِ… وَاشْتَدَّ بِهَا الْمَخَاضُ، وَدَخَلَتِ الْبَيْتَ فَأَسْقَطَتْ سِقْطًا سَمَّاهُ عَلِيٌّ مُحَسِّنًا.)

[15] المحسن السبط، صفحه ۵۶۶

مطالب مرتبط

منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه دهم
عظمت و برکت شهید خامس
نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 25
نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 24
ما و حضرت ولی‌عصر (عج)؛ جلسه 11
منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه نهم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *