نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 24

حجت الاسلام کاشانی روز سه‌شنبه مورخ 14 خردادماه 1405 در اجتماع میدان ونک تهران به ادامه‌ی سخنرانی با موضوع “نگاه دینی به جنگ اخیر” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر باعظمت حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا از صدر اسلام، شهدای در محضر اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین، شهدای در طول تاریخ تشیّع، شهدای انقلاب اسلامی، شهدای دفاع مقدّس، تا شهدای اخیر، امام راحل، رهبر عظیم الشأن و والامقام شهید، و سلامتی همه‌ی شما عزیزان و رزمندگان اسلام در اقطار عالم، سلامتی رهبر معظم انقلاب حفظه الله تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

به محضر همه‌ی خواهران و برادران مجاهد سلام عرض می‌کنم، ان شاء الله خدای متعال این حضور شما را با نیّت خالص، به نیّت جهاد فی سبیل الله، زیر پرچم حضرت ولی‌عصر ارواحنا له الفداه، به تأیید حضرت برساند، و عیدی و صله‌ی شما و ما را رضایت حضرت حجّت سلام الله علیه رقم بزند.

دویست و بیست شب حضور در خیابان، که از این به بعد رکورد خودمان را می‌زنیم، این موضوع سابقه‌ی تاریخی ندارد که شما به من بگویید مشابه این موضوع چه زمانی رخ داده است.

این حضوری که برای تشکّر آن سر به سجده بگذاریم و خدای متعال را شکر کنیم، نیازمند به بازبینی و وارسی و تلاش برای بهبود، و تحصیل هرچه بیشترِ منویات رهبری باشد.

هدف از تشکیل جبهه‌ی خیابان

نکته‌ای اولی که امشب می‌خواهم عرض کنم این است که برداشت بنده این است که رهبری مطالباتی از میدان دارند که اگر بخواهیم به آن‌ها برسیم، باید هر کسی به این سؤال فکر کند و جواب بدهد و بعد به دوستان دیگر در میادین دیگر کمک کنیم، آن هم این است که هدف از تشکیل جبهه‌ی خیابان چه بوده است؟

اگر این موضوع روشن بشود، آب خوردن برای رفع تشنگی، و غذا خوردن برای رفع گرسنگی است، این‌ها جای یکدیگر را نمی‌گیرند.

حضور در خیابان برای چه ضرورتی بوده است؟

بنده جنگ دوازده روزه را در یاد دارم، شبی سر و صدای اصابت ضربات دشمن در محله‌ی ما زیاد بود، حال بنده خیلی گرفته بود که ما در جنگ هشت ساله بچه بودیم، حال هم که در ظاهر بچه نیستیم، کاره‌ای نیستیم، چون بیشتر جنگ موشک است. حال بنده از این موضوع گرفته بود که چرا ما نمی‌توانیم کاری بجز دعا کنیم؟

تا اینکه مشکلاتی پیش آمد و هجده دی شد، چند شب بعد از آن بعضی از مردم به خیابان آمدند و متوجّه شدیم که دشمن به میادین و چهارراه‌ها طمع کرده است، و اگر سر بچرخانیم، ممکن است در دو شب به اندازه‌ی چهل روز جنگ با امریکا تلفات و شهید بدهیم و آسیب بخوریم.

لذا روزی که اتفاق هجوم رخ داد، درست است که بعضی‌ها پیشنهاد دادند، ولی چون مردم آن ضرورتِ اینکه یک جبهه هم محل و چهارراه و میدان خودمان است، بسرعت خیابان‌ها را پر کردند.

حال اگر کسی هم پیشنهاد داد که اجر آن را می‌برد، ولی در خیلی از موضوعات دیگر هم خیلی از بزرگان ما حرف‌های زیادی می‌زنند، اما کسی خیلی گوش نمی‌دهد، اما اینجا مردم با همه‌ی وجود فهمیدند که یک جبهه از جبهه‌های چهارگانه‌ که «رهبری جنگ، نیروهای نظامی، نیروهای اداره‌کننده‌ی کشور» یک مورد هم «خیابان» است، اگر خیابان را رها کنیم، سه مورد قبل هم آسیب می‌خورد.

قبل از اینکه رهبری بخواهند روی این‌ها صحبت کنند و تأیید کنند، همه این موضوع را فهمیدیم، چرا آمدیم؟ اولین جهت این امر «مسائل امنیتی» بود، هم امنیت داخلی، و هم تلقّی دشمن این بود یا اینگونه وانمود می‌کرد که مردم پای کار حکومت نیستند، چند پرچم هم در برخی دانشگاه‌ها آتش زدند، پس این‌ها کسی را نمی‌خواهند، اگر ما از بیرون بزنیم، این‌ها هم داخل را بهم می‌ریزند و کار تمام می‌شود.

از روز اول دو نیّت در ذهن ما بود، یکی حفاظت و صیانت داخلی، یعنی در برابر اغتشاشگران و کودتاچیان و آن نامردهای وحشی که قتل‌عام می‌کنند، یکی هم پیام به دشمن بیرونی. جهاد خیابانی برای این موضوع شروع شد.

این ضرورت از آن روز تا امروز برطرف نشده است که ما بخواهیم این موضوع را جابجا کنیم؛ البته شاید بعدها موضوعات دیگری هم برای خیابان ایجاد شد، اما این دو موضوع از روز اول بود و هنوز هم هست، یعنی «اعلام حمایت در برابر دشمن بیرونی» که از جنس کار فرهنگی است، یعنی ما به دشمن بگوییم پای کار این حکومت هستیم، باید در این عمل شعار بدهیم، نیّت داریم، فکر داریم، حبّ و بغض داریم و این موضوع را ابراز می‌کنیم. دعا برای رهبری و رزمندگان، و «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر اسرائیل» گفتن، بخش پیام به دشمن بیرونی بود، یعنی بیان می‌کردیم که ما با چه کسانی هستیم و با چه کسانی نیستیم.

این ضرورت هنوز هم هست، ما هنوز هم درگیر هستیم، هنوز هم تنگه‌ی هرمز بسته است، دیشب اتفاقاتی در ریاض رخ داده است، هنوز هم دشمن چنگ و دندان نشان می‌دهد که مثلاً می‌خواهم کوه کلنگ را…

ان شاء الله همه‌ی کلنگ‌های عالم بر سر دشمنان ما فرود بیاید…

این ضرورت هست، وقتی این ضرورت هست، پس جهت تبلیغاتیِ تولّی و تبرّی، پا بر جاست، تولّی یعنی اعلام حمایت از دین، قرآن، کیان کشور، ولیّ امر، رزمندگان، و آن کسانی که خدمت می‌کنند؛ و تبرّی یعنی اعلام بیزاری از دشمنان، از دشمنان خدا و اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین تا آن دشمنی که ما الآن در حال جنگ با او هستیم و او امام‌الکفر است، و آن توله‌ای که در منطقه دارد.

پس بنابراین میدان یک جهت تبلیغاتی ثابت داشته است، که هنوز هم هست و برطرف نشده است، ما هنوز درگیر هستیم.

لذا اگر بگویند باید «محتوای تبلیغی» چه چیزی باشد؟ عرض می‌کنم که محتوای تبلیغی باید اعلام این موضوع به دشمن که ما با چه کسی هستیم و با چه کسی نیستیم…

یک جهت امنیتی هم دارد که آن حضور گسترده‌ی مردم، و یکپارچه بودن است، یعنی همین نفسِ حضور.

اگر شما اینجا باشید، قاعدتاً از این جمعیت می‌ترسند و کسی برای ناامنی اقدام نمی‌کند.

پس بنابراین دستور رهبری مبنی بر اینکه «باید خیابان پرجمعیت‌تر شود» روشن است، درواقع نیازی به فرمایش ایشان هم نبود، بلکه ایشان ارشاد به حکم عقل کرده‌اند، یعنی خودمان می‌فهمیدیم و ایشان تأکید کرده‌اند. هرچه جمعیت بیشتر باشد، هم جهت امنیتی خیابان برای آن اغتشاشگران مستحکم‌تر است، هم بیان تولّی و تبرّی که می‌خواستیم دشمن متوجّه شود.

اهمیت حضور سلایق مختلف در میادین

اینکه باید سلایق مختلف در میدان باشند، از چه جهت است؟ از این جهت که دشمن در گروه‌ها و سلایق مختلف رخنه نکند.

وقتی اینجا همه نماینده داشته باشند، احتمال اینکه دشمن به ما نفوذ کند و موفق شود کمتر است، پس بنابراین باید محتوای خیابان به سمتی باشد که آن کلیّات مورد توافق همه باشد.

یعنی موضوع ایران است، موضوع اسلام است، و موضوع انقلاب است.

اگر در این میان من و دیگری اختلاف سلیقه داشته باشیم، ربطی به این موضوع ندارد، چون اینجا یک جهت امنیت داخلی و یک جهت تبلیغاتی داشته است.

لذا اگر ببینیم کسی می‌خواهد در بیان و جبهه‌گیری و حبّ و بغض خود کاری کند که جمعیت میدان را به سمت یک گروه ببرد؛ این شخص ناخواسته یا خواسته می‌خواهد جمعیت داخلی را بزند، و اگر شعار را جابجا کند و از آن کلیّات به سمت موضوعات سلیقه‌ای و شخصی و کارشناسی که موافقان و مخالفانی دارند، موضوع تولّی و تبرّی که برای آن جمع شده‌ایم را آسیب می‌زند.

لذا باید توجّه کرد که ما به کسی به این راحتی نسبت نفوذی و دشمن نمی‌دهیم، اما باید بدانیم که خیلی روشن است که اگر کسی عنوان دیگری به میدانی که مردم برای این دو کار اصلی جمع شده‌اند بدهد، صد در صد برخلاف منویات رهبری است، ایشان تصریح کرده‌اند، اگر تصریح نمی‌کردند هم متوجّه می‌شدیم، ثانیاً باعث ریزش می‌شود.

این امر طبیعی است که من سلیقه‌ای دارم، مثلاً ممکن است در انتخابات‌های بعدی به کسی رأی دهم  و به کسی رأی ندهم، مثلاً ممکن است با یک نفر رفت و آمد داشته باشم و با کسی رفت و آمد نداشته باشم، ولی وقتی به اینجا می‌آیم، شما بعنوان نماینده‌ی فلان حزب و گروه با من کار ندارید، اینجا که جمع شده‌ایم، باید آن کلیّات مورد توافقی که حفظ ایران و اسلام و انقلاب هستند را داشته باشیم.

یکی از جهاتی که بخش‌هایی از بعضی از میادین آسیب خوردند، این بود که به سمت فیلتر کردن و دسته‌بندی و… رفت. حتّی در یکی از میادین اینطور بود که بیانیه صادر کردند که این اشخاصی که هم‌تیپ ما نیستند، از ما نیستند!

یک میدان که برای گروه خاص یا نژاد خاص یا شهر خاص یا فکر خاصی نیست، هر کسی که آن سه‌گانه را قبول دارد، با ماست، و در این موضوع کلّی جا ندارد که ما بخواهیم مسائل فرعی را مطرح کنیم.

ما باید هر از چندگاهی برگردیم و این حرف‌ها را یادآوری کنیم.

موضوع میدان را تقلیل ندهیم

نکته‌ی دوم این است که این حضور ما «جهاد فی سبیل الله» است، جهاد در برابر کافر حربی است، «یکپارچگی» در مسئله‌ی جهاد خیلی مهم است، نمی‌شود هر کسی تصمیم خودش را بگیرد.

لذا شعار و پلاکارد و حرف ما و محتوای عرایض ناقابل من، غیر از آنجاهایی که اهل بیتی است، شعر یا دکلمه‌ای که عزیزی بخواند، باید موضوع آن ذیل آن سه‌گانه باشد، که روی آن‌ها جبهه‌بندی وجود ندارد.

مشکلات زیادی در کشور است، مثلاً من درگیر کارهای آموزشی هستم، اما جای این نیست که من در این میدان راجع به آموزش و پرورش صحبت کنم! چون موضوع میدان، موضوع مطالبات معلمان و شیوه‌ی سختی یا آسانی سؤالات کنکور و… نیست.

مثلاً مردم با بعضی از گرانی‌ها درگیر هستند، همه درگیر هستند، اگر در جایی کسی راهکار روشنی دارد که زندگی مردم را تغییر دهد، یا راهکاری دارد که برای ماندن مردم در خیابان مؤثر باشد، بسیار خب؛ اما اگر موضوع غیر از این باشد، اگر موضوع به نفع یا به ضرر کسی باشد، قاعدتاً موافق و مخالف دارد، آنوقت باید بگوییم طرفداران فلان آقا به فلان میدان بروند، مخالفین او هم به فلان میدان بروند، سپس این‌ها به تخریب یکدیگر مشغول شوند.

یعنی ممکن است خود خیلی از موضوعات سر جای خود مهم باشد و کار کارشناسی بخواهد، اما جای آن اینجا نیست! اینجا برای یک امر دیگری است.

روایت فتح

اگر نامه‌های رهبری را نگاه کنید، آنجایی که به خیابان می‌رسد، راجع به اینکه ما به برکت امام زمان ارواحنا له الفداه و خدای متعال قدرت اول عالم هستیم، روایت از فتح است؛ و واقعاً هم روایت از یک فتح عظیم است.

در تاریخ سابقه نداشته است که چنین حیوان قدرتمند ابرقدرتی به یک کشور تنهایی حمله کند، و بعد هم ناکام بماند. من در یاد ندارم که اسکندر مقدونی با همه‌ی لشکر خود به یک کشور تنها حمله کرده باشد، و گیر کرده باشد. بقیه‌ی امپراطوری‌های دنیا هم همینطور هستند، ضمن اینکه هیچکدام از آن‌ها هم ابزار این کافر را نداشتند.

چه چیزی باعث شده است که ما فعلاً الحمدلله اینجا ایستاده‌ایم، ضمن اینکه بر علیه او حرف هم می‌زنیم، نیروهای نظامی ما هم این حرف ما را عملاً بر سر او می‌آورند؟ داشته‌ی ما چه چیزی بوده است؟

داشته‌ی ما همان هویت سه‌گانه بوده است که روح خود را از اسلام می‌گیرد، روح خود را از استغاثه و توجّه به امام زمان ارواحنا له الفداه می‌گیرد، وگرنه ما که در این عالم کاره‌ای نیستیم و زور و قدرت  و پولی به نسبتِ ابزارهای مادی نداریم.

آن چیزی که ما داشتیم، همان چیزی است که باید هر شب به یکدیگر یادآوری کنیم.

لذا اگر شما اینجا نماز استغاثه به امام زمان ارواحنا له الفداه می‌خوانید یا در منزلتان به حضرت توسّل می‌کنید، این موضوع را جزو جهاد خودتان ببینید، چون اینجا ابزار ما همین است، اینجا شمشیر ما «یا الله» گفتن و «یا صاحب الزمان» گفتن یا «مرگ بر امریکا» گفتن است، ما در اینجا شمشیر دومی نداریم، لانچر ما این است که ان شاء الله این موضوع را به عالَم برسانیم.

باید توجّه کنیم که حضور در میادین، جهاد فی سبیل الله است!

اگر ما بدانیم که این عمل ما «جهاد فی سبیل الله» است، آنوقت هر یک روز که اضافه شود، ما باید شوق پیدا کنیم، که خدای متعال در روزی ما رزقی را یک شب اضافه تمدید کرده است.

لذا هر کسی می‌تواند با پرچم بیاید، چرا با پرچم نیاید؟ هر کسی می‌تواند دست یک کسی را بگیرد و چند نفر را میهمان کند و به میادین بیاورد و بعد هم شامی به آن‌ها بدهد، چرا این کار را نکند؟

آن چیزی باعث خستگی می‌شود که انسان برای محتوای آن ایمان ندارد، و به دنبال یک حرف جدید است.

شما توجّه دارید که این خواننده‌های عزیز هم به سختی و مشکلات فراوان برخورد کردند، مگر این عزیزان چقدر می‌توانند بخوانند؟ اینجا که جدید گفتن مهم نیست، چون لازم نیست همه چیز مدام جدید باشد، مثلاً شما از صبح تا شب نفس می‌کشید، کسی نمی‌گوید «کافی است، چقدر نفس می‌کشی! کار دیگری کنیم».

وقتی حضور ما در میادین یک ضرورتی است که روی آن مُهر جهاد، ان شاء الله به تأیید امام زمان ارواحنا له الفداه خورده است، اگر من ببینم در حال خسته شدن هستم… مانند این است که به کسی بگویند بیا به حرم امام رضا علیه السلام برویم، او بگوید: نه! سال گذشته رفته‌ام، حوصله ندارم، چقدر بروم؟

مسلماً کسی چنین نمی‌گوید، بلکه مثلاً در افکار مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه دارند که ایشان در آن چهارده سالی که نجف اشرف تشریف داشتند، در این چهارده سال هر شب، مگر چند شب محدود که بیمار بود و به پشت بام خانه یا جایی می‌رفت، به حرم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مشرّف می‌شد و ایستاده زیارت جامعه می‌خواند.

از کرامات امام خمینی رضوان الله تعالی علیه این بود که روز اولی که به حرم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مشرّف شد، تا روز وداع، حال ایشان تغییر نکرد، چون هر مرتبه ملتفت بود که به حرم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه آمده است.

ان شاء الله خدای متعال آن شهید باعظمت را رحمت کند که می‌گفت اینجا هم حرم است.

و ما یقین داریم که اگر خدای نکرده اینجا آسیب ببیند، مکتب آسیب می‌بیند.

لذا اگر به ما بگویند قرار است این موضوع ده شب ادامه پیدا کند، یا صد شب ادامه پیدا کند، یا هر اندازه‌ی دیگر… مثل این می‌ماند که به یک نفر بگویند روزی شما شده است که به زیارت مشرّف شوید.

اینجا قاعدتاً کسی نباید به دنبال حرف جدید برود، بلکه هم شکرگزاری می‌خواهد، و شکرگزاری این موضوع به این است که کیفیت این امر را ارتقاء بدهید.

اثر توجّه و نیّت در عمل

اگر معرفت باشد اینطور می‌شود، حضرت آیت الله جوادی حفظه الله در مورد همسرشان که ان شاء الله خدای متعال ایشان را رحمت کند عبارتی می‌فرمودند، می‌فرمودند: این همسر من…

خب قاعدتاً زن و شوهر خیلی با هم راحت هستند، مثلاً پنجاه یا شصت سال با هم هستند و دیگر با یکدیگر تعارف ندارند، با هم بوده‌اند و اسرار یکدیگر را می‌دانند…

آیت الله جوادی حفظه الله می‌فرمودند: حتّی یک مرتبه هم نشد که وقتی همسرم چیزی به من می‌دهد، با یک دست بدهد!

مسلماً زن و شوهر با یکدیگر رفیق هستند، اما همسر ایشان می‌دانستند که ایشان یک فقیه هستند، آیت الله جوادی رضوان الله تعالی علیه نهایت تواضع هستند، ولی همسرشان می‌دانند که ایشان عالِم هستند، بر حسب همین معرفت هم هست که آیت الله جوادی فرمودند اگر مثلاً برای من چای می‌آورد، دو دستی می‌آورد.

چرا نباید یک خانم بعد از شصت سال زندگی مشترک با یک نفر فراموش کند که حرمت او را در این سطح حفظ کند؟ این موضوع برای معرفت است.

ان شاء الله خدای متعال معرفت را برای ما روزافزون کند.

ان شاء الله حضور ما در میادین حتماً با وضو، حتماً با قصد قربت، حتماً با یک سلام به امام زمان ارواحنا له الفداه باشد. آن خدایی که برای رفت و برگشت و پیاده رفتن ما به مشاهد مشرّفه اجر قائل است، اگر آن خدا ببیند من برای اینکه مکتب امام زمان ارواحنا له الفداه در دنیا سربلند باشد، به هر قدمِ آمدن ما به اینجا توجّه و عنایت می‌کند و برکت می‌کند.

البته واضح است که من نمی‌خواهم حکم صادر کنم، اما اگر کسی اینطور با نیّت حرکت کند، آنوقت پیاده آمدن به سمت میدان، عنوان پیدا می‌کند.

مجدداً عرض می‌کنم که بنده نمی‌خواهم حکم جدید بدهم، بلکه عرض می‌کنم همه چیز بر حسب آن نیّت است.

فرصت جهاد خیابانی را غنیمت بشماریم

ما باید دائماً به یکدیگر یادآوری کنیم که این کاری که انجام می‌دهیم یک جهاد بی‌نظیر در تاریخ است که روزی ملّت ما شده است، و ما از عهده‌ی شکر آن برنمی‌آییم، و معلوم هم نیست که تا چه زمانی هست. چون بالاخره یک روزی این فرصت می‌گذرد.

ما استادی داشتیم که هر روز به محضر ایشان می‌رسیدیم، ایشان فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ»،[4] بالاخره روزی من و شما از یکدیگر جدا خواهیم شد.

من فکر می‌کردم که مگر می‌شود؟ ایشان به هر شهری بروند، من به آن شهر می‌روم!

ولی شاید پانزده سال یا بیست سال فاصله افتاد، یعنی فرصت من از بهره‌مندی از آن استاد تمام شد.

شما یقین بدانید که بزودی این فرصت خیابان از ما گرفته می‌شود، همانطور که وقتی شما به زیارت مشرّف می‌شوید، پایان دارد.

از خدای متعال می‌خواهیم این حضور ما در این میادین را تا زمانی که هستیم، ما را از حقیقت معرفت این موضوع بهره‌مند کند.

باید متوجّه وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه باشیم

من نمی‌خواهم تخدیر کنم، الحمدلله بنده پست و مقامی ندارم، بنده هم در زندگی و محل کار خود با آن مشکلاتی که بعضی از مردم دارند دست و پنجه نرم می‌کنم، ان شاء الله خدای متعال به همه برکت دهد و ان شاء الله خدای متعال همه‌ی مشکلات را حل کند، اما ما باید این موضوع را بدانیم که اگر مشکل «الف» برطرف شود… این عالَم دارِ ابتلاست، مشکل «ب» اتفاق می‌افتد.

روزی جنگ است و یکطور ابتلاست، یک روز صلح است و یکطور ابتلاست، یک روز درگیری است و یکطور ابتلاست، یک روز عدم درگیری است و یکطور ابتلاست.

ما باید این موضوع را بدانیم که تا زمانی که وجود مبارک حضرت ولی‌عصر ارواحنا له الفداه و سلام الله علیه ظهور نکنند، آن آسایش کامل را تا پس از جهاد در محضر حضرت نخواهیم دید.

من نمی‌خواهم بگویم این بدین معناست که یکدیگر را تخدیر کنیم و بگوییم مشکلات نیست، بلکه هر کسی هر کاری که می‌تواند، هم برای خودش و هم برای دیگران انجام دهد، و هر کسی هم که مسئول است که وای بحال او، مسئولیت خیلی سنگینی دارد و باید کار خود را انجام دهد، اما بعد از این حرف‌ها باید بدانیم که اگر به سراغ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین می‌رفتیم، اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین ما را به یک جا حواله می‌دادند.

راوی می‌گوید به محضر امام صادق علیه الصلاة و السلام رفتم، حضرت خواستند راجع به امام زمان ارواحنا له الفداه صحبت کنند، یک نفر از بنی‌امیّه وارد‌ شد، حضرت فرمایش خود را قطع کردند.

بیش از ده مرتبه به محضر حضرت رفتم، فرصت نشد که حضرت فرمایش خود را ادامه دهند، یعنی گفتنِ این حرف اینقدر سنگین بود.

سال بعد به محضر حضرت رفتم، همینکه به محضر حضرت رسیدم، حضرت فرمودند: «مُفَرَِّجَ الکُرَب»[5] اوست، او آن کسی است که غم‌های شما را برطرف می‌کند، او آن کسی است که دل شما را آرام می‌کند.

لذا بجای اینکه انسان به چپ و راست حرکت کند، باید متوجّه وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه باشد.

در شعر منسوب به امام رضا علیه السلام، حضرت فرمودند: ما داغ‌هایی دادیم «وَقَبْرٌ بِطُوسٍ يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ *** تُوَقَّدُ فِي الْأَحْشَاءِ بِالْحَرَقَاتِ»،[6] داغ‌هایی که ما دیدیم طور جگر را آتش می‌زند که همه‌ی وجود ما را آتش می‌زند و از بین نمی‌رود، تا اینکه قیامت شود، مگر اینکه آن مهدیِ ما [سلام الله علیه] بیاید.

دعا

ان شاء الله خدای متعال ما را لحظه به لحظه در یاد امام زمان ارواحنا له الفداه قرار بدهد.

ان شاء الله خدای متعال عنایت حضرت، کَرَمِ و توجّه و آقایی و پدری و پناه بودن حضرت را لحظه‌ای از ما دور نکند.

خدایا! این حضور ما در این میادین را به امضای امام زمان ارواحنا له الفداه برسان.

خدایا! عرض سلام و ادب ما را از همینجا به محضر مولایمان ابلاغ بفرما.

خدایا! ظهور امام زمان ارواحنا له الفداه را در روزگار ما مقدّر بگردان.

خدایا! ما را سربازان مورد پسند حضرت قرار بده.

خدایا! دشمنان را از ما ناکام بگردان.

خدایا! بین دشمنانمان تفرقه و تفرّق و نزاع و نکول و شکست مقدّر بفرما.

خدایا! دشمنان را با دست ما نابود بگردان.

خدایا! نصرت خودت را بر ما نازل بفرما.

خدایا! جوان‌های ما، عزیزان ما، مردم ما، حاضرین در این میدان، رهبر معظم ما، رزمندگان ما، مسئولینی که با اخلاص کار می‌کنند را در پناه خودت مصون و محفوظ بفرما.

خدایا! هر کسی که خیانت می‌کند، در هر لباسی که هست، داخل یا خارج هست، او را خار و ذلیل و منکوب بگردان.

خدایا! رئیس کفّار را با دست ما نابود بفرما.

خدایا! امام راحل، شهدای ما، رهبر عظیم الشأن شهید ما، پدر و مادرها ما، رفتگان ما، شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در طول تاریخ را با سیّدالشّهداء صلوات الله علیه محشور بفرما.

خدایا! به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ما را نقطه‌ی عطف تاریخ ولایتمداران قرار بده.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية،  جلد ۱ ، صفحه ۲۹۶ (إِنَّ لِلَّهِ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَرَصَّدُوا لَهَا)

[5] الغيبة (للنعمانی)، جلد ۱، صفحه ۹۰ (حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ عَمَّارٍ اَلْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا اَلْقَاسِمُ بْنُ هِشَامٍ اَللُّؤْلُؤِيُّ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ اَلْكَرْخِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِنِّي عِنْدَهُ جَالِسٌ إِذْ دَخَلَ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى وَ هُوَ غُلاَمٌ فَقُمْتُ إِلَيْهِ فَقَبَّلْتُهُ وَ جَلَسْتُ فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا إِبْرَاهِيمُ أَمَا إِنَّهُ صَاحِبُكَ مِنْ بَعْدِي أَمَا لَيَهْلِكَنَّ فِيهِ أَقْوَامٌ وَ يَسْعَدُ آخَرُونَ فَلَعَنَ اَللَّهُ قَاتِلَهُ وَ ضَاعَفَ عَلَى رُوحِهِ اَلْعَذَابَ أَمَا لَيُخْرِجَنَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صُلْبِهِ خَيْرَ أَهْلِ اَلْأَرْضِ فِي زَمَانِهِ سَمِيَّ جَدِّهِ وَ وَارِثَ عِلْمِهِ وَ أَحْكَامِهِ وَ قَضَايَاهُ وَ مَعْدِنَ اَلْإِمَامَةِ وَ رَأْسَ اَلْحِكْمَةِ يَقْتُلُهُ جَبَّارُ بَنِي فُلاَنٍ بَعْدَ عَجَائِبَ طَرِيفَةٍ حَسَداً لَهُ وَ لَكِنَّ اَللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ  وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ  يُخْرِجُ اَللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ تَكْمِلَةَ اِثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً مَهْدِيّاً اِخْتَصَّهُمُ اَللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ قُدْسِهِ اَلْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِي عَشَرَ اَلشَّاهِرُ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ كَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَذُبُّ عَنْهُ وَ دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِي بَنِي أُمَيَّةَ فَانْقَطَعَ اَلْكَلاَمُ فَعُدْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً أُرِيدُ أَنْ يَسْتَتِمَّ اَلْكَلاَمَ فَمَا قَدَرْتُ عَلَى ذَلِكَ فَلَمَّا كَانَ قَابِلُ اَلسَّنَةِ اَلثَّانِيَةِ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ فَقَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ هُوَ اَلْمُفَرِّجُ لِلْكَرْبِ عَنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ ضَنْكٍ شَدِيدٍ وَ بَلاَءٍ طَوِيلٍ وَ جَوْرٍ وَ خَوْفٍ فَطُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ اَلزَّمَانَ حَسْبُكَ يَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ فَمَا رَجَعْتُ بِشَيْءٍ أَسَرَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا لِقَلْبِي وَ لاَ أَقَرَّ لِعَيْنِي .)

[6] عيون الأخبار، جلد ۲، صفحه ۲۶۳

مطالب مرتبط

منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه نهم
نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 23
ما و حضرت ولی‌عصر (عج)؛ جلسه 10
منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه هشتم
بی‌نیازی و تَعَفُّف
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، از نگاه ائمه علیهم السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *