«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین و و وجود نورانی ولی نعمت ما و ولی نعمت عالم وجود، سلطان اولیا حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی علیه آلاف التحیّة و اثناء صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر باعظمت حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا از صدر اسلام تا شهدای عزیز اخیر، شهدای این جنگ مؤمنان با کفار، امام راحل عظیم الشأن، هدیه به روح ربانی این امّت، حاکم زاهد، شهید در جوار حضرت علی بن موسی الرضا، رهبر مظلوم شهید، خانواده ایشان، و روح مطهر مرجع عظیم الشأن، حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی رضوان الله تعالی علیه، استاد مدافع حریم ولایت مرحوم آیت الله غیبغلامی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
به محضر همهی خواهران و برادران سلام عرض میکنم، حتماً شما هم مانند من هستید، الحمدلله که مشمول این روایت اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هستیم که فرمودند: «لَوِ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ»[4] اگر مردم با موضوع محبّت، با نیّت محبّت، به جهت محبّت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دور یکدیگر جمع شوند، اگر خلایق پای این سفره مینشستند، «لَمَّا خَلَقَ اَللَّهُ اَلنَّارَ»، دیگر کسی به درمان بوسیلهی آتش نیاز نداشت.
وقتی ما به خودمان مراجعه میکنیم، میبینیم امروز جهتِ دور هم جمع شدنمان، آن هم در خانهای که پناهگاه ماست، پناهگاه عالم است، در خانهای که خود مولای ما مهمترین مُبَلّغ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بوده است، دور یکدیگر جمع شدهایم، و موضوع این دور هم جمع شدن ما، محبّت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، بنده در پوست خود نمیگنجم.
آخرین جلسهای که من در این مکان شریف خدمت رسیدم، قبل از ماه رمضان و قبل از شهادت رهبر عظیم الشأن؛ امشب نیّت میکنم که این چند جمله را از طرف ایشان عرض کنم، شما هم نیّت کنید و از طرف هر عزیزی که دوست دارید بشنوید؛ امیدوار هستیم که ان شاء الله امام رضا علیه الصلاة و السلام که امین الله فی أرضه و امین الله فی سمائه هستند، این مجلس را به ودیعه به ایشان بسپاریم تا ان شاء الله امام رضا علیه السلام در لحظهی مرگ و قیامت و صراط ما تأیید و امضاء کنند که ما جزو طرفداران و محبین، و ان شاء الله قبول کنند که جزو شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هستیم.
هدیه به روح مطهر حضرت رضا و حضرت معصومه و حضرت موسی بن جعفر علیهم السلام صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
تبیین بحث
وقتی میخواهیم از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بگوییم، اولین چالش این است که چه بگوییم؟
کسی که افق و فکر و قد و بالایی ندارد، به قول خود حضرت «وَلا يَرْقِي اِلَيَّ الطَّيْرُ»،[5] هرچه مرغ وهم کسی پرواز کند که به آن بلندای عظمت حضرت و به آن بالاییِ فضائل حضرت نمیرسد، پس انسان چه بگوید؟ قاعدتاً با این ابراز عجز… که به قول مرحوم شیخ حرّ رضوان الله تعالی علیه، که او هم در حرم حضرت رضا علیه الصلاة و السلام مدفون است… ایشان شعری دارند که فارسیِ خلاصهی یک بیت از آن را عرض میکنم، میگوید: اینکه من بیچاره و عاجز هستم و نمیتوانم تو را مدح کنم، [6]همین مدحی است که از دست بنده ساخته است، همینکه من همینطور مبهوت هستم و نمیدانم باید راجع به تو چه بگویم، خود این تنها کاری است که از دست من برمیآید، بالاخره من در جاهای دیگر دهها جلد کتاب دارم، اما وقتی به تو میرسم اصلاً نمیدانم باید چه بگویم.
اگر ما بخواهیم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را وصف کنیم، آنجاهایی که اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را توصیف کردهاند، معمولاً به چند جهت توصیف کردهاند، یک جهت از آنها «رابطهی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با حضرت حق» است، از آنجایی که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عبد اول عالم است، این بزرگواران عبد خدا هستند؛ یکی از مسائل این است که ما رابطهی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با صدیقه طاهره سلام الله علیها را بگوییم و نسبت این بزرگواران را با یکدیگر بحث کنیم، این هم جزو ارکان فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، یکی این است که ارتباط و نسبت حضرت را با بندگان… که حضرت به آنها ولایت دارند، حضرت حکومت داشتهاند، رفتار با مردم… که همهی آنها جهت آموزش دارد و جهت رشدی و حفظی دارد؛ یک راه هم این است که نسبت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را گفتگو کنیم؛ که ما قصد داریم در این مورد چند جمله گفتگو کنیم.
ارتباط امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه انواع ارتباط را با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم داشتند، شبیه فرزند ایشان بودند، داماد ایشان بودند، برادر ایشان بودند، وزیر ایشان بودند، وصی ایشان بودند، کاشف الکرب ایشان بودند، وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را نگاه میکردند غمهای خود را فراموش میکردند، بمنزلهی هارون بودند، نفس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بودند، و اگر بخواهم بشمارم، باید مثالهای این رابطه را تا آخر جلسه عرض کنم.
یکی از رفتارهای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم موضوع بحث ماست.
به این روایت توجه کنید تا بعداً یک سؤال طرح کنم.
خاصِفُ النَّعلِ شریفِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم
در روایت دارد که یکی از کسانی که بر حسب تبلیغات مسموم دشمنان، مانند خالد بن ولید، دشمن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود، بعد خدای متعال او را هدایت کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به او دستور داد که «يَا بُرَيْدَةُ أَ تُبْغِضُ عَلِيّاً قَالَ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ لاَ تُبْغِضْهُ»،[7] و چون «بُرَیدَةِ بن حُصَیبِ أسلَمِی» حقجو و منصف و حلالزاده بود، جزو طرفداران امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شد و روایاتی در مدح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دارد، یکی از آنها این است که میگوید خیلیها اطراف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بودند، اما اگر به سفر میرفتیم، اگر کاروان میخواست جایی توقف کند، همینکه توقف میکردیم، علی بن ابیطالب بود که «تَعَاهَدُ مَتَاعَهُ»،[8] بار و بنهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دست امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کارهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را انجام میداد، «فَإِنْ رَأَى شَيْئاً يَرُمُّهُ رَمَّهُ» اگر نقصی بود برطرف میکرد، اگر مشکلی بود حل میکرد، اگر چیزی نیاز بود میآورد، «وَ إِنْ كَانَ نَعْلٌ» اگر کفش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم مشکلی داشت، «خَصَفَهَا»، این کفش را ترمیم میکرد؛ کارهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم با امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود.
ما روایاتی داریم و اهل سنّت هم دارند، که مثلاً زمانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در جایی راه میرفتند، کفش مبارک ایشان آسیب دید…
همانطور که میدانید کفشهای امروزی ما ممکن است دو سال هم بدون آسیب کار کند، اما در آن زمان چون میبافتند و میدوختند، زمینها هم مسطح و سنگ صاف و آسفالت و… نبود، مقداری که راه میرفتند، بند کفشها خیلی زود از دست میرفت و پاره میشد، یا کف کفش آسیب میدید، یا رویهی کفش جدا میشد، و باید آن کفش را وصله و پینه میکردند، به این کار «خَصفِ نَعل» میگویند، یعنی «مرمت کردن کفش».
روزی بند کفش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پاره شد، کسی خواست کفش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را بردارد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: این کار را نکن، این کار تکبّر است، من دوست ندارم کسی کفشهای مرا بردارد.
مسلماً پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نهایت تواضع و عبد الهی بودند، وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در جلسهای حضور داشتند، اگر کسی ایشان را نمیشناخت، تشخیص اینکه چه کسی پیامبر بود مشکل بود، از بس که ایشان شبیه بقیه بودند، از بس که ایشان متواضع بودند، برای همین هم دوست نداشتند کسی به کفش ایشان دست بزند.
حال چه رمزی در آن روایت است که بُرَیده میگوید وقتی به سفر میرفتیم کارها بدست علی بود و علی کفشِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را برمیداشت؟
نَفسُ الرَّسول
عزیزان! توجّه کنید امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فضائلی دارند که همهی فضائل ایشان به آن چند فضیلت برمیگردد، ما نام این فضائل را «فضائل مادر» قرار دادهام، یعنی فضائلی که ریشهی بقیهی فضائل است. یکی از آنها این است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نفسِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که نفسِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند، یعنی بمنزلهی خودِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند، وقتی خودِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند یعنی اینها با یکدیگر رابطهای دارند، که خیلی از فضائلی که شما شنیدهاید، جزو این فضیلت است، بالاترینِ آنها هم خودِ نفس الرسول آیه مباهله است، که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بمنزلهی نفس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، یکی از آنها حدیث منزلت است که میفرماید: «یَا عَلِی! أنتَ مِنّى بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسى، اِلّا أنّه لا نَبىَّ بَعدى»…
قبلاً در جلساتی عرض کردهام، شاید زمانی در این جلسه هم عرض کنم که میتوان با آیات قرآن کریم ثابت کرد که جناب هارون، نفسِ حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام بود، انگار خودِ حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام بود.
وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میفرمایند که جایگاه تو برای من، همان جایگاه هارون برای موسی است، یعنی تو نفس من هستی.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «یَا عَلِی أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ»،[9] تو از من هستی.
مردم میدانستند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پسرعموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند و از جهت ژنتیکی خون مشترک دارند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُكَ مِنْ دَمِي».[10]
همهی اینها به فضیلت «نفس الرسول» برمیگردد.
من خیلی این روایت را دوست دارم، و دوست دارم روزی که جنازهی من را برداشتند، کسی این فضیلت را بالای سر من بگوید.
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در جنگ میجنگید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پشت سر او میفرمود: «یَا عَلِی أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ، حَيَاتُكَ حَيَاتِي وَ مَوْتُكَ مَوْتِي»،[11] من تا زمانی زنده هستم که تو زنده هستی، اگر تو بمیری من مردهام، حیات من به تو وابسته است.
قبلاً توضیح دادهایم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به خدای متعال عرض کرد که خدایا! من نمیتوانم شهادت علی [علیه السلام] را تحمل کنم، علی را قبل از من از این دنیا نبر.[12]
امام صادق علیه السلام هم فرمودند که خدای متعال این دعا را مستجاب کرد.
اگر شما فضائل اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را با این نگاه میبینید، مطالب بیشتری پیدا خواهید کرد.
مثلاً ذیل این فضائل، این مطلب هست که روزی عدهای به محضر امّ المؤمنین حضرت امّ سلمه سلام الله علیها رفتند، ایشان از آنها گله کردند و فرمودند: مقابل چشمان شما روی منبرها به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم جسارت میکنند و شما اعتراض نمیکنید؟
آنها عرض کردند: کجا این اتفاق رخ داده است؟
حضرت امّ سلمه سلام الله علیها فرمودند: خودم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي»![13]
شما میشنوید به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جسارت میکنند، یعنی درواقع جسارت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را میشنوید و اعتراض نمیکنید.
هم حضرت امّ سلمه سلام الله علیها و هم ابن عباس در جای دیگری فرمودند: آیا به خدا جسارت میکنند و شما اعتراض نمیکنید؟
آنها عرض کردند: ما مسلمان هستیم! کجا به خدا جسارت کردند؟
فرمودند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند که «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي، وَمَنْ سَبَّنِي فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ تَعَالَى»![14] اهانت به علی، اهانت به من است، اهانت به پیامبر هم همان اهانت به خدای متعال است.
یا اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در جای دیگری فرمودند: «مَنْ أَطَاعَ عَلِيّاً فَقَدْ أَطَاعَنِي»،[15] اطاعت از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اطاعت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است.
یا اینکه در جای دیگری فرمودند: «مَنْ فَارَقَ عَلِيّاً فَقَدْ فَارَقَنِي»،[16] هر کسی از علی قطع شود، از من قطع کرده است.
شاید اگر بشماریم، بیش از صد فضیلت است که ریشهی آنها در ماجرای «نفس الرسول» بودن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است.
این فضیلتِ امشب ما هم از همان سنخ است، ولی شاید به ذهن نرسد.
فضیلتِ «خاصِفُ النَّعلِ» بودنِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
اسم این فضیلت، فضیلتِ «خاصِفُ النَّعلِ» بودنِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است.
این مطلب برای خدّام امام رضا علیه السلام و ان شاء الله همهی شما که خادم افتخاری حضرت شوید یک تحفه محسوب میشود؛ چون خادمی که امام رضا علیه السلام قبول کنند، لزومی ندارد که افتخاری یا رسمی باشد، اگر حضرت خادم بودن را قبول کنند، به این امور دنیایی کاری ندارند.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کفشدار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم هستند. امیرالمؤمنین صلوات الله علیه یک شدّت ملازمت عجیبی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دارند، همهی کارهای مهم و غیرمهم ظاهری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم با امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است.
عزیزان! برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اینکه جان خود را فدای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کنند، یا کفشِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را به صورت خود قرار دهند، تفاوتی ندارد.
اگر کسی اهل محبّت باشد، تمام متعلقات آن فرد را میپسندد.
بعضی از اساتید ما وقتی میشنوند به حرم میآییم، میگویند از طرف من این در و دیوار حرم را ببوس.
اخیراً کسی از ایشان پرسیده بود که چرا نمیفرمایید از طرف من سلام کن؟ ایشان فرمودند: چون ممکن است انسان بیتوجّه سلام کند، اما در عملِ بوسیدن یک حبّی وجود دارد، فلذا از طرف من در و دیوار حرم را با عشق ببوس!
یعنی کجا را؟ هر جایی که به نام امام رضا علیه السلام است، فرش و منبر و دیوار و نرده و شیر آب و… تفاوتی ندارد، هر چیزی که منسوب به حضرت است، زائر حضرت را، خاک کف پای زائر حضرت را… همگی به احترام حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام احترام پیدا میکنند.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در جنگها همهکارهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند، در همهی سختیها با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، ضمن اینکه کفشدار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم هست.
و این صفتی است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به آن افتخار کرده است؛ خوشا بحال کسی که یک جفت کفش محبّ و زائر را به احترام امام رضا علیه السلام جابجا کرده است. اگر کسی این امر را کوچک ببیند، درواقع امام را کوچک دیده است.
شیعه و سنّی هزاران بیت در فضل نعلین مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم شعر سرودهاند، چون عربی است نمیخواهم ذهن شما را بهم بزنم، میگویند وسیلهای که به پای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و به دست امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خورده است چه مبارک است.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه روابط متنوع و زیادی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دارد، یکی از آنها این است که خادم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، اما اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هرکجا میروند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کفش ایشان را برمیدارند هم از این جهت فضیلت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم اجازه نمیدادند کسی کفش ایشان را بردارند، اما امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با بقیه تفاوت داشت و درواقع خودِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود.
ما استادی داشتیم که خیلی به مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین خدمت کرد و به رحمت خدا رفت، ایشان اجازه نمیدادند کسی کفششان را جفت کند، اما اگر پسر ایشان میخواست این کار را کند، اجازه میداد. چون هم نمیخواست پسر خود را از خدمت به پدر محروم کند، هم اینکه اگر پسر این کار را کند، تکبّری برای پدر ندارد، اما ایشان بهیچ وجه اجازه نمیدادند که شاگردانشان این کار را کنند.
اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم اجازه میدادند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به سراغ کفش ایشان برود، چون امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نفسِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود. اهمیّت این «خاصف النعل» بودن در این است که جزو زیرمجموعههای فضیلتِ مهم «نفس الرسول» است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به همین بهانه درواقع یک دلیل امامت هم برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بیان کردهاند که اگر صلواتی بفرستید به محضر شما عرض خواهم کرد.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
استفاده از فضیلتِ «خاصف النعل» در تفسیر آیات قرآن کریم، در بیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میدانست که بعداً این دشمنان همهی فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را پنهان و کتمان خواهند کرد و این فضائل را برای اشخاص دیگری میتراشند و جایگزین خواهند کرد، برای همین هم دایره و گسترهی فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را آنقدر بزرگ گرفته بود که در ذهن هر کسی یک فضیلت بماند.
شما توجّه کنید که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در همهی جنگهای صدر اسلام، پهلوان اصلی اسلام هستند، هنوز قرن یک تمام نشده است، یعنی حوالی نیمهی قرن یک، عدهای که بدنبال حقیقت بودند میپرسیدند که آیا علی اصلاً در جنگ بدر حاضر شده است یا نه؟!
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میدانستند که منافقین فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را کتمان خواهند کرد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میدانستند عدهای هستند که بدنبال این هستند که فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را به نام دیگران ثبت کنند و مردم را گمراه کنند.
لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کارهایی میکردند که این فضائل در اذهان باقی بماند. اگر من روایات را بخوانم شما خواهید دید که وقتی مردم به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نگاه میکردند، این حالت را در امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مشاهده میکردند.
مثلاً راوی میگوید روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میخواستند سؤال کنند، گاهی اوقات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از بعضی آیات سؤال میکردند تا مردم جواب دهند، مثلاً فرمود: «إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»،[17]…
روزی بنده در همین جلسه عرض کردم که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میخواستند این آیه را در مورد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بخوانند، ابتدا وضو گرفتند و سپس دست امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را گرفتند.[18]
زمان دیگری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم این آیه را برای عدهی دیگری خواندند که «إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»، یعنی خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میفرماید که تو بیمدهنده و انذاردهنده و آگاهکننده و پیغمبر هستی، هر قوم هم باید یک نفر هدایت کند؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از این مردم پرسیدند که این «هادی» کیست؟
این مردم یکدیگر را نگاه کردند، بعضیها که شما آنها را میشناسید و نمیشود نام آنها را بیان کرد، خیلی دوست داشتند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نام آنها را ببرند.
روزی همان شخص که قاتل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است، به ابوذر گفت: یعنی پیامبر چه کسی را میگوید؟!
ابوذر میگوید: من هنوز ضرب دست او را در خاطر دارم! مدام به من میزد و میگفت: یعنی چه کسی را میگوید؟
ابوذر فرمود: تو را نمیگوید!
اگر کمی اعتماد به نفس انسان اندازه باشد هم بد نیست!
ابوذر فرمود: «مَا يَعْنِيكَ»[19] تو را نمیگوید! «وَلَكِنَّهُ يَعْنِي خَاصِفَ النَّعْلِ»، آن کسی که همهکاری ایشان است را میگوید، آن کسی را میگوید که دائم با یکدیگر هستند، آن کسی را میگوید که محرم سِرّ است، آن کسی که امینِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، آن کسی که دَین ایشان را قضاء میکند، آن کسی که بدهیهای ایشان را پرداخت میکند، آن کسی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به او تکیه میکند، آن کسی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نمیتواند دوری او را تحمل کند، نه تو!
روزی هم «اُبَیّ بن کَعب» ایستاده بود و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم سؤال فرمودند که این آیه راجع به چه کسی است؟ این دو نفر میگفتند یعنی چه کسی را میگوید؟ «اُبَیّ بن کَعب» گفت: حتماً شما را میگوید! آنها گفتند: چرا مسخره میکنی؟ او گفت: چون معلوم است! «خاصف النعل» را میگوید!
میخواهم بگویم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کاری کرده بودند که «خاصف النّعل» در اذهان بماند، چون مردم میدیدند که این امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم همراه است.
یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از سادهترین موضوعات یک ذهنیت میساخت که اگر در طولانیمدت فضیلتی از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در جامعه نگفتند، در اذهان اینها بماند، یعنی فضائل مختلف است و یکی از آنها «خاصف النعل» بودن است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: این «هادی» کیست؟
اشخاصی مانند جناب ابوذر سلام الله علیه کسانی که مدّعی بودند را سر جای خود مینشاندند، بقیه که آدمهای خوبی بودند و میخواستند بدانند این شخص کیست، راوی میگوید: «فَطُوِّلَتِ الْأَعْنَاقُ»،[20] همه گردن میکشیدند تا ببینند چه کسی وارد میشود؟ «إِذْ خَرَجَ عَلَيْنَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ بَعْضِ الْحَجَرِ»… چون در یک منطقهای بودند که کوهستانی بود و کوههای کوتاه کوتاه وجود داشت، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از بین یکی از این شکاف کوهها که حالت کوچه داشت آمد، «وَبِيَدِهِ نَعْلُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ»، کفش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دست ایشان بود و ایشان رفته بودند کفش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را اصلاح کنند، «ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيْنَا»، دیدیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم رو کرد به ما و فرمود: «أَلَا إِنَّهُ الْمُبَلِّغُ عَنِّي» آن کسی که از طرف من حق را اداء میکند، «وَالْإِمَامُ بَعْدِي، وَزَوْجُ ابْنَتِي»، شوهر دخترم، «وَأَبُو سِبْطَيَّ»، فرمود: «فَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنَّا الرِّجْسَ وَطَهَّرَنَا مِنَ الدَّنَسِ»… تا به اینجا میرسیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم ماجرای «خصف نعل» را به کجا ارتباط دادند، فرمود: «يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى التَّأْوِيلِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِيلِ» من در برابر کفار جنگیدم تا بگویم این کلام، کلامِ خداست؛ عدهای بعد از من میآیند که اینها ادعا میکنند قبول دارند که قرآن کریم کلامِ خدای متعال است، اما قرآن کریم را معنایی میکنند که گاهی از معنای کفار هم بدتر است، یعنی طوری قرآن کریم را معنا میکنند که زورشان برای انحراف حتّی از کفار هم بیشتر است، یک نفر هم باید با آنها بجنگد.
مردم پرسیدند: آقا! این شخص کیست؟
هم در اینجا هست و هم در جاهای دیگر که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى التَّأْوِيلِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِيلِ»، یک نفر همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در زمان خودش فرماندهی کل قوای توحید در برابر کفار بود، بعد از من هم یک نفر فرماندهی کل قوای اهل ایمان در برابر منافقین خواهد بود.
یعنی درواقع یک نفر است که نازل منزلهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و در جایگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است.
مردم پرسیدند: او کیست؟
دوباره اینجا عدهای از آن متوهّمین گفتند که آیا آن شخص من هستم؟!
شهید صدر رضوان الله تعالی علیه با اینکه خیلی اهل مؤدّبنویسی است، در کتاب «فدک» خود مضمونا میگوید: زمان حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم که جنگ آسانتر بود، شما روی کوه بودید! بعد از پیغمبر اگر تو امیر بودی که مدام روی کوه بودی و آبروی اسلام میرفت![21]
واقعیت هم همین است که اولاً جنگ با کفار بمراتب آسانتر از جنگ با منافقین است، جنگ با کفار در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و در معیت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است و زیر پرچم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است و هنوز اختلاف فکری بوجود نیامده است، اگر کسی نتواند در آن جنگ استقامت کند که واضح است نمیتواند بعداً که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم حضور ندارند و فتنه زیاد است استقامت کند، چون کار بسیار سختتر است.
اینطور جاها که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میپرسیدند منظور شما کیست؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میفرمودند: «خَاصِفُ النَّعْلِ».
برمیگشتند و میدیدند آن کسی که… شما این تصویر را ببینید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم خطبه میخوانند و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مشغول اصلاح کفش ایشان هستند…
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم این موضوع را در ذیل آیات مختلف،… «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا»،[22] اگر دو گروه از مؤمنین اختلاف کردند میانشان صلح ایجاد کنید، اگر نشد و یک گروه از آنها اهل بغی و ظلم بودند، با آن گروه بجنگید… پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: آیا میدانید این شخص چه کسی است که با اینها میجنگد؟
گاهی نقل شده است که بعضی از فلانیها دوباره گفتند: آیا ما را میگویید؟!
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم میفرمودند: «خَاصِفُ النَّعْلِ».[23]
روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ»،[24] اگر عدهای مرتد شوند، خدای متعال کسی را میفرستد که با اینها بجنگد؛ آیا میدانید آن شخص کیست؟ «خَاصِفُ النَّعْلِ».[25]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بصورت مکرر ذیل آیات مختلف، در خانهی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، در خانهی عایشه، در خانهی دیگران… یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم این موضوع را تکرار میکردند، اساساً پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تبلیغ میکردند، در «تبلیغ» یک استمرار وجود دارد، اینگونه نیست که یک مرتبه بگویی و رد شوی، برای همین هم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بصورت مکرر تکرار میفرمودند؛ آن بعضیها هم مکرر بودند و مدام میپرسیدند که آیا ما را میگویید؟!
گاهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم اینها را رد میکردند و گاهی هم بعضی از اصحاب مانند ابوذر و اُبَیّ بن کعب و… که با اینها شوخی میکردند و میگفتند «الآن میخواهند تو را بگوید»!
این موضوع نشان میدهد که طرف دو وجه داشت، هم اهل جنگ نبود و هم دوست داشت که این فضائل راجع به او باشد.
گذشتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بخاطرِ ما
یک روایتی هست که به نظر بنده خود این روایت به تنهایی یک مجلس است؛ روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود که «إِنَّ اللهَ قَدْ كَتَبَ عَلَيْكَ جِهَادَ الْمَفْتُونِينَ»،[26] تو باید با فتنهگران بجنگی.
مسلماً امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از وصله کردن کفش تا جنگ کردن و آب آوردن و کار کردن و محافظت کردن و تا هر جایی که فتنه میشد… به قول حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در خطبه فدکیه که دو متن دارد: «كُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللَّـهُ، اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّیطانِ، اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ، قَذَفَ اَخاهُ فی لَهَواتِها»،[27] هر وقتی که آتش جنگ گرم میشد، علی را سپر میکرد… یعنی کار کوچک و بزرگ برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کوچک نبود، چون راجع به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میفرمودند که باید امرِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم روی زمین نماند، باید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دغدغهای نداشته باشد، باید خاطر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آرامش داشته باشد…
اگر به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بگویند باید بجنگند که برای حضرت سخت نیست، اما خواهید دید که اینجا برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سخت شد.
عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللهِ، مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ» که بر من واجب است؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «قَوْمٌ يَشْهَدُونَ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ» قومی هستند که منافق هستند و لا اله الا الله میگویند، «وَأَنِّي رَسُولُ اللهِ» میگویند ما قبول داریم پیامبر رسول خداست، «وَهُمْ مُخَالِفُونَ لِلسُّنَّةِ» اما اینها با روش عملی من مخالف هستند!
یکی از روشهای عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم این است که برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جان میداد، یکی از آنها این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را روح بین دو پهلوی خود میدانست؛ مسلماً هر کسی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را دوست بدارد میداند که باید بشیوهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عمل کند، حبّ او با حبّ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تنظیم باشد، بغض او با بغض کسانی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از آنها بغض دارد تنظیم باشد…
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: اینها مخالف من هستند.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه یک سؤال دیگر کردند که معلوم شود آیا اینها زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند یا بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند. عرض کرد: علامت اینها چیست؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «عَلَى الْإِحْدَاثِ فِي الدِّينِ» اینها بدعتگر هستند، «وَمُخَالَفَةِ الْأَمْرِ» اینها با ولایت تو مخالفت میکنند.
همینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه این جمله را شنید، متوجّه شد… اگر قبلاً علم لدنّی داشت، اینجا آشکار شد که منظور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم این است که علی جان! تو باید بعد از من این کار را انجام دهی.
چه چیزی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را نگران کرد؟ عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّكَ كُنْتَ وَعَدْتَنِي الشَّهَادَةَ» مگر شما به من نفرموده بودید که من شهید میشوم؟ «فَاسْأَلِ اللهَ أَنْ يُعَجِّلَهَا لِي بَيْنَ يَدَيْكَ» از خدا بخواه که من زودتر از دنیا بروم. اینکه میفرمایید بدین معناست که من باید زنده باشم و شهادت شما را ببینم…
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دو مرتبه این درخواست را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کرده است، یک مرتبه آن زمانی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود که در مورد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اتفاقاتی رخ خواهد داد و تو باید صبر کنی.
آنجا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کرد: یا رسول الله! آیا نمیشود من زودتر از شما از دنیا بروم؟
یکی هم اینجا که عبارت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم طوری بود که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ظاهراً ملتفت شد… چون در باطن که ملتفت بود، اما در ظاهر هم آشکار شد که یعنی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه باید بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بماند…
اینجا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: آیا نمیشود من زودتر از شما از دنیا بروم؟
شما به جواب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم توجّه کنید…
عزیزان! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند که لاجرم دو سری جنگ هست، «يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى التَّأْوِيلِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِيلِ»، «قتال علی التنزیل» یعنی از اسلام دفاع کنیم و بجنگیم تا نزول قرآن کریم ثابت شود، «قتال علی التأویل» هم یعنی منافقان را سر جای خود بنشانیم که اینها کمرِ دین را نشکنند.
ممکن است در ذهن کسی خطور کند که حال یک نفر این کار را انجام میدهد، اما همینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد که آیا نمیشود من قبل از شما از دنیا بروم؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «فَمَنْ قَاتَلَ النَّاكِثِينَ وَالْقَاسِطِينَ وَالْمَارِقِينَ؟» پس چه کسی با ناکثان و قاسطان و مارقان بجنگد؟ چه کسی با اهل جمل که اینها ظاهر مقدسنما داشتند و به بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم منتسب بودند و بعضیها هم منتسب بودند که رزمندگان اطراف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند بجنگد؟ اگر تو نروی اصلاً چه کسی میتواند با اینها بجنگد؟ اصلاً نفر دومی وجود ندارد. چه کسی میتواند برود و با دستگاه شام بجنگد؟ چه کسی میتواند با آن خوارجی که با آن همه ظاهرسازی و پیشانیِ پینهبسته و عبادتهای طولانی در جامعه ظاهر میشدند بجنگد و مقابل آنها بایستد؟ «فَمَنْ قَاتَلَ النَّاكِثِينَ وَالْقَاسِطِينَ وَالْمَارِقِينَ؟».
اگر اینجا حواس امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به ما نبود، میفرمود مهم نیست چه کسانی گمراه میشوند.
حواس امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هم در ماجرای شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و هم در ماجرای شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به مؤمنین و شیعیان بود، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پدر است، مسلماً پدر شانه خالی نمیکند.
همینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند «فَمَنْ قَاتَلَ النَّاكِثِينَ وَالْقَاسِطِينَ وَالْمَارِقِينَ؟»، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ساکت شد.
سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «أَمَا إِنِّي وَعَدْتُكَ الشَّهَادَةَ وَسَتُسْتَشْهَدُ»، بله! من به تو وعدهی شهادت دادهام و تو شهید خواهی شد، «تُضْرَبُ عَلَى هَذِهِ فَتُخَضَّبُ هَذِهِ»… پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به سر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اشاره کردند و فرمودند: اینجا ضربه میخورد… سپس به محاسن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اشاره کردند و فرمودند: اینجا هم با خون تو خضاب میشود و شهید میشوی. «فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذًا؟»، علی جان! چطور صبر میکنی؟
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللهِ، لَيْسَ ذَا بِمَوْطِنِ صَبْرٍ»، اینجا که شما دستور دهید و من جان خود را فدای شما کنم که جای صبر نیست! «هَذَا مَوْطِنُ شُكْرٍ» اینجا جای شکر است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم از یک وصله کردن کفش و شستن لباس، برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دلیل امامت استخراج میکرد، چون میدانست هرچه بگویم، ممکن است اینها آن را کم و زیاد کنند، باید کاری کنم که مردم این موارد را فراموش نکنند.
برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خدمت به دیگران کسر شأن نبود
این امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که با عشق خادم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود…
عزیزان! از ائمه علیهم السلام پرسیدند که ما چطور به شما خدمت کنیم؟ فرمودند: به شیعیانمان خدمت کنید.
عزیزان! خدمت به شیعیان، زائران، مجاوران، مؤمنان، چه در مشهد و چه در هر جای عالم، خدمت به امام رضا علیه السلام و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه باافتخار کفشدارِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، زمانی رخ ندهد که خیال کنیم چون ما تواضع داشتهایم مثلاً در کفشداری امام رضا علیه السلام خدمت کردهایم.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بارها وقتی خواستهاند خودشان را معرّفی کنند، «أَنَا أَخُو رَسُولِ اللهِ … وَزَوْجُ ابْنَتِهِ»،[28] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به من فرمود: «یَا عَلِی! أنتَ مِنّى بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسى، اِلّا أنّه لا نَبىَّ بَعدى»، در کنار همین افتخار کرده و فرموده است: «أَنَا خَاصِفُ اَلنَّعْلِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کفش خود را به من میسپرد.
باید کسی محبّت را درک کرده باشد که متوجّه شود چرا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به این موضوع افتخار کرده است.
اگر شیعهای نفهمیده است که باید به شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خدمت کند، محبّت را متوجّه نشده است.
خودِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم اینطور است، خواهم گفت که نسبت به مؤمنین چگونه است.
راوی میگوید: «رَأَيْتُ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُمْسِكُ اَلشُّسُوعَ بِيَدِهِ»،[29] امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میدید از اطراف برای استفاده از بازار کوفه میآمدند، دهاتیهای اطراف شهر، تاجرهای شهرهای دیگر… همانطور که عرض کردم آن زمان کفشها زیاد آسیب میدید و بندهای کفشها پاره میشد؛ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حاکم مسلمین بود… فدای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با آن تواضع شوم… همانطور که شنیدهاید بعضیها در برابر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، بخاطر فرار از مجازات، شلوار از پای خود درمیآوردند… میدیدند امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با آن عظمت، یک سری بند در دست دارد و در بازار میگردد، «يَمُرُّ فِي اَلْأَسْوَاقِ» وقتی در بازار راه میرفت، وقتی میدید بند کفش این کارگرها باز شده است، یا به آنها بند میداد و یا بند کفششان را میبست.
برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خدمت به دیگران کسر شأن نبود…
«وَ يُرْشِدُ اَلضَّالَّ» میدید کسی راه خود را گم کرده است، او را راهنمایی میکرد…
این موضوع خیلی برای ما بشارت است، چون با ماضی استمراری نقل شده است، این بدین معناست که این اخلاقِ حضرت است، «وَ يُعِينُ اَلْحَمَّالَ عَلَى اَلْحَمُولَةِ»، وقتی حضرت میدید بار کسی سنگین است و سخت راه میرود، حضرت زیر بار او را میگرفت و او را کمک میکرد.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حاکم مسلمین بود اما تحمّل نمیکرد که باربر زیر فشار باشد.
ما هم در محضر امام رضا علیه الصلاة و السلام به حضرت عرض میکنیم که بار گناه ما سنگین است، یا مولای! یا علی بن موسی الرضا! یا امیرالمؤمنین! «إِنَّ بَيْنِي وَبَيْنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ذُنُوبًا قَدْ أَثْقَلَتْ ظَهْرِي»… بار من آنقدر سنگین است که پشت مرا خَم کرده است…
دعا
خدایا! امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را در دنیا و آخرت نگهبان و حافظ و معین و یاور و نجاتبخش و پناهگاه ما بگردان.
خدایا! ما را سربازان و خادمان فرزند ایشان حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداه بده.
خدایا! رهبر ما را حفظ بفرما.
خدایا! نصرت خودت را بر ما نازل بفرما.
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، جلد ۱، صفحه ۷۵ (أَخْبَرَنَا اَلشَّيْخُ اَلْفَقِيهُ أَبُو اَلنَّجْمِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَلْوَهَّابِ بْنِ عِيسَى اَلرَّازِيُّ بِالرَّيِّ فِي دَرْبِ زَامَهْرَانَ فِي مَسْجِدِ اَلْغَرْبِيِّ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ فِي صَفَرٍ سَنَةَ عَشَرَةٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو سَعِيدٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ اَلنَّيْشَابُورِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو اَلْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ اَلْفَقِيهُ اَلْمَعْرُوفُ بِالنَّاطِقِيِّ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو اَلْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلشَّيْبَانِيُّ فِي دَارِهِ بِبَغْدَادَ قَالَ: حَدَّثَنَا اَلنَّاصِرُ اَلْحَقِّ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ طَلْحَةَ اَلْيَرْبُوعِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنْ لَيْثِ بْنِ أَبِي سُلَيْمٍ عَنْ طَاوُسٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: : لَوِ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمَّا خَلَقَ اَللَّهُ اَلنَّارَ .)
[5] خطبه شقشقیه
[6] . وَاعتِرافي بِالعَجزِ عَن مَدحِه أبـْ/ ـلَـغُ مِـن مَـدْحِ أبْــلَــغِ الأبْــيـاتِ
همین که به عجز و ناتوانی خویش از مدح امیر المؤمنين علیهالسلام معترفم، خود بلیغتر از بلیغترین ابیات در مدح اوست….ديوان الشيخ حرّ العاملي، ١/٣٥٩
[7] عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، جلد ۱ ، صفحه ۲۷۵ (وَ بِالْإِسْنَادِ اَلْمُقَدَّمِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا رَوْحٌ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ سُوَيْدِ بْنِ مَنْجُوفٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُرَيْدَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِلَى خَالِدِ بْنِ اَلْوَلِيدِ لِيَقْسِمَ اَلْخُمُسَ وَ قَالَ رَوْحٌ أَمَرَهُ لِيَقْبِضَ بَعْضَ اَلْخُمُسِ قَالَ فَأَصْبَحَ عَلِيٌّ وَ رَأْسُهُ يَقْطُرُ فَقَالَ خَالِدٌ لِبُرَيْدَةَ أَ لاَ تَرَى إِلَى مَا يَصْنَعُ هَذَا أَوْ مَا صَنَعَ هَذَا قَالَ فَلَمَّا رَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَخْبَرْتُهُ بِمَا صَنَعَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ وَ كُنْتُ أُبْغِضُ عَلِيّاً قَالَ فَقَالَ يَا بُرَيْدَةُ أَ تُبْغِضُ عَلِيّاً قَالَ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ لاَ تُبْغِضْهُ قَالَ رَوْحٌ فَأَمَرَهُ فَأَحَبَّهُ فَإِنَّ لَهُ فِي اَلْخُمُسِ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ .)
[8] اليقين باختصاص مولانا علی علیه السلام بإمرة المؤمنین، جلد ۱، صفحه ۲۰۴ (قَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ أَخْبَرَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ صَبِيحٍ قَالَ حَدَّثَنَا زِيَادُ بْنُ اَلْمُنْذِرِ اَلْهَمْدَانِيُّ عَنْ أَبِي دَاوُدَ عَنْ بُرَيْدَةَ اَلْأَسْلَمِيِّ قَالَ: كُنَّا إِذَا سَافَرْنَا مَعَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَاحِبَ مَتَاعِهِ يَضُمُّهُ إِلَيْهِ فَإِذَا نَزَلْنَا يَتَعَاهَدُ مَتَاعَهُ فَإِنْ رَأَى شَيْئاً يَرُمُّهُ رَمَّهُ وَ إِنْ كَانَ نَعْلٌ خَصَفَهَا فَنَزَلْنَا مَنْزِلاً فَأَقْبَلَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَخْصِفُ نَعْلَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَدَخَلَ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِذْهَبْ فَسَلِّمْ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ أَنْتَ حَيٌّ قَالَ وَ أَنَا حَيٌّ قَالَ مَنْ ذَلِكَ قَالَ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ ثُمَّ جَاءَ عُمَرُ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِذْهَبْ فَسَلِّمْ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ بُرَيْدَةُ وَ كُنْتُ أَنَا فِيمَنْ دَخَلَ مَعَهُمْ فَأَمَرَنِي أَنْ أُسَلِّمَ عَلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ كَمَا سَلَّمُوا . فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ وَ أَخْبَرَنَا أَبُو اَلْجَارُودِ قَالَ حَدَّثَنِي حَبِيبُ بْنُ يَسَارٍ وَ عُثْمَانُ بْنُ بسط : بِمِثْلِهِ . حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ: وَ حَدَّثَنِي عُثْمَانُ بْنُ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو حَفْصٍ اَلْأَعْشَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو اَلْجَارُودِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ اَلْحَازِمِيِّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُرَيْدَةَ قَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ : بِمِثْلِهِ .)
[9] الصراط المستقيم إلی مستحقی التقديم، جلد ۲، صفحه ۵۲ (أَسْنَدَ اَلْمُفِيدُ فِي إِرْشَادِهِ إِلَى أَنَسٍ قَوْلَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : يَدْخُلُ عَلَيْكَ اَلسَّاعَةَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدُ اَلْوَصِيِّينَ وَ أَقْدَمُ اَلنَّاسِ إِسْلاَماً وَ أَكْثَرُهُمْ عِلْماً وَ أَرْجَحُهُمْ حِلْماً فَدَخَلَ عَلِيٌّ فَقَالَ حَدَثَ فِي حَدَثٌ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا أُحْدِثَ فِيكَ إِلاَّ خَيْرٌ أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ وَ تَفِي بِذِمَّتِي وَ تُغَسِّلُنِي وَ تُلْحِدُنِي وَ تُسْمِعُ اَلنَّاسَ عَنِّي وَ تُبَيِّنُ لَهُمْ مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ مِنْ بَعْدِي وَ نَحْوَهُ رَوَى اَلْقَاسِمُ بْنُ جُنْدَبٍ وَ بَشِيرٌ اَلْغِفَارِيُّ وَ أَبُو اَلطُّفَيْلِ عَنْ أَنَسٍ : وَ نَحْوَهُ أَيْضاً فِي حِلْيَةِ أَبِي نُعَيْمٍ وَ وَلاَيَةِ اَلطَّبَرِيِّ عَنْ أَنَسٍ : .)
[10] کمال الدين و تمام النعمة، جلد ۱، صفحه ۲۴۱ (حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا عَلِيُّ أَنَا مَدِينَةُ اَلْحِكْمَةِ وَ أَنْتَ بَابُهَا وَ لَنْ تُؤْتَى اَلْمَدِينَةُ إِلاَّ مِنْ قِبَلِ اَلْبَابِ فَكَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُكَ لِأَنَّكَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُكَ مِنْ دَمِي وَ رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ سَرِيرَتُكَ مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلاَنِيَتُكَ مِنْ عَلاَنِيَتِي وَ أَنْتَ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهَا بَعْدِي سَعِدَ مَنْ أَطَاعَكَ وَ شَقِيَ مَنْ عَصَاكَ وَ رَبِحَ مَنْ تَوَلاَّكَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاكَ وَ فَازَ مَنْ لَزِمَكَ وَ هَلَكَ مَنْ فَارَقَكَ مَثَلُكَ وَ مَثَلُ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ بَعْدِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ اَلنُّجُومِ كُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ .)
[11] الفصول المختارة من العیون و المحاسن، جلد ۱، صفحه ۲۶۱
[12] . أمالي، صدوق، ص 57 – 58 عليّ محمود عند الحق، مزكّى عند الملائكة، وخاصتي وخالصتي، وظاهرتي ومصباحي، جُنّتي ورفيقي، آنسني به ربي عز وجل، فسألت ربي أن لا يقبضه قبلي
[13] مسند أحمد، جلد 44، صفحه 328 (حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ أَبِي بُكَيْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْرَائِيلُ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِيِّ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، فَقَالَتْ لِي: أَيُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِيكُمْ؟ قُلْتُ: مَعَاذَ اللَّهِ، أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ، أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا، قَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي».)
[14] المستدرک على الصحيحين، جلد ۳، صفحه ۱۳۰ (حَجَجْتُ وَأَنَا غُلَامٌ، فَمَرَرْتُ بِالْمَدِينَةِ وَإِذَا النَّاسُ عُنُقٌ وَاحِدٌ، فَاتَّبَعْتُهُمْ، فَدَخَلُوا عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَسَمِعْتُهَا تَقُولُ: يَا شَبِيبَ بْنَ رِبْعِي، فَأَجَابَهَا رَجُلٌ جِلْفٌ جَافٌّ: لَبَّيْكِ يَا أُمَّتَاهُ. قَالَتْ: يُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي نَادِيكُمْ؟ قَالَ: وَأَنَّى ذَلِكَ؟ قَالَتْ: فَعَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ. قَالَ: إِنَّا لَنَقُولُ أَشْيَاءَ نُرِيدُ عَرَضَ الدُّنْيَا. قَالَتْ: فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي، وَمَنْ سَبَّنِي فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ تَعَالَى».)
[15] معاني الأخبار، جلد ۱، صفحه ۳۷۲ (حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي اَلْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْقُرَشِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو اَلرَّبِيعِ اَلزَّهْرَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا حَرِيزٌ عَنْ لَيْثِ بْنِ أَبِي سُلَيْمٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : لَمَّا أَنْزَلَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى – وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ اَللَّهِ لَقَدْ خَرَجَ آدَمُ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ قَدْ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَى اَلْوَفَاءِ لِوَلَدِهِ شِيثٍ فَمَا وُفِيَ لَهُ وَ لَقَدْ خَرَجَ نُوحٌ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَى اَلْوَفَاءِ لِوَصِيِّهِ سَامٍ فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ لَقَدْ خَرَجَ إِبْرَاهِيمُ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَى اَلْوَفَاءِ لِوَصِيِّهِ إِسْمَاعِيلَ فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ لَقَدْ خَرَجَ مُوسَى مِنَ اَلدُّنْيَا وَ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَى اَلْوَفَاءِ لِوَصِيِّهِ يُوشَعَ بْنِ نُونٍ فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ لَقَدْ رُفِعَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ قَدْ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَى اَلْوَفَاءِ لِوَصِيِّهِ شَمْعُونَ بْنِ حَمُّونَ اَلصَّفَا فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ إِنِّي مُفَارِقُكُمْ عَنْ قَرِيبٍ وَ خَارِجٌ مِنْ بَيْنِ أَظْهُرِكُمْ وَ قَدْ عَهِدْتُ إِلَى أُمَّتِي فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّهَا اَلرَّاكِبَةُ سَنَنَ مَنْ قَبْلَهَا مِنَ اَلْأُمَمِ فِي مُخَالَفَةِ وَصِيِّي وَ عِصْيَانِهِ أَلاَ وَ إِنِّي مُجَدِّدٌ عَلَيْكُمْ عَهْدِي فِي عَلِيٍّ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمٰا يَنْكُثُ عَلىٰ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفىٰ بِمٰا عٰاهَدَ عَلَيْهُ اَللّٰهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ عَلِيّاً إِمَامُكُمْ مِنْ بَعْدِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ وَ هُوَ وَصِيِّي وَ وَزِيرِي وَ أَخِي وَ نَاصِرِي وَ زَوْجُ اِبْنَتِي وَ أَبُو وُلْدِي وَ صَاحِبُ شَفَاعَتِي وَ حَوْضِي وَ لِوَائِي مَنْ أَنْكَرَهُ فَقَدْ أَنْكَرَنِي وَ مَنْ أَنْكَرَنِي فَقَدْ أَنْكَرَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَقَرَّ بِإِمَامَتِهِ فَقَدْ أَقَرَّ بِنُبُوَّتِي وَ مَنْ أَقَرَّ بِنُبُوَّتِي فَقَدْ أَقَرَّ بِوَحْدَانِيَّةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَنْ عَصَى عَلِيّاً فَقَدْ عَصَانِي وَ مَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ – وَ مَنْ أَطَاعَ عَلِيّاً فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اَللَّهَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَنْ رَدَّ عَلَى عَلِيٍّ فِي قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ فَقَدْ رَدَّ عَلَيَّ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيَّ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اَللَّهِ فَوْقَ عَرْشِهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَنِ اِخْتَارَ مِنْكُمْ عَلَى عَلِيٍّ إِمَاماً فَقَدِ اِخْتَارَ عَلَيَّ نَبِيّاً وَ مَنِ اِخْتَارَ عَلَيَّ نَبِيّاً فَقَدِ اِخْتَارَ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَبّاً أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ اَلْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ اَلْغُرِّ اَلْمُحَجَّلِينَ وَ مَوْلَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَلِيُّهُ وَلِيِّي وَ وَلِيِّي وَلِيُّ اَللَّهِ وَ عَدُوُّهُ عَدُوِّي وَ عَدُوِّي عَدُوُّ اَللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَوْفُوا بِعَهْدِ اَللَّهِ فِي عَلِيٍّ يُوفَ لَكُمْ فِي اَلْجَنَّةِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .)
[16] الخصال، جلد ۲، صفحه ۴۹۶ (حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْمُؤَدِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْأَصْبَهَانِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلثَّقَفِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ مُوسَى اَلْعَبْسِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلسُّلَمِيِّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ قَالَ: لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ فِي عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خِصَالاً لَوْ كَانَتْ وَاحِدَةٌ مِنْهَا فِي جَمِيعِ اَلنَّاسِ لاَكْتَفَوْا بِهَا فَضْلاً قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاَهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ مِنِّي كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ مِنِّي كَنَفْسِي طَاعَتُهُ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُ مَعْصِيَتِي وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَرْبُ عَلِيٍّ حَرْبُ اَللَّهِ وَ سِلْمُ عَلِيٍّ سِلْمُ اَللَّهِ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَلِيُّ عَلِيٍّ وَلِيُّ اَللَّهِ وَ عَدُوُّ عَلِيٍّ عَدُوُّ اَللَّهِ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ حُجَّةُ اَللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حُبُّ عَلِيٍّ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حِزْبُ عَلِيٍّ حِزْبُ اَللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِ حِزْبُ اَلشَّيْطَانِ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ مَعَ اَلْحَقِّ وَ اَلْحَقُّ مَعَهُ لاَ يَفْتَرِقَانِ حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ قَسِيمُ اَلْجَنَّةِ وَ اَلنَّارِ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ فَارَقَ عَلِيّاً فَقَدْ فَارَقَنِي وَ مَنْ فَارَقَنِي فَقَدْ فَارَقَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ اَلْفَائِزُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .)
[17] سوره مبارکه رعد، آیه 7 (وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ ۗ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)
[18] . بصائر الدرجات في فضائل آل محمد علیهم السلام، جلد ۱، صفحه ۳۰ (أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: دَعَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِطَهُورٍ فَلَمَّا فَرَغَ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَأَلْزَمَهَا يَدَهُ ثُمَّ قَالَ« إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ » ثُمَّ ضَمَّ يَدَهُ إِلَى صَدْرِهِ قَالَ وَ « لِكُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ » ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ أَصْلُ اَلدِّينِ وَ مَنَارُ اَلْإِيمَانِ وَ غَايَةُ اَلْهُدَى وَ قَائِدُ اَلْغُرِّ اَلْمُحَجَّلِينَ أَشْهَدُ لَكَ بِذَلِكَ .)
[19] علی خاصف نعل النبی صلی الله علیه و آله، صفحه 65 (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ آدَمَ، قَالَ: حَدَّثَنَا يُونُسُ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يَثِيعٍ، عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: «لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ، أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا، يَمْضِي فِيهِمْ أَمْرِي، يَقْتُلُ الْمُقَاتِلَةَ، وَيَسْبِي الذُّرِّيَّةَ». قَالَ: فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ: فَمَا رَاعَنِي إِلَّا بِرَدِّ كَفِّ عُمَرَ فِي حُجْزَتِي مِنْ خَلْفِي، قَالَ: مَنْ تَرَاهُ يَعْنِي؟ قُلْتُ: مَا يَعْنِيكَ، وَلَكِنَّهُ يَعْنِي خَاصِفَ النَّعْلِ، يَعْنِي عَلِيًّا.)
[20] . کفاية الأثر، ص 88 (حدثنا معاوية بن صالح عن عبد الغفار بن القاسم عن أبي مريم عن أبي هريرة قال دخلت عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَقَدْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: {إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}، فَقَرَأَهَا عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، ثُمَّ قَالَ: أَنَا الْمُنْذِرُ، أَتَعْرِفُونَ الْهَادِيَ؟ فَقُلْنَا: لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ. فَقَالَ: هُوَ خَاصِفُ النَّعْلِ. فَطُوِّلَتِ الْأَعْنَاقُ، إِذْ خَرَجَ عَلَيْنَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ بَعْضِ الْحَجَرِ، وَبِيَدِهِ نَعْلُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيْنَا فَقَالَ: أَلَا إِنَّهُ الْمُبَلِّغُ عَنِّي، وَالْإِمَامُ بَعْدِي، وَزَوْجُ ابْنَتِي، وَأَبُو سِبْطَيَّ، فَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنَّا الرِّجْسَ وَطَهَّرَنَا مِنَ الدَّنَسِ، يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى التَّأْوِيلِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِيلِ، هُوَ الْإِمَامُ أَبُو الْأَئِمَّةِ الْأَزْهَرُ..)
[21] . فدک في التاريخ، ص 57 (ونجد فيما يروي عن الخليفتين في أيّام رسول الله (ص) ما يدلّ على هوى سياسي في نفسيتهما وانهما كانا يفكران في شيء على أقل تقدير فقد ورد في طرق العامّة انّ رسول الله (ص) قال : ان منكم من يقاتل على تأويل القرآن كما قاتلت على تنزيله فقال أبو بكر أنا هو يا رسول الله قال : لا ، قال عمر : أنا هو يا رسول الله ، قال : لا ولكن خاصف النعل يعني علياً.والمقاتلة على التأويل انّما تكون بعد وفاة رسول الله صلىاللهعليهوآلهوسلم والمقاتل لابد أن يكون أمير الناس فتلهف كل من أبي بكر وعمر على أن يكون المقاتل على التأويل مع انّ القتال على التنزيل كان متيسراً لهما في أيّام رسول الله (ص) ولم يشاركا فيه بنصيب قد يدلّ على ذلك الجانب الذي نحاول ان نستكشفه في شخصيتهما.)
[22] سوره مبارکه حجرات، آیه 9 (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ)
[23] . الکافي، 5/11-12 (قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: {وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}، فَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى التَّأْوِيلِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِيلِ. فَسُئِلَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: مَنْ هُوَ؟ فَقَالَ: خَاصِفُ النَّعْلِ. يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ. فَقَالَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ: قَاتَلْتُ بِهَذِهِ الرَّايَةِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ثَلَاثًا، وَهَذِهِ الرَّابِعَةُ، وَاللَّهِ لَوْ ضَرَبُونَا حَتَّى يَبْلُغُوا بِنَا السَّعَفَاتِ مِنْ هَجَرَ، لَعَلِمْنَا أَنَّا عَلَى الْحَقِّ وَأَنَّهُمْ عَلَى الْبَاطِلِ.)
[24] سوره مبارکه مائده، آیه 54 (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)
[25] . تفسیر مجمع البیان، 3/322 (قَوْلُهُ تَعَالَى: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ }. حَيْثُ أَنْذَرَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قُرَيْشًا بِقِتَالِ عَلِيٍّ لَهُمْ مِنْ بَعْدِهِ، وَعِنْدَمَا جَاءَ سُهَيْلُ بْنُ عَمْرٍو فِي جَمَاعَةٍ مِنْهُمْ، فَقَالُوا لَهُ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّ أَرِقَّاءَنَا لَحِقُوا بِكَ، فَارْدُدْهُمْ عَلَيْنَا. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعَاشِرَ قُرَيْشٍ، أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اللهُ عَلَيْكُمْ رَجُلًا، يَضْرِبُكُمْ عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ، كَمَا ضَرَبْتُكُمْ عَلَى تَنْزِيلِهِ! فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: مَنْ هُوَ يَا رَسُولَ اللهِ، أَبُو بَكْرٍ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ فِي الْحُجْرَةِ. وَكَانَ عَلِيٌّ يَخْصِفُ نَعْلَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ.)
[26] علی خاصف نعل النبی صلی الله علیه و آله، صفحات 39 و 40 (إِنَّ اللهَ قَدْ كَتَبَ عَلَيْكَ جِهَادَ الْمَفْتُونِينَ، كَمَا كَتَبَ عَلَيَّ جِهَادَ الْمُشْرِكِينَ. قَالَ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِي كُتِبَ عَلَيَّ فِيهَا الْجِهَادُ؟ قَالَ: قَوْمٌ يَشْهَدُونَ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنِّي رَسُولُ اللهِ، وَهُمْ مُخَالِفُونَ لِلسُّنَّةِ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، فَعَلَامَ أُقَاتِلُهُمْ وَهُمْ يَشْهَدُونَ كَمَا أَشْهَدُ؟ قَالَ: عَلَى الْإِحْدَاثِ فِي الدِّينِ، وَمُخَالَفَةِ الْأَمْرِ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّكَ كُنْتَ وَعَدْتَنِي الشَّهَادَةَ، فَاسْأَلِ اللهَ أَنْ يُعَجِّلَهَا لِي بَيْنَ يَدَيْكَ. قَالَ: فَمَنْ قَاتَلَ النَّاكِثِينَ وَالْقَاسِطِينَ وَالْمَارِقِينَ؟ أَمَا إِنِّي وَعَدْتُكَ الشَّهَادَةَ، وَسَتُسْتَشْهَدُ، تُضْرَبُ عَلَى هَذِهِ فَتُخَضَّبُ هَذِهِ، فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذًا؟ قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، لَيْسَ ذَا بِمَوْطِنِ صَبْرٍ، هَذَا مَوْطِنُ شُكْرٍ. قَالَ: أَجَلْ أَصَبْتَ، فَأَعِدَّ لِلْخُصُومَةِ، فَإِنَّكَ مُخَاصِمٌ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، لَوْ بَيَّنْتَ لِي قَلِيلًا! فَقَالَ: إِنَّ أُمَّتِي سَتُفْتَنُ مِنْ بَعْدِي، فَتَتَأَوَّلُ الْقُرْآنَ وَتَعْمَلُ بِالرَّأْيِ، وَتَسْتَحِلُّ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ، وَالسُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ، وَالرِّبَا بِالْبَيْعِ، وَتُحَرِّفُ الْكِتَابَ عَنْ مَوَاضِعِهِ، وَتَغْلِبُ كَلِمَةُ الضَّلَالِ، فَكُنْ جَلِيسَ بَيْتِكَ حَتَّى تُقَلِّدَهَا، فَإِذَا قَلَّدْتَهَا جَاشَتْ عَلَيْكَ الصُّدُورُ، وَقُلِبَتْ لَكَ الْأُمُورُ، تُقَاتِلُ حِينَئِذٍ عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ، كَمَا قَاتَلْتَ عَلَى تَنْزِيلِهِ، فَلَيْسَتْ حَالُهُمُ الثَّانِيَةُ بِدُونِ حَالِهِمُ الْأُولَى. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، فَبِأَيِّ الْمَنَازِلِ أُنَزِّلُ هَؤُلَاءِ الْمَفْتُونِينَ مِنْ بَعْدِكَ؟ أَبِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ أَمْ بِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ؟ فَقَالَ: بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ، يَعْمَهُونَ فِيهَا إِلَى أَنْ يُدْرِكَهُمُ الْعَدْلُ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَيُدْرِكُهُمُ الْعَدْلُ مِنَّا أَمْ مِنْ غَيْرِنَا؟ قَالَ: بَلْ مِنَّا، بِنَا فُتِحَ وَبِنَا يُخْتَمُ، وَبِنَا أَلَّفَ اللهُ بَيْنَ الْقُلُوبِ بَعْدَ الشِّرْكِ، وَبِنَا يُؤَلَّفُ بَيْنَ الْقُلُوبِ بَعْدَ الْفِتْنَةِ. فَقُلْتُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا وَهَبَ لَنَا مِنْ فَضْلِهِ.)
[27] خطبه فدکیه
[28] الأمالی (للصدوق)، جلد ۱ ، صفحه ۳۸ (حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلْمُؤَدِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْكُوفِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ اَلدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْوَاسِطِيِّ عَنْ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ بْنِ أَبِي اَلْعَلاَءِ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ ظَرِيفٍ اَلْخَفَّافِ عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ وَزِيرُهُ وَ وَارِثُهُ أَنَا أَخُو رَسُولِ اَللَّهِ وَ وَصِيُّهُ وَ حَبِيبُهُ أَنَا صَفِيُّ رَسُولِ اَللَّهِ وَ صَاحِبُهُ أَنَا اِبْنُ عَمِّ رَسُولِ اَللَّهِ وَ زَوْجُ اِبْنَتِهِ وَ أَبُو وُلْدِهِ وَ أَنَا سَيِّدُ اَلْوَصِيِّينَ وَ وَصِيُّ سَيِّدِ اَلنَّبِيِّينَ أَنَا اَلْحُجَّةُ اَلْعُظْمَى وَ اَلْآيَةُ اَلْكُبْرَى وَ اَلْمَثَلُ اَلْأَعْلَى وَ بَابُ اَلنَّبِيِّ اَلْمُصْطَفَى أَنَا اَلْعُرْوَةُ اَلْوُثْقَى وَ كَلِمَةُ اَلتَّقْوَى وَ أَمِينُ اَللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى أَهْلِ اَلدُّنْيَا.)
[29] فضائل الصحابة، أحمد بن حنبل، 2/621 (وَ بِالْإِسْنَادِ اَلْمُقَدَّمِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ أَيُّوبَ اَلْمَخْرَمِيُّ إِمْلاَءً مِنْ كِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْغَفُورِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ اَلرُّمَّانِيُّ عَنْ زَاذَانَ قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُمْسِكُ اَلشُّسُوعَ بِيَدِهِ ثُمَّ يَمُرُّ فِي اَلْأَسْوَاقِ فَيُنَاوِلُ اَلرَّجُلَ اَلشِّسْعَ وَ يُرْشِدُ اَلضَّالَّ وَ يُعِينُ اَلْحَمَّالَ عَلَى اَلْحَمُولَةِ وَ هُوَ يَقْرَأُ هَذِهِ اَلْآيَةَ – تِلْكَ اَلدّٰارُ اَلْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ اَلْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ثُمَّ يَقُولُ هَذِهِ اَلْآيَةُ أُنْزِلَتْ فِي اَلْوُلاَةِ وَ ذَوِي اَلْقُدْرَةِ مِنَ اَلنَّاسِ .)