ما و حضرت ولی‌عصر (عج)؛ جلسه 10

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین،  و وجود نورانی حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشریف صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا از صدر اسلام تا شهدای عزیز اخیر، علمای ربّانی که ما را بر سر سفره‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نشاندند، پدر و مادرهایی که زلف ما را با اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین گره زدند، امام راحل، رهبر عظیم الشأن شهید، و سلامتی همه‌ی رزمندگان اسلام، رهبر معظم انقلاب، شما عزیزان و خانواده‌های محترمتان صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

قبل از ماه محرّم که سه‌شنبه‌ها در این جلسه مزاحم شما بودیم، موضوع بحث «وجود نورانی امام زمان ارواحنا له الفداه» بود، این سه‌شنبه‌هایی هم که قبل از فاطمیه در خدمت شما خواهم بود، همان موضوع حضرت حجّت سلام الله علیه هست، منتها هفته‌ی گذشته چون با تأخیر رسیدم، مقدمه‌ی بحث را عرض کردم و فرصت نشد عرض کنم که ربط آن به امام زمان ارواحنا له الفداه چیست. منتها چون موضوع مهمی بود، قدری آن مقدمه را عرض می‌کنم و سپس ربط آن به حضرت را تقدیم حضورتان می‌کنم.

موضوع بحث هفته‌ی گذشته «تعفف» و بی‌نیازی و مناعت طبع بود.

تبیین بحث

ما موجود نیازمندی خلق شده‌ایم، شاید در بین موجودات از همه نیازمندتر باشیم، وقتی ما به دنیا می‌آییم اگر پدر و مادر و متکفّل نداشته باشیم خواهیم مُرد، خیلی از موجودات دیگر و حیوانات مانند ما نیستند، از زمانی که به دنیا می‌آیند، بعد از لحظاتی مستقل هستند، ولی ما اینطور نیستیم. خدای متعال ما را در نهایت نیاز مادی و معنوی خلق کرده است، اما دوست ندارد به هر جایی رو بزنیم، خدای متعال هم به ما غیور است و هم روح و روان ما را طوری خلق کرده است که اگر ما به دیگران رو بزنیم، حالمان خوب نیست.

چند چیز است که حال ما را خوب نمی‌کند، ولو اینکه ممکن است ظواهر فریبنده داشته باشد، یکی از آن‌ها گناه است.

گناه نشاط حقیقی را از بین می‌برد

هر چیزی که معصیت الهی باشد، روح ما را خراب می‌کند، ما را افسرده می‌کند، ما را ناراحت می‌کند، ولو ظواهر شاد داشته باشد.

بسیاری از طنزپردازان یا رقاصه‌ها که در ظاهر از صبح تا شب در خوشی هستند، خودکشی کرده‌اند، یعنی تحمل نکرده‌اند که عمرشان به شکل طبیعی به اتمام برسد. البته واضح است که نمی‌خواهم بگویم چون طنزپرداز بوده‌اند اینگونه است، منظور بنده آن گروهی هست که اهل گناه بوده‌اند، ممکن است کسی طنزپرداز باشد و خیلی هم ربّانی باشد، یعنی جهت مسئله‌ی بحث بنده طنز طرف نیست، بلکه عرض می‌کنم این شخص که در ظاهر مدام می‌گوید و می‌خندد و شاد است و شوخی می‌کند و جذاب است، اما اگر اهل گناه است، این عمل و بگو و بخند ظاهری او باعث نمی‌شود که حال او خوب شود.

گناه حال ما را خراب می‌کند، حال ما با گناه خوب نمی‌شود و نشاط و امید پیدا نمی‌کنیم و روحیه نمی‌گیریم.

ما بعضی از علما را دیده‌ایم که در دهه‌ی نهم زندگی خودشان مانند یک کودک، با مسائل ساده‌ای مانند یک کتاب جدید، خوشحال می‌شوند و نشاط پیدا می‌کنند.

گناه نشاط حقیقی را از بین می‌برد.

درنگی بر موضوع حسرت خوردن

یکی دیگر از چیزهای دیگر که حال انسان را خراب می‌کند «رو زدن به دیگران» است، یکی این است که انسان مدام مال و منال و دارایی‌ها و داشته‌ها و عناوین و پست و مقام و شهرت دیگران را تماشا کند، یعنی همین کاری که الآن مردم مدام در این اپلیکیشن‌ها انجام می‌دهند، این موضوع روح انسان را می‌فرساید.

ما باید برای چیزی غصه بخوریم که مثلاً پنج سال بعد و ده سال بعد هم برای آن غصه بخوریم، هنگام مرگ هم برای آن غصه بخوریم، بعد از مرگ هم برای آن غصه بخوریم، ما خیلی چیزهای مهمی هست که نداریم. ما برای علمی که نداریم باید غصه بخوریم، برای عبادتی که نداریم باید غصه بخوریم، برای زندگی به‌نشاطی که نداریم باید غصه بخوریم، اما شما می‌بینید برای چیزی که لزومی ندارد غصه می‌خوریم. اصلاً برخی چیزها درست شده‌اند که شما و دیگران غصه بخورید، اینطور است که عده‌ای از مردم دنیا با دارایی‌های خود بریز و بپاش کنند و عده‌ای هم این‌ها را ببینند و غصه بخورند.

حال اینکه یک جهت این امر که در بعضی از متون دینی ما هست که مثلاً خوب است که مؤمن از نعمت‌های الهی استفاده کند، اما نباید نعمت‌های الهی را طوری استفاده کند که دل دیگران بشکند، این است، برای اینکه بقیه غصه می‌خورند.

وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از مدینه به بصره تشریف برد و جنگ جمل رخ داد، سپس حضرت به کوفه رفتند، کوفه دارالحکومه داشت، حضرت به دارالحکومه نرفتند، حضرت مدّتی به خانه‌ی «فِراس بن أبی جُعده» که پسر امّ‌هانی بود و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دایی او بود رفتند، عده‌ای می‌گفتند دارالحکومه آماده است، هم محل اقامت شما هست و هم محل اقامت میهمانان شما هست و هم سالن اجلاس دارد و…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: اگر من به آنجا بروم و فقیری به آنجا مراجعه کند و در و دیوار آنجا را ببیند، فقر او به صورت او سیلی می‌زند، به یاد فقیر بودن خودش می‌افتد.

اگر انسان کاری کند که کسی به یاد فقر خود بیفتد خطرناک است، برای آن شخص دارا هم خطرناک است و اثر وضعی برجای می‌گذارد. اگر چشم حسرت بدنبال ما باشد اثر وضعی خواهد گذاشت.

بعضی از اولیای خدا خوراکی‌ای که چشمی به دنبال آن بود را میل نمی‌کردند و برایشان گوارا نبود و می‌فرمودند که روی این خوراکی اثر وضعی وجود دارد، اینکه کسی باحسرت به این خوراکی نگاه کرده است، از گلوی من پایین نمی‌رود.

حال شما ببینید این فضایی که ما از صبح تا شب در آن غرق هستیم، مدام به ما افسردگی تزریق می‌کند. بعد می‌گوییم به تراپی برویم!

اگر قرار است ما حسرت بخوریم، باید حسرت کسی را بخوریم که بعداً هم ارزش داشته باشد، تاریخ مصرف آن مثلاً شش ماه و یک سال و دو سال و پنج سال و ده سال نباشد.

این آقای شبیری رضوان الله تعالی علیه که به رحمت خدا رفت، آدمی بودند که من بعنوان یک بچه‌طلبه می‌گویم که یک عمر حسرت او را خوردم و تا زنده هستم حسرت او را خواهم خورد.

باید حسرت کسی را بخوریم که ارزش داشته باشد.

دارایی‌های آیت الله شبیری رضوان الله تعالی علیه چیزهایی نبود که الآن که از دنیا رفته است، بگویند تمام شد و به عده‌ی دیگری رسید. آن علم عظیم و آن فقه آل محمد که او کار کرده بود، تلاش گسترده‌ی او در فهم روایات معصومین، که در این زمینه بنوعی صاحب مکتب بود، از بین نمی‌رود، حال با زحماتی که برای مولایش کشیده است، به محضر مولای خود رسیده است.

ایشان تواضع عجیبی داشتند…

بعضی از علما هستند که اگر کسی نداند این‌ها چه کسی هستند، هیچ چیزی از ظاهر آن‌ها متوجّه نمی‌شود، ادعایی ندارند، ظواهر ندارند.

اگر انسان می‌خواهد حسرت بخورد، باید حسرت این‌ها را بخورد، انسان باید حسرتِ میرحامدحسین اعلی الله مقامه الشّریف را بخورد که در سی سالگی مهم‌ترین کتاب تاریخ تشیع در دفاع از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را نوشته است و دیگر مثل آن نوشته نشده است. علامه امینی رضوان الله تعالی علیه و الغدیر ایشان و آثار دیگران، بخش کوچکی از کتاب مرحوم میرحامدحسین رضوان الله تعالی علیه هستند.

مرحوم میرحامد حسین رضوان الله تعالی علیه و کتاب عبقات الأنوار ایشان در یک وادی دیگر است، و همه‌ی آثار امامتیِ تاریخ تشیع در یک وادی دیگری هستند.

مرحوم امام خمینی در کشف اسرار می‌فرماید که «این کتاب بزرگترین حجّت مکتب تشیع است».

یک نفر در سی سالگی، در فقر و سختی، در هندوستان کتاب نوشته است، مهم‌ترین دفاع علمی تاریخ از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است!

اگر انسان می‌خواهد حسرت بخورد هم باید حسرت این را خورد.

درحالیکه ما از صبح تا شب به دنبال این چیزها نیستیم، تلویزیونمان هم از این چیزها نشان نمی‌دهد، که مثلاً آدمی بیست سال عمر خود را صرف یک کار مهمی کرده است و یک کار علمی انجام داده است. معمولاً شب سال تحویل و چهارشنبه‌سوری و… عده‌ای دیگر تشریف می‌آورند. واضح است که بنده نمی‌خواهم بگویم آن‌ها را نیاورند و مردم را سرگرم نکنند، ولی بالاخره آن‌ها انتخاب می‌شوند، مردم از این موضوع محروم هستند که خبرهای دیگری هم در این عالم هست.

قیمتِ رو زدن

اگر اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین فرموده‌اند که در این عالم مناعت طبع داشته باشید، اینطور نیست که اگر مناعت طبع نداشته باشیم جلو می‌افتیم، نخیر! اگر نداشته باشیم، غیر از آن، چیزهای دیگری را هم از دست می‌دهیم، یکی از آن‌ها این است که روان و نشاط ما از دست می‌رود و افسرده و فسرده می‌شویم.

حال در این فضا چند روایت بخوانم، به این جهت که مهم بود مقدمه را نگه می‌دارم تا ان شاء الله بتوانم جمع‌بندی کنم.

منسوب است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرموده‌اند «فَوْتُ الْحَاجَةِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا».[4]

انسان نیازی دارد و فرض کنید می‌خواهد کاری کند، اگر نتواند این کار را کند و فرصت او بسوزد؛ این سبک‌تر از آن است که انسان برای حل کردن این موضوع به دیگری رو بزند.

حال باید دید که آیا ما می‌توانستیم اخلاقِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را تحمل کنیم؟

البته بگویم که اخلاق امیرالمؤمنین صلوات الله علیه برای دنیا هم، همین مسیر است. ما باید طوری زندگی کنیم که ان شاء الله خدای متعال روزی کند قیامت حسرت نخوریم و پشیمان نشویم.

منسوب است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرموده‌اند «فَوْتُ الْحَاجَةِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا».

اینکه به یک آدمِ بی‌ربطی رو بزنی… البته جلوتر عرض می‌کنم که چه کسی ربط است.

اینکه به یک آدمِ بی‌ربطی رو بزنی؛ مثلاً می‌خواهد ماشین خود را بهتر کند، برای وام گرفتن باید رو بزند. حضرت می‌فرمایند اگر به آدمِ غیرِاهل رو بزنی که چیزی بدست بیاوری و این وسیله را اصلاح کنی، بدتر از این است که بدست نیاوری.

در یاد دارید که قبلاً عرض کرده‌ام که کسی می‌خواست در محضر امام حسن مجتبی صلوات الله علیه شعر بخواند… آن زمان بابت شعر خواندن پول می‌گرفتند، همینکه این شخص خواست شعر بخواند، حضرت فرمودند: صبر کن!

سپس امام حسن مجتبی صلوات الله علیه به کارپرداز خود فرمودند: الآن چقدر پول داریم؟

آن شخص مقدار را به حضرت عرض کرد.

حضرت آن مبلغ را به آن شاعر دادند.

اطرافیان حضرت به ایشان عرض کردند: ای کاش اجازه می‌دادید که یک بیت بخواند!

امام حسن مجتبی صلوات الله علیه فرمودند: اگر این شخص رو می‌زد، من پول آبروی او را نداشتم.

این هم از کرامت امام است که اینطور می‌فرماید.

به قول نظیری نیشابوری:

دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز *** پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

کاری به دارایی‌های دیگران نداشته باشیم

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: بی‌نیازیِ بزرگ «اَلْيَأْسَ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ»[5] است.

شما نگاه کنید فرمایش امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چقدر با این چرخش‌های ما در اینستاگرام هماهنگ است!

چه کسی بی‌نیاز است؟ «اَلْيَأْسَ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ» است! نباید مدام به این موضوع فکر کرد که دیگران چه چیزی دارد.

هفته‌ی گذشته عرض کردم، علت اینکه آن بزرگان از اولیای خدا و اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین ابّهت و قدرت داشتند این بود که این‌ها به کسی توجّه نمی‌کردند.

بی‌نیازی «اَلْيَأْسَ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ» است، اینکه انسان ناامید باشد، یعنی نگاه نکند، یعنی توجّه نکند چه کسی چه چیزی دارد.

این امر در مسیر توحیدی خیلی معنا دارد، ما عبد کس دیگری هستیم، و اینکه مدام به دارایی‌های کسان دیگری چشم بیندازیم… خدای متعال چند مرتبه در قرآن کریم به ما فرموده است که «أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»،[6] یک رَبّ داشته باشید بهتر است یا اینکه هر کس و ناکسی صاحب و مولا و رَبّ تو شود؟

لذا بی‌نیازی بزرگ، بی‌نیازی عظیم، یا عظیم‌ترین و بزرگترین بی‌نیازی «اَلْيَأْسَ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ»  است.

سفیرکبیر بریتانیای کبیر زمان مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی رضوان الله تعالی علیه آمده بود و یک چک صد هزار لیری آورده بود و گفت: این را برای فقرای شیعه خرج کنید.

مسلماً این شخص غیراهل است، نقل شده است که آسید ابوالحسن اصفهانی رضوان الله تعالی علیه از زیر پتویی که روی آن نشسته بود یک چک صد هزار لیری درآورد، آن چک را گرفت و این چک را هم روی آن گذاشت و فرمود: این را خرج فقرای بریتانیای کبیر کنید!

حال شما نگاه کنید، ما گاهی برای دعواهای سیاسی، چه در این دولتی که الآن هست، چه در دولت قبلی، چه در دولت‌های قبل‌تر، گاهی ناداری‌هایمان را در جایی که نامحرمان هستند فریاد می‌زنیم!

باید صورت را با سیلی سرخ نگه داشت.

البته این بدین معنا نیست که یکدیگر را فریب دهیم، یعنی نمی‌گویم مشکل را ندید بگیریم و بدنبال رفع مشکل برنیاییم، اما داد زدنِ این مشکل…

شما اخبار را نگاه کنید، معمولاً اینطور است که باید دید الآن چه کسانی برای گرانی دلار داد می‌زنند؟ دوره‌ی رئیس جمهور قبل چه کسانی برای گرانی دلار داد می‌زدند؟ اینطور نیست که یک گروه باشند که برای هر گرانی دلار داد بزنند، بلکه نگاه می‌کنند چه کسی بر سر کار است، آیا او با من است یا با من نیست؟ بعد داد می‌زند، نوعاً اینطور است. خیلی به ندرت انسان‌های منصف هم پیدا می‌شود، اما نوعاً اینطور است.

تو که الآن داد می‌زنی، آیا متوجّه هستی که الآن ما وسط یک جنگ هستیم؟ حال اگر واقعاً مسئولی کم‌کار است، ان شاء الله خدای متعال کمر او را بشکند و او را با یک مسئول پُرکارِ توانمند جابجا کند، اما الآن ما در حال جنگ هستیم! آبرو بردن… هم آن کسی که باعث خرابی و گرانی می‌شود، هم آن کسی که پرده‌دری می‌کند…

اینکه در بعضی از نقل‌ها دارد صدیقه طاهره سلام الله علیها از کمبود وسایل منزل چیزی به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نمی‌فرمودند!

مولای ما چه کسی است؟ الگوی ما چه کسی است؟

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نمی‌فرمودند که در خانه نان نیست!

البته این بدین معنا نیست که زن به همسر خود نگوید که برای خانه نان بخر، چون می‌داند که مرد خانه می‌تواند نان بخرد، بنده آنجایی را عرض می‌کنم که ندارد. یعنی نیازی دارد که می‌داند مرد ندارد، یا مرد نیازی دارد که می‌داند زن الآن توان آن کار را ندارد، مانند اینکه خانم مریض باشد و مرد از او توقع یک آشپزی مفصل داشته باشد.

اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین دوست داشتند که ما چشم نیاز به کسی نداشته باشیم.

درخواستت را از دیگران کم کن

منسوب به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که «فَخَفِّضْ فِي الطَّلَبِ»،[7] درخواستت را از دیگران کم کن.

اگر شما آدمی باشید که هر وقت با کسی تماس می‌گیرید بگویند او یا وام می‌خواهد و یا می‌خواهد من برای او کاری کنم… پاسخ شما را نمی‌دهند. مردم انسان را خار و خفیف می‌کنند.

آدمی که کاری به کسی ندارد و بی‌نیاز است، عزیز است. چرا خودمان را ذلیل کنیم؟ خدای متعال نسبت به ما غیور است، امام زمان ارواحنا له الفداه هم همینطور.

بعد حضرت اینطور فرمودند: «وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا يَكُونَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ» اگر توانستی برای کاری، بین تو و خدا، یک صاحب نعمتی نباشد، آن کار را انجام بده. یعنی به کسی رو نزن.

مثلاً در روایت دارد که «اَلْعَفَافُ زِينَةُ اَلْفَقْرِ»،[8]…

فقر چیست؟ اما کسی که تعفف دارد، صبر دارد…

ما دو فقیر داریم، یکی قانع و دیگری هم مُعتَر، یعنی فقری که رو نمی‌زند، فقیری هم داریم که داد می‌زند.

حواس اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین به این‌ها بود، در وصیت لحظات احتضار امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هست که فرمودند: «ثُمَّ اللهَ اللهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لاَ حِيلَةَ لَهُمْ، مِنَ الْمَسَاکِينِ وَالْمُحْتَاجِينَ»،[9] خدا را خدا را! از فقرا و بیچاره‌ها و اهل مسکنت و محتاج‌ها، «فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَمُعْتَرّاً» حواستان به فقرا باشد، عده‌ای از این‌ها هستند که آن‌ها عفیف هستند و صورتشان را با سیلی سرخ می‌کنند.

در روایت هست که برخی از فقرا در قیامت، بیش از شهدا شفاعت می‌کنند.

از اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین بخواهیم

به یاد آن شعر سید رضا هندی افتادم که ما در مورد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می‌گوییم: «هُوَ كَهْفِي مِنْ نَوْبِ الدُّنْيَا *** وَشَفِيعِي فِي يَوْمِ الْمَحْشَرْ»، پناهگاهم در دنیا و شفیعم در قیامت است.

بعد می‌گوید: آیا ممکن است که او که ساقی کوثر است، من تشنه بمانم؟

تا اینجا که به بحث ما ربط دارد، «أَمْ يَطْرُدُنِي عَنْ مَائِدَةٍ» آیا مرا از سر سفره‌ای بلند می‌کند «وُضِعَتْ لِلْقَانِعِ وَالْمُعْتَرْ» که هم فقیر بی‌آبرو و هم فقیر آبرودار… می‌خواهد همه‌ی عالم را بگوید… بر سر آن سفره نشسته‌اند؟!

انسان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه داشته باشد و به هر کس و ناکسی رو بزند؟

از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نقل شده است که «الْمَنِيَّةُ وَ لَا الدَّنِيَّةُ»،[10] انسان بمیرد اما خار و خفیف نشود، «التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ» انسان کمتر بخورد اما به هر کس و ناکسی رو نزند.

این‌ها اخلاقِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین است.

یعنی اگر کسی این بحث را نداند، نمی‌فهمد که صدیقه طاهره سلام الله علیها برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چکار کرده‌اند، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم رو نمی‌زدند…

اگر کسی اخلاق اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را نداند، روضه‌هایشان را هم متوجّه نمی‌شود.

کسی از اصحاب مهم حضرت نزد حضرت رضا علیه الصلاة و السلام آمد و عرض کرد: شما محبوب هستید، اگر یک نامه بنویسید، همه جا قلمرو دارید! وضع فلانی خوب است، لطفا نامه‌ای برای او بنویسید که وامی به من بدهد.

حضرت فرمودند: «أَنَا أَظُنُّ بِكَ أَنْ تَطْلُبَ مِثْلَ هَذَا وَشِبْهَهُ»،[11] من دریغ می‌کنم که نام تو را در نامه‌ای بنویسم که تو به کسی رو بزنی و خار و خفیف شوی که پولی بدست بیاوری، «وَلَكِنْ عَوِّلْ عَلَى مَالِي» چرا روی خودم حساب نمی‌کنی؟

در کافی شریف روایتی دارد که «مُفَضَّلِ بْنِ قَيْس» نزد حضرت صادق علیه الصلاة و السلام آمد و کمی گله کرد و از بیچارگی‌های خودش گفت، حضرت به خادم خود فرمودند: آن کیسه که چهارصد دینار طلا دارد و منصور دوانیقی داده است را بده.

«مُفَضَّلِ بْنِ قَيْس» عرض کرد: من این را نگفتم که شما را به زحمت بیندازم، آمدم بگویم گرفتار و بیچاره هستم که مرا دعا کنید.

حضرت فرمودند: «إِنِّي سَأَفْعَلُ»[12] من این کار را می‌کنم، «وَ لَكِنْ إِيَّاكَ أَنْ تُخْبِرَ اَلنَّاسَ بِكُلِّ حَالِكَ» تو سفره‌ی دل خودت را برای هر کس و ناکسی باز نکن، «فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ» اینطور خار می‌شوی.

چون امام به شیعیان غیرت دارند می‌فرمایند که این پول را بگیر، اما به هر جایی رو نزن.

درخواست از خدای متعال

اگر کسی این موضوع را بفهمد و سپس باخبر شود که در عالم فقط یک خدا هست، می‌گوید پس باید به یک جا رو بزنم.

قربان امام سجاد علیه السلام بروم که به ما یاد داده است چگونه با خدای متعال صحبت کنیم، این خدا در صحیفه سجادیه است که «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَغْلَقَ عَنَّا بَابَ الْحَاجَةِ إِلَّا إِلَیهِ»،[13] همه‌ی درها را بستی که ما به جای دیگری رو نزنیم، درواقع هر کسی به هر کسی رو بزند آبرویش می‌رود و خبری هم نیست! «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَغْلَقَ عَنَّا بَابَ الْحَاجَةِ»، باب حاجات و نیازها را بر ما بستی «إِلَّا إِلَیهِ»، مگر اینکه از خودش بخواهیم. اگر به جای دیگری برویم خار و خفیف می‌شویم.

اگر انسان بفهمد قرار نیست خار و خفیف شود، قرار است فقط یک جا برود، بلکه اگر بقیه‌ی جاها رو بزنیم فقط خار و خفیف می‌شویم، اینجا خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»،[14] اگر نیایی تو را مجازات می‌کنم، باید بیایی، هیچ جا نباید حاجت ببری، اما اینجا باید حاجت ببری! من تو را نیازمند خلق کرده‌ام، اینجا باید با حاجت بیایی. اگر اینطور بیایی «مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اَللَّهُ»[15] می‌شوی.

اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین به ما یاد داده‌اند، امام سجاد علیه السلام و روحی فداه فرمودند: «‌يَا‌ ‌مَن‌ ‌لَا‌ يَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَيْهِ»،[16] ای خدایی که وقتی بیچاره‌ها به تو رو کنند، آن‌ها را تحقیر نمی‌کنی، «وَ‌ ‌يَا‌ ‌مَن‌ ‌لا‌ يُخَيِّبُ الْمُلِحِّينَ عَلَيْهِ» ای خدایی که هر کسی مدام اسرار کند، تو او را ناامید نمی‌کنی.

به هیچ جا نباید رو زد، اینجا اتفاقاً باید رو زد، خود اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هم اینطور بودند.

امام باقر علیه السلام فرمودند که پدرم امام سجاد علیه السلام «كَانَ أَبِي يُلِحُّ فِي اَلدُّعَاءِ»،[17] هیچ کجا حاجت نمی‌برد، اینجا اتفاقاً اصرار داشت و رها نمی‌کرد، «يَقُولُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ حَتَّى يَنْقَطِعَ اَلنَّفَسُ» آنقدر «یَا رَبّ» می‌گفت، «ثُمَّ يَعُودُ ثُمَّ يَعُودُ»… دوباره این کار را تکرار می‌کرد تا نفس تمام شود… ظاهراً یک‌نفس «یَا رَبّ» گفتن اثری دارد که ما نمی‌دانیم.

اینجا تنها جایی است که اگر شما رو بزنید و اصرار کنید، ذلیل نمی‌شوید.

در کافی شریف است که امام کاظم روحی فداه به خدای متعال عرض کرد: «يَا مَنْ لاَ يَزِيدُهُ كَثْرَةُ اَلدُّعَاءِ إِلاَّ جُوداً وَ كَرَماً»،[18] ای خدایی که اگر مردم بیشتر اصرار کنند، کَرَمِ تو بیشتر می‌شود.

اگر درِ خانه‌ی خدا بایستی، هرچه بیشتر بایستی، بیشتر بدست خواهی آورد. اینجا تنها جایی است که ذلیل نمی‌شوی و حال تو بد نمی‌شود و روح تو کسل نمی‌شود و افسرده نمی‌شوی، اینجا تنها جایی است که باید رو بزنی.

راهِ صحیحِ دعا کردن

آن خدایی که دوست ندارد ما به هر جایی رو بزنیم، آن روایت اولی که خواندم این بود که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «فَوْتُ الْحَاجَةِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا»، باید به اهل رو زد.

حال سؤال پیش می‌آید که چه کسی اهل است؟

«داود رِقّی» می‌گوید امام صادق علیه السلام اینطور دعا می‌کردند: «إِنِّي كُنْتُ أَسْمَعُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ»،[19] خودم شنیدم که امام صادق علیه الصلاة و السلام اینطور بودند، «أَكْثَرَ مَا يُلِحُّ بِهِ فِي اَلدُّعَاءِ» وقتی می‌خواست دعا کند، با این نزد خدای متعال دعا می‌کرد: «بِحَقِّ اَلْخَمْسَةِ» به حق پنج تن، «يَعْنِي رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنَ وَ اَلْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ».

امام صادق علیه السلام معمولاً وقتی می‌خواست دعا کند، با این دعا می‌کرد، و زیاد هم تکرار می‌کرد.

نام مبارک پنج‌تن را در خانه‌ی خودتان به دیوار بزنید، اگر خوش‌خط و هنرمندانه باشد که زیبایی هم دارد، اگر نتوانستید با دستخط خودتان بنویسید «یا محمد، یا علی، یا فاطمه، یا حسن، یا حسین، یا صاحب الزمان ادرکنی، یا صاحب الزمان اغثنی»، این اثر دارد، هر وقت نگاه می‌کنید به یادتان می‌افتد که خدایا به حق این‌ها.

وقتی امام صادق علیه السلام می‌خواست برای خود دعا کند، «داود رِقّی» می‌گوید «إِنِّي كُنْتُ أَسْمَعُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَكْثَرَ مَا يُلِحُّ بِهِ فِي اَلدُّعَاءِ» وقتی می‌خواست دعا کند، این را وسیله قرار می‌داد.

به ما گفته‌اند که رو نزنید، اما خودِ همان خدای متعال فرموده است به جاهایی اینطور رو بزنید تا من جواب شما را بدهم. این موارد فراوان است، وقتی انبیاء علیهم السلام خواسته‌اند به خدای متعال رو بزنند، خدای متعال فرموده است با این اسامی پنج‌تن رو بزنید.

باید این موضوع در خانه‌ها باب شود که حداقل نام مبارک پنج‌تن و نام مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه در خانه‌هایمان باشد، ولو با دستخط خودمان باشد، اصل این است که باشد، که انسان هر روز حداقل یک مرتبه به آن توجّه کند و عامل یادآوری شود.

چه چیزی بهتر از نام مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دیوار خانه‌ی ما را تزئین کند؟

البته واضح است که بنده نمی‌گویم مردم ویترین کاسه و بشقاب و… نگذارند، ما هم قصد فضولی در کار مردم را نداریم، اما می‌شود نامی از پنج تن هم روی دیوار زد.

باید کار ما به جایی برسد که به هنرمندان بگویند اگر بی‌پول شدی، هر چیزی ننویس. الآن در بعضی از کشورهای اسلامی یک چیزی هست که اسامی بعضی از قاتلان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها جزو تزئینات است و پول خوبی هم می‌دهند، بعضی از خطاط‌های شیعه‌ی ایرانی هم برای اینکه پول بگیرند، و بعضی از تذهیب‌کارهای شیعه‌ی ایرانی برای اینکه پول بگیرند، آن آشغال را تذهیب می‌کنند. البته همه‌ی متن آشغال نیست، اما اسم برخی که در آن بکار می‌برند بدتر از آشغال است.

باید ما کاری کنیم که اگر خطاطی گفت وضع من خوب نیست، بگوید نام مبارک پنج تن را می‌نویسم، چون این را از من خوب می‌خرند.

وقتی امام صادق علیه السلام می‌خواهد به خدای متعال رو بزند، امام صادق علیه السلام که اگر انبیاء علیهم السلام بخواهند به خدای متعال رو بزنند، با امام صادق علیه السلام رو می‌زنند، اگر بخواهد به خدای متعال رو بزند، نام مبارک پنج تن را می‌برد.

شما صحیفه امام سجاد علیه الصلاة و السلام را نگاه کنید، شروع و پایان هر دعا «اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاکفِنِی» است، درواقع راه درخواست حاجت از خدای متعال را نشان می‌دهند.

ما نباید به هیچ جا رو بزنیم، ولی یک جا هست که خدای متعال فرموده است باید رو بزنید، اینجا هم ذیل «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» است.

البته واضح است که ما اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را عبادت نمی‌کنیم، اما اینجا آنجایی است که اگر کسی نام مبارک اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را نبرد، استکبار ورزیده است. باید اینجا نام مبارک اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را برد، باید نام مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را برد، وگرنه خدای متعال نمی‌پذیرد. این راه است.

باید درِ خانه‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین خار و خفیف برویم، یعنی با احساس کوچکی برویم، نه ذلیل.

اواخر دعای عهد می‌گوییم: «وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ»…

ما یک منبری راجع به «مفزع» داریم که اخیراً در https://www.hkashani.com/?p=30268 منتشر شده است، یکی از اسامی و ویژگی‌های اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین این است که مفزع هستند، یعنی پناهگاه هستند و پناه می‌دهند، هر کس و ناکسی که پناه ببرد، این بزرگواران پناه می‌دهند، البته به هر کسی در سطح خودش، اما حتّی اگر کافر هم پناه ببرد، این بزرگواران پناه می‌دهند.

مسلماً جایگاه شیعه متفاوت است، ما در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم: «وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ * وَهُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ»، اگر کسی به شما متمسک شود و بخواهد کارهای شما را انجام دهد و شبیه‌سازی کند و تشبّه پیدا کند و شما را سرمشق و الگو قرار دهد، هدایت می‌شود، اگر کسی به شما پناه ببرد، پناه داده می‌شود و امنیت پیدا می‌کند.

در این دعا در مورد امام زمان ارواحنا له الفداه می‌گوییم «وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ»… خیلی هم توحیدی است، کسی نمی‌تواند بگوید که بالاخره ما باید به خدا پناه ببریم یا به غیر از خدا؟ مسلّم است که باید به خدای متعال پناه ببریم، آن خدا کانال ارتباطی پناه بردن ما را امام معصوم قرار داده است، «وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ»، خدایا! هر بنده‌ی مظلومی بود، امام زمان ارواحنا له الفداه را پناه او قرار بده.

شما این موضوع را هم بدانید که امامی که مفزع نیست یعنی امام نیست، اگر امام مفزع نباشد یعنی امام نیست، همانطور که اگر امام معصوم نباشد امام نیست. این بشارت خیلی بزرگی به ماست. یعنی ای بیچاره‌ها! اگر پناه ببرید، والله پناه می‌دهند، والله «وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ». می‌گوید بخدا قسم اگر شما بیچاره بودید و به امام زمان ارواحنا له الفداه پناه ببرید، پناه می‌دهد. بعد طرف می‌گوید من کس دیگری رو زدم!!!

«وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ»، بی‌کس و کارها بدانند که باید امام زمان ارواحنا له الفداه آن‌ها را یاری کند. و این را هم بدانید که در این عالم اصلاً ولی و نصیری غیر از خدای متعال نیست. آن کسی که می‌فهمد یاوری غیر از خدای متعال ندارد، تازه از توهّم بیرون آمده است؛ حال به کجا رو بزند؟

در دعای کمیل می‌گوییم: «اللَّهُمَّ لَاأَجِدُ لِذُنُوبِى غافِراً» کسی غیر از تو مرا نمی‌بخشد…

اگر کسی بداند که یاوری بغیر از خدای متعال وجود ندارد، باب نصرت الهی، راهی که شما به نصرت الهی پیدا کنید، امام است، امام زمان ارواحنا له الفداه است.

یعنی آن لحظه‌ای که بیچاره و مریض و گرفتار هستی و دل تو شکسته است و تنها و غریب و بی‌پول هستی، آن لحظه باید چکار کنم؟ این متون ما را برگردانده‌اند.

آن روزی بیچاره هستی که بی‌امام هستی، وقتی امام داری که «وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ»، خدایا! تو خواسته‌ای که او پناه ما باشد، «وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ»، و او ما را یاری کند.

دعا

ان شاء الله خدای متعال توجّه ما را به امام زمان ارواحنا له الفداه، لحظه به لحظه روزافزون کند.

ان شاء الله خدای متعال فقر ما را در برابر امام زمان ارواحنا له الفداه پیش چشممان، دائماً نصب العین ما قرار دهد.

ان شاء الله خدای متعال دائماً ما را متوجه این موضوع قرار دهد که امام زمان ارواحنا له الفداه پناهگاه ما و پناه ما و فریادرس ما و غوث ما و غیاث ماست.

ان شاء الله خدای متعال ما را لحظه‌ای از این موضوع غافل نکند که در این عالم همه‌کاره‌ی ما امام زمان ارواحنا له الفداه است.

خدایا! ما را از کسانی که حضرت حجّت سلام الله علیه از آن‌ها راضی هستند، خدایا! منّت رضایت او را روزی ما بفرما.

خدایا! از همینجا سلام و عرض ادب ما را به محضر مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.

خدایا! نصرت خودت را بر ما نازل بگردان.

خدایا! دشمنانت را از ما ناکام بفرما.

خدایا! رهبرمان را زیر سایه‌ی امام زمان ارواحنا له الفداه، رزمندگانمان را تحت عنایت و توجهات امام زمان ارواحنا له الفداه، مسئولین و مردممان را تحت عنایت امام زمان ارواحنا له الفداه موفق و سلامت و در عافیت حفظ بفرما.

خدایا! شهدای ما، رهبر عظیم الشأن ما، امام راحل ما، بستگان ما، کس و کار ما، اموات شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را با امیرالمؤمنین صلوات الله علیه محشور بفرما.

در حرم‌های اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین اعلام کنیم که پناه آورده‌ایم

کمتر از یک ماه قبل توفیقی شد و در حرم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه زیارت مطلقه ششم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را می‌خواندم، ناگهان به اینجا رسید…

خدای متعال از ما خواسته است که به هیچ جایی رو نزنیم، الا یک جا…

عزیزان! بدانید که خدای متعال معزّ است، این خدای متعال است که عزّت می‌دهد، خدایی که معزّ است نمی‌گوید ما به هر کسی رو بزنیم، بعد آن شخص ما را رد کند و آبروی ما را ببرد، خدای متعال نسبت به ما خیلی غیور است، اگر خدای متعال ما را به درِ خانه‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و فرزندان ایشان فرستاده است، چون از آنطرف اطمینان داشته است که این‌ها ما را ذلیل نمی‌کنند.

آنجا اواخر زیارت رو به ضریح می‌گوییم «أَتَيْتُكَ زائِراً» اینجا زائر آمده‌ام…

من هروقت به زیارت می‌روم، چون خودم بیچاره هستم، از طرف همه‌ی کسانی که زمانی یک صوتی از من شنیده‌اند، یا پای منبر من بوده‌اند، هر شیعه‌ای که محبّ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، هر شیعه‌ای که شوق به زیارت حضرت دارد، هر کسی که تابحال یک قطره اشک ریخته است، هر کسی ذرّه‌ای محبّت دارد… همه را شریک می‌کنم بلکه ما را هم نگاه کنند، لذا از طرف شما هم گفته‌ام که «أَتَيْتُكَ زائِراً» به زیارت تو آمده‌ام، چند عبارت می‌گوید، بعد می‌گوید اینطور بگو که «فَزِعاً إِلَيْكَ» به تو پناه آورده‌ام، «رَجاءَ رَحْمَةِ رَبِّي» به امید اینکه رحمت خدا بر من نازل شود به تو پناه آورده‌ام.

حال این را به وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه عرض می‌کنم که بعداً روضه‌ی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را برای امام زمان ارواحنا له الفداه بخوانیم.

می‌گوییم «يَرْجِعُ الْعَبْدُ الْآبِقُ»[20] بنده‌ی فراری برگشته است، «وَمَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ» مملوک شما دوست دارد توبه کند و به شما برگردد.

چیزی ندارم که امام زمان ارواحنا له الفداه به من نگاه کنند، اما می‌دانم که به نام مادرشان حساس هستند.

روضه و توسّل به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

یا صاحب الزمان!

مادرتان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به هر کس و ناکسی رو زدند…

البته توجّه کنید که رو زدن برای خود انسان خوب نیست، وگرنه اگر انسان برای فقیری به کسی رو بزند، یک چیز دیگری است.

ان شاء الله خدای متعال هیچکدام ما را مبتلا نکند که بخواهیم برای حاجات خودمان به خلق الله رو بزنیم.

یا صاحب الزمان! مادرتان با اینکه وضع مزاجی و مناسب و شرایط مساعدی نداشتند و قلبشان برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم سوخته بود و رکن ایشان شکسته بود، اما در بعضی از نقل‌ها هست که برای مظلومیت پدرتان به در این خانه و آن خانه رفتند…

آن کسی که اولیای خدا و انبیاء الهی آرزو داشتند که روزی صدیقه طاهره سلام الله علیها قدم‌رنجه کنند و پا به سر ما بگذارند و توجّهی به ما کنند، او به درِ خانه‌‌هایی رفت و آن‌ها بی‌محلّی کردند…

ان شاء الله برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بمیرم، این موضوع برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سخت‌تر می‌گذرد…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه این بدن را داخل قبر گذاشت…

بعداً خود امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود که با شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دو رکن من شکست…

آدمی که ستون فقرات ندارد، دیگر نمی‌تواند خودش را هم نگه دارد، چه برسد به اینکه بخواهد کاری کند… خودتان جلوتر این موضوع را از کلام حضرت درمی‌یابید.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را داخل قبر گذاشت، لابد آداب دفن را رعایت کرد، صورت را باز کرد، خاک زیر صورت را تجمیع کرد، نمی‌دانم چون حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لازم نداشتند، اما باید برای تلقین خواندن شانه را تکان داد… بدنی باقی نمانده بود، چیزی نمانده بود… «نَحَلَ جِسْمُهَا وَ ذَابَ لَحْمُهَا وَ صَارَتْ‏ كَالْخَيَال»،[21] گوشت بدن آب شده بود…

وقتی کارها را انجام داد، خواست روی قبر را بپوشاند، نشست، «فَلَمَّا نَفَضَ یَدَهُ مِن تُرَابِ الْقَبْرِ»،[22] وقتی دست خود را از روی خاک برداشت، ارتباط قطع شد، خاک بین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فاصله انداخت، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دست‌ها را بهم زد، «هَاجَ بِهِ الحُزن»، دیدند غم به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هجوم آورد، از دو چشم مبارک حضرت اشک سرازیر شد، پناه عالم یک لحظه بی‌پناه شد…

اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین یاد داده‌اند که در اوج بی‌پناهی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را پناه قرار می‌دهند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کرد: «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، عَنِّی وَ عَن إبنَتِک» از جانب خودم و دخترتان به شما سلام عرض می‌کنم…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اهلِ گله نبود، اما موضوعِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تفاوت داشت…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کرد: «قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي»،[23] یا رسول الله! تحملِ این داغ برای من دشوار شده است… «وَ عَفَا عَن سَیِّدَۀِ نِسَاءُ الْعَالَمِینَ تَجَلِّدی»، یا رسول الله! نمی‌توانم بر روی پای خود بایستم…

کمی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم صحبت کرد، این قسمت خیلی تلخ است، من این قسمت را رها می‌کنم و در نهایت دوباره برمی‌گردم… اینجا یک روضه‌ی سنگینی برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم خوانده‌اند و گفتند با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چه کردند…

بعد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رو به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کرد و عرض کرد: «أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ»،[24] من فراموش نمی‌کنم، این جگر خنک نخواهد شد… داغی که بر دلم گذاشتی دیگر خنک نخواهد شد، «أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ» من شب‌ها به یاد این دفن غریبانه خواهم افتاد و نمی‌توانم بخوابم، خواب شب را بر من حرام کردی…

شاعری عبارتی گفته است، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رو به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کرد… برای کسی که امین الله فی أرضه هست، می‌خواهد به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بگوید که چه چیزی تحویل داده است… ان شاء الله خدا نیاورد که کسی امانتی از کسی بگیرد… امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نه کم‌کاری کرد، نه نعوذبالله خطا کرد، همه‌ی وظیفه را به کمال انجام داد، ولی بالاخره آن بدنی که آورده است به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تحویل دهد، با آن فاطمه‌ای که شب عروسی تحویل گرفته است… همین بیت سید عباس مدرّسی را می‌خوانم… می‌گوید اینجا یک لحظه همه‌ی وجود امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در برابر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم شرم شد و گفت: «وَ وَدِیعَتُکَ الزَّهْرَاءُ عَادَتْ كَمَا تَرَى» ودیعه‌ی شما (فاطمه‌تان) آمده است… نگفت من آورده‌ام… یا رسول الله! همینطور که می‌بینید ودیعه نزد شما آمده است، «وَلَکِنَّهَا عَادَۀ وَ لَیسَت کَمَاهِیَا» اما این فاطمه آن فاطمه‌ای که به من تحویل دادید نیست…


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] نهج البلاغه، حکمت 66

[5] غرر الحکم و درر الکلم، جلد ۱، صفحه ۷۲۲ (نَالَ اَلْغِنَى مَنْ رُزِقَ اَلْيَأْسَ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ وَ اَلْقَنَاعَةَ بِمَا أُوتِيَ وَ اَلرِّضَا بِالْقَضَاءِ .)

[6] سوره مبارکه یوسف، آیه 39 (يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ)

[7] نهج البلاغه، نامه 31

[8] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، جلد ۹، صفحه ۴۴۲ (مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلرَّضِيُّ فِي نَهْجِ اَلْبَلاَغَةِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِنَّ فَوْتَ اَلْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْعَفَافُ زِينَةُ اَلْفَقْرِ وَ اَلشُّكْرُ زِينَةُ اَلْغِنَى.)

[9] نهج البلاغه، نامه 53

[10] نهج البلاغه، حکمت 396

[11] الکافی، جلد ۲، صفحه ۱۴۹ (وَعَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، اكْتُبْ لِي إِلَى إِسْمَاعِيلَ بْنِ دَاوُدَ الْكَاتِبِ لَعَلِّي أُصِيبُ مِنْهُ. قَالَ: «أَنَا أَظُنُّ بِكَ أَنْ تَطْلُبَ مِثْلَ هَذَا وَشِبْهَهُ، وَلَكِنْ عَوِّلْ عَلَى مَالِي»)

[12] الکافي، جلد ۴، صفحه ۲۱ (عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنِ اَلْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ اَلصَّيْرَفِيِّ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ قَيْسِ بْنِ رُمَّانَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَذَكَرْتُ لَهُ بَعْضَ حَالِي فَقَالَ يَا جَارِيَةُ هَاتِ ذَلِكَ اَلْكِيسَ هَذِهِ أَرْبَعُمِائَةِ دِينَارٍ وَصَلَنِي بِهَا أَبُو جَعْفَرٍ فَخُذْهَا وَ تَفَرَّجْ بِهَا قَالَ فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا هَذَا دَهْرِي وَ لَكِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ تَدْعُوَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِي قَالَ فَقَالَ إِنِّي سَأَفْعَلُ وَ لَكِنْ إِيَّاكَ أَنْ تُخْبِرَ اَلنَّاسَ بِكُلِّ حَالِكَ فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ .)

[13] دعای اول صحیفه سجادیه

[14] سوره مبارکه غافر، آیه 60 (وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ)

[15] مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ۱۷، صفحه ۲۷ (اَلطَّبْرِسِيُّ فِي اَلْمَكَارِمِ : وَ لَقَدْ جَاءَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِبْنُ خَوَلِيٍّ بِإِنَاءٍ فِيهِ عَسَلٌ وَ لَبَنٌ فَأَبَى أَنْ يَشْرَبَهُ فَقَالَ شَرْبَتَانِ فِي شَرْبَةٍ وَ إِنَاءَانِ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ فَأَبَى أَنْ يَشْرَبَهُ ثُمَّ قَالَ مَا أُحَرِّمُهُ وَ لَكِنْ أَكْرَهُ اَلْفَخْرَ وَ اَلْحِسَابَ بِفُضُولِ اَلدُّنْيَا غَداً وَ أُحِبُّ اَلتَّوَاضُعَ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اَللَّهُ .)

[16] صحیفه سجادیه، دعای 44

[17] محاسبة النفس، جلد ۱، صفحه ۳۸ (أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ أَبِي يُلِحُّ فِي اَلدُّعَاءِ يَقُولُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ حَتَّى يَنْقَطِعَ اَلنَّفَسُ ثُمَّ يَعُودُ ثُمَّ يَعُودُ .)

[18] الکافي، جلد ۳، صفحه ۳۲۸ (عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زِيَادٍ اَلْقَنْدِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلِّمْنِي دُعَاءً فَإِنِّي قَدْ بُلِيتُ بِشَيْءٍ وَ كَانَ قَدْ حُبِسَ بِبَغْدَادَ حَيْثُ اُتُّهِمَ بِأَمْوَالِهِمْ فَكَتَبَ إِلَيْهِ إِذَا صَلَّيْتَ فَأَطِلِ اَلسُّجُودَ ثُمَّ قُلْ يَا أَحَدَ مَنْ لاَ أَحَدَ لَهُ حَتَّى تَنْقَطِعَ اَلنَّفَسُ ثُمَّ قُلْ يَا مَنْ لاَ يَزِيدُهُ كَثْرَةُ اَلدُّعَاءِ إِلاَّ جُوداً وَ كَرَماً حَتَّى تَنْقَطِعَ نَفَسُكَ ثُمَّ قُلْ يَا رَبَّ اَلْأَرْبَابِ أَنْتَ أَنْتَ أَنْتَ اَلَّذِي اِنْقَطَعَ اَلرَّجَاءُ إِلاَّ مِنْكَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ قَالَ زِيَادٌ فَدَعَوْتُ بِهِ فَفَرَّجَ اَللَّهُ عَنِّي وَ خَلَّى سَبِيلِي .)

[19] الکافي، جلد ۲، صفحه ۵۸۰ (مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ دَاوُدَ اَلرَّقِّيِّ قَالَ: إِنِّي كُنْتُ أَسْمَعُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَكْثَرَ مَا يُلِحُّ بِهِ فِي اَلدُّعَاءِ عَلَى اَللَّهِ بِحَقِّ اَلْخَمْسَةِ يَعْنِي رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنَ وَ اَلْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ .)

[20] مناجات التائبین

[21] مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ۲، صفحه ۳۶۱ (دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ ، رُوِّينَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسَرَّ إِلَى فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ أَنَّهَا أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُ بِهِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ فَلَمَّا قُبِضَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ نَالَهَا مِنَ اَلْقَوْمِ مَا نَالَهَا لَزِمَتِ اَلْفِرَاشَ وَ نَحَلَ جِسْمُهَا وَ ذَابَ لَحْمُهَا وَ صَارَتْ كَالْخَيَالِ وَ عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَبْعِينَ يَوْماً فَلَمَّا اُحْتُضِرَتْ قَالَتْ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ كَيْفَ أُحْمَلُ وَ قَدْ صِرْتُ كَالْخَيَالِ وَ جَفَّ جِلْدِي عَلَى عَظْمِي قَالَتْ أَسْمَاءُ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنْ قَضَى اَللَّهُ إِلَيْكِ بِأَمْرٍ فَسَوْفَ أَصْنَعُ لَكِ شَيْئاً رَأَيْتُهُ فِي بَلَدِ اَلْحَبَشَةِ قَالَتْ وَ مَا هُوَ قَالَتِ اَلنَّعْشُ يَجْعَلُونَهُ مِنْ فَوْقِ اَلسَّرِيرِ عَلَى اَلْمَيِّتِ يَسْتُرُهُ قَالَتْ لَهَا اِفْعَلِي فَلَمَّا قُبِضَتْ عَلَيْهَا السَّلاَمُ صَنَعَتْهُ لَهَا أَسْمَاءُ فَكَانَ أَوَّلُ نَعْشٍ عُمِلَ لِلنِّسَاءِ فِي اَلْإِسْلاَمِ .)

[22] أمالي، شیخ طوسي، صفحه: 110-109 / امالی شیخ مفید، صفحه: 281-283 (فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ، وَ أَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ، وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ، وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ، وَ الثَّابِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ، الْمُخْتَارِ اللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اللِّحَاقِ بِكَ، قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي، إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ الْحُزْنِ الَّذِي حَلَّ بِي لِفِرَاقِكَ لَمَوْضِعَ التَّعَزِّي، وَ لَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي، وَ غَمَضْتُكَ بِيَدِي، وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي، نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ نِعْمَ الْقَبُولُ، وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏. قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ، وَ اخْتُلِسَتِ‏ الزَّهْرَاءُ، فَمَا أَقْبَحَ‏ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ، يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ، لَا يَبْرَحْ الْحُزْنُ‏ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي فِيهَا أَنْتَ مُقِيمٌ، كَمَدٌ مُقَيِّحٌ، وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ، سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو، وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَاهُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا، فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ، فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا، وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ‏…

[23] روضة الواعظین، جلد ۱، صفحه ۱۵۲ (وَ رُوِيَ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ : عِنْدَ دَفْنِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ اِبْنَتِكَ اَلنَّازِلَةِ فِي جِوَارِكَ وَ اَلسَّرِيعَةِ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِي إِلاَّ أَنَّ لِي فِي اَلتَّأَسِّي بِعِظَمِ فُرْقَتِكِ وَ فَادِحِ مُصِيبَتِكِ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ  فَلَقَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ بِهَا مُقِيمٌ وَ سَتُنْبِئُكَ اِبْنَتُكَ فَأَحْفِهَا اَلسُّؤَالَ وَ اِسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ هَذَا وَ لَمْ يَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ اَلذِّكْرُ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمَا سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ قَالٍ وَ لاَ سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ بِهِ اَلصَّابِرِينَ.)

[24]  الأمالي (للمفید)، جلد ۱، صفحه ۲۸۱ (قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْهُرْمُزَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لاَ يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اَللَّهُ عَلَى اِسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ – فَلَمَّا حَضَرَتْهَا اَلْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلاً وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ اَلْقَبْرِ هَاجَ بِهِ اَلْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنِ اِبْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ – وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ لَهَا اَللَّهُ سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ تَجَلُّدِي- إِلاَّ أَنَّ فِي اَلتَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ اَلْحُزْنِ اَلَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ اَلتَّعَزِّي – فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَنْعَمُ اَلْقَبُولِ – إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ  – لَقَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ وَ اُخْتُلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ – لاَ يَبْرَحُ اَلْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو – وَ سَتُنَبِّئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلاً وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اَللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ  سَلاَمٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ وَ اَلصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ اَلثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ اَلرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اَللَّهِ تُدْفَنُ اِبْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ اَلذِّكْرُ فَإِلَى اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ اَلْعَزَاءِ – وَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .)

مطالب مرتبط

منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه هشتم
بی‌نیازی و تَعَفُّف
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، از نگاه ائمه علیهم السلام
روایت فتح
امام؛ مفزع و پناه
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه دهم (جلسه آخر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *