«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر باعظمت حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا، پدر و مادرهای شما، امام راحل، رهبر والامقام و عظیم الشأن و کمنظیر تاریخ تشیع، رهبر عظیم الشأن شهید، هدیه به روح مرجع بافضیلت، عالم بیبدیل، مرحوم آیت الله العظمی شبیری زنجانی رضوان الله تعالی علیه، سلامتیِ همهی رزمندگان اسلام، سلامتیِ رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی، سلامتی همهی مجاهدان خیابان، سلامتی اهالی میدان ونک صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
بیش از دویست روز حضور در خیابان
سلام عرض میکنم، ان شاء الله خدای متعال به شما قوّت بدهد، چند نکتهی مختصر به محضر شما عرض میکنم.
اول اینکه شاید شب سی و چندم بود که خیلی به چشممان زیاد آمده بود، عرض کردم اینکه ما میگوییم «ما اهل کوفه نیستیم»، در ماجرای صفین، مردم کوفه بعد از صد روز کم آوردند.
بالاخره اگر شما هم اطراف خودتان را نگاه کنید، بعضیها کم آوردهاند، این موضوع طبیعی است.
همان روز عرض کردم کسانی که سی و چند روز آمدهاند، بیش از بقیه به خدای متعال بدهکار هستند، و در کارنامهی عمل اینها اتفاقی رخ داده است که کمنظیر است. البته واضح است که بنده قصد ندارم شما را با کسی مقایسه کنم، این خدای متعال است که از باطنها باخبر است، اما امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بعد از ماجرای سقیفه به چند نفر فرمودند که جمع شوید، عدهی معدودی یک شب یا سه شب جمع شدند و سپس کم آوردند، بقیه هم نیامدند.
اینکه این همه خیابان و میدان، بیش از دویست شب، بیش از هفت ماه… بنده هرچه جستجو میکنم در تاریخ نمونهای برای این موضوع نمیشناسم؛ حتّی برای یاری امام معصوم هم چنین نمونهای به یاد ندارم، چه برسد برای یاری سرباز امام معصوم؛ و خوشا به حال شما که در کارنامهی عمل شما اتفاقی رخ داده است که در تاریخ نمونه ندارد، دویست و پانزده شب در دفاع از ولایتِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین و ایستادن پای کار سرباز اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین.
امیدوار هستیم که ان شاء الله امام زمان ارواحنا له الفداه این پایداری شما را امضاء کنند.
همانطور که خبر دارید، رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی به بعضیها دستور دادهاند که از طرف ایشان به چند گروه خداقوت بگویند.
ما در تاریخ، معمولاً هرچه داریم، بیچارگیهای مردم است، یعنی عوامی که کم آوردهاند، عوامی که خراب کردند، عوامی که خسته شدهاند، عوامی که اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را یاری نکردند، عوامی که غُر زدند، عوامی که دنیا را ترجیح دادند، عوامی که باعث مظلومیت اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین شدند.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اوایل خیلی از مردم کوفه تعریف و تمجید میکرد، چون آن زمان خیلی خدمت میکردند؛ اما سختیهای روزگار باعث شد که آن مردم کم بیاورند و از آرمانها عقب بنشینند و دچار ارتداد شوند… ارتداد به معنای عقبگر و انقلاب علی الاعقاب، خسته شدن، تکراری شدن…
خدای متعال به شما لطف کرده است و ان شاء الله در کارنامهی عمل شما چیزی مینویسد که در تاریخ برای کسی این میزان حضور نیست. البته ما مثلاً در جنگ هشت ساله رزمندگان عزیزی را داشتهایم، یا عزیزانی که الان پای لانچر هستند، یا عزیزان نیروی دریایی ما؛ ولی آنها نیروی نظامی هستند و رسماً سرباز امام زمان ارواحنا له الفداه هستند و ان شاء الله خدای متعال به آنها اجر هم خواهد داد. اما مردم شهرها که هفت ماه پای دستور ولی امرشان بایستند، من در تاریخ سابقهای برای این امر در یاد ندارم. و اگر برای این موضوع تا قیامت سر به سجده بگذاریم… نوع مردم بدون هیچ چشمداشتی در این میادین حضور پیدا کردند و برای خدا آمدند و از رهبر عزیزمان دستور تشکر صادر شده است، این بدین معناست که دستور را درست انجام دادهاند.
ان شاء الله خدای متعال این حضور شما را به چشم امام زمان ارواحنا له الفداه برساند.
ان شاء الله امام زمان ارواحنا له الفداه این حضور شما در این میادین را، حضور در محضر خودشان قلمداد کنند.
ان شاء الله همهی شما عزیزان و هر کسی که در اقطار این ایران عزیز ما، بخاطر خدا، بخاطر اینکه کلام این رهبر عظیم الشأن روی زمین نماند، بخاطر خدا سختیها را هموار کردند و آمدند، ان شاء الله امام زمان ارواحنا له الفداه همه را قبول کنند، صلواتی مرحمت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
صدورِ انقلاب اسلامی
نکتهی دوم این است که در میان همین سختیها و مشکلاتی که ما داریم… یک جلسه هم عرض کردم که شاید ما متوجه بعضی از مشکلاتی که در آن قرار داریم نباشیم، بنده در این ایام چندین سفر داشتم، سفر کاری برای کتابخانه بود، باید به جاهایی میرفتم و کتاب میآوردیم، با خیلی از مسلمانان کشورهای مختلف دیدار مکرر داشتم؛ حکومتها چون خیلی میترسند کار خودشان را میکنند، آنها بیچاره و دنیاپرست هستند، آنها سربازِ بدبختِ کفار هستند، اما خدای متعال شاهد است که اگر فیلمها و تصاویری که از این مسلمین مناطق مختلف… امور کتاب مربوط به فرهیختگان کشورهای مختلف است، اگر برای امنیت آنها در کشورهایشان خوف نبود، میشد خیلی از آنها را منتشر کرد.
یک جوان اردنی وقتی میخواست با من حرف بزند، طوری حرف میزد که حتّی نفرِ کناری او هم نفهمد!
او به من میگفت: وقتی موشکهای شما از بالای سر ما رد میشود… همانطور که میدانید پدافند امریکا در اردن برخی از آنها را میزد… آن شخص میگفت: وقتی پدافند کشور ما موشکهای شما را میزند، خانوادههای ما از خجالت گریه میکنند، و وقتی عبور میکند و متوجه میشویم از کشور ما رد شد و به سرزمینهایی که باید اصابت کند، اصابت میکند، بچههای ما کف میزنند و بچههای کوچک از خوشحالی میرقصند.
بعد کنار گوش من به من گفت: ما برای فقید شما گریه کردیم، و خجالت کشیدیم که شما با رأس کفار جنگیدید و مسئولین ما به شما خیانت میکنند.
سپس به من گفت: در اردن اینگونه است که در هر خانواده یک نفر مأمور امن حکومت است، پول کلان دریافت میکند که بقیه را کنترل کند، مثلاً برادر من پزشک است اما نیروی امن حکومت است که حواس او به ما باشد، ما حتّی نمیتوانیم نفس بکشیم.
یا یک آدم فرهیختهی مصری میگفت: سر و صدای دولتهای ما را نگاه نکنید، بیش از نود درصد مردم ما وقتی با یکدیگر خصوصی صحبت میکنند، اگر مطمئن باشند که جاسوس حضور ندارد، میگویند که ما ایرانیها را در نماز خود دعا میکنیم.
همانطور که میدانید ما اختلاف نظر فکری زیادی با اینها داریم، به جهت اینکه کشورها منطقه… نه کشورهای منطقه، بلکه پایگاههای امریکایی در کشورهای منطقه را مورد اصابت قرار دادیم، و کشورهای منطقه آسیبهای فراوانی دیدهاند.
شاید شما در اینجا محدودیتهایی برای بنزین داشته باشید، اما در همین عراق باید حداقل یک ساعت در صف باشند، قیمتها سر به فلک کشیده است، رونق اقتصادی از بین رفته است.
طبعاً اینها بر علیه ما تبلیغ میکنند، با این حال میگفتند نود درصد مردم ما اگر احساس کنند کسی جاسوس نیست، از قدرت شما میگویند.
در یکی از کشورهایی که قصد بیان نام آن را ندارم، ما برای کاری رفته بودیم، و شاید برخی دیگر در آنجا برای امور دیگری بروند، وقتی رانندهی تاکسی متوجه شد ما ایرانی هستیم، یک عبارتی گفت که من به دوستان خود گفتم که این صدور انقلاب اسلامی است!
راننده گفت: ایران قویست! شیطان بزرگ…
من گفتم: اینکه حرف امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را یک رانندهی تاکسی کشور دیگر، بجای لفظ امریکا از «شیطان بزرگ» استفاده میکند… ان شاء الله خدای متعال در پروندهی شما بنویسد که این حضور و استقامت شما به دنیا فهماند که امریکا شیطان بزرگ است.
آنچه من در کشورهای مختلف دیدم، شاید ده درصد تحت تأثیر وهابیت یا حکومتهای طاغوتیِ منطقه باشند، اما نود درصد اگر احساس امنیت کنند و جرأت کنند حرف بزنند، چند چیز میگویند. یکی اینکه مبهوتِ قدرت نیروهای نظامی ما هستند، یکی اینکه مردم شما استقامت میکنند و خسته نمیشوند.
شاید در روزگار ما هیچ تبلیغی نمیتوانست مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را آنطور که شما تبلیغ کردید، تبلیغ کند.
میگویند اینها چه چیزی دارند که خسته نمیشوند؟ اینها به عشق چه کسی ایستادهاند؟ آیا حقوق میگیرند؟ چرا نمیترسند؟ آیا اینها مشکلات ندارند؟ آیا به کسانی که در میادین حضور دارند یک چیز اضافه میدهند؟ آیا منفعتی دارند؟
بالاخره به آنها هم خبر میرسد و افراد و خبرنگارهایی میآیند…
سؤالی که دارند این است که چه چیزی اینها را نگه میدارد؟ اینها چه چیزی دارند که استقامت میکنند؟ و چرا ما نمیتوانیم استقامت کنیم؟
کتابفروشی یک رقم بسیار کلانی از ما طلب داشت، حتّی تلفن ما را جواب نمیداد، در یک کشور دیگری او را دیدیم، دیدم ما را بلاک کرده است! به او گفتم: تو که از ما طلب داری، چرا ما را بلاک کردهای؟
او گفت: اگر پیام یک ایرانی برای من بیاید… ما را رصد میکنند…
آنها اینگونه میترسند، بعد میگویند اینها چطور نمیترسند؟ اینها چطور استقامت کردهاند؟ چه چیزی باعث شده است که استقامت میکنند؟ چه انگیزهای دارند؟
اگر سال قبل به خود ما میگفتند که باید چقدر خرج کنیم تا بتوانیم چند شب مردم را در خیابان نگه داریم؟…
دویست و پانزده شب! ماشاء الله! ان شاء الله بر چشم بد لعنت، و ان شاء الله خدای متعال به شما برکت بدهد.
استمرار شکوه و استقامت
همانطور که خبر دارید، دستوری که آمده است، پایانی قرار نداده است، ولی ظاهر امر این است که باید حداقل تا پایان سال حضور داشته باشیم، و تازه دستور دادهاند که باید رونق بیش از قبل شود، باید افراد مختلف بیایند.
ان شاء الله خدای متعال به شما که آمدهاید خیر بدهد، ان شاء الله خدای متعال کمک کند که با پرچمهای بیشتری اینجا را مزیّن کنید، البته حضور شما آراستگیِ این میدان است.
بخش اول عرایض بنده این بود که بنده بعنوان یک طلبهی کوچک، با اینکه لیاقت ندارم با افتخار پای شما و همهی مجاهدان خیابان را میبوسم، و ان شاء الله خدای متعال این قدمها را راسخ کند و ان شاء الله این دعای «وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ» را در مورد قدمهای یکایک شما، با دعای امام زمان ارواحنا له الفداه اجابت شود.
اجرِ صبر
نکتهی دوم این است که ما که اینجا قرار داریم، خیلی طبیعی است که اختلاف سلیقه و اختلاف نظر باشد، اکثریت مردم پای کار بودند، گروههایی دوست داشتند خیابان را به نفع خودشان مصادره کنند، روسیاهی هم برای آنها، هر کسی از هر گروهی که سعی کرد موضوع خیابان را از موضوع جهاد به مسائل شخصی و منافع حزبی سوق دهد.
اما نکتهای عرض میکنم و آن هم این است که ما آنچه از نامههای رهبری میبینیم، و از استعلامهایی که صورت میگیرد، میبینیم باید یک بخش مهم موضوع میدان «یادآوری این پیروزی و نصرت الهی» باشد.
لذا من این چند آیه را برای شما میخوانم، البته بدون اینکه بخواهم آیهای را تحریف کنم، امیدواریم صلواتی که خدای متعال در این آیات فرموده است، شامل حال شما هم شود.
خدای متعال در سوره مبارکه بقره میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ»،[4] بالاخره مشکلات و مسائل و سختیهایی هست، عدهای وظایفی دارند که باید انجام دهند، فشار اقتصادی هست، اما اینجا که ما در خیابان ایستادهایم، اینجا یک سنگر است، که طرف مقابل ما هم دشمن است، و وقتی طرف مقابل دشمن است، انسان نباید حتّی یک آخ هم بگوید.
البته واضح است که این بدین معنا نیست که ما مشکل نداریم، این بدین معنا نیست که ممکن است انتقاد داشته باشیم، این بدین معنا نیست که ممکن است کسانی باشند که راهکارهایی داشته باشند، این بدین معنا نیست که کسی را نداریم که باید مشکلاتی را حل کند، یا مثلاً ما میخواهیم تخدیر کنیم و بگوییم مشکلی وجود ندارد؛ اما اینجایی که قرار داریم، اینجا جای این نیست که ما مشکلات خود را داد بزنیم، اینجا جای مواجهه با دشمن است، در نقطهی مواجههی با دشمن، انسان نباید ابراز ضعف کند.
همهی عظمت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه، همهی عظمت قمر بنی هاشم صلوات الله علیه این است که آن لحظهای که دست قمر بنی هاشم علیه السلام افتاد… دست مهمترین علمدار سیّدالشّهداء صلوات الله علیه افتاد و دیگر توان جنگیدن ندارد، آن مرد الهی بینظیر، منسوب است که این پسر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: «وَاللهِ إِنْ قَطَعْتُمُو يَمِينِي إِنِّي أُحَامِي أَبَدًا عَنْ دِينِي»،[5] با اینکه فاجعه رخ داده بود، او ابراز ضعف نکرد، با کس دیگری هم معامله کرد.
خیابان جای بیان ضعفها و کشیدن موضوع به مسائل فرعی نیست.
بنده که خیلی باور نمیکنم کسانی که این کارها را میکنند، با این همه دستور باز هم نمیفهمند. این هم بدین معنا نیست که ما منکر مشکلات شویم، مسلماً مشکلاتی هست، بعضیها سرِ خط نیستند، بعضیها تراز نیستند، بعضیها صد در صد پای کار نیستند، اما بیان این موضوع در اینجا درست نیست.
اینجا باید چکار کنیم؟ اینجا باید آن مسائل کلان را بگوییم، و آن چیزی که حقیقتاً تا حالا ما را نگه داشته است.
من چند جمله در مورد این موضوع عرض کنم که حقیقتاً چه چیزی تا حالا ما را نگه داشته است؟ که بعنوان یک طلبهی کوچک، وظیفهی خود که گفتن از دین است را عمل کرده باشم.
عزیزان! آن چیزی که قدرت ما بود و دشمن نمیتوانست روی آن حساب کند… دشمن همین ظواهر را میبیند، اگر از قبل قیافهی ما را نگاه میکرد، میگفت قاعدتاً اگر من فشار خود را کمی بیش از قبل کنم، فشار اقتصادی را بیش از قبل کنم، از اینها کشته بگیرم، اینها خواهند شکست.
این امر هم طبیعی بود، چون او بعنوان یک مستکبر درست فکر کرده بود، اصلاً عینک او همینطور است که فقط دنیا را ببیند.
اما ما چیزهایی داریم که او نمیتواند ببیند و نمیتواند به آن فکر کند، نسبت به آن محروم و نابیناست، آن این است که ما یک ظاهری داریم که همین گوشت و پوست ماست، و یک باطنی داریم که حمایت الهی است.
خدای متعال میفرماید که «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»، کسانی که پای کار بایستند، «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ»،[6] وقتی اینها به مصیبتی میرسند، اینطور نیست که دردی احساس نکنند، بلکه اینها مهربانتر از بقیه هستند، اینها تلخیِ بعضی از ناکامیها به کامشان بیش از بقیه است، اما فراموش نمیکنند که ما یک مبدأ داریم، اینها «قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ».
ان شاء الله خدای متعال رهبر شهید را رحمت کند، این در بیانات ایشان هست.
اینجا خدای متعال میفرماید: «أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ»،[7] …
اینجا خدای متعال بر این مؤمنینِ صبور و صبّار صلوات فرستاده است. یعنی آرامش نازل میشود.
آنجایی که میفرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا»،[8] ای پیغمبر! اموال واجب اینها را بگیر که اینها تطهیر شوند؛ بعد میفرماید: «وَصَلِّ عَلَيْهِمْ».
اینجا همهی شما را دعا کرده است.
آن چیزی که باعث ماندگاری و استقامت ماست، این نقطه است.
ملجأ و پناه ما
اواخر ماه صفر که اینجا به خدمت شما رسیده بودم، بحث یک شب بنده این بود که اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین مفزع هستند، یعنی پناه هستند.
چند جمله به آن اضافه میکنم که عرایض خود را با امام زمان ارواحنا له الفداه ختم کنم.
عزیزان! همانطور که اگر امام عصمت نداشته باشد، امام نیست، یعنی امامی که از جانب خدای متعال منصوب شده است خطا و گناه نمیکند، امام جاهل هم نداریم، یعنی امامی نداریم که نتواند پاسخ سؤالات شما را بدهد، امام معصوم باید علم داشته باشد، امام معصوم باید منصوص باشد، یعنی باید حتماً خدای متعال او را انتخاب کرده باشد، امام باید مفزع باشد، امام اگر پناه نباشد، امام نیست.
به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه گفتند: چرا شما اینقدر نسبت به ایتام التفات دارید و مهربانی میکنید؟ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «إِنَّ الْإِمَامَ أَبُو الْيَتَامَى»،[9] چون من امام هستم!
امام اگر نسبت به بیچارهها و مأمومین و یتیمها محبّت نداشته باشد که امام نیست.
امام است، در نتیجه پدر است، امام است، در نتیجه پناه است.
این یعنی اینکه هر کسی به او پناه ببرد، پناه میدهند.
منتها آن بیچارههای کفار بیکس و کار و بدبخت و غریب هستند، الآن فقط یک سر و صدایی دارند.
ما این موضوع را فهمیدهایم، ما در زیارت جامعهی کبیره میگوییم «وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ»، هر کسی به شما پناه بیاورد، شما به او پناه میدهید.
آن کافر این موضوعات را نمیفهمد، برای همین هم میگوید: اینها چه چیزی گرفتهاند که اینجا ایستادهاند و آرامش خاطر دارند؟
آن کافر این موضوع را نمیفهمد که «أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ»،[10]…
بنده اوایل جنگ عرض کردم که ما آدمهای شجاعی نیستیم، قبلاً با یک صدا تکان میخوردیم، چرا در این جنگ حتّی نسبت به جنگ دوازده روزه کمتر میترسیم؟ ما که کاری نکردهایم!
آیه نشان میدهد، «أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ»، خدای متعال آرامش خودش را بر پیامبرش و امامش و بر مؤمنین نازل میکند.
کسی که دلگرم به آن مبدأ باشد، به این راحتی با هر اتفاقی و با هر خبری تکان نمیخورد و دچار تلاطم نمیشود.
آنکه مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، آن سلسلهجنبانِ حقیقت، وقتی میخواست وارد کشور شود، از ایشان پرسیدند که چه حالی دارید؟
اتفاقاً ایشان خیلی آدم عطوفی بود، اشعار ایشان را ببینید تا متوجّه شوید که خیلی انسان لطیفی بوده است، اینکه پاسخ داد «هیچ»، منظور ایشان این بود که من الآن تلاطم ندارم که چه اتفاقی رخ خواهد داد. هر اتفاقی رخ دهد بر طبق ارادهی الهی است، حال شاید ارادهی خدا این باشد که هواپیمای امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را میزدند و ایشان شهید میشد و اتفاقاتی رخ میداد، یا میآمد و مینشست و حکومتی تشکیل میداد و مسیر پیش میرفت. در هر صورت کارگردان یک نفر دست و کار از دست این کارگردان در نمیرود.
ما باید این موارد را به یکدیگر یادآوری کنیم.
دعای عهدی که خیلی خوب است که ان شاء الله هر روز صبح بخوانید، آنجا به ما یاد دادهاند که این را تکرار کنیم، و وقتی میگوییم «امام پناه است»، کسی نگوید بالاخره خدا پناه است یا امام؟ اینها در طول یکدیگر هستند.
در دعای عهد میگوییم: «وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ»، میخواهیم بگوییم خدای متعال این موهبت را برای ما قرار داده است، میگوییم: خدایا! امام ما را مفزع بیچارگان قرار بده، یعنی پناه ما قرار بده، «وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ».
اگر ما در دنیا تنها هستیم، اگر دل ما شکست که اجازه ندادند زوّار ما در نجف اشرف سوار هواپیما شوند… البته جای گله از بعضیها هست، بالاخره انسان از بعضیها توقعاتی دارد، اما وقتی انسان ذرّهای احساس تنهایی میکند، میگوید الحمدلله که ذرّهای حال اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را درک کردیم، اگر بیکس و کار شویم، بشارت میدهیم و میگوییم چرا ما بیکس و کار شدیم؟ آیا ما ظالم بودیم یا کافری آمد و به ما ظلم کرد؟
اینجا به یاد این موضوع میافتیم که «وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ»، خدایا! اگر ما مظلوم شدیم، امام زمان ارواحنا له الفداه را پناه ما قرار بده، «وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ»، آن کسی که یاور بیکسان است… الحمدلله ما در دنیا پای کار تو ایستادهایم…
از طرفی مسئلهی ما که بر سر قسمتی زمین و دعوای خانوادگی و ارث و میراث نبوده است، جنگ ما با این کافر بر سر مسائل دینی است، اوایل جنگ بارها شنیدهاید و خودم هم اینجا عرض کردم که رسماً دو وزیر او گفتند که یک مشکل ما با ایران «اسلام» است، یکی هم «امام زمان»!
او که با ما دعوای شخصی ندارد!
الحمدلله! من به خودم نگاه میکنم و میبینم کجا فکر میکردم که کسی بخاطر اسلام بخواهد مرا بزند؟ این هم بشارت است که آن کافر میگوید من بخاطر اسلام با شما در جنگ هستم، اینطور ما میتوانیم به خدای متعال عرض کنیم که خدایا! ما در دفاع از تو اینطور مظلوم شدیم.
بعد به یاد این موضوع میافتیم که «وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ».
الحمدلله! اگر اینطور باشد، مولای ما، یاور ما، امام زمان ارواحنا له الفداه است.
لذا ان شاء الله این شبها با یک شوق بیشتری به میدان بیاییم، اینطور ببینیم که ما را به حرم حضرت علی بن موسی الرضا علیه الصلاة و السلام بردهاند، و بعد امشب میگویند اجازه دارید که یک شب دیگر هم برای زیارت بیایید.
چون این آمدنِ ما در میدان… هرچه نگاه میکنیم میبینیم که اگر نیّت کسی الهی نباشد، اصلاً وجهی ندارد که بخواهد حضور پیدا کند، اگر هوس است که یک شب کافی است.
دعا
ان شاء الله خدای متعال این حضور را با اخلاص قرار دهد.
ان شاء الله خدای متعال این حضور را با توجّه ما به بیچارگیمان و توجّه ما به چارهسازی حضرت حجّت سلام الله علیه قرار دهد.
ان شاء الله خدای متعال اثری در این حضور ما قرار دهد، که از آنجایی که نه ما میدانیم و نه دشمن، دشمن را از همین نقطه نابود کند.
ان شاء الله خدای متعال این «الهی آمین»های شما، این «مرگ بر امریکا»های شما را صاعقهی عذاب الهی بر سر کفار قرار دهد.
خدایا! از همینجا عرض سلام و ادب ما را به محضر مولا و مفزع و پناه و یاورمان امام زمان ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.
خدایا! در روز ظهور امام زمان ارواحنا له الفداه که آن را در زمان حیات ما قرار میدهی، ما را پای کار حضرت قرار بده.
خدایا! ما را جزو کسانی که در راه امام زمان ارواحنا له الفداه تلاش میکنند قرار بده.
خدایا! انگیزهی ما را برای خدمت به اسلام و برای این جهادی که روزی ما کردهای، روز به روز بیشتر و پرحرارتتر بگردان.
خدایا! شیطان و شیاطین را از اینکه ما را خسته کنند، ناامید بفرما.
خدایا! رضایت امام زمان ارواحنا له الفداه را بر ما منّت بگذار.
خدایا! شهادت در راه امام زمان ارواحنا له الفداه را نصیب همهی ما و کس و کار و فرزندان و خانوادهی ما بگردان.
خدایا! شهدای ما، امام راحل ما، اموات ما، علمای ما، رهبر عظیم الشأن شهید ما را با سیّدالشّهداء صلوات الله علیه محشور بفرما.
خدایا! رهبر عظیم الشأن ما، رهبر مجاهد ما، سربازان ما، مجاهدان خیابان را در پناه خودت مصون و محفوظ بفرما.
خدایا! نصرت خودت را بر ما نازل بفرما.
خدایا! ما را نقطهی عطف تاریخ دفاع از ولایت قرار بده.
خدایا! دشمنان ما را مایهی عبرت همهی ظالمان تاریخ و بیچارههای منکوبشده بگردان.
خدایا! هر کسی با هر حاجتی که آمده است، بیماران فراوانی که هستند، هر کسی با هر نیّتی که هست، هر کسی هر گرفتاری که دارد، تو را به کَرَم امام زمان ارواحنا له الفداه قسم میدهیم که حاجات همه را فوق رغبتشان عطا بفرما.
خدایا! اموات ما را با شهدای کربلا محشور بفرما.
خدایا! این ایام که ایامِ غربتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است… این ایام ایّامی است که طناب به گردن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه انداختند و حضرت را روی زمین کشیدند… و با اینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و صدیقه طاهره سلام الله علیها بودند، مردم مدینه بیمحلی کردند… خدایا! ما را از آنها قرار نده.
خدایا! ما را جزو گریهکنهای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و صدیقه طاهره سلام الله علیها که امام زمان ارواحنا له الفداه میپسندند بگردان.
خدایا! به برکت صلوات بر محمد و آل محمد نصرت خودت را بر ما نازل بفرما.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] سوره مبارکه بقره، آیه 155 (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ)
[5] مقاتل الطالبيين، صفحه ۵۹
[6] سوره مبارکه بقره، آیه 156 (الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)
[7] سوره مبارکه بقره، آیه 157 (أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ)
[8] سوره مبارکه توبه، آیه 103 (خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)
[9] الکافي، جلد ۱، صفحه ۴۰۶ (إِنَّ الْإِمَامَ أَبُو الْيَتَامَى، وَإِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هٰذَا بِرِعَايَةِ الْآبَاءِ)
[10] سوره مبارکه توبه، آیه 26 (ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ)