منبر فضائل علوی در آستان رضوی؛ جلسه دوم

حجت الاسلام کاشانی روز یکشنبه مورخ 14 دی 1404 در دومین جلسه‌ی منبر فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در آستان ملک پاسبان رضوی علیه السلام به بیان گوشه‌ای از دریای فضائل و مناقب مولای متقیان امیرالمؤمنین علیه السلام پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمت حضرت صدرالخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلوات المصلین، و همچنین محضر نورانی حضرت موسی بن جعفر، حضرت رضا، حضرت جواد، حضرت فاطمه معصومه و حضرت زینب کبری سلام ‌الله ‌علیهم أجمعین صلواتی عنایت بفرمایید.

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه، به محضر با عظمت حضرت بقیّة الله الاعظم، روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبت بفرمایید.

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

مرور مطالب قبل

خداوند را شاکریم که در بهترین مکانِ عالَم، توفیق سخن گفتن و شنیدن از امیرالمؤمنین علیه‌السلام را داریم.

 

تصور شما از بهشت ممکن است متفاوت باشد، اما به گمان بنده، بهشت جایی نیست جز آنکه در حریم حرم امام رضا علیه ‌السلام بنشینیم و در محضر ایشان، به سخن‌سرایی در شأن امیرالمؤمنین سلام ‌الله ‌علیه بپردازیم.

ان شاء الله خداوند متعال، در دنیا و آخرت، ما را از امیرالمؤمنین و فرزندانشان بی‌نیاز نگرداند و به جای دیگری حواله نکند.

موضوع جلسه پیشین این بود که سخن گفتن از امیرالمؤمنین علیه ‌السلام دشوار است، زیرا واژگان برای توصیف حضرت موجود نیست. هر تلاشی برای بیان بی‌ثمر است، چون در بیانِ لفظ دچار کاستی هستیم.

اگر گوینده فاقد عصمت باشد، فهم سخن گوینده نیز دچار خلل می‌گردد و اگر شنونده نیز غیرمعصوم باشد، درک او از کلام دچار خلل خواهد بود. ما در مواجهه با این امر، حداقل با سه نوع محدودیت مواجه هستیم.

اما در نهایت، در ماه رجب، که ماه ولایت است، بر آنیم تا به دستور اهل‌بیت علیهم‌السلام عمل نماییم. حال اگر توانایی شناخت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را نداریم، می‌توانیم جملاتی را با هم بگوییم و بشنویم.

ارزش مجالسِ فضائلِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین

این روایت مشهور را شنیده‌اید که حضرت فرمودند «یا فُضَيلٍ! تَجلِسونَ و تُحَدِّثونَ»؟[4] آیا در مجلسی می‌نشینید و با یکدیگر حدیث می‌خوانید؟ عرض کرد: «بله آقا» فرمودند: «إنَّ تلكَ المَجالِسَ اُحِبُّها».

یعنی امام صادق علیه ‌السلام فرمودند: « من نیز دوست دارم در مجالس شما شرکت کنم».

این توجه و تذکری برای ما است که در این مسیر، «گوینده» اهمیت ندارد؛ «شنونده» در این مورد اهمیت ندارد. اما در حقیقت، آنچه بیش از همه مهم است، این است که «از چه کسی سخن می‌گوییم».

مدار و محور اصلی، امیرالمؤمنین علیه ‌السلام است.

امام صادق علیه الصلاۀ و‌السلام فرمود «إنَّ تلكَ المَجالِسَ اُحِبُّها» من هم علاقمندم در مجالس شما حضور داشته باشم.

من پیشنهاد می‌کنم که خودِ بنده که به عنوان گوینده هستم به نیابت از امام رضا و امام صادق علیهما السلام سخن بگویم و شما نیز به نیابت از آنان بشنوید.

سپس فرمودند: «یا فُضَيلٍ مَنْ ذَکَرَنا…» یعنی هر کس یاد ما را زنده کند، «أو ذُكِرْنا عندَهُ» یا همانند شما که در حال شنیدن هستید، اگر در محضر کسی از ما سخنی به میان آید نه لزوماً اینکه صرفاً روضه خوانده شود و چشمان او از اشک خیس گردد…

ان‌ شاء الله خداوند متعال اشک چشم ما را تنها برای اهل‌بیت علیهم السلام قرار دهد.

فرمود، خداوند گناهان آن فرد را می‌بخشد حتی اگر شمارش آن ممکن نباشد.

نگاه کردن به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عبادت است

اجازه فرمایید پیش از ورود به مبحث اصلی، نکته‌ای را که اخیراً بیشتر برای بنده جلوه یافته و نیازمند طرح است، عرض نمایم.

مردم در مسجد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به نماز مشغول بودند. «أَنَّهُ كَانَ اَلنَّاسُ يُصَلُّونَ»[5]

رحمت خداوند بر جناب «ابن شهرآشوب» باد؛ ای کاش روزی یک «رواقی» یا یک «بَست» به نام ایشان در این آستان مقدس تأسیس شود، چرا که ایشان در مسیر ولایت و برائت در تاریخ تشیع، کم‌نظیر است و زحمات فراوانی را در این راه متحمل گردیدند.

«ابن شهرآشوب» نقل کرده است که…

می‌دانید که مردم در ماه رجب مشغول به خواندن نماز مستحبی می‌شوند.

امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در آن هنگام به نماز ایستاده بودند، «ابوذر غفاری» ایشان را نظاره می‌کرد. «وَ أَبُو ذَرٍّ يَنْظُرُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ» با وجود آنکه ابوذر خود عاشق عبادت و اهل تهجد بود، «أَنَّهُ كَانَ اَلنَّاسُ يُصَلُّونَ» اما هنگامی که مردم در حال اقامه نمازهای مستحبی بودند، «وَ أَبُو ذَرٍّ يَنْظُرُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ» وی در غرق تماشای امیرالمؤمنین علیه‌ السلام بود. به ایشان گفتند: «نماز نمی‌خوانید»!

ابوذر در پاسخ گفت: از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم شنیده‌ام که؛ «اَلنَّظَرُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عِبَادَةٌ»

تا زمانی که علی علیه السلام حضور دارند، اولویت با تماشای ایشان است؛ پس از آنکه به منزل بازگشتند، نماز خواهم خواند. اگر جز این عمل کنم، این فرصت  را از دست داده‌ام.

لذا برای ما سخن گفتن از فضائل امیرالمؤمنین علیه ‌السلام به مثابه مشاهده و استماع مستقیم از ایشان است. همه از ایشان سخن می‌گویند. مقدمه‌ای که عرض شد هم بر این مبنا بود که نمی‌توان از امیرالمؤمنین سلام الله علیه  سخن گفت.

ولادت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در خانه‌ی خدا

موضوع محوری کنونی، ولادت امیرالمؤمنین سلام ‌الله ‌علیه در کعبه‌ی مشرفه است. این شرافت عظیم، منوط به کیست؟

ابن أبی الحدید معتزلی، با وجود آنکه شیعه نیست، در تحلیل وقایع جنگ جمل و صفین و نهروان، بیان می‌کند که عده‌ای علی بن أبی طالب علیه السلام را در این نبردها، یاری کردند و بحث‌های فراوانی شده است که حضرت محق بوده‌اند؛ برای مثال، حضور صد و بیست نفر از اهل بدر  در جنگ جمل حضور داشتند و هشتصد نفر از اهل «بیعت رضوان» در صفین در کنار امیرالمؤمنین سلام الله علیه بودند.

اما «ابن أبی الحدید» نتیجه می‌گیرد که با ذکر آمار و ارقام گمان نکنید که حق با علی بن ابیطالب است؛ این افتخار نصیب اهلِ بدر شده که در جنگ جمل حاضر شدند و همچنین افتخار است برای آن اهلِ «بیعتِ رضوان» که در صفین حاضرگردید. شرافت را نباید معکوس تلقی کرد.

از این رو، هنگام مطالعه‌ی زیارت‌نامه‌های امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در مفاتیح الجنان، به نکته‌ای توجه کنید؛ مثلاً در زیارت روز هفدهم ربیع‌الاول که میلاد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، زیارتی مخصوص برای امیرالمؤمنین علیه السلام برای ولادت حضرت ذکر شده است.

به دلیل اینکه امیرالمؤمنین سلام الله علیه نفس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، ایام مبعث و آخر ماه صفر سالروز شهادت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، اوج ازدحام زائران در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام است. روز هفدهم ربیع نیز روز زیارت امیرالمؤمنین سلام الله علیه محسوب می‌شود.

در آغاز بسیاری از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، ابتدا سلام بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تقدیم می‌شود.[6] دو نفر هستند ولی گویی یک نفرند.

در روایتی مشهور، فردی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پرسید: برترین اصحاب شما کیست؟ ایشان فرمودند: فلانی. مثلاً جناب سلمان.

سائل پرسید: پس علی کجاست؟ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پاسخ دادند: «إِنَّمَا سَأَلْتَنِي عَنِ النَّاسِ»؛[7] تو از عموم مردم پرسیدی، «وَ لَمْ تَسْأَلْنِي عَنْ نَفْسِي» اما «علیٌ نَفْسِی» علی خودِ من است.

از این رو، هنگامی که ما درباره‌ی ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام در سیزدهم رجب، در خانه‌ی کعبه سخن می‌گوییم، این واقعه را یک شرافت برای ایشان تلقی نمی‌کنیم. بلکه در زیارت روز ولادت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم، به امیرالمؤمنین سلام الله علیه عرض می‌کنیم: «السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَكَّةُ وَ مِنًى‏» [8] هر جایی که ایشان تشریف ببرند، آن مکان شرافت می‌یابد.

یکی از علمای تراز اول تبریز، که در فنون ادبیات استاد بود، در خصوص مقام شامخ امیرالمؤمنین سلام الله علیه کلامی دارند و من به جهت تبرک، دو بیت از کلام ایشان را ذکر می‌کنم: ای کعبه، ز فیض نقش پایت. یعنی وقتی پا به این دنیا گذاشتی، کعبه از تو فیض گرفت.

ای کعبه، ز فیض نقش پایت

بر اهل جهان مطاف و مسجود

ای سرّ بقای کون و امکان

عالم همه فانی و تو موجود.

تشریف جهان آدمی را

در کون قدم زدی زهی جود

تا باز دهی به خاک ناچیز خاصیت طبع کیمیا را.[9]

 

این بدان معناست که مثلاً اگر در هر شهری چهره‌ی معروفی باشد تصویر او را در هر مکانی نصب کرده‌اند و به آن افتخار می‌کنند. اما انسان‌ها یک حیدر کرار در میانشان ظهور کرده است که به بشریت شرافت بخشیده است و با علی بن ابیطالب سلام الله علیه یک بشر هستیم.

مرحوم علامه جعفری بیان می‌کرد که علی سلام الله علیه «بنی نوع» ماست.

شاعر می‌گوید: تشریف جهان آدمی را… ایشان برای شرافت بخشیدن به جهان انسانی شبیه انسان‌ها نمودار گردید.

«متنبی» در هزار و صد سال قبل همین مضمون را بیان کرده است «قد شرَّفَ اللهُ أرضاً» خداوند متعال زمینی را شرافت داد که «أَنتَ ساكِنُها» هر مکانی که قدم بگذاری ما آن خاک را توتیای چشم خود خواهیم کرد.

«وَشَرَّفَ الناسَ» شرافت انسان‌ها از وجود ایشان است که؛ «إِذ سَوّاكَ إِنسانا»[10] شبیه انسان به زمین آمد.

برخی بیان می‌دارند که تمایز انسان‌ها با سایر موجودات در «حیوان ناطق بودن» و دارا بودن عقل است. بنده معتقدم یکی از تمایزات بنیادین انسان‌ها در میان موجودات، این است که در میان خودِ انسان‌ها، امیرالمؤمنین علیه‌ السلام حضور دارند.

ان شاء الله خداوند متعال اندکی شباهت میان ما و امیرالمؤمنین علیه ‌السلام برقرار فرماید و همگان از پرتو وجود ایشان شرافت کسب می‌کنند.

«شیخ حسین نجف»، که از شاگردان علامه بحرالعلوم بوده‌اند، نقل می‌کنند، «کُلُّ قُومٍ تَوسَّلَت بِنَبیٍّ» اگر هر پیامبری در گرفتاری یا در مسیر ارتقاء مقام خویش نیازمند پناهگاهی باشد، به حضرت علی علیه السلام پناه می‌آورد. «و به قَد تَوَسَّلت أنبیاها» انبیا علیهم السلام با ایشان بالا می‌روند. «وبِهِ الرُّسلُ کُلَّ مَا اشتَدَّ أمرٌ» هنگامی که دچار گرفتاری می‌شدند، به ایشان پناهنده شده «دَعَوُا الله فَاستَجَابَ دُعَاهَا»[11] و دعا می‌کردند و خداوند به برکت ایشان، دعا را مستجاب می‌فرمود.

هر فردی در این عالم که خواهان پیشرفت است، از امیرالمؤمنین سلام الله علیه گفته است.

توصیف امیرالمؤمنین سلام الله علیه در بیان شُعرا

گاهی به حرم امام علی و امام رضا علیهما السلام نگاه می‌کنیم و آرزو می‌کنیم که ای کاش! ما ساکن این حرمها بودیم، یک شاعر با نام «مولا مسیحا فسوی» با لحنی عاشقانه بیان کرده است: «مَنْ لِي بِعَاصِفِ شَمْلَالٍ يُبَلِّغُنِي»[12] کجاست آن نسیم تند و قاطعی که مرا از زمین فراگیرد و به مقصد برساند؟ مرا برساند «إِلَى الْغَرِيِّ» به سوی نجف اشرف «فَيُلْقِينِي» و مرا همانجا رها کند «وَ يَنْسَانِي» و فراموش بشوم و در محضر علی بمانم.

همین که خداوند به فردی چون من اجازه دهد تا در میان خوبان، محبت ایشان را داشته باشم، امری شگرف و حیرت‌انگیز است.

با توجه به آنکه روزِ قبل مصادف با میلاد امیرالمؤمنین علیه ‌السلام بوده است، پیش از ورود به بحث اصلی، مادر گرامی ایشان را در محضر امام رضا علیه ‌السلام یاد می‌کنم. همان شاعر، «عابد تبریزی»، در بند دیگری از شعر خود می‌گوید: «آنجا که زنی ز شیرزاده…» اشاره به فاطمه بنت اسد که مادر ایشان است، «آنجا که زنی ز شیرزاده *** شیری به مشیت خدا زاد» اسدالله… «تنها نه تو را که بر جهانی اُمّید و ملاذ و مُلتجا زاد» شما به دنیا آمدی و ما امیدوار شدیم و اکنون پناهگاه داریم، «بی تو همه ماسوا هَدر بود مامت نه علی که ماسوا زاد»[13] با به دنیا آمدن شما، تازه ما به دنیا آمدیم.

«ای قبله‌ی کعبه زاد» قبله‌ی عالم شما هستید اما در کعبه به دنیا آمدید، در هستی همه رو به سوی تو دارند. «ای قبله کعبه زاد از تو حق داشت عزیز ما سوا را»…

شیخ حسین نجف در پاسخ به این مفهوم می‌گوید: «قِبلَةُ العَارِفِینَ وَجهُ عَلِیٍّ» قبله‌ی عارفان روی مبارک علی بن أبی طالب است. اگر روی از قبله برگردانید، نماز باطل می‌شود، «ما أتى بالصلاةِ من أخطاها».[14]

این همان معنایی است که امام هادی سلام ‌الله ‌علیه عرضه داشتند: «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللّهِ الْقَوِيمَ وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِيمَ»،[15] دین و صراط شما هستید، «أَشْهَدُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّ الشَّاكَّ فِيكَ» شهادت می‌دهم اگر کسی به صراط مستقیم و دین قویم شکّ کند دین ندارد، «أَشْهَدُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّ الشَّاكَّ فِيكَ مَا آمَنَ بِالرَّسُولِ الامین» به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم ایمان نیاورده است.

نگاهی به زیارت جامعه کبیره می‌اندازیم و از این نقطه وارد بحث اصلی می‌شوم. من عمد دارم که در چند جلسه نخست، «حیرت» در کلامم مشهود باشد و پراکنده‌گویی‌هایی وجود داشته باشد، با وجود آنکه بحث را مکتوب نموده‌ام.

علت این امر آن است که بدانید سخن گفتن از امیرالمؤمنین علیه السلام، خود موجب حیرت است. این حالتی است شبیه به کسی که در برابر قله‌ای رفیع ایستاده است؛ هرچه سر را به بالا می‌برد، ستیغ کوه را نمی‌بیند و نمی‌داند دقیقاً کدام بخش را باید توصیف کند.

ابن أبی الحدید می‌گوید، «وَ مَا أَقُولُ فِي رَجُلٍ»[16] چه بگویم درباره‌ی مردی که «أَقَرَّ لَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ خُصُومُهُ بِالْفَضْلِ» دشمن او به برتری او اقرار کردند.

ذکرِ فتح و ظفر

ابن ابی الحدید در قرن هفتم هجری می‌زیست در بیانی می‌گوید سلاطینِ ملوکِ «رُوم و اِفرنج»، برای روزِ فتح و ظفر روی شمشیرهای خود ذکر«یا علی» حکّ می‌کنند.

امام صادق علیه ‌السلام این عبارت را هنگام صلوات فرستادن بر امیرالمؤمنین دارند که به خداوند عرضه می‌دارند: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلَى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَبْدِكَ الْمُرْتَضى»[17] تا به این عبارت می‌رسند که «الَّذِي جَعَلْتَهُ سَيْفاً لِنُبُوَّتِهِ…» و «وَمِفْتاحاً لِظَفَرِهِ» کلیدِ پیروزی‌های پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم، علی سلام الله علیه بود.

کسانی که ایشان را درک کرده بودند، بر شمشیرهای خود می‌نوشتند: «یا علی». همان‌طور که در جنگ «چالدران»، شیعه‌های زمان صفویه و سنی‌ها هر دو بر شمشیرهای خود ذکر «یا علی» حک کردند و طرف مقابل بر تیغه‌های شمشیر خود «نادِ عَلِيّاً مَظْهَرَ الْعَجَائِبِ» حک کرده و از ایشان مدد می‌گرفتند.

در زیارت جامعه کبیره این عبارت را مکرراً شنیده‌اید: «مَوالِيَّ لا اُحصي ثَناءَكُم» من در توصیف شما چه بگویم «ولا أبلُغُ مِنَ المَدحِ كُنهَكُم» چگونه به کُنه ذات تو برسم. «ومِنَ الوَصفِ قَدرَكُم»، «طَاْطَاَ کُلُّ شَریفٍ لِشَرَفِکُمْ» هر شریفی به شما رسید ناخودآگاه سر به زیر افکند، «وَخَضَعَ کُلُّ جَبّارٍ لِفَضْلِکُمْ» هنگامی که جباری با جبروتی به شما رسید در برابرتان خاضع شد، «وَذَلَّ کُلُّشَیْءٍ لَکُمْ»  هر کسی به شما رسید پایین نشست، «تَزاحَمَ تِيجَانُ مُلُوك بِبابِک» سلاطین به دیدار حضرت آمده‌اند و از شدت ازدحام فقط تاج می‌بینید؛ سلاطین، گدای درگاه حضرت هستند و با افتخار، در این آستان گدایی می‌کنند. خداوند امیرالمؤمنین سلام الله علیه را چنان قرار داده است که هر کس به ایشان روی آورد «إستکانت» می‌کند و در برابر عظمت ایشان خاک شود، «وَ مَنْ تَواضَعَ لِله» هر کس برای خدا فروتن شود، «رَفَعَهُ اللّهُ» خداوند او را والا می‌گرداند. این خاصیت تواضع در محضر امیرالمؤمنین علیه السلام است.

امام باقر سلام الله علیه می‌فرماید «وَ قَدْ أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ الِاسْتِكَانَةَ لِعَلِيٍّ»[18] آنگاه که خدا می‌خواهد هر کسی به آستان علی بن أبی طالب علیه السلام می‌رسد، خاک و متواضع و بی‌بیچاره باشد.

تواضع امام زین‌العابدین علیه السلام در زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام

یکی از مواردی که هم برای زیارت امام رضا و هم برای زیارت امیرالمؤمنین علیهما السلام مؤثر است، این است که بدانیم اهل ‌بیت علیهم ‌السلام هنگامی که به محضر امیرالمؤمنین سلام الله علیه می‌رفتند، چه می‌کردند و شیوه زیارت ایشان چگونه بوده است.

این کتابی که تقدیم حضور نمودم، «فرحة الغریّ» است. «غریّ» به منطقه‌ای اطلاق می‌شود که قبر مطهر و مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام در آن واقع است. این اثر از خاندان «ابن طاووس» می‌باشد.

توضیحات کتاب‌شناختی آن ممکن است خسته‌کننده باشد، اما مرحوم علامه مجلسی این کتاب را به فارسی ترجمه نموده‌اند. این کتاب اهمیت بالایی داشته است که خود علامه مجلسی، با وجود مقام مرجعیت تقلید و شیخ‌الاسلامی، اقدام به ترجمه آن فرموده‌اند. ضمن اینکه مقام علامه مجلسی از نویسنده کتاب بالاتر است.

نویسنده اصلی این اثر در سال ۶۹۳ هجری قمری از دنیا رفته است.

در ادامه چند مورد از حالات ائمه سلام الله علیهم را در زیارت امیرالمؤمنین سلام الله علیه عرض می‌کنم ضمن اینکه ادب حضور در محضر امام رضا سلام الله علیه را نیز نشان می‌دهد.

این آداب و رسوم، نشان می‌دهد که در برابر شخصیتی که سلاطین در برابر آستانش گدا می‌شوند، باید چگونه حاضر شد.

امام باقر علیه ‌السلام نقل می‌فرمایند که همراه امام سجاد علیه ‌السلام، برای زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام رفتیم.

نکته قابل تأمل این است که تا زمان امام صادق علیه الصلوۀ و‌السلام مرقد مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام مخفی بود و این امر برای امام سجاد علیه ‌السلام آشکار بود اما برای عموم فاش نکرده بودند. دلیل این پنهان‌سازی، خوف از جسارت و بی‌حرمتی دشمنان ناصبی بود که مبادا به ساحت مقدس ایشان تعرض کنند؛ رویه‌ای مشابه که در مورد قبر مطهر حضرت زهرا سلام‌ الله ‌علیها نیز به دلیل نگرانی از جسارت‌های احتمالی وجود داشته است. چون بعضی از آن‌ها تا این حدّ بی‌حیا بودند که احتمال این جسارت‌ها وجود داشت. کما اینکه در برخی نقل‌ها آمده است که در یک دوره‌ای پائین پای قبر امام جواد علیه السلام را شکافتند.

افشای مکان قبر مطهر امیرالمؤمنین توسط امام سجاد علیهما السلام صورت نگرفت و امام صادق صلوات الله علیهم اجمعین عهده‌دار این امر بودند.

هنگامی که کاروان زیارتی حضرت سجاد علیه السلام به منطقه‌ی نجف اشرف که در آن زمان، نجف روستایی کوچک بود و کوفه مرکزیت داشت که اکنون این نسبت معکوس شده است، نزدیک شد و وارد کوفه گردید، تا  نزدیک به منطقه‌ی قبر امیرالمؤمنین سلام الله علیه شدند…

در حالی که ما زائران عادی شتابان به سمت درب حرم و ضریح حرکت می‌کنیم، اولیای الهی در همان نقطه‌ی ورودی می‌ایستند و توقف می‌کنند. این توقف، نشان از انتظار برای دریافت اذن ورود دارد: «من می‌خواهم بیایم، اما این اذن ورود، به من اعطا می‌شود یا خیر»؟

در آداب زیارت اینچنین است که همان جلوی درب می‌ایستادند سر خود را کج می‌کردند تا اذن بگیرند و اشکشان جاری شود، وجود گناهان مانع بود، لذا جلوی درب توقف می‌کردند و استغفار می‌کردند که اجازه بگیرند و اجازه گرفتن یعنی آیا مرا تحویل می‌گیرید؟!

امام سجاد علیه ‌السلام رفتاری متفاوت از زائران عادی از خود نشان دادند.

امام سجاد در فاصله‌ای از قبر مطهر امیرالمؤمنین سلام الله علیهما ایستادند «فَوَقَفَ عَلَيْهِ ثُمَّ بَكَى»[19]و شروع به گریه نمودند، پیش از آنکه به ضریح برسند.

ان شاء الله روزی برسد که امام زمان ارواحنا له الفدا ظهور فرمایند و کاروانی تشکیل شود که قرار باشد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حرم امام رضا علیه السلام از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام بفرمایند.

آنگاه، اگر بخواهیم در پی ایشان به زیارت امام رضا علیه السلام برویم، مشاهده خواهیم کرد که حضرت در همان ورودی حرم، جایی که بازرسی‌ها انجام می‌شود، می‌ایستند، سر خود را خم می‌کنند و به گریه می‌افتند.

این عملِ حضرت سلام الله علیه به دیگران نشان می‌دهد که حرم فقط ضریح نیست بلکه هر چه به امام معصوم تعلق دارد شفاست تبرک و نور است.

دستِ ما به قبور ائمه علیهم السلام نمی‌رسد لذا در و دیوار حرم در دسترس ماست…

حضرت سجاد سلام الله علیه پس از توقف اولیه، جلو آمدند «ثُمَّ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى قَبْرِه» امام سجاد علیه‌ الصلوة والسلام صورت مبارک خود را بر قبر مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام نهادند و شروع به گریه و زیارت کردند.

روایت دیگری از امام باقر علیه‌ السلام در خصوص این نحوه از زیارت نقل شده است که بعد از اینکه به نزدیک نجف رسیدیم از این لحظه، حضرت سجاد سلام الله علیه با پای پیاده به سمت حرم حرکت کردند. با نزدیک شدن به قبر شریف، امام سجاد علیه السلام به شدت گریستند «فَبَکَی حَتّی اخضلّت حِلْیَتُهُ بِدُمُوعِهِ»[20]؛ آن‌چنان که گویی صورت خود را در آب فرو برده باشند، محاسن شریفشان از شدت اشک، کاملاً خیس و سیراب شده بود.

زمانی که امام سجاد  به محضر امیرالمؤمنین سلام الله علیهما مشرف می‌شوند اینگونه هستند، لذا دیگران چطور می‌توانند در مورد امیرالمؤمنین سلام الله علیه سخن بگویند!

متن زیارتِ «امین الله»، نخستین انشای رسمی زیارت است که از سوی امام سجاد علیه السلام به ما منتقل شده است. با همان حالت گریان و با محاسنِ غرق در اشک، به محضر امیرالمؤمنین سلام الله علیه عرضه داشتند: «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللّهِ فِي أَرْضِهِ».

اما ما چگونه عمل می‌کنیم! در میان کارهایی که داریم؛ مشغول پاسخ دادن به تلفن هستیم یا مشغول فرزندانمان و کم توجه زیارت می‌کنیم و فرصت استفاده بسیار را از دست می‌دهیم. البته اهل بیت علیهم السلام کریم هستند و دست ما را می‌گیرند.

پس از آن، امام سجاد علیه السلام صورت مبارک خود را روی قبر شریف امیرالمؤمنین سلام الله علیه گذاشتند…

خوب است ما هم به تأسی از امام سجاد سلام الله علیه صورتِ خود را بر دیوار حرم گذاشته پناهنده شویم به محضر حضرت و همچون گدایی که صورت بر درب خانه‌ی ما می‌گذارد و منتظر پاسخ از صاحب خانه است، عمل کنیم.

«ثُمَّ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى قَبْرِه» بعد از اینکه صورت بر قبر امیرالمؤمنین سلام الله علیه گذاشت عرضه داشت: «اللّهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِينَ إِلَيْكَ والِهَةٌ».

آن دعاها به این معناست که خدایا! صورت خود را روی قبر مولایم قرار دادم و به مولایم پناه آورده‌ام، به حرمت این مولا جواب مرا بده!

در صورت تشریف‌فرمایی به بیابانی که خاک‌آلود است، چهره خود را بر خاک بگذارید. آنگاه سر برآورید، چهره‌ای که حاصل می‌شود چگونه خواهد بود؟ ذرات خاک در لابه‌لای محاسن شما جای می‌گیرند؛ هنگامی که حضرت قصد تشرف به زیارت داشتند، «فَنَزل عَن نَاقَتِه»؛ از مرکب خویش فرود آمدند و با آرامش گام برداشتند. «مَرّغ خَدیهَ عَلیهَا»[21] در آستان مقدس امیرالمؤمنین علیه ‌السلام یا بر مزار شریف ایشان، چهره خود را بر خاک می‌سایید.بدین معنا که هنگامی که امام سجاد علیه ‌السلام سر مبارک خود را بلند نمودند، محاسن شریفشان غرق در خاک بودند.

امام باقر علیه ‌السلام فرمودند: خداوند این‌گونه مقدر فرموده است که هر کس به محضر امیرالمؤمنین علیه‌السلام مشرف می‌شود، با استکانت و اظهار بیچارگی حاضر شود؛ که دستِ من، خالی است. خود را خاک‌آلود نماید. سپس به ابوحمزه فرمود: «هَذا قَبْرَ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ».

نخستین متن‌های زیارت که هم امام سجاد علیه‌ السلام و هم امام صادق علیه ‌السلام به ما آموخته‌اند، این‌گونه است.

آنگاه امام سجاد علیه ‌السلام روی به سوی مرقد مطهر امیرالمؤمنین علیه ‌السلام نمودند و عرض کردند: «اَلسَّلاَمُ عَلَى اِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّضِيِّ»؛ سلام بر نام زیبای خدا، نام پسندیده‌ی خداوند. «السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّهِ الرَّضِيِّ، َو وَجْهِهِ اَلْمُضِيءِ»؛ سلام بر چهره‌ی خدا.

در ادامه معنا خواهم کرد.

«وَ جَنْبِهِ اَلْعَلِيِّ» سلام بر همسایه خدا. «وَصِراطِهِ السَّوِيِّ» سلام بر صراط قوی راهِ به سوی خداوند. «السَّلامُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ وَرَحْمَةُ اللّه وَبَرَكاتُهُ».

وقتی امام، امیرالمؤمنین علیه السلام را «اسم‌الله» خطاب می‌کنند، منظور صرفاً یک لفظ نیست؛ بلکه اسم اعظم، خودِ امیرالمؤمنین علیه السلام است. هیچ آیتی در عالم به اندازه‌ی خودِ امیرالمؤمنین علیه السلام، مردم را به سوی خداوند رهنمون نکرده است. لذا به خودِ امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه می‌داریم «السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّهِ الرَّضِيِّ» سلام بر نام خدا.

در جلسه‌ی قبل عرض شد که همه آیات قرآن، آیت خدا هستند و خودِ امیرالمؤمنین علیه السلام آیتِ کبرای خداوند متعال است.

و امام عرضه می‌دارد «َو وَجْهِهِ اَلْمُضِيءِ» چهره‌ی نورانی خدا.

اگرچه خداوند متعال جسم و چهره ندارد، اما «چهره» در اینجا به معنای «علامتِ شناسایی» است. دوربین چهره‌زن، چهره‌ی انسان را ثبت می‌کند و هویت ما از طریق چهره شناخته می‌شود.

«السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّهِ الرَّضِيِّ، َو وَجْهِهِ اَلْمُضِيءِ» خدا را چگونه می‌شناسیم؟ از طریق «وجه‌الله» یعنی با امیرالمؤمنین علیه السلام خدا را می‌شناسید. لذا «السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللّهِ الرَّضِيِّ، َو وَجْهِهِ اَلْمُضِيءِ».

سیره‌ی امام صادق علیه السلام در آداب زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام

عظمت حضور در محضر امام در سیره‌ی امام صادق علیه السلام چگونه است؛ هنگامی که ایشان به همراه صفوان برای زیارت می‌رفتند، به او دستور دادند که با عجله حرکت نکند: «وَامشِ علی هينِک».

آرام حرکت کن، اینجا محضر ارباب است. شما را می‌بیند.

اگر روزی ما موفق به زیارت در محضر امام زمان علیه السلام شویم، باید با نهایت خضوع و توجه حضور یابیم، مثل این است که حضرت آغوش خود را باز کرده‌اند و ما بی‌توجه سرگرمِ تلفنِ خود باشیم و با حواسِّ پراکنده باشیم در حالی که امام صادق علیه السلام در مقام تربیت ما می‌فرمایند «وَامشِ علی هينِک»[22].آرام آرام حرکت کن.

این حالات را در هیچ عالِمی نمی‌بینید، چون عالِم با همه‌ی عظمتی که دارد، همچون امام صادق علیه السلام به وجود امیرالمؤمنین سلام الله علیه علم ندارد.

خداوند جناب «صفوان» و دیگران را رحمت کند که این معارف را به ما رسانده‌اند.

برای جناب «صفوان» دشوار بود که در عین اینکه امام صادق علیه السلام را نگاه می‌کند و در محضر امیرالمؤمنین سلام الله علیه است بخواهد این تشرف را به عنوان گنجینه‌‌ای برای شیعیان نقل ‌کند.

باید قدر آن‌ها را دانست و جای تأسف است که در زیارت‌های ائمه علیهم السلام، از طرف راویان یک سلام بر امام معصوم ندهیم.

جناب «صفوان» نقل می‌کند: پیش از آن‌که به قبر مبارک امیرالمؤمنین علیه ‌السلام برسیم، امام صادق علیه‌ السلام از مرکب پیاده شد.

آن حضرت در اوج آمادگی روحی و معنوی قرار دارد.

تا اندکی پیش از قبر شریف پیش رفت و ایستاد، «وَقَفَ»[23] سپس دست مبارک خود را بر زمین نهاد «ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ إلَى الأَرضِ»، و کف دستی از خاک برداشت «فَأَخرَجَ مِنها كَفّا مِن تُرابٍ»  قبر مقدّس اندکی جلوتر بود. «فَشَمَّهُ مَلِيّا» حضرت خاک را استشمام کرد و فرمود: «این خاک، خاکی است که به قبر تو نزدیک‌تر است».

«ثُمَّ أقبَلَ يَمشي» سپس آرام‌آرام قدم برداشت و صفوان به حضرت می‌نگریست. «حَتّى وَقَفَ عَلى مَوضِعِ القَبرِ» تا آن‌که حضرت بر محل قبر مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه ایستاد، «ثمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ المُبارَكَةِ إلَى التُّربَةِ» و بار دیگر دست مبارک خود را بر خاک قبر گذاشت «فَقَبَضَ مِنها قَبضَةً» و مشتی خاک برداشت.

قبر شریف حضرت در آن زمان مخفی بود و سنگی بر آن نبود، تنها یک برآمدگی‌ از خاک نمایان بود.

آنگاه  حضرت آن یک مشت خاک را بویید، «ثُمَّ شَمَّهَا» دوباره آن را استشمام کرد. «ثُمَّ شَهِقَ شَهقَةً» سپس چنان صیحه‌ای سر داد و بر زمین افتاد.

شما کدام مرجع تقلید را دیده‌اید به حرم امام رضا علیه السلام بیاید و غش کند؟ چون کسی مثل امام صادق علیه السلام چنین معرفتی به امیرالمؤمنین و به امام رضا علیهما السلام ندارد. مراجع خوب و بزرگ هستند اما مقام امیرالمؤمنین سلام الله علیه به گونه‌ای است که در محضر او از هوش می‌روند.

«ثُمَّ شَهِقَ شَهقَةً حَتّى ظَنَنتُ أنَّهُ فارَقَ الدُّنيا» صفوان گمان برد حضرت جان سپرده است. مدتی گذشت «فَلَمّا أفاقَ» تا امام به هوش آمد. پس از به‌هوش آمدن فرمود: «ههُنا وَاللّهِ مَشْهَدُ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ» این‌ مکان قبر مبارک جدّ من است.

امام صادق علیه السلام به «صفوان»، به «یونس بن ظبیان» و «محمد بن مسلم» آموزه‌هایی در باب آداب زیارت آموخت و فرمود: عطر بزن، خوش‌بو باش، لباس پاکیزه بپوش و اگر می‌توانی غسل کن.

ما هرچه لباس پاک به تن کنیم و وضو بگیریم، باز هم آن طهارت کافی را برای نزدیک شدن به امیرالمؤمنین سلام الله علیه نداریم.

«وَامشِ وَعَلَيْکَ السَّكِينَةُ وَالْوَقَارُ » با آرامش و وقار حرکت کن.

حیف از ماست که نزدیک ضریح مطهر از خودمان عکس بگیریم. آغوش آقا به روی ما باز است.

امام صادق علیه السلام فرمود «وَامشِ» آرام آرام، پیاده، «وَعَلَيْکَ السَّكِينَةُ وَالْوَقَارُ» و در نهایت وقار و آرامش حرکت کن.

هنگامی که به درگاه رسیدی، تکبیر بگو و سپس بگو «السَّلامُ عَلَي رَسُولَ اللهِ». زیرا آن موضع، موضعِ نفسِ پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلمّ است.

ورودی حرم امیرالمؤمنین سلام الله علیه به چپ و راستِ ایوان طلا نگاه کنید نوشته شده است «السَّلامُ عَلَيْکَ يا رَسُولَ اللهِ».

صفوان ادامه می‌دهد: «ثُمَّ مَشَي وَمَشَيْت مَعَهُ» آرام آرام راه می‌رفت و من همراه حضرت بودم، «وَعَلَيْک السَّكِينَةُ وَالْوَقَارُ وَنُسَبِّحُ وَنُقَدِّسُ وَنُهَلِّلُ» حضرت با سکینه و وقار گام برداشت و ذکر می‌فرمود: «سُبحانَ اللهِ َو الحَمدُ لِلهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ». تا آن‌که به قبر مبارک رسید. «ثُمَّ أَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَي خَدَّيْهِ» سپس اشک‌های حضرت بر گونه‌هایش جاری شد.

چون قبر امیرالمؤمنین سلام الله علیه مخفی بود برای اهل بیت علیهم السلام این پنهانی تلخ بود؛ چراکه آن جایگاه قبله‌ی حاجات مردم بود و دستِ مردم به آن نمی‌رسید.

امام صادق علیه السلام برای ما هم خیلی دلسوزی کردند.

حضرت بعد از این که قبر مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه را دید اشک‌ریزان فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»، گنجِ عالَم اینجاست مردم از آن بی‌خبر هستند.

«ثمَّ انْكَبَّ عَلى قَبْرِه» سپس با صورت بر قبر مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه افتاد و عرض کرد: «بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يا أميرالمؤمنين، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يا حُجَّةَ الخِصامِ، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يا بابَ المَقامِ، بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يا نُورَ التّمام».[24] آن‌گاه مشغول دعا شد.

اگر گاهی خادمین عزیز یا سخنرانان به زائرین می‌گویند نزدیک ضریح با احترام و ساکت باشید، یعنی عمداً صدایتان بلند نشود، اینجا محضر امام است.

اگر امام معصوم در محضر امام معصوم قرار بگیرد سکوت می‌کند «إِنَّ الحُسَيْنَ كانَ إِذا حَضَرَ الحَسَنُ لَمْ يَنْطِقْ»[25] امام حسین در حضور امام حسن علیهما السلام سخن نمی‌گفت.

امیرالمؤمنین علیه السلام از امام حسن علیه السلام خواستند که برای عموم سخنرانی کند. اما امام حسن علیه السلام عرضه داشت در محضر شما سخن بگویم!

باید در محضر امام، سکوت و ادب باشد. اما ناخودآگاه با صدای بلند گریه کردن، مانعی ندارد. چنانچه که جناب «صفوان» نقل می‌کند که با امام صادق علیه السلام به قبر مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه رسیدیم «ثُمَّ خَرَّ عَلَى الْقَبْرِ» حضرت با صورت خود را روی قبر شریف انداخت «وَ عَلَا نَحِيبُهُ»[26] و بلند بلند گریه می‌کرد.

ما تمام آنچه در آداب زیارت می‌دانیم از این بزرگواران فرا گرفته‌ایم.

امام صادق علیه السلام در نهایت ادب و خاکساری، «ثُمَّ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ القَهْقَرى» پس از پایان زیارت، حضرت عقب‌عقب از کنار قبر فاصله گرفت و پشت به قبر مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه نکرد، در حالی‌که اشک می‌ریخت می‌فرمود: «وَهُوَ يَقُولُ: يا جَدّاهُ، يا سَيِّداهُ، يا طَيِّباهُ، يا طاهِرَاهُ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ العَهْدِ مِنْكَ» زیارت شما، برای من تشرّف آخر نباشد.

سپس در محضر امیرالمؤمنین سلام الله علیه عرض کردند «وَرَزَقَنِي العَوْدَ إِلَيْكَ» پیوسته به محضر شریف شما مشرف شوم «وَالمُقامَ في حَرَمِكَ» و مقیم در حرم شما باشم «وَالكَوْنَ مَعَكَ» [27]دائماً با شما باشم.

این ارادت و ادب، درسی است که سیره‌ی ائمه علیهم السلام به ما آموخته است.

اشاره‌ای به مقام حضرت زینب سلام الله علیها

آنچه در این جلسه در باب عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام بیان شد، برای تسلّی قلب حضرت زینب سلام الله علیها بود؛ با اینکه دستان حضرت را به گردن ایشان بسته بودند و سر مطهر سیدالشهداء سلام الله علیه زیر پای یزید بود مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیه می‌گفت.

در خطبه‌ای که ایراد کرد خطاب به امیرالمؤمنین سلام الله علیه عرضه داشت «شمس آل عبدالمطلب».[28] علی سلام الله علیه «خورشید آل عبدالمطلب» است.

امام سجاد علیه السلام هنگامی که شاهد بی‌ادبی نسبت به پدر بزرگوارشان بودند، فرمودند «أَنَا اِبْنُ اَلْمُحَامِي عَنْ حَرَمِ اَلْمُسْلِمِينَ»[29] من فرزند آن آقایی هستم که از ناموس مسلمین حفاظت می‌کرد…


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4]. قرب الإسناد، جلد ۱، صفحه ۳۶ (وَ عَنْهُ ، عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ لِفُضَيْلٍ : «تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ؟» قَالَ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ. قَالَ: «إِنَّ تِلْكَ اَلْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا، فَأَحْيُوا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ ، فَرَحِمَ اَللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا. يَا فُضَيْلُ ، مَنْ ذَكَرَنَا – أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ – فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ اَلذُّبَابِ، غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ اَلْبَحْرِ» .)

[5]. المناقب، جلد ۳، صفحه ۲۰۲ (أَنَّهُ كَانَ اَلنَّاسُ يُصَلُّونَ وَ أَبُو ذَرٍّ يَنْظُرُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ يَقُولُ اَلنَّظَرُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عِبَادَةٌ وَ اَلنَّظَرُ إِلَى اَلْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ وَ اَلنَّظَرُ فِي اَلْمُصْحَفِ عِبَادَةٌ وَ اَلنَّظَرُ إِلَى اَلْكَعْبَةِ عِبَادَةٌ .)

[6] .    به عنوان نمونه: زیارت ششم مفاتیح، زیارت غدیریه، زیارت روز مولود پیامبر صلی الله علیه وآله

[7]. المناقب، جلد ۲، صفحه ۲۱۷ (وَ سُئِلَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ فَذَكَرَ فِيهِ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ فَعَلِيٌّ فَقَالَ إِنَّمَا سَأَلْتَنِي عَنِ اَلنَّاسِ وَ لَمْ تَسْأَلْنِي عَنْ نَفْسِي .)

[8] . المزار، ابن المشهدي، ص 205

[9] . مهر در شفق، اشعار محمد عابد، ص 180

[10] . شرح الواحدي لديوان المتنبي، ج 2، ص 814

[11] . ديوان الشيخ حسين نجف، ص 79

[12]. شعراء الغدير في القرن الثاني عشر، جلد 1 ، صفحه 38

[13] . مهر در شفق، اشعار محمد عابد، ص 180

[14] . ديوان الشيخ حسين نجف، ص 84

[15]. زیارت غدیریه

[16]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ( مَا أَقُولُ فِي رَجُلٍ أَقَرَّ لَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ خُصُومُهُ بِالْفَضْلِ، وَ لَمْ يُمْكِنْهُمْ جَحْدُ مَنَاقِبِهِ وَ لَا كِتْمَانُ فَضَائِلِهِ. وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّهُ اسْتَوْلَى بَنُو أُمَيَّةَ عَلَى سُلْطَانِ الْإِسْلَامِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا، وَ اجْتَهَدُوا بِكُلِّ حِيلَةٍ فِي إِطْفَاءِ نُورِهِ، وَ التَّحْرِيضِ عَلَيْهِ، وَ وَضْعِ الْمَعَايِبِ وَ الْمَثَالِبِ لَهُ، وَ لَعَنُوهُ عَلَى جَمِيعِ الْمَنَابِرِ، وَ تَوَعَّدُوا مَادِحِيهِ، بَلْ حَبَسُوهُمْ وَ قَتَلُوهُمْ، وَ مَنَعُوا مِنْ رِوَايَةِ حَدِيثٍ يَتَضَمَّنُ أَوْ فَضِيلَةً لَوْ يُرْفَعُ لَهُ ذِكْرٌ، حَتَّى خَشُوا أَنْ يُسَمِّيَ أَحَدٌ بِاسْمِهِ. فَمَا زَادَهُ ذَلِكَ إِلَّا رِفْعَةً وَ سُمُوًّا، وَ كَانَ كَالْمِسْكِ كُلَّمَا سُتِرَ انْتَشَرَ عُرْفُهُ.)

[17]. مفاتیح الجنان، زیارت ششم امیرالمؤمنین علیه السلام (… الْبائِتِ عَلَى فِراشِهِ، وَالْمُواسِي لَهُ بِنَفْسِهِ، وَكاشِفِ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ، الَّذِي جَعَلْتَهُ سَيْفاً لِنُبُوَّتِهِ، وَآيَةً لِرِسالَتِهِ، وَشاهِداً عَلَى أُمَّتِهِ، وَدِلالَةً عَلَى حُجَّتِهِ ، وَحامِلاً لِرايَتِهِ، وَوِقايَةً لِمُهْجَتِهِ، وَهادِياً لِأُمَّتِهِ، وَيَداً لِبَأْسِهِ، وَتاجاً لِرَأْسِهِ، وَباباً لِسِرِّهِ، وَمِفْتاحاً لِظَفَرِهِ، حَتَّى هَزَمَ جُيُوشَ الشِّرْكِ بِإِذْنِكَ، وَأَبادَ عَساكِرَ الْكُفْرِ بِأَمْرِكَ، وَبَذَلَ نَفْسَهُ فِي مَرْضاةِ رَسُولِكَ، وَجَعَلَها وَقْفاً عَلَى طاعَتِهِ، فَصَلِّ اللّهُمَّ عَلَيْهِ صَلاةً دَائِمَةً بَاقِيَةً…)

[18] . بحار الأنوار، ج 24 ص 203

[19]. مصباح المتهجد، جلد ۲، صفحه ۷۳۸ (رَوَى جَابِرٌ اَلْجُعْفِيُّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَضَى أَبِي عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ إِلَى مَشْهَدِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ فَوَقَفَ عَلَيْهِ ثُمَّ بَكَى وَ قَالَ – اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِي اَللّٰهِ حَقَّ جِهٰادِهِ  وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اِتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى دَعَاكَ اَللَّهُ إِلَى جِوَارِهِ فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيَارِهِ وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَكَ اَلْحُجَّةَ مَعَ مَا لَكَ مِنَ اَلْحُجَجِ اَلْبَالِغَةِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ اَللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلاَئِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً اَلتَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ مُفَارِقَةً لِأَخْلاَقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ اَلدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ ثُمَّ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى قَبْرِهِ وَ قَالَ اَللَّهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ اَلْمُخْبِتِينَ إِلَيْكَ وَالِهَةٌ وَ سُبُلَ اَلرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ شَارِعَةٌ وَ أَعْلاَمَ اَلْقَاصِدِينَ إِلَيْكَ وَاضِحَةٌ وَ أَفْئِدَةَ اَلْعَارِفِينَ مِنْكَ فَازِعَةٌ وَ أَصْوَاتَ اَلدَّاعِينَ إِلَيْكَ صَاعِدَةٌ وَ أَبْوَابَ اَلْإِجَابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَ دَعْوَةَ مَنْ نَاجَاكَ مُسْتَجَابَةٌ وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَ عَبْرَةَ مَنْ بَكَى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَ اَلْإِغَاثَةَ لِمَنِ اِسْتَغَاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَ اَلْإِعَانَةَ لِمَنِ اِسْتَعَانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ وَ عِدَاتِكَ لِعِبَادِكَ مُنْجَزَةٌ وَ زَلَلَ مَنِ اِسْتَقَالَكَ مُقَالَةٌ وَ أَعْمَالَ اَلْعَامِلِينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ وَ أَرْزَاقَكَ إِلَى اَلْخَلاَئِقِ مِنْ لَدُنْكَ نَازِلَةٌ وَ عَوَائِدَ اَلْمَزِيدِ إِلَيْهِمْ وَاصِلَةٌ وَ ذُنُوبَ اَلْمُسْتَغْفِرِينَ مَغْفُورَةٌ وَ حَوَائِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ وَ جَوَائِزَ اَلسَّائِلِينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ وَ عَوَائِدَ اَلْمَزِيدِ مُتَوَاتِرَةٌ وَ مَوَائِدَ اَلْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ وَ مَنَاهِلَ اَلظِّمَاءِ مُتْرَعَةٌ اَللَّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعَائِي وَ اِقْبَلْ ثَنَائِي وَ اِجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ إِنَّكَ وَلِيُّ نَعْمَائِي وَ مُنْتَهَى مُنَايَ وَ غَايَةُ رَجَائِي فِي مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا قَالَهُ أَحَدٌ مِنْ شِيعَتِنَا عِنْدَ قَبْرِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ أَوْ عِنْدَ قَبْرِ أَحَدٍ مِنَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ إِلاَّ وَقَعَ فِي دَرَجٍ مِنْ نُورٍ وَ طُبِعَ عَلَيْهِ بِطَابَعِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى يُسَلَّمَ إِلَى اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَيَلْقَى صَاحِبَهُ بِالْبُشْرَى وَ اَلتَّحِيَّةِ وَ اَلْكَرَامَةِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ تَعَالَى .)

[20] . فرحة الغري، ص 44

[21] . فرحة الغري، ص 47

[22] . فرحة الغري، ص 80

[23].  فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف، جلد ۱، صفحه ۹۲ (حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُصْعَبٍ الزَّرَّاعُ[اَلدَّرَّاعُ] وَ أَخْبَرَنِي أَبُو اَلْحُسَيْنِ زَيْدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ زَكَرِيَّا بْنِ حَرْبٍ اَلشَّيْبَانِيُّ اَلْخَلاَّلُ قِرَاءَةً عَلَيْهِ فِي رَحَى أَبِي أَيُّوبَ بِالْكُوفَةِ قَالَ أَخْبَرَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُصْعَبٍ إِجَازَةً عَنْهُ قَالَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُصْعَبٍ الزَّرَّاعُ[اَلدَّرَّاعُ] حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ قَالَ حَدَّثَنِي صَفْوَانُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْبَزَّازُ قَالَ حَدَّثَنِي صَفْوَانُ اَلْجَمَّالُ أَنَّهُ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَ اَلْمَدِينَةِ أُرِيدُ اَلْكُوفَةَ فَلَمَّا جُزْنَا بَابَ اَلْحِيرَةِ قَالَ يَا صَفْوَانُ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ تُخْرِجُ اَلْمَطَايَا إِلَى اَلْقَائِمِ وَ جِدَّ اَلطَّرِيقَ إِلَى اَلْغَرِيِّ قَالَ صَفْوَانُ فَلَمَّا صِرْنَا إِلَى قَائِمِ اَلْغَرِيِّ أَخْرَجَ رِشَاءً مَعَهُ دَقِيقاً قَدْ عُمِلَ مِنَ اَلْكِنْبَارِ ثُمَّ تَبَعَّدَ مِنَ اَلْقَائِمِ مَغْرِباً خُطًى كَثِيرَةً ثُمَّ مَدَّ ذَلِكَ اَلرِّشَاءَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى آخِرِهِ فَوَقَفَ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى اَلْأَرْضِ فَأَخْرَجَ مِنْهَا كَفّاً مِنْ تُرَابٍ فَشَمَّهُ مَلِيّاً ثُمَّ أَقْبَلَ يَمْشِي حَتَّى وَقَفَ عَلَى مَوْضِعِ اَلْقَبْرِ اَلْآنَ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ اَلْمُبَارَكَةِ إِلَى اَلتُّرْبَةِ فَقَبَضَ مِنْهَا قَبْضَةً ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ فَارَقَ اَلدُّنْيَا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ هَاهُنَا وَ اَللَّهِ مَشْهَدُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ثُمَّ خَطَّ تَخْطِيطاً فَقُلْتُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا مَنَعَ اَلْأَبْرَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مِنْ إِظْهَارِ مَشْهَدِهِ قَالَ حَذَراً مِنْ بَنِي مَرْوَانَ وَ اَلْخَوَارِجِ أَنْ تَحْتَالَ فِي أَذَاهُ قَالَ صَفْوَانُ فَسَأَلْتُ اَلصَّادِقَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَيْفَ نَزُورُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَا صَفْوَانُ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ فَاغْتَسِلْ وَ اِلْبَسْ ثَوْبَيْنِ طَاهِرَيْنِ غَسِيلَيْنِ جَدِيدَيْنِ وَ نَلْ شَيْئاً مِنَ اَلطِّيبِ فَإِنْ لَمْ تَنَلْ أَجْزَأَكَ فَإِذَا خَرَجْتَ مِنْ مَنْزِلِكَ فَقُلْ اَللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ مِنْ مَنْزِلِي وَ تَمَّمَ اَلزِّيَارَةَ تَرَكْتُهَا لِطُولِهَا .)

[24] . فرحة الغري، ص 95 – 96

[25]. الکافي، 1/291

[26] . فرحة الغري، ص 100

[27] . فرحة الغري، ص 95

[28] . الاحتجاج (ت: خرسان)، ج 2 ص 309

[29]. مقتل الخوارزمي، ج 2، ص 77

مطالب مرتبط

دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه دهم (جلسه آخر)
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه نهم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هشتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هفتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه ششم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه پنجم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *