«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمت حضرت صدرالخلائق و خیرالمرسلین، صلی الله علیه و آله و اهل بیت مکرم ایشان، علی الخصوص حضرت صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلوات المصلین صلواتی بفرمایید.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء و استغاثه و عرض تسلیت به محضر با عظمت حضرت بقیة الله الاعظم، روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشریف صلوات دیگری محبت کنید.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
مرور جلسات گذشته
موضوع بحث ما ماجرای فدک است و از طرفی این ماجرا نقلهای مختلفی دارد و بحثبرانگیز است لذا جمعبندی آن هم محل سؤالات متعدد بوده است.
موضوع خطبهی مشهور به فدکیه، ارث است، این موضوع ابهاماتی در اذهان بوجود آورده است، از جمله این که چرا حضرت زهرا سلام الله علیها در مورد ارث فرمایش کردند. مگر فدک در اختیار حضرت نبود؟! و مورد سوءاستفاده دیگران هم قرار گرفت.
در زمانی که قرار بود جنگی صورت بگیرد و آن جنگ رخ نداد و یهودِ فدک سرزمین خود را به پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم واگذار کردند و رفتند…
این اموال غنیمت جنگی نیست که خمس آن را به پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم بدهند، بلکه کل «فیء» در دست پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم است که ایشان از آن مجموعه، باغی بزرگ را به صدیقه طاهره سلام الله علیها هبه کردند، به نص آیه شریفهی «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»،[4] افراد دیگری هم سهمی از این «فیء» داشتند که پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم به آنان هم عطا کردند. اما آن بخش «ذَا الْقُرْبَى» به زهرای مرضیه سلام الله علیها رسید.
با شهادت پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم و غصب خلافت، همزمان فدک هم غصب شد. یعنی برنامهریزی کردند و به روشنی میدانستند باید چهکاری انجام دهند. با کودتا در سقیفه، فدک هم غصب شد، با فاصلهی یک یا دو روز.
اگر کسی بگوید چرا به این سرعت، هنوز جای پای خود را محکم نکردهاند؟! پاسخ این است که خود فدک مسئلهی ایشان نبود. فدک مهم بود اما آنان خواهان همراهی اهل بیت علیهم السلام با خودشان بودند، لذا حاضر بودند صد مورد مثل فدک را هم بدهند.
اموال و زمینهای در اختیار حضرت زهرا سلام الله علیها و موقوفاتی که بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم متولی آن امیرالمؤمنین سلام الله علیه بود همین یک زمین نبود، اما دشمنان فدک را برداشتند.
فدک اسم رمز بود برای اینکه جامعه آمادگی دارد که ما با علی و فاطمه برخورد کنیم یا خیر؟! قصد داشتند جامعه را محک بزنند.
در همین فاصله که خبر رسید کارگران حضرت را اخراج کردهاند حضرت سلام الله علیها بدنبال مطالبهی آن رفت که آنان شاهد طلب کردند و به تفصیل جزییات آن بیان شد.
حضرت فرمود اگر قبول ندارید که این ملک هدیه پدرم نبوده است، چون برای پدرم بوده است ارث من است. سپس خطبهای خواند که آن خطبه بخش زیادی از آن «معارف» است و به ماجرای ارث بودن آن هم پرداخته شده است.
فدک خارج از مدینه بود، وقتی خبر رسید کارگران را اخراج کردند و پس گرفتن قباله فدک و جسارت آن هاتک الحرمات ملعون به حضرت و شهود طلبیدن، سپس حضرت در مسجد سخنرانی کرد.
این سخنرانی بعد از گذشت ده روز از رحلت پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم است.
به گفته «ابن ابی الحدید» بعد از ده روز به مسجد تشریف بردند و خطبه را ایراد کردند و فرمودند اگر این برای ما نبود، پس ارث ما که هست!
مسئلهی آنها فدک نبود، اگر قرار بود اموال را بگیرند که باید همه را میگرفتند، چند باغ دیگر هم شبیه فدک بود، ضمن اینکه مسئله صدیقه طاهره سلام الله علیها هم فقط فدک نبود. لذا در خطبهی حضرت زهرا سلام الله علیها ادعا بزرگتر از غصب فدک است.
مثلاً، اگر کسی برخورد فیزیکی با کسی داشته باشد این قدر توسعه نمیدهید که به عنوان جاسوس اسرائیل در دادگاه از او شکایت کنید.
این همه توسعه نمیدهید، چنانکه هم مسئله آنان فدک نبود و هم مسئله حضرت زهرا سلام الله علیها فدک نبود.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آمد و خطبه خواند.
این خطبه چند بخش دارد…
جا دارد که شیعیان این خطبه را حفظ کنند، سید مرتضی رضوان الله تعالی علیه و بعضی از سادات علوی میگویند که پدرها برای فرزندانشان به ارث میگذاشتند و به بچهها آموزش میدادند.
اگر زمانی کسی بگوید این خطبه جعلی است، عدهای هستند که بگویند نسخی در دست اجداد ما است که به یکدیگر ارث میدادند و حفظ میکردند.
میگویند فلانی جعل کرده است. مثل همان اتفاقی که دربارهی نهج البلاغه افتاد و میگویند «سید رضی» جعل کرده است، در حالی که خطبی موجود است که برای 150 سال قبل از «سید رضی» است!
خطبه فدکیه بخشهای زیادی دارد، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها آنان را به جایی رساند که مجبور شدند حضرت را از سر راه بردارند.
این موضوع اهمیت دارد لذا به فراخور در چند مکان آن را مطرح نمودیم.
این خطبه هم هدایتگرانه است، هم اینکه این خطبه از همه جهت درس است.
واقعاً اهل بیت علیهم السلام چه کسانی هستند که رذلترین افراد را هم موعظه میکنند؟ یعنی هنوز از هدایت آنان ناامید نیستند.
گاهی ما مشکلاتی در جامعه میبینیم که در محکومیت او احکام متفاوت صادر میکنیم.
شبیه دعای حضرت ابراهیم سلام الله علیه برای به تعویق انداختن عذاب قوم لوط که توضیح آن در جلسات قبل داده شد.
در مرحله اول تمام انصار و مهاجر بودند و در بین آنان تمام رذلها هم بودند. درواقع حضرت همهی اینها را موعظه کردند و برای آنها نعمات الهی را یادآوری کردند.
منبر رفتن در بین شما هنر نیست، هنوز روضه نخوانده اشک میریزید، اینجا منبر رفتن کار دشواری نیست، اما موعظه برای ناپاکزادهای که به دنبال شکستن کمر امیرالمؤمنین سلام الله علیه است، باید از کجا شروع کرد؟
کافر و منافق خواندن دشمنان در خطبه فدکیه
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خطبه فدکیه را اینطور شروع کردند:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ»، خدا رسولی فرستاد که شما او را از خود میپنداشتید.
چون شأن پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم که مثل ما نبود، پیامبری که سر در عرش داشت، «كَانَ جَبْرَئِيلُ إِذَا أَتَى اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ اَلْعَبْدِ»[5] جناب جبرئیل همچون بردهای مقابل ایشان مینشست، همهی عالم به فرمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود.
این پیامبر صلوات الله علیه و آله و سلّم به قدری خاکی بود و خود را تنزل داده بود که وقتی کسی وارد مسجد میشد باید دقت میکرد تا متوجه شود در این جمع کدامشان پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم است. در حالی که بین مردم بود اما با آنان نبود. هم کلام با مردم بود اما در سطح آنان نبود چون خود را تنزل داده بود.
مثل استاد با فضیلتی که با طفل چهار ساله هم کلام شود؛ مسلماً آن بچه نمیتواند کلام خود را مانند آن استاد «مرتفع» کند، باید آن استاد پایین بیاید و تنزل کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم طوری با ولع به سخنان آنان گوش میداد، در حالی که کسی حرفی برای ارائه نداشت، با کسی قابل مقایسه نبود.
اگر کسی با یک دانشمند تراز اول که حرف میزند، چند بار عذر خواهی میکند تا جملهای بگوید.
کنار پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم بودند ولی او را مثل خود میدیدند و احساس راحتی میکردند.
عالَم مثل تواضع پیغمبرصلوات الله علیه و آله و سلّم به خود ندیده است. چون ما ارتفاعی نداریم که بخواهیم تواضع کنیم. او عرش نشین بود، بلکه عرش به او مفتخر بود، باید خیلی تواضع میکرد تا پایین بیاید.
آنقدر متخلق بود که همه گمان میکردند پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم مشتاق هستند حرفهای ایشان را بشنوند.
زهرای مرضیه سلام الله علیها به همین اشاره کرد و این آیه را تلاوت فرمود «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ» آیا به یاد دارید یک خار در پای شما فرو میرفت پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم تحمل نمیکرد؟
آن الزهدالزاهدین فقط در یک جا حرص داشت آن هم هدایت شما بود وگرنه به دنیا میلی نداشت «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»، «فَإِنْ تَعْزُوهُ وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبِي» ایشان پدر من بود که اکنون با دخترش اینگونه رفتار میکنید، «دُونَ رِجَالِکُمْ». «وَ أَخَا اِبْنِ عَمِّي دُونَ رِجَالِكُمْ» برادر علی بود.
بعد از بیان معارف برای عموم، رو به انصار کرد.
انصار نرمخوتر بودند و به نسبت با پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم مهربانتر بودند.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: شما را «انصار» نامیدند، چون ناصران و یاوران پدر من بودید، تمام وجود و داشتههایتان از یاری پدر من است. اما اکنون ایستادهاید «أَ أُهْضِمَ تُرَاثُ أَبِي» تا حق من را در مقابل چشمانتان لگدکوب کنند؟! و شما نگاه میکنید!
«أَنْتُمْ ذَا اَلْعَدَدِ وَ اَلْعُدَّةِ» شما جمعیت و لشکر و قدرت دارید.
چه اندازه پدر من زحمت کشید و آیه خواند و مرا معرفی کرد؟ احکام معلوم است و وظیفه روشن است، حیرت بعد از آن بیان معنا ندارد، جهل معنا ندارد، شما مؤمنین زمان پدر من بودید، جنگها رفتید، چرا میخواهید همه را نابود کنید؟!
رو به دستگاه حاکم کرد، آنجا طوری افشاگری کرد که حکم قتل خود را صادر کرد، آنچه تاریخ جرأت افشاگری یک دهم آن را به خود نداده است، آن روز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یکباره بیان کردند. ارکان آیات کفر و نفاق را بر آنان تطبیق کرد.
بحث آنها این بود که کاری انجام ندادهاند و اینها اموال حکومت است. ما که نمیتوانیم اموال حکومت را به شما بدهیم.
در جلسهی گذشته به یک سنخ از دو سنخ پاسخهای زهرای مرضیه سلام الله علیها پرداخته شد که مربوط به موضوع ارث بود، که او پاسخی در برابر حضرت نداشت.
در مرحله دوم فرمود آیا اینها اموال حکومت است؟
در این راستا تناقضاتی مطرح شد که یک مورد این است که اراده خدا بر این بود که به دست خودشان نابود شوند، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند مگر پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم نفرمودند «اَلْمَرْءُ يُحْفَظُ فِي وُلْدِهِ»،[6] اگر برای کسی احترام قائلید به فرزند او احترام بگذارید؟ مگر من فرزند پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم نیستم که مرا تنها گیر آوردهاید؟
اینان به دست خود روسیاه شدند…
حال پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها را میدانستند و آن همه گریهی حضرت در مسجد آنان را مشرف به عذاب الهی کرد.
پانزده سال بعد، عثمان همین فدک را در برابر همین افراد حاضر در مدینه به «مروان» داد. یعنی تمام ادعاهای دروغین را به آتش کشید! میگفتند اینها اموال حکومت و بیت المال است!
به حضرت زهرا سلام الله علیها گفت چرا میخواهید به اموال بیت المال دست درازی کنم؟ من اموال خود و خاندانم را به شما میدهم…
اینجا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها جواب او را نداد، بلکه نسبتِ کفر و نفاق به او داد.
بعدها عثمان ابوبکر را تکذیب کرد، چون فدک را به مروان داد و در تاریخ روشن است.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: شما از ابتدا منافق بودید در منجلاب فتنه غرق هستید. خداوند عذاب خود را بر شما کافران احاطه میکند، «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي اَلْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اَللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ»، گمان نکنید تمام اگر شما اهل مدینه و مکه کفر بورزید و اینگونه حق واضح ما را ندید بگیرید، خدا به شما نیازی دارد، قبلاً هم باید با منتکشیدن وارد بدر میشدید و سرباز پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم شوید، در حالی که در احد هم فرار کردید و خدای متعال پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم خود را حفظ کرد.
اینگونه خطبه تمام شد.
اتفاقاتِ بعد از خطبهی فدکیه
در نقلی آمده است که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از خطبه به امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمودند ای کاش به این دنیا نیامده بودم؛ امیدوارم دروغ باشد…
تحلیل من اینگونه است که دشنام خوردن در راه امیرالمؤمنین سلام الله علیه شیرین است اما وقتی در برابر امیرالمؤمنین سلام الله علیه به او جسارت شد دل حضرت سوخت… مظلومیت امیرالمؤمنین برای ایشان سخت بود… از پا ننشست و آنها محدودیت ایجاد کردند… چون ثبت نشده است که زیاد بر مزار پدرشان حاضر میشد، در حالی که شوق عجیبی داشت.
امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمود دل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم تنگ شده بود و لباس حضرت را خواست تا در آغوش بگیرد، امیرالمؤمنین سلام الله علیه هم مراعات حال حضرت را میکرد، لذا همین نشان میدهد که اجازه نمیدادند سر مزار پدر برود چون تا مزار حمزه سید الشهدا میرفت و این در تاریخ نقل است.
محدودیت ایجاد کردند، کمااینکه برای بقیع محدودیت گذاشتند تا در انظار عموم نباشد. چون گریهی نارضایتی حضرت در بین انظار عموم برای حکومت خطرناک بود.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود لباس را آوردم و آن را در آغوش گرفت و با گریه زیاد بیهوش شد، بعد از آن لباس را پنهان کردم و اجازه ندادم آن را ببیند.
این که امیرالمؤمنین سلام الله علیه در لحظهی دفن به پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم عرض کرد «فَكَمْ مِنْ قَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا»،[7] گویی ذغال افروخته بر جگر ایشان گذاشته بودند، «فَكَمْ مِنْ غلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا» مراعات مرا میکرد و واکنش نشان نمیداد، برای همین یا رسول الله! شما «أَحْفِهَا اَلسُّؤَالَ» بپرسید، شاید به شما بگوید.
در همان حال زنان انصار به ملاقات ایشان آمدند؛ یک مرتبه هم بیشتر نیامدند! در حالیکه در مکتب اهل بیت علیهم السلام آمده است اگر غیر شیعه (ولو با شما دشمنی کرده است) بیمار شد به عیادت او بروید.
پسر «اُسامَة بن زید» و پسر «طلحه» که هر دو به اهل بیت علیهم السلام بدی کردند، وقتی بیمار شدند زین العابدین سلام الله علیه به عیادت اینان رفت.
یکی از این دو به دلیل بدیهایشان بسیار خجل بود، تا آقا را دید گریه کرد… این خانواده تحمل گریه دیگران را ندارند… حضرت سجاد علیه السلام پرسیدند: چرا گریه میکنی؟ آن شخص در جواب گفت: بدهکار هستم. حضرت ابتدا پرداخت دِین او را قبول کردند، سپس از میزان آن سؤال فرمود. او گفت دوازده هزار سکه، حضرت فرمودند: وقتی میرفتم کسی با من بیاید تا این مقدار را به او بدهم.
این خانواده اینطور هستند، اما بعد از رحلت پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم یکبار گزارش عیادت از انصار موجود است. جامعهی پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم وجود حضرت زهرا سلام الله علیها را ندید گرفت.
هر کسی که دچار مشکلی شده باشد و ماجرای حضرت زهرا سلام الله علیها را ببیند، میگوید با من کاری نکردهاند، در حالی که من آن شأن و حق را هم ندارم.
«كَيْفَ أَصْبَحْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ»،[8] حالتان چطور است؟! فرمود «أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْيَاكُنَّ»، از دنیای شما بیزارم. چه چیز در قبال فروختن علی سلام الله علیه دریافت کردید؟ چه چیزی ارزش آن را داشت؟!
«قَالِيَةً لِرِجَالِكُنِّ» از مردانتان خشمگین هستم.
خطبه مهم و مفصلی است…
زنان به خانه رفتند و با مردان خود بحث کردند؛ چه مؤمنی هستی که مشرف به عذاب الهی شدهای؟!
خبر به حکومت رسید که زنان با مردان بحث کردند و همه نگرانند.
همان کسانی که مرتبهی اول و دوم به درِ خانه آمده بودند، با صدای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گریهکنان برگشتند، یعنی عظمت حضرت اینگونه نبود که بتوانند چشمپوشی کنند.
پولی را توسط فردی به زنان رساندند، بعضی دریافت کردند و بعضی در پای حضرت زهرا سلام الله علیها ایستادند و خود این موضوع سبب ترس بیشتر حکومت شد.
چون نشان میداد هنوز انگیزه وجود دارد که اقداماتی بعدی را انجام دهند.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سحرها، شبها، وقت و بیوقت، به درِ خانهی انصار و مهاجر میرفت.
بعضی درب را باز نمیکردند، بعضی جواب درستی نمیدادند، اما حتّی همانها هم میفهمیدند که خودشان مسلمان نیستند. یعنی اوضاع مدینه بهم ریخت. خبر این موضوع به حکومت رسید.
شاید گمان نمیکردند امیرالمؤمنین سلام الله علیه به اذن الهی و به دستور پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم وارد درگیری نشود.
لذا تا قبل از اینکه مردم وارد میدان شوند فرصت را غنیمت شمردند و به خانهی حضرت حمله کردند.
روضه و توسّل به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
همان ابتدا هم چند نفر که آمدند نتوانستند وارد خانه شوند، همین که حضرت با آنان سخن گفت، نه به این جهت که ایمان داشتند، بلکه میفهمیدند که این ننگ ابدی است.
تا اینکه به تعبیر «دعبل خزاعی» حریمی نماند جز اینکه هتک کرد. «هاتک حرمات» بیحیا، مشعل بدست، کینهتوز، آتشفشان نفرت، حسود و منافق…
«سلیم بن قیس» نوشته است بعد از اینکه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را به خانه آوردند، ملازم فراش شد و از بستر بلند نشد.
در احد شصت ضربه شمشیر به تن مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه اصابت کرد اما کشانکشان از پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم دفاع میکرد. وقتی مطمئن شد جنگ تمام شده است، بیهوش شد.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها همینطور شد، زیر دست و پا… فرزند از دست داده… اما به سمت مسجد دوید و دید تیغ روی سر امیرالمؤمنین سلام الله علیه است، فرمود نفرین میکنم ترسیدند، حضرت را به خانه برگرداند؛ وقتی خیال ایشان از بابت حضرت راحت شد، به زمین افتاد…
رفته رفته «نَحَلَ جِسْمُهَا وَ ذَابَ لَحْمُهَا»،[9] از دست رفت «حتّی صَارَتْ كَالْخَيَال» مثل شبحی و سایهای. «يُغْشَى عَلَيْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ»[10]… عرب به «لحظه»، «ساعه» میگوید. لحظهای میرفت و لحظهای دیگر برمیگشت…
اوضاع وخیم بود، تا حدی که فرزندان حضرت نمیدانستند در چه لحظهای از دنیا خواهد رفت. حال حضرت آنبهآن تغییر میکرد و امیرالمؤمنین سلام الله علیه در خانه نمیماند. دیدن ناتوانی فاطمه سلام الله علیها برای حضرت سخت بود و در مسجد میماند خبر شهادت در مدینه پیچید.
فرمود رکن من شکست، سی سال جسم خود را کشاند تا روح ایشان قبض شود.
گویی دیدن چهرهی حضرت برای افرادی که کینه داشتند دیدنی بود همه به تماشا آمدند تا فاتح خیبر را ببینند.
خبر آمد که تشییع عقب افتاده است رفتند تا فردا دوباره برگردند.
به تنهایی و در مقابل چشم فرزندان، فاطمهی خود را آماده کرد. تجهیز صورت گرفت بچهها با مادر وداع کردند، چند نفر که اجازه داشتند بر پیکر زهرای اطهر نماز بخوانند را دعوت کردند…
احتمالاً محل دفن حضرت، خانهی ایشان باشد…
اخیراً عزیزی از دنیا رفت و گروهی متکفل تجهیز و تغسیل و گروهی دیگر کارهای مربوط به قبر را انجام میدهند. برای داغدیده آن هم چه داغی!…
علی سلام الله علیه کلنگ بدست تا صبح فردا چهل صورت قبر درست کرده است… زمین را کَند… مجتهدی میگوید: علی تمام آرزوهای خود را دفن کرد.
اگر کسی در خانه یک بیمار با تن شکسته داشته باشد، جابهجایی او خیلی سخت و حساس است؛ میگوید وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خواست پیکر مطهر را داخل تابوت قرار دهد، به دیوارهی آن دست کشید تا زبر نباشد و گفت «یَا نَعْشَ الرُّفَقَا بِالْعَزِيزَةِ» ای تابوت با تن عزیزم مدارا کن «إِنَّهَا مُجَرَّحَة» تن او زخمی است. «لا تَخْتِشْ جُرْحًا ثَانِيًا» تو دوباره به او صدمه نزنی…
بدن را برداشت، کنار قبر فاطمه نشست و بدن سبک حضرت را داخل قبر گذاشت… هر چه بگذرد کار بر او سختتر میشود…
قدما میگفتند فاطمه زهرا سلام الله علیها چهره خود را پنهان میکرد، اما در آداب دفن است که باید روی صورت را باز کرد، روی ماهِ گرفته را باز کرد. زیر صورت او را خاک قرار داد. مشغول است…
نمیدانم با چه حالی لحد چید و خاک ریخت… دست از جان خود شست و روی خاک را صاف کرد…
ارتباط بینشان قطع شد لحد و خاک مانع شد…
«فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ»،[11] دست خود را از روی قبر برداشت و بهم زد، «هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ» غم به ایشان هجوم آورد و اشک حضرت جاری بود…
نخست به پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم پناه برد، «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ» از طرف خودم و این دخترتان به شما سلام عرض میکنم…
حضرت وقتی با پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم صحبت میکرد خجل شد…
«اَمينَ اللهِ في اَرْضِهِ»؛ این فاطمهی تحویل گرفته شده با فاطمهای که اکنون تحویل داد، هیچ تناسبی نداشت…
کسی که خیلی امین است لازم نیست توبیخ شود که چهکاری انجام داده است، خودِ فرد جلوتر بیان میکند.
گرچه امیرالمؤمنین سلام الله علیه کم کاری نکرده بودند…
عرض کرد «قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ» یا رسول الله! فاطمهی مرا از چنگ من درآوردند…
اینجا بود که عرض کرد «فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا» به من نمیگفت، ولی به شما خواهد گفت، «سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ» دخترت به شما خواهد گفت «بِتَظَاهُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا» که حق او را چگونه پایمال کردند…
رو به قبر حضرت کرد و به فاطمهاش نگاه کرد و فرمود «أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ» این جگر دیگر خنک نخواهد شد… فکر نکن این لحظه را فراموش خواهم کرد… «وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ» این شب را فراموش نخواهم کرد…
میخواست بنشیند و عزاداری کند. اما تا صبح کار زیادی داشت باید چهل صورت قبر درست میکرد…
فرمود «لولا غَلَبَتْ عَلَينا لَجَعَلتُ مَقَاماً عِندَكَ لَزَاماً» اگر مجبور نبودم و اینها به ما مسلط نبودند، سرِ خود را روی قبر تو قرار میدادم و گریه میکردم تا به تو بپیوندم…
با فاطمهی خود وداع کرد…
ما که دلمان برای حرم امام رضا علیه السلام پر میزند، هنگام وداع میگوییم «سَلَامٌ عَلَيْك، سَلَامَ مُوَدِّعٍ» میخواهم وداع کنم اما دلم اینجا مانده است، مجبورم بروم، «لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ» خسته و ملول نیستم، دلم اینجاست…
«سَلَامٌ عَلَيْك، سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ» نگاهی به فاطمه کرد، «سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا» خیلی زود تو را از من گرفتند…
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4]. سوره مبارکه اسراء، آیه 26.
[5] علل الشرایع، جلد ۱، صفحه ۷ (حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ جَبْرَئِيلُ إِذَا أَتَى اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ اَلْعَبْدِ وَ كَانَ لاَ يَدْخُلُ حَتَّى يَسْتَأْذِنَهُ .)
[6]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد۲۸، صفحه۲۹۷
[7] الکافي، جلد ۱، صفحه ۴۵۸ (أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اَللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ اَلشَّيْبَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْهُرْمُزَانِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ دَفَنَهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ عَنِ اِبْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ اَللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي إِلاَّ أَنَّ لِي فِي اَلتَّأَسِّي بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ نَفْسُكَ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي بَلَى وَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ لِي أَنْعَمُ اَلْقَبُولِ «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ» قَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لاَ يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو وَ سَتُنْبِئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا اَلسُّؤَالَ وَ اِسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلاً وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اَللَّهُ «وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ» سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ قَالٍ وَ لاَ سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ وَاهَ وَاهاً وَ اَلصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ وَ اَللَّبْثَ لِزَاماً مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ اَلثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ اَلرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اَللَّهِ تُدْفَنُ اِبْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ يَتَبَاعَدِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ اَلذِّكْرُ وَ إِلَى اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْمُشْتَكَى وَ فِيكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَحْسَنُ اَلْعَزَاءِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ وَ اَلرِّضْوَانُ .)
[8]. الأمالي (للطوسی)، جلد 1، صفحه 374 (أَخْبَرَنَا اَلْحَفَّارُ ، قَالَ: حَدَّثَنَا اَلدِّعْبِلِيُّ ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْخَزَّازُ بِبَغْدَادَ بِالْكَرْخِ بِدَارِ كَعْبٍ ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو سَهْلٍ اَلرَّفَّاءُ ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّزَّاقِ ، قَالَ اَلدِّعْبِلِيُّ : وَ حَدَّثَنَا أَبُو يَعْقُوبَ إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلدَّبَرِيُّ بِصَنْعَاءِ اَلْيَمَنِ فِي سَنَةِ ثَلاَثٍ وَ ثَمَانِينَ وَ مِائَتَيْنِ ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّزَّاقِ ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ ، عَنِ اَلزُّهْرِيِّ ، عَنْ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ بْنِ مَسْعُودٍ ، عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ ، قَالَ: دَخَلْتُ نِسْوَةٍ مِنْ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَعُدْنَهَا فِي عِلَّتِهَا، فَقُلْنَ لَهَا: اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ ، كَيْفَ أَصْبَحْتِ فَقَالَتْ: أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْيَاكُنَّ، قَالِيَةً لِرِجَالِكُنِّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ إِذْ عَجَمْتُهُمْ، وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ إِذْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحاً لِأُفُونِ اَلرَّأْيِ وَ خَطْلِ اَلْقَوْلِ وَ خَوَرِ اَلْقَنَاةِ، وَ «لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اَللّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي اَلْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ» وَ لاَ جَرَمَ وَ اَللَّهِ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَهَا، وَ شَنِنْتُ عَلَيْهِمْ عَارَهَا، فَجَدْعاً وَ رَغْماً لِلْقَوْمِ اَلظَّالِمِينَ. وَيْحَهُمْ، أَنَّى زَحْزَحُوهَا عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ ! مَا نَقَمُوا وَ اَللَّهِ مِنْهُ إِلاَّ نَكِيرَ سَيْفِهِ، وَ نَكَالَ وَقْعِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِي ذَاتِ اَللَّهِ، وَ تَاللَّهِ لَوْ تَكَافُّوا عَلَيْهِ عَنْ زِمَامٍ نَبَذَهُ إِلَيْهِ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لاَعْتَلَقَهُ، ثُمَّ لَسَارَ بِهِمْ سَيْراً سُجُحاً ، فَإِنَّهُ قَوَاعِدُ اَلرِّسَالَةِ، وَ رَوَاسِي اَلنُّبُوَّةِ، وَ مَهْبِطُ اَلرُّوحِ اَلْأَمِينِ وَ اَلْبَطِينُ بِأَمْرِ اَلدِّينِ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ «أَلا ذلِكَ هُوَ اَلْخُسْرانُ اَلْمُبِينُ» . وَ اَللَّهِ لاَ يَكْتَلِمُ خِشَاشُهُ، وَ لاَ يُتَعْتَعُ رَاكِبُهُ، وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلاً رَوِيّاً فَضْفَاضاً، تَطْفَحُ ضِفَّتُهُ، وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً قَدْ خَثَرَ بِهِمُ اَلرَّيُّ غَيْرَ مُتَحَلٍّ بِطَائِلٍ إِلاَّ بِغَمْرِ اَلنَّاهِلِ وَ رَدْعِ سَوْرَةِ اَلسَّاغِبِ ، وَ لَفُتِحَتْ عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٌ مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ سَيَأْخُذُهُمْ اَللَّهُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ . فَهَلُمَّ فَاسْمَعْ، فَمَا عِشْتَ أَرَاكَ اَلدَّهْرُ اَلْعَجَبَ، وَ إِنْ تَعْجَبْ بَعْدَ اَلْحَادِثِ، فَمَا بِالْهَمِّ بِأَيِّ سَنَدٍ اِسْتَنَدُوا، أَمْ بِأَيَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّكُوا «لَبِئْسَ اَلْمَوْلى وَ لَبِئْسَ اَلْعَشِيرُ» وَ بِئْسَ لِلظّالِمِينَ بَدَلاً . اِسْتَبْدَلُوا اَلذُّنَابَى بِالْقَوَادِمِ، وَ اَلْحَرُونَ بِالْقَاحِمِ، وَ اَلْعَجُزَ بِالْكَاهِلِ، فَتَعْساً لِقَوْمٍ «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» ، «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ اَلْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ» ، «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى اَلْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاّ أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» لَقِحَتْ فَنَظِرَةٌ رَيْثَمَا تُنْتِجُ، ثُمَّ اِحْتَلَبُوا طِلاَعَ اَلْقَعْبِ دَماً عَبِيطاً وَ ذُعَافاً مُمِضّاً، هُنَالِكَ يَخْسَرُ اَلْمُبْطِلُونَ وَ يَعْرِفُ اَلتَّالُونَ غِبَّ مَا أَسَّسَ اَلْأَوَّلُونَ، ثُمَّ طِيبُوا بَعْدَ ذَلِكَ عَنْ أَنْفُسِكُمْ لِفِتْنَتِهَا، ثُمَّ اِطْمَئَنُّوا لِلْفِتْنَةِ جَأشاً، وَ أَبْشِرُوا بِسَيْفٍ صَارِمٍ وَ هَرْجٍ دَائِمٍ شَامِلٍ وَ اِسْتِبْدَادٍ مِنَ اَلظَّالِمِينَ، يَدَعُ فَيْئَكُمْ زَهِيداً، وَ جَمْعَكُمْ حَصِيداً، فَيَا حَسْرَةً لَهُمْ وَ قَدْ عُمِّيَتْ عَلَيْهِمُ اَلْأَنْبَاءُ «أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ» .)
[9]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ۲، صفحه ۳۶۱ (دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ ، رُوِّينَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسَرَّ إِلَى فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ أَنَّهَا أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُ بِهِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ فَلَمَّا قُبِضَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ نَالَهَا مِنَ اَلْقَوْمِ مَا نَالَهَا لَزِمَتِ اَلْفِرَاشَ وَ نَحَلَ جِسْمُهَا وَ ذَابَ لَحْمُهَا وَ صَارَتْ كَالْخَيَالِ وَ عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَبْعِينَ يَوْماً فَلَمَّا اُحْتُضِرَتْ قَالَتْ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ كَيْفَ أُحْمَلُ وَ قَدْ صِرْتُ كَالْخَيَالِ وَ جَفَّ جِلْدِي عَلَى عَظْمِي قَالَتْ أَسْمَاءُ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنْ قَضَى اَللَّهُ إِلَيْكِ بِأَمْرٍ فَسَوْفَ أَصْنَعُ لَكِ شَيْئاً رَأَيْتُهُ فِي بَلَدِ اَلْحَبَشَةِ قَالَتْ وَ مَا هُوَ قَالَتِ اَلنَّعْشُ يَجْعَلُونَهُ مِنْ فَوْقِ اَلسَّرِيرِ عَلَى اَلْمَيِّتِ يَسْتُرُهُ قَالَتْ لَهَا اِفْعَلِي فَلَمَّا قُبِضَتْ عَلَيْهَا السَّلاَمُ صَنَعَتْهُ لَهَا أَسْمَاءُ فَكَانَ أَوَّلُ نَعْشٍ عُمِلَ لِلنِّسَاءِ فِي اَلْإِسْلاَمِ .)
[10] روضة الواعظین، جلد ۱، صفحه ۱۵۰ (وَ رُوِيَ: أَنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ لاَ زَالَتْ بَعْدَ اَلنَّبِيِّ مُعَصَّبَةَ اَلرَّأْسِ نَاحِلَةَ اَلْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ اَلرُّكْنِ مِنَ اَلْمُصِيبَةِ بِمَوْتِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هِيَ مَهْمُومَةٌ مَغْمُومَةٌ مَحْزُونَةٌ مَكْرُوبَةٌ كَئِيبَةٌ حَزِينَةٌ بَاكِيَةُ اَلْعَيْنِ مُحْتَرِقَةُ اَلْقَلْبِ يُغْشَى عَلَيْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَ حِينَ تَذْكُرُهُ وَ تَذْكُرُ اَلسَّاعَاتِ اَلَّتِي كَانَ يَدْخُلُ فِيهَا عَلَيْهَا فَيَعْظُمُ حُزْنُهَا وَ تَنْظُرُ مَرَّةً إِلَى اَلْحَسَنِ وَ مَرَّةً إِلَى اَلْحُسَيْنِ وَ هُمَا بَيْنَ يَدَيْهَا عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ فَتَقُولُ أَيْنَ أَبُوكُمْا اَلَّذِي كَانَ يُكْرِمُكُمَا وَ يَحْمِلُكُمَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ أَيْنَ أَبُوكُمَا اَلَّذِي كَانَ أَشَدَّ اَلنَّاسِ شَفَقَةً عَلَيْكُمَا فَلاَ يَدَعُكُمَا تَمْشِيَان عَلَى اَلْأَرْضِ فَ إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ فُقِدَ وَ اَللَّهِ جَدُّكُمَا وَ حَبِيبُ قَلْبِي وَ لاَ أَرَاهُ يَفْتَحُ هَذَا اَلْبَابَ أَبَداً وَ لاَ يَحْمِلُكُمَا عَلَى عَاتِقِهِ كَمَا لَمْ يَزَلْ يَفْعَلُ بِكُمَا ثُمَّ مَرِضَتْ مَرَضاً شَدِيداً وَ مَكَثَتْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً فِي مَرَضِهَا إِلَى أَنْ تُوُفِّيَتْ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهَا فَلَمَّا نُعِيَتْ إِلَيْهَا نَفْسُهَا دَعَتْ أُمَّ أَيْمَنَ وَ أَسْمَاءَ بِنْتَ عُمَيْسٍ وَ وَجَّهَتْ خَلْفَ عَلِيٍّ وَ أَحْضَرَتْهُ فَقَالَتْ يَا اِبْنَ عَمِّ إِنَّهُ قَدْ نُعِيَتْ إِلَيَّ نَفْسِي وَ إِنَّنِي لَأَرَى مَا بِي لاَ أَشُكُّ إِلاَّ أَنَّنِي لاَحِقَةٌ بِأَبِي سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ وَ أَنَا أُوصِيكَ بِأَشْيَاءَ فِي قَلْبِي قَالَ لَهَا عَلِيٌّ أَوْصِينِي بِمَا أَحْبَبْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ فَجَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهَا وَ أَخْرَجَ مَنْ كَانَ فِي اَلْبَيْتِ ثُمَّ قَالَتْ يَا اِبْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِي كَاذِبَةً وَ لاَ خَائِنَةً وَ لاَ خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَعَاذَ اَللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اَللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتِي فَقَدْ عَزَّ عَلَيَّ بِمُفَارَقَتِكِ وَ بِفَقْدِكِ إِلاَّ أَنَّهُ أَمْرٌ لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ اَللَّهُ جَدَّدَ عَلَيَّ مُصِيبَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قَدْ عَظُمَتْ وَفَاتُكَ وَ فَقْدُكَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ مِنْ مُصِيبَةٍ مَا أَفْجَعَهَا وَ آلَمَهَا وَ أَمَضَّهَا وَ أَحْزَنَهَا هَذِهِ وَ اَللَّهِ مُصِيبَةٌ لاَ عَزَاءَ عَنْهَا وَ رَزِيَّةٌ لاَ خَلَفَ لَهَا ثُمَّ بَكَيَا جَمِيعاً سَاعَةً وَ أَخَذَ عَلِيٌّ رَأْسَهَا وَ ضَمَّهَا إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ أَوْصِينِي بِمَا شِئْتِ فَإِنَّكِ تَجِدِينِي وَفِيّاً أُمْضِي كُلَّ مَا أَمَرْتِنِي بِهِ وَ أَخْتَارُ أَمْرَكِ عَلَى أَمْرِي ثُمَّ قَالَتْ جَزَاكَ اَللَّهُ عَنِّي خَيْرَ اَلْجَزَاءِ يَا اِبْنَ عَمِّ أُوصِيكَ أَوَّلاً أَنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدِي بِابْنَةِ أُمَامَةَ فَإِنَّهَا تَكُونُ لِوُلْدِي مِثْلِي فَإِنَّ اَلرِّجَالَ لاَ بُدَّ لَهُمْ مِنَ اَلنِّسَاءِ قَالَ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ ثُمَّ قَالَتْ أُوصِيكَ يَا اِبْنَ عَمِّ أَنْ تَتَّخِذَ لِي نَعْشاً فَقَدْ رَأَيْتُ اَلْمَلاَئِكَةَ صَوَّرُوا صُورَتَهُ فَقَالَ لَهَا صِفِيهِ إِلَيَّ فَوَصَفَتْهُ فَاتَّخَذَهُ لَهَا فَأَوَّلُ نَعْشٍ عُمِلَ فِي وَجْهِ اَلْأَرْضِ ذَلِكَ وَ مَا رَأَى أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لاَ عَمِلَ أَحَدٌ ثُمَّ قَالَتْ أُوصِيكَ أَنْ لاَ يَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِي مِنْ هَؤُلاَءِ اَلَّذِينَ ظَلَمُونِي وَ أَخَذُوا حَقِّي فَإِنَّهُمْ أَعْدَائِي وَ أَعْدَاءُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لاَ يُصَلِّيَ عَلَيَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لاَ مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ اِدْفِنِّي فِي اَللَّيْلِ إِذَا هَدَأَتِ اَلْعُيُونُ وَ نَامَتِ اَلْأَبْصَارُ ثُمَّ تُوُفِّيَتْ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهَا وَ عَلَى أَبِيهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِيهَا فَصَاحَتْ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ صَيْحَةً وَاحِدَةً وَ اِجْتَمَعَتْ نِسَاءُ بَنِي هَاشِمٍ فِي دَارِهَا فَصَرَخْنَ صَرْخَةً وَاحِدَةً كَادَتِ اَلْمَدِينَةُ أَنْ تَزَعْزَعَ مِنْ صُرَاخِهِنَّ وَ هُنَّ يَقُلْنَ يَا سَيِّدَتَاهْ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ أَقْبَلَ اَلنَّاسُ مِثْلَ عُرْفِ اَلْفَرَسِ إِلَى عَلِيٍّ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ بَيْنَ يَدَيْهِ يَبْكِيَانِ فَبَكَى اَلنَّاسُ لِبُكَائِهِمَا وَ خَرَجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ عَلَيْهَا بُرْقُعَةٌ وَ تَجُرُّ ذَيْلَهَا مُتَجَلِّلَةً بِرِدَاءٍ عَلَيْهَا تَسْحَبُهَا وَ هِيَ تَقُولُ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْآنَ حَقّاً فَقَدْنَاكَ فَقْدًا لاَ لِقَاءَ بَعْدَهُ أَبَداً وَ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ فَجَلَسُوا وَ هُمْ يَرْجُونَ وَ يَنْظُرُونَ أَنْ تُخْرَجَ اَلْجِنَازَةُ فَيُصَلُّونَ عَلَيْهَا وَ خَرَجَ أَبُو ذَرٍّ فَقَالَ اِنْصَرِفُوا فَإِنَّ اِبْنَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَدْ أُخِّرَ إِخْرَاجُهَا فِي هَذِهِ اَلْعَشِيَّةِ فَقَامَ اَلنَّاسُ وَ اِنْصَرَفُوا فَلَمَّا أَنْ هَدَأَتِ اَلْعُيُونُ وَ مَضَى مِنَ اَللَّيْلِ أَخْرَجَهَا عَلِيٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ وَ عَمَّارٌ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ عَقِيلٌ وَ اَلزُّبَيْرُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ بُرَيْدَةُ وَ نَفَرٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ خَوَاصِّهِ صَلُّوا عَلَيْهَا وَ دَفَنُوهَا فِي جَوْفِ اَللَّيْلِ وَ سَوَّى عَلِيٌّ حَوَالَيْهَا قُبُوراً مُزَوَّرَةً مِقْدَارَ سَبْعَةٍ حَتَّى لاَ يُعْرَفَ قَبْرُهَا .)
[11]. الأمالي (للمفید)، جلد ۱، صفحه ۲۸۱ (قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْهُرْمُزَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لاَ يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اَللَّهُ عَلَى اِسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ – فَلَمَّا حَضَرَتْهَا اَلْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلاً وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ اَلْقَبْرِ هَاجَ بِهِ اَلْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنِ اِبْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ – وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ لَهَا اَللَّهُ سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ تَجَلُّدِي- إِلاَّ أَنَّ فِي اَلتَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ اَلْحُزْنِ اَلَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ اَلتَّعَزِّي – فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَنْعَمُ اَلْقَبُولِ – إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ – لَقَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ وَ اُخْتُلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ – لاَ يَبْرَحُ اَلْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو – وَ سَتُنَبِّئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلاً وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اَللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ سَلاَمٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ وَ اَلصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ اَلثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ اَلرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اَللَّهِ تُدْفَنُ اِبْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ اَلذِّكْرُ فَإِلَى اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ اَلْعَزَاءِ – وَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .)