«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل الصلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه، عرض تسلیت به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا و امام راحل عظیم الشأن، شهدای از صدر اسلام، اموات شیعیان از صدر اسلام، پدر و مادرهای شما، شهدای این سالی که در آن هستیم، شهید نصرالله عظیم الشأن، روح مطهّر فخر شیعه و افتخار مرجعیت، رهبر مظلوم شهید، و سلامتی همهی رزمندگان اسلام، سلامتی شما عزیزان و خانوادههایتان، و سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
تبیین بحث
چون میدانم دوستان قبل و پس از حتماً من یک سری از مباحث ضروری را در اینجا میفرمایند، آن مطالبی را عرض میکنم که به نظر بنده لازم است که باید گفته شود، و در باب اهمیت ماندن شما در میدان و اهمیت حضور شما مطالبی را تکرار نمیکنم، چون این مطالب روشن است و به نوعی زیره به کرمان بردن است.
آن چیزهایی که از نظر بنده یا خلأ داریم یا کمتر به آنها توجّه میشود را، و به عنوان کسی که میخواهد از نظر دینی بحثی را بگوید عرض میکنم، این عرایض هم فارق از فضای سیاسی و جَوزدگی و جَوّ غالب است که محضر شما عرض میکنم که این مطالب هم در کنار آنها مورد توجّه واقع شود.
ما زیر پرچم حق با ظلم مبارزه میکنیم
نکتهی اول این است که اگر شما مطالب خبرگزاریهای روز گذشته از مطالب رهبر انقلاب را رؤیت کنید، نوعاً اصلاً به یک گوهر مهمی از پیام توجّه نکردهاند، و این همان نقطهی خطر است.
ما با چگوارا و طرفداران چگوارا تفاوتی داریم، ما فقط مبارز نیستیم، ما فقط با ظلم مبارزه نمیکنیم، بلکه ما زیر پرچم حق با ظلم مبارزه میکنیم، تحت اطاعت ولیامر با ظلم مبارزه میکنیم، لذا به دنبال جَو نیستیم.
روز گذشته شروع مطالب رهبر انقلاب حفظه الله تعالی، عرض ادب خاکسارانه به حضرت حجّت سلام الله علیه بود، و بعد انتها هم استغاثه به حضرت حجّت سلام الله علیه بود.
متأسفانه نوع خبرگزاریها این موضوع را اصلاً جزو مختصر پیام ندیدند!
این همان نقطهی بیچارگی ماست، اگر ما در میان این مبارزه به تجهیزات خودمان… که الحمدلله همین تجهیزات دشمن را مجازات کرده است… اگر ما فقط به اینها توجّه کنیم و به آن چیزی که حقیقتِ قدرت ماست توجّه نکنیم، یا کم توجّه کنیم، نقطهی خطر است.
باید صدر اخبار میآمد که… درواقع پیام رهبر انقلاب که منتوی در این متن بود، در ابتدا توجّه به آن کسی است که اصل قدرت و اصل عزّت ماست، و در پایان هم استغاثهی به ایشان است؛ و حضور ما در میدان، اعلام حضور در لشکر امام زمان ارواحنا فداه است.
اصلاً اگر همهی ما بیاییم و زیر توپ و سر و صدا و موشک و احتمال شهادت باشیم، و تنها آوردهی آن برای ما فقط یک توجّه چند ثانیهای به امام زمان ارواحنا فداه باشد، ما پیروز بودهایم.
در دعای افتتاح و بعضی از ادعیهی ما، اینطور به ما یاد دادهاند، عبارت را اینطور چیدهاند که از آن انحصار بفهمیم… زمانی است که میگویند «خدایا! با وجود امام زمان به ما عزّت بده»، بعد در ذهن ما این است که اگر ما تعداد زیادی F35 داشتیم یا تعداد زیادی موشک هایپرسونیک داشتیم، عزّت داشتیم، حال چون آنها را نداریم، بجای آنها امام زمان داریم… نعوذبالله اینطور گیج بودیم.
اگر منابع دینی را نگاه کنیم، اگر دلار پشیزی قیمت داشت هم ما همانقدر مضطرّ وجود امام زمان ارواحنا فداه بودیم که الآن هستیم. اصل اضطرار ما قابل قیاس نیست.
مگر شما با یک لیوان، چقدر میتوانید از آب دریا را بردارید؟
این تغییراتِ در عالم، نسبت به اضطرار ما به امام زمان ارواحنا فداه، هیچ در هیچ است.
لذا در ادعیهی ما مانند دعای افتتاح به ما یاد دادهاند که بگوییم «كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا، وَأَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا»، یعنی با وجود ایشان کمی و ذلّت ما اصلاح میشود! یعنی ما فقط و فقط با او عزیز میشویم، ما بیاو ذلیل هستیم، اگر همهی لشکر دنیا هم لشکر ما بود ذلیل بودیم، اگر فقط یک نفر بودیم هم ذلیل بودیم، اگر همهی ادوات عالم برای ما بود هم ذلیل بودیم، اگر هیچ چیزی نبودیم هم ذلیل بودیم.
ما با امام زمان ارواحنا فداه عزیز هستیم، چه یک کربلا درست بشود که مثلاً هفتاد نفر در برابر سی هزار نفر قرار بگیرند، چه همهی دنیا دور ما باشند. ما با وجود امام زمان ارواحنا فداه عزیز هستیم، و با وجود امام زمان ارواحنا فداه کثیر هستیم، با وجود امام زمان ارواحنا فداه انحرافات ما از بین میرود، با وجود امام زمان ارواحنا فداه پراکندکی ما جمع میشود.
خط مقدمِ خانوادگی
لذا نکتهی اول اینکه ما این موضوع را قدر بدانیم، چند سال دیگر، کسانی که از ما باشند… همانطور که میدانید کسانی را داریم که هشت سال جبهه در جنگ حضور داشتند، قبل از آن در درگیریهای کردستان حضور داشتند، در درگیریهای سیستان و بلوچستان بودند، مثلاً یازده سال سابقهی حضور در منطقهی جنگی دارند، اما هنوز زنده هستند، یکی از آنها برادر سه شهید است ولی هنوز زنده است، یعنی نمیخواهم بگوید قرار است ما حتماً شهید شویم، شهادت چیزی نیست که همینطور به هر کسی عطا شود، امروز تعداد زیادی در راهپیمایی تهران حضور داشتند اما فقط یک نفر شهید شد!
واضح است که نمیخواهم بگویم یعنی بقیه خوب نبودند، ولی «شهادت» اینطور نیست که همینطور به هر کسی تعلق بگیرد. ان شاء الله خدای متعال به شما عمر باعزت بدهد که در دورهی کهولت سن خودتان شهید شوید…
اما اگر بیست سال بعد دور یکدیگر جمع شویم، یکی از نعمتهای مهم این ایام خودمان را این موضوع میدانیم که ما به برکتِ این جنگی که خدا خواست ما در آن قرار بگیریم، آن هم با یک اتفاق بینظیر… این جنگ ما یک ویژگی دارد که تا قبل از این برای ما نبوده است، و آن هم این است که خط مقدم این جنگ «معابر» است، مردم بصورت خانوادگی در پیادهنظام خط مقدم جبههی اسلام حضور پیدا کردهاند؛ این موضوع خیلی در تاریخ کمیاب است.
خدای متعال خواسته است که من امروز با خانوادهی خود در این جبهه حضور پیدا کنم، شما هم همینطور!
یعنی این یک خط مقدّمِ خانوادگی است، و یک فرصت برای عرض ادب به امام زمان ارواحنا فداه، که من به امام زمان ارواحنا فداه عرض کنم: شما که از پروندهی من باخبر هستید، من امشب آمدهام، من دوست داشتم جزو کربلاییها باشم، «یَا لَیتَنَا کُنَّا مَعَهُم»… و دوست داشتم که در لشکر شما باشم، با اینکه میدانم لیاقت ندارم… شما امروز حضور من و خانوادهام در اینجا را جزو کسانی قرار بده که میگوییم «بِأبِی أنتُم وَ اُمِّی وَ نَفسِی وَ مَالِی وَ اُسرَتِی».
این توجّه به وجود مبارک امام زمان ارواحنا فداه آنقدر ارزش دارد…
ان شاء الله خدای متعال تا ظهور امام زمان ارواحنا فداه سایهی جنگ را از کشور ما بردارد، این مسلّم است که ما جنگطلب نیستیم، اما ارزش دارد این اتفاق بیفتد و ما دچار سختی شویم که یک مرتبه با همهی وجودمان به ناچیزی و نداری خودمان پی ببریم و یک یک «یا الله» و «یا صاحب الزّمان» بگوییم.
ما با توهّم «یا الله» میگوییم
ما با توهّم «یا الله» میگوییم… همانطور که دیدهاید خیلی از کسانی که برای خرید میروند، میگویند من اطراف را هم ببینم، دوباره برمیگردم!
اما اگر همین شخص بداند زیباترین جنس با نازلترین قیمت در مغازهی اول است، مغازههای اطراف را نمیبیند. برای این مغازههای دیگر را جستجو میکند که جنس مرغوبتر را با قیمت بهتر پیدا کند.
وقتی ما در حالت عادی «یا الله» و «یا صاحب الزمان» میگوییم، منظورمان این است که اطراف را هم ببینیم، اگر یک گرفتاری دارم میخواهم به صد نفر رو بزنم و به چند نفر بگویم و نستجیربالله چند جا هم مرتکب خطا شوم، حال یک «یا الله» یا یک «یا امام رضا» هم میگویم.
اما گاهی اوقات که کار پیچیده میشود و کار از دست هر کسی برنمیآید…
خیلی از کسانی که در حالت عادی تراپی میکردند… البته واضح است که من با مشاورهی کسی که امور دینی انسان را هم میداند، خیلی موافق هستم؛ اما خیلی از کسانی که ادعای مشاوره و تراپی داشتند، معلوم نیست الآن کجا هستند، چون الآن حرفی برای گفتن ندارند! وقتی منطق مادی به بنبست میرسد، لال و فراری میشود و حرفی ندارد که بزند!
وقتی ما به بنبست میرسیم، وقتی به آن نقطهای میرسیم که نمیدانیم برای امنیت زن و بچهی خود چکار کنیم، آنوقت تازه به آن کسی فکر میکنیم که «امنیت» از ابتدا هم با او بوده است، و ما فقط بیهوده اطراف را چرخیدهایم؛ الآن فقط قدری از توهّم بیرون آمدهایم!
الحمدلله! الآن که «یا صاحب الزمان» میگوییم، کمی واقعیتر میگوییم! میگوییم ما متوجّه شدهایم که کاری از دست ما ساخته نیست…
وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْت
البته واضح است که این «کاری از دست ما ساخته نیست» به این معنا نیست که ما وظایف خود را انجام ندهیم، واضح است که ما باید وضایف خود را انجام دهیم، ولی شما به این نگاه توجّه کنید که خدای متعال حتّی به پیامبر خود هم میفرماید که «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى».[4]
پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم که اگر در قرآن کریم ضرب المثل بندگی و عبد و عبودیت باشد، او پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، و وقتی قرآن کریم میخواهد از «عبد» یاد کند و اسم نبرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را یاد کند، میفرماید: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ»،[5] «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا»،[6] و… اسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را نمیبرد و میفرماید «عبد ما»!
خدای متعال به این پیامبر و ما یاد داده است که «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى».
واقعاً همان نیرویی که شلیک میکند باید معتقد باشد که «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى»، وقتی من میاندازم، من نیستم که میاندازم، این خداست که میاندازد!
توجّه به امام زمان ارواحنا فداه
ما هم که اینجا ایستادهایم، ما نیستیم که اینجا ایستادهایم، خدای متعال ما را نگه داشته است، قوام ما به اوست، درواقع او ستون فقرات اصلی است، پشت و پناه ما هم امام زمان ارواحنا فداه است که مظهرِ اوست؛ باید در ابتدا به این موضوع توجّه کرد.
لذا صدر جلسات، ذیل و انتهای جلسات، باید حتماً به امام زمان ارواحنا فداه استغاثه کرد و به این موضوع توجّه کرد که قدرت ما در این موضوع است؛ البته ما برای اینکه کمی ایستادگی خودمان را امام زمان ارواحنا فداه نشان دهیم، باید نیروی نظامی ما در اوج قدرت و توانایی خود کار کند، ما باید در اینجا در اوج توانایی خودمان کار کنیم، باید مسئولین در اوج توانایی خود کار کنند، اما هیچ کسی نباید اثر را از خودش ببیند؛ واضح است که این عرض بنده بدین معنا نیست که ما وظایف خودمان را انجام ندهیم، اتفاقاً باید تا جایی که جان داریم تلاش کنیم، اما نباید اثر را از خودمان ببینیم.
ارتقاء توحیدی در این نبرد
این موضوع فقط برای ذکر گفتن نیست، باید بصورت حقیقی بگوییم که والله العلی العظیم لا حَولَ و لا قوّة الا بالله.
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه نخواست به فحشِ امریکاییها جواب دهد که فرمود «امریکا نمیتواند هیچ غلطی کند»، امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بر طبق مبنای توحیدی خودش که لا حول و لا قوّة الله بالله است، اینطور فرمود. درواقع هیچ کسی بغیر از خدا توانایی و نیرو ندارد. لذا هیچ کسی نمیتواند هیچ غلطی کند، منتها چون امریکا… یا زمان حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام فرعون ادعا میکند که انگار رَبّ زمین است، اینجا هم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه میفرماید که امریکا نمیتواند هیچ غلطی کند؛ وگرنه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که اصلاً امریکا را حساب نمیکرد، آنجا چون امریکا ادعا میکرد، امام خمینی فرمودند که این امریکا نمیتواند هیچ غلطی کند.
اولین نکته باید این باشد که ان شاء الله خدای متعال روزی ما کند که این نبرد در ابتدا باید ارتقاء توحیدی ما باشد، باید توجّه ما به ربوبیت حضرت حق باشد.
فرار از جَوزدگی
نکتهی بعدی، که اگر زنده باشم روز بعد هم به آن خواهم پرداخت «فرار از جَوزدگی» است، فرار از فانتزی دیدنِ جنگ است، فرار از خبرهای دروغین است.
ما بعنوان رزمنده، باید بدترین حالت را درنظر بگیریم، به قول نظامیها باید بدترین سناریو را درنظر بگیریم و سپس آنطور پای دین بایستیم؛ ولی از خدای متعال میخواهیم و دعا میکنیم که بهترین و آسانترین راه را برای ما قرار دهد.
ما نه خودمان را فریب میدهیم، و نه بیهوده واردِ جَو میشویم.
بر فرض اگر قرار بود که خدای متعال همهی مردم را در راه خودش شهید قرار دهد، و خون ما در راستای خون شهدای کربلا ریخته شود، یعنی همانطور که همهی مردان شهید شدند و همهی زنان اسیر شدند… مگر امام حسین علیه السلام پشیمان شدند؟
ما از خدای متعال میخواهیم که مقدورات در این موضوع نباشد و ان شاء الله خدای متعال این مستکبرین را به دست ما نابود کند؛ اما وقتی در میدان حضور پیدا کردهایم، به شرط پیروزی در میدان حضور پیدا نکردهایم، بلکه ما آمدهایم که اگر قرار شد در راه خدا نعوذبالله… به خدای متعال پناه میبرم… که در راستای کربلا، دوباره یک کربلایی رخ دهد، اعلام کنیم که ما خودمان بهمراه خانوادهی خود حضور داریم. سیّدالشّهداء صلوات الله علیه فرمودند: «نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَ أَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ»،[7] خودم با شما هستم و اهل بیت من هم کنار خانوادهی شما هستند؛ سیّدالشّهداء صلوات الله علیه همینطور هم شهید شدند.
امام شهید انقلاب در این سالیان اینقدر با خانوادههای شهدا صحبت کرد، با فرزندان شهدا صحبت کرد، الآن ده یتیمِ شهید در خانوادههای نوههای رهبر شهید هستند.
یعنی کسی که در راه خدا ایستادگی میکند، پای کار هست، هر اتفاقی رخ داد، رخ داده است؛ نه به شرط پیروزی؛ ولی دعا میکنیم که خدای متعال نصرتِ مقطعی خودش را هم یاری کند.
«نصرت مقطعی» یعنی چه؟
بعداً عرض میکنم که نصرت خدا همیشه با مؤمنین هست، قیامت روشن خواهد شد که حق با چه کسی است، صد سال بعد که تاریخ را نگاه کنیم، همه متوجه میشوند که ما چه کردهایم، کمااینکه همین الآن هم خیلیها متوجه هستند. تمام آن دستگاه دروغین غرب که میگفتند ما لیبرال دموکراسی و آزادی داریم، با زیرپا گذاشتن تمام قوانین خودساختهی خود نشان دادند که آنها حتّی به حرفهای خودشان هم پایبند نیستند و شکست خوردهاند و شکسته شدهاند. اما ما به شرط پیروزی در میدان حضور پیدا نکردهایم.
مانند این است که کسی به سیّدالشّهداء صلوات الله علیه بگوید من به شرطی به کربلا میآیم که پیروز شویم!
نخیر! ما میآییم، ولو اینکه تکه تکه شویم.
زهیر سلام الله علیه به سیّدالشّهداء صلوات الله علیه عرض کرد: آمدهام ولو اینکه هفتاد مرتبه در راه تو کشته شوم و مرا بسوزانند و خاکستر مرا به باد بدهند و دوباره زنده شوم، من دوباره پای تو میایستم.
حال زمانی خدای متعال میخواهد که زهیر در راه خدا شهید شود، زمانی خدا میخواهد یک نیروی سرباز الهی پیروز مقطعی در میدان هم پیدا کند.
بدین علت از عبارت «پیروزی مقطعی» استفاده میکنم که واضح است پیروزی نهایی با ماست، «وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»،[8] «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي»،[9] یعنی شک نیست که پیروزی از آنِ جبههی حق است، نهایتاً روزی امام زمان ارواحنا فداه تشریف بیاورند… همانطور که در زمان ما، در این ایام، وقتی عملیات میکنند به یاد سرداران شهید هستند، اگر کسی شهید شود، امام زمان ارواحنا فداه هم تشریف بیاورند به یاد شهدا هستند، ان شاء الله ما جزو آن لشکر هستیم، یعنی واضح است و در این موضوع شک و شبههای نیست که پیروزی نهایی با ماست، اما ممکن است قرار باشد ما در این میدان فدای جبههی حق شویم.
البته من مجدداً دعا میکنم که ان شاء الله خدای متعال شما را حفظ کند، واضح است که من از جایی خبر ندارم، بلکه میگویم وقتی ما وارد یک میدان میشویم، باید بدون جَوزدگی خودمان را برای سختترین حالت آماده کنیم، ولی از خدای متعال میخواهیم که بر ما آسان بگیرد.
نکاتی در مورد وقتگذاری و علائمگذاری راجع به ظهور امام زمان ارواحنا فداه
یکی از موضوعاتی که خطرناک است و میتواند به عقاید مردم، بویژه جوانها ضربه بزند، بعضی از وقتگذاریها و علامتگذاریهای راجع به ظهور امام زمان ارواحنا فداه است.
مانند اینکه ما قبلاً چندین مرتبه بحث کردیم و گاهی با بعضی از عزیزان اختلاف نظر پیدا میکردیم که چرا قسم میخورید یا میگویید قطعاً حضرت آقا این پرچم را به دست مبارک امام زمان ارواحنا فداه میدهند؟ مگر شما از طرف خدای متعال حرف میزنید؟ شما چهکاره هستید که اینطور میگویید؟ مگر همهی عوامل ظهور به دست ماست که اگر همهی ما جمع شدیم ظهور رخ دهد؟!
ظهور عوامل مختلفی دارد، که میشود در زمان مقتضی راجع به آن صحبت کرد، بنده هم در جلساتی به این موضوع پرداختهام.
اگر ما با جَوزدگی و فریب به میدان بیاییم، بعداً اگر خدای نکرده یکی از ما کشته بدهد و بعد اتفاقی بیفتد و بعداً آن چیزی که در ذهن اوست رخ ندهد، خیال میکند که او را فریب داده بودند!
شما باید طوری به میدان بیایید که کأنّه قرار است امشب تمام اهالی اینجا را قتلعام کنند، البته ان شاء الله خدای متعال همهی شما را حفظ کند.
ما آماده… «نُصرَتی مُعَدَّةٌ لَکُم»… آماده به میدان میآییم، و شاید قرار است خون ما راه را باز کند، کمااینکه شما میبینید خون رهبر مظلوم شهید ما چگونه جوشش ایجاد کرده است؛ ما تا ظهور امام زمان ارواحنا فداه داغدار ایشان هستیم، اما از این جهت که ایشان به آرزوی خودشان رسیدند، آن هم به کریمانهترین و زیباترین نوع شهادت… که ان شاء الله خدای متعال روزی ما هم کند… و بعد هم اثرِ خونِ این مظلوم، اینطور خیزش ایجاد کرد.
ما نمیدانیم برنامهی خدای متعال چیست، ما باید خودمان را برای سختترین حالت آماده کنیم، ولی دعا کنیم که خدای متعال بر ما آسان بگیرد، یا به ما توان بدهد. آن هم بدون جَوزدگی، بدون اینکه اخبار دروغین بگوییم…
عزیزان! این یک جنگی است که اگر ده سال بعد به من و شما بگویند شما در کشور تحریمی در یک جنگی مقابل توپخانهی جهان قرار گرفته بودید… ممکن است کسی ده سال بعد حیرتزده شود!
الآن خدای متعال به ما آرامش و صبر داده است، ما اینجا آرام هستیم، الحمدلله… ضمن اینکه توقع پیروزی هم داریم، و ان شاء الله خدای متعال پیروزی را روزی ما کند.
این جنگ با بزرگترین لشکر دنیا مسلماً زد و خورد دارد، بیهوده جَو ندهیم که او هیچ چیزی نیست، اینطور زحمات نیروها را ندید نگیریم. این جنگ سختی است، اگر آسان است بخاطر این است که با وجود خدای متعال آسان است، با تکیه بر امام زمان ارواحنا فداه آسان است، اگر من بمیرم که فدای سر اسلام، معلوم است که آسان است.
اگر با این نگاه جلو بیاییم، نمیشکنیم، بلکه آماده میآییم؛ وگرنه خدای نکرده ممکن است خیال کنیم که ما را داغ کردهاند یا ما را جَوزده کردهاند، بعد مدام شکایت کنیم.
عزیزان! گاهی مغول حمله کرده است و خاک بعضی از کشورهای مسلمین را به توبره کشیده است، آن روز امام زمان ارواحنا فداه تشریف نیاوردهاند؛ آمدنِ امام زمان ارواحنا فداه به عوامل مختلفی بستگی دارد.
یعنی چه؟ یعنی میخواهم بگویم که آمدنِ امام زمان ارواحنا فداه دور است؟ نستجیربالله! «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا»،[10] ما زود میدانیم.
«ما زود میدانیم» یعنی چه؟ یعنی میگوییم اگر خدای متعال اراده کند که امام زمان ارواحنا فداه بیایند، خدای متعال منتظر رسیدن صبح و طلوع خورشید نمیشود، اگر خدای متعال اراده کند، میشود همین لحظات هم امام زمان ارواحنا فداه تشریف بیاورند، خدای متعال گیرِ علائم نیست که ما مدام بین این علائم و روایاتی که بعضی از آنها درست است و بعضی غلط است و بعضی از آنها دخیله و وارد شده است و بعضی دیگر دقیق است و… از ما این موضوع را نخواستهاند! از ما پای کار ماندن و ایستادگی با دل و جان خواستهاند. ما باید دل به دلِ امام زمان ارواحنا فداه بدهیم و با مؤمنین و شیعیان تولّی داشته باشیم، باید از دشمنان خدا بیزار باشیم، اگر اینطور باشیم، هر زمانی که حضرت تشریف بیاورند، ما را زیر سایهی خودشان حفظ میکنند، اما اگر اینطور نباشیم، حتّی زمانی که حضرت تشریف بیاورند هم از ما راضی نیستند.
اینکه «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا»… شیخ طوسی هم هزار سال قبل به همین «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا» معتقد بوده است، ما هم تا زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه به همین «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا» معتقد هستیم، که از خدای متعال مسئلت میکنیم که ظهور امام زمان ارواحنا فداه دور نباشد، اما کار بدست اوست.
ما معتقد هستیم که اگر خدای متعال اراده کند، هیچ مانعی برای حضرت نیست، و معتقد هستیم اگر حضرت بخواهند تشریف بیاورند، این حضرت است که ما را یاری میکند، ما حداکثر برای پیوستن به حضرت، خودمان را یاری میکنیم.
چطور دین را یاری کنیم؟
این مانند کلام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که وقتی فرمود «وَ اِعْلَمْ أَنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اِكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطَمْرَيْهِ»،[11] امام شما از این دنیا دو تکه پارچه (که یکی از آنها بالاپوش و دیگری پایینپوش است) اکتفا کرده است، «جُوعِهِ بِقُرْصَيْهِ» دو تکه نان خشک میخورد، «وَ لَنْ تَقْدِرُوا عَلَى ذَلِكَ» شما نمیتوانید اینگونه باشید.
پس چکار کنیم؟ فرمودند: «فَأَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اِجْتِهَادٍ» مرا با ورع و اجتهاد کمک کنید!
یعنی چگونه و برای چه حضرت را کمک کنیم؟ برای اینکه حضرت بتوانند ما را هدایت کنند. یعنی باید دل به دل حضرت بدهیم، باید تحمل کنیم، باید صبر کنیم که حضرت ما را نجات دهد، این حضرت است که قرار است ما را نجات دهد، نه اینکه ما حضرت را نجات دهیم! او منجی است، این ما هستیم که غرق شدهایم، این ما هستیم که در هلاکت هستیم و اوست که ان شاء الله ما را نجات میدهد، و هیچ نیازی نیست که ما کار اضافهای بجز همان چیزهایی که در دین از ما خواستهاند انجام دهیم، که چند مورد از آنها همین چیزهایی است که عرض کردم، یعنی پایبندی به دستورات خدای متعال، پایبندی به واجبات و محرمات، انجام واجبات و ترک محرمات، تولّی…
عدهای از امام پرسیدند که ما چطور به شما خدمت کنیم؟ فرمودند: به شیعیانمان خدمت کنید.
امروز تولّی بین ما خیلی روشن است، هم آمدن به اینجاها، هم کمک کردن به رزمندگان جان بر کف، هم کمک کردن برای برگزاری ایستگاه صلواتی.
دشمن دوست دارد فضای شهر ما را مانند یک شهرِ مُردهی جنگزده کند؛ شما هرچه سعی در برگزاری ایستگاه صلواتی کنید و به مردم روحیه دهید، این تولّی است، این را از ما خواستهاند. اگر قرار است امام زمان ارواحنا فداه را برای یاری خودمان نصرت کنیم، یعنی باید این کارها را انجام دهیم و نسبت به دشمنان خدا بیزار باشیم.
منظور ما از «دشمنان خدا» هم به معنای این نیست که اگر اقوام من با من همفکر نیستند نیست، من در این ایام میبینم که برخی به اشتباه طبل دشمنی با مردم میزنند. شما فرمایشات رهبر انقلاب را ببینید، دشمن یعنی چه کسی؟ دشمن یعنی امریکا و اسرائیل و سرباز قطعی او، یعنی آن کسی که در خون ما شریک است، نه شخص گیجی که هنوز متوجه نشده است که باید به کدام سمت حرکت کند، در مورد این اشخاص که باید یا آنها را جذب کرد و یا باید آنها را دعا کرد، ما با اینها دعوا و دشمنی نداریم، ما دعا میکنیم که ان شاء الله خدای متعال همهی مردم ما را زیر پرچم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، دور یکدیگر، و در برابر جبههی طاغوت قرار دهد. «وحدت ما» یعنی هم همبستگی ما، و هم اینکه تا میتوانیم آغوش ما برای کسانی که امکان دارد زیر این پرچم دور ما جمع شوند باز باشد.
دشمن چه کسی است؟ دشمن آن کسی است که مستقیم یا امریکاست، یا اسرائیل است، یا متحد آنهاست، یا آن کسی از داخلیها که رسماً در خون مردم شریک هستند یا در توطئهی دقیقی شریک هستند، ما با آنها کاری نداریم، آنها ملحق به کفار هستند، آنها دشمنان قطعی هستند، ما با آنها «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»[12] هستیم، اما با بقیهی مردم اینگونه نیستیم و ما به این راحتی حق نداریم تخیل کنیم که وظیفهی تبیین و روشنگری را انجام دادهایم و آنها در میان این جنگ… نخیر!
بروید و ببینید، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حتّی قبل از جنگ صفین، وقتی جنگ جمل رخ داد، برای شامیان و معاویه ملعون نامه نوشتند و جنگ جمل را توضیح دادند و فرمودند: من میتوانستم بعد از جنگ جمل همهی اینها را مجازات کنم، ولی شمشیر را از سر اینها برداشتم.
ما باید تا میشود اینها را به سمت خودمان جذب کنیم.
من در این شبها کسی را دیدم که به دروغ گفته است که امیرالمؤمنین با مردم بصره دشمنی کرد!
نخیر! امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مردم بصره را توبیخ کرد، ولی فرمود: ابن عباس را که از بهترین اصحاب من است در اینجا مسئول میکنم، اگر از او راضی نبودید، اطلاع بدهید تا او را عزل کنم.
این همان بصره است که در بر علیه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کودتا کرده است.
چرا؟ چون مسلماً همهی بدنهی اهل بصره که یکطور جرم ندارند، همه که طلحه و زبیر و عایشه و یَعلَب بن مُنیه و فرماندهان نیستند، عدهای هستند که اهل جَو هستند و بیچاره هستند، عدهای حق را پیدا نکردهاند، در مورد اینها که دشمنی کردن فایدهای ندارد.
ما با دوستان تولی داریم و نسبت به دشمنان تبرّی داریم. یعنی نسبت به کسانی که احتمال میدهیم بشود آنها را به جبههی حق اضافه کرد را سعی میکنیم جذب کنیم یا حداقل تا جایی که امکان دارد از خود دور نکنیم. قرار نیست ما تا صبح قیامت در فضای جنگ باشیم، ان شاء الله بزودی خدای متعال این دشمنان ما را منکوب و ذلیل و مایهی عبرت کند، بعد از آن قرار است یک کشورِ نود میلیون نفری، دور یکدیگر جمع شویم، قرار نیست این کشور فقط برای سوپرحزباللهیها باشد، این برخلاف منطق رهبری است.
نباید نسبت به کسی که واجب نیست، تبرّی داشته باشیم، همانطور که نباید نسبت به کسی که واجب نیست تولّی داشته باشیم. نه باید در دوستی افراط کرد و نه در دشمنی.
دعا
خدایا! به حرمتِ امام زمان ارواحنا لَهُ الفداه، به غربتِ حضرت حجّت سلام الله علیه، به دل سوختهی امام زمان ارواحنا فداه، که فقط خدای متعال میداند میزان مهربانی و توجه و دل رئوف حضرت که اصلاً قابل قیاس با دل سوختهی ما نیست… خدایا! صبر و آرامش و سکینهی در شأن امام زمان ارواحنا فداه را بر قلب مبارک حضرت نازل بفرما.
خدایا! سلام و عرض ادب ما را به محضر حضرت ابلاغ بفرما.
خدایا! رضایت حضرت از ما را روزی ما بگردان.
خدایا! دعاهای حضرت را شامل حال ما بگردان.
خدایا! جهاد در راه حضرت، خون دادن در راه حضرت را نصیب ما بفرما.
خدایا! این جمع شدن ما، این خدمات ناقابل ما، نشست و برخواست ما را، حضور در لشکر امام زمان ارواحنا فداه قلمداد بفرما.
خدایا! جمع ما را روز به روز جمعتر و متحدتر، زیر پرچم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه قرار بده.
خدایا! امام عزیز ما که احیاگر حقایق اسلامی بود، شهدای باعظمت ما، پدر و مادران ما، اجداد ما، مؤمنین در طول تاریخ، شهدای مظلوم امسال، شهید نصرالله باعظمت، شهید فخر تشیع و فخر مرجعیت، رهبر ربّانی این امت، مظلومِ شهید، همه را محضر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه محشور و متنعّم بفرما.
خدایا! آنها را در محضر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دعاگوی ما قرار بده.
خدایا! رهبر باعظمت ما، رهبر مقاوم ما، رهبر مجاهد ما را تأیید و در حصن حصین خودت حفظ بفرما و در سلامتی کامل قرار بده.
خدایا! ما را دشمنشاد نفرما.
خدایا! دشمنان ما را خار و ذلیل و منکوب و مایهی عبرت بگردان.
خدایا! این ماه رمضان را نقطهی عطف بندگی ما قرار بده.
خدایا! ما را باقیات صالحات پدر و مادرانمان، و فرزندانمان را باقیات صالحات ما قرار بده.
خدایا! نسل و ذریهی ما را تا قیامت، همهشان را مجاهد راه خودت قرار بده.
خدایا! به کسانی که فرزند ندارند، فرزندان صالح عطاء بفرما.
خدایا! هر کسی از مردم ما و شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و حاضرین هر حاجت و گرفتاری و همّ و غمّی دارد را به حرمت امام زمان ارواحنا فداه و به کَرَمِ امام زمان ارواحنا فداه، حاجاتشان روا بفرما.
روضه و توسّل
یکی از ویژگیهای سیّدالشّهداء صلوات الله علیه این بود که جهاد او هم خانوادگی بود، دید اگر بچهها را در مدینه نگه دارد، وحشیهای مدینه به دستور یزید ممکن است زن و بچهی حضرت را اسیر بگیرند، چون آنها قبلاً زیاد از این کارها میکردند.
وقتی میخواستند «عمرو بن حمق خزاعی» را پیدا کنند و دستگیر کنند، «آمنه بنت شریک» که همسر او بود را دستگیر و زندانی و شکنجه کردند… دشمنان خیلی رذل و پست بودند… مانند اذنابشان که امروز شما آنها را میبینید که چقدر آدم میکشند، این همه دختربچه و پسربچه و کودک را کشتند…
لذا سیّدالشّهداء صلوات الله علیه نوامیس خود را با خود همراه کرد.
از طرف دیگر حضرت دید وقتی جنگ رخ دهد نوامیس مردم کوفه هم به خطر میافتند، سیّدالشّهداء صلوات الله علیه هم زن و بچه و اقوام خود را آوردند.
گاهی شما مثلاً یک ساعت اینجا نشستهاید، حوصلهی کودکان سر میرود، تحمل بچهها کم است.
از روز هشتم ذی الحجّه که سیّدالشّهداء صلوات الله علیه از مکه خارج شد، تا دوم محرّم که به کربلا برسد، این کاروان بیست و چهار روز در راه بود که به کربلا رسید.
آن هم چه کاروانی…
زمانی ما میخواهیم بچه را به سفر تفریحی ببریم، هر چند ساعت در جایی میایستیم و برای بچه خوراکی میخریم که یک آب و هوایی عوض کند؛ ولی این بچهها باهوش بودند، میدیدند سیّدالشّهداء صلوات الله علیه در این مسیر، هرجایی که نامه مینویسد، مینویسد «مَنْ لَحِقَ بِي اُسْتُشْهِدَ»،[13] هر کسی به من بپیوندد شهید میشود… یعنی وقتی این بچهها پدر را نگاه میکردند، درواقع شهادت را در امام حسین علیه السلام میدیدند.
تا اینکه وقتی این کاروان به جایی رسید که خبر آمد مسلم بن عقیل علیه السلام شهید شده است، یعنی وضع کوفه بهم خورده است… اینجا هر کسی در کاروان امام بود رفت، کاروان امام حسین علیه السلام خلوتِ خلوت شد، دیگر وقتی بچههای امام، حضرت را میدیدند، بوی شهادت و دوری را استشمام میکردند.
لذا عبیدالله حرّ جُعفی یک حرف بسیار جانسوزی زده است، گفته است در طول عمرم دلم برای هیچکس اینقدر نسوخت که برای حسین سوخت، وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل آمد، دیگر حسین بن علی به هرکجا که میرفت، چند دختربچه و پسربچه دور او را میگرفتند، چون احساس میکردند که دیگر مدّت زیادی در را نمیبینند.
با این حال تازه به کربلا رسیدند، در کربلا هم آن اتفاقات رخ داد، تشنگی و شهادت و اسارت رخ داد، تازه این اطفال را با این حال به کوفه بردند.
اسرا در کوفه زیاد بودند، بعضی از اسرا کوفی بودند و برخی دیگر هم اقوام امام حسین علیه السلام بودند، قبایل کوفی آمدند و پول دادند و زنان کوفیِ اسیر در کاروان امام حسین علیه السلام را آزاد کردند، دیگر بعد از چند روز از ماجرای کوفه تا شام، فقط ناموس امام حسین علیه السلام اسیر بود.
من «اسیر» میگویم، اصلاً هم دوست ندارم بعضی از حرفها را بزنم، ولی شما همینقدر توجه کنید که دست اسیر را به گردن بسته بودند، کدام ناپاکزادهای باید آنقدر به حضرت زینب کبری سلام الله علیها نزدیک بشود که دست ایشان را با زنجیر به گردنشان ببندد… «صُفِّدُوا فِي اَلْحَدِيدِ»[14]… این بزرگواران را آهنپیچ و زنجیرپیچ کردند، خیلی غلطهای دیگر هم کردند که اینجا قصد ندارم دل شما را بیش از حد بسوزانم… هر کاری کردند که روحیهی اینها را بشکنند…
تا اینکه تازه یکم صفر، یعنی چهل و چند روز از این مسیر سخت که بچهها با دل سوخته و جگر پارهپاره آمده بودند گذشته بود، سر پدر بر روی نی بود، اینها را با اهانت آورده بودند…
حضرت زینب کبری سلام الله علیها در شام به یزید ملعون فرمود: ببین! ما را با شمر تا اینجا آوردهای… این اطفال هر زمانی که سر خود را بلند میکردند، شمر را میدیدند و به یاد آن صحنهی قتلگاه میافتادند، این اطفال آب شدند و جگرشان پاره شد تا به شام رسیدند…
اینکه چه اتفاقاتی از دروازهی ورودی شام تا کاخ یزید رخ داد هم رها میکنم…
همین ورودی کاخ یزید، به شکلی که جسارت به محضر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است… کسی این روضه را باز خوانده بود و حضرت در عالم مکاشفه به او گله کرده است… من هم این روضه را باز نمیکنم… سر مطهّر را با وضع بیادبی آویزان کرده بودند…
وقتی دخترها میخواستند گریه کنند، آنها را با چوبهی نیزه میزدند…
این بزرگواران اینطور وارد شدند…
همینقدر به این بیت ابن عَرَندَس حلّی اشاره میکنم تا به این باب الحوائج خردسال توسّل کنم…
بعضی از بزرگان ما مانند علامه امینی رضوان الله تعالی علیه در الغدیر اینطور میگویند، بعضی از بزرگان ما در نجف میگویند این قصیده مورد توجّه امام زمان ارواحنا فداه است، امام زمان ارواحنا فداه به آن مجلسی که این قصیده خوانده شود تشریف میآورند… البته من به محضر مبارک امام زمان ارواحنا فداه جسارت نمیکنم، شأن حضرت أجلّ است… اما بالاخره ما امید داریم که حضرت به ما نگاهی کنند، گرچه همین آمدنِ ما هم نگاهِ حضرت به ماست که اجازه داده است من هم کنار شما بیایم…
اینطور میگوید: اینها آمدند، شما همین یک صحنه را ببینید، این بزرگواران با دستانِ بسته شده به گردن ایستاده بودند، وقتی آن جلو را دیدند، دیدند جایی است که پرده زدهاند، «ورَملَةُ في ظِلِّ القُصورِ مَصونَةٌ»، عمهی یزید که خواهر معاویه است، پشت پرده نشسته است، «يُناطُ عَلى أقراطِها الدُّرُّ وَالتِّبرُ» به گوشهای او گوشوارههایی از طلا و جواهر آویزان است، حال برگردید و اینطرف را نگاه کنید، «وآلُ رَسولِ اللَّهِ تُسبى نِساؤُهُم»…
همینقدر به شما بگویم که وقتی یزید حرفی نداشت که بزند، و حضرت زینب کبری سلام الله علیها او را درهم کوبید، وقتی یزید ملعون بدبخت کم آورد، مانند همین مستکبرین… وقتی در برابر بیان حضرت زینب کبری سلام الله علیها کم آورد که درواقع حضرت زینب کبری سلام الله علیها در آنجا قرآن ناطق بود و زبان ایشان مانند ذوالفقار بود، دیدند آن ملعون چوبدستی بدست گرفت که حضرت زینب کبری سلام الله علیها را ساکت کند…
دل این بچهها آب شد… شاید دختربچهای هم مدام روی پنجهی پای خود میایستاد که ببیند آن ملعون چه میکند و به کجا میزند…
خلاصه اینکه جلسه بهم خورد…
وقتی به خرابه رفتند… ان شاء الله خدای متعال برای هیچ بانوی عفیفی نیاورد، اگر به بانوی عفیفی جسارت و بیادبی شود، دوست ندارد راجع به آن اتفاق حرف بزند… هریک از این بانوان به گوشهای رفتند، هر کسی سر خود را به دامان گرفت، کسی با دیگری صحبت نمیکرد، ولی صبرِ این دخترخانم تمام شده بود، به غیرت ایشان برخورده بود، گویی مار ایشان را نیش زده بود، مدام به اینطرف و آنطرف میرفت… در نهایت صورت خود را روی خاک خرابه گذاشت تا بخوابد، بعد از دقایقی گویا طاقت ایشان تمام شده بود، بلند شد و نشست و گفت: من پدر خود را میخواهم…
هر کاری کردند ایشان آرام نشد…
خدای متعال میخواست حجّت را تمام کند، آن یزید ملعون هم میخواست از حضرت زینب کبری سلام الله علیها و حضرت زین العابدین علیه السلام انتقام بگیرد…
وقتی علت سر و صدا را پرسید و به او گفتند، گفت: سر را برای او ببرید…
طبق را مقابل این دختربچهی چند ساله گذاشتند، خرابه تاریک بود، شاید چشمهای این بچه هم کمسو بود، اما وقتی پارچه را کنار زد، با صحنهای مواجه شد که عقب عقب رفت…
خدایا! ما نمیدانیم وضع بدن رهبرمان چطور بوده است…
ولی وقتی این دختربچه سر مطهّر را دید، اصلاً مبهوت شد و عقب عقب رفت و نتوانست تحمل کن، انگار اصلاً نشناخت…
اما شما در حدیث کساء خواندهاید که «اِنّی اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً»… اینجا این دختربچه انگار پدر را در آن تاریکی استشمام کرد، با همان دستهایی که به زنجیر بسته شده بود، آرام دست خود را به صورت پدر کشید، «مَنِ الَّذِی أیتَمَنِی»…
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] سوره مبارکه انفال، آیه 17 (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)
[5] سوره مبارکه اسراء، آیه 1 (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)
[6] سوره مبارکه بقره، آیه 23 (وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)
[7] وقعة الطف، جلد ۱، صفحه ۱۷۲ (بِالْبَيْضَةِ خَطَبَ اَلْحُسَيْنُ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] أَصْحَابَهُ وَ أَصْحَابَ اَلْحُرِّ: فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا اَلنَّاسُ؛ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ قَالَ: «مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اَللَّهِ؛ نَاكِثاً لِعَهْدِ اَللَّهِ؛ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اَللَّهِ؛ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اَللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوَانِ فَلَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَ لاَ قَوْلٍ، كَانَ حَقّاً عَلَى اَللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ» أَلاَ وَ إِنَّ هَؤُلاَءِ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ اَلشَّيْطَانِ، وَ تَرَكُوا طَاعَةَ اَلرَّحْمَنِ، وَ أَظْهَرُوا اَلْفَسَادَ، وَ عَطَّلُوا اَلْحُدُودَ، وَ اِسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْءِ، وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اَللَّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلاَلَ اَللَّهِ، وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ غَيَّرَ. قَدْ أَتَتْنِي كُتُبُكُمْ وَ قَدِمَتْ عَلَيَّ رُسُلُكُمْ بِبَيْعَتِكُمْ أَنَّكُمْ لاَ تُسَلِّمُونِّي وَ لاَ تَخْذُلُونِّي، فَإِنْ تَمَمْتُمْ عَلَى بَيْعَتِكُمْ تُصِيبُوا رُشْدَكُمْ، فَأَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ، وَ اِبْنُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ، نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَ أَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ، فَلَكُمْ فِيَّ أُسْوَةٌ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ نَقَضْتُمْ عَهْدَكُمْ، وَ خَلَعْتُمْ بَيْعَتِي مِنْ أَعْنَاقِكُمْ فَلَعَمْرِي مَا هِيَ لَكُمْ بِنُكْرٍ، لَقَدْ فَعَلْتُمُوهَا بِأَبِي وَ أَخِي وَ اِبْنِ عَمِّي مُسْلِمٍ! وَ اَلْمَغْرُورُ مَنِ اِغْتَرَّ بِكُمْ؛ فَحَظَّكُمْ أَخْطَأْتُمْ، وَ نَصِيبَكُمْ ضَيَّعْتُمْ «وَ مَنْ نَكَثَ فَإِنَّمٰا يَنْكُثُ عَلىٰ نَفْسِهِ» وَ سَيُغْنِي اَللَّهُ عَنْكُمْ، وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ أَقْبَلَ اَلْحُرُّ يُسَايِرُهُ وَ هُوَ يَقُولُ لَهُ: يَا حُسَيْنُ إِنِّي أُذَكِّرُكَ اَللَّهَ فِي نَفْسِكَ، فَإِنِّي أَشْهَدُ لَئِنْ قَاتَلْتَ لَتُقْتَلَنَّ، وَ لَئِنْ قُوتِلْتَ لَتَهْلِكَنَّ فِيمَا أَرَى! فَقَالَ لَهُ اَلْحُسَيْنُ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ]: أَ فَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنِي! وَ هَلْ يَعْدُو بِكُمُ اَلْخَطْبُ أَنْ تَقْتُلُونِي! مَا أَدْرِي مَا أَقُولُ لَكَ! وَ لَكِنْ أَقُولُ كَمَا قَالَ أَخُو اَلْأَوْسِ لاِبْنِ عَمِّهِ وَ لَقِيَهُ وَ هُوَ يُرِيدُ نُصْرَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ، فَقَالَ لَهُ: أَيْنَ تَذْهَبُ؟ فَإِنَّكَ مَقْتُولٌ! فَقَالَ: سَأَمْضِي وَ مَا بِالْمَوْتِ عَارٌ عَلَى اَلْفَتَى إِذَا مَا نَوَى حَقّاً وَ جَاهَدَ مُسْلِماً وَ آسَى اَلرِّجَالَ اَلصَّالِحِينَ بِنَفْسِهِ وَ فَارَقَ مَثْبُوراً يَغُشُّ وَ يُرْغَمَا فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِكَ اَلْحُرُّ مِنْهُ تَنَحَّى عَنْهُ. وَ كَانَ يَسِيرُ بِأَصْحَابِهِ فِي نَاحِيَةٍ، وَ حُسَيْنٌ [عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ] فِي نَاحِيَةٍ أُخْرَى، حَتَّى اِنْتَهَوْا إِلَى:.)
[8] سوره مبارکه صافات، آیه 173
[9] سوره مبارکه مجادله، آیه 21 (كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ)
[10] المعارج، آیات 6 و 7
[11] الخرائج و الجرائح، جلد ۲، صفحه ۵۴۲ (وَ مِنْهَا: قَوْلُهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : وَ اِعْلَمْ أَنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اِكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطَمْرَيْهِ يَسُدُّ فَوْرَةَ جُوعِهِ بِقُرْصَيْهِ لاَ يَطْعَمُ اَلْفِلْذَةَ فِي حَوْلَيْهِ إِلاَّ فِي سُنَّةِ أُضْحِيَّةٍ وَ لَنْ تَقْدِرُوا عَلَى ذَلِكَ فَأَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اِجْتِهَادٍ وَ كَأَنِّي بِقَائِلِكُمْ يَقُولُ إِذَا كَانَ قُوتُ اِبْنِ أَبِي طَالِبٍ هَذَا قَعَدَ بِهِ اَلضَّعْفُ عَنْ مُبَارَزَةِ اَلْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ اَلشُّجْعَانِ وَ اَللَّهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَيْبَرَ بِقُوَّةٍ جَسَدَانِيَّةٍ وَ لاَ بِحَرَكَةٍ غَذَائِيَّةٍ لَكِنِّي أُيِّدْتُ بِقُوَّةٍ مَلَكِيَّةٍ وَ نَفْسٍ بِنُورِ رَبِّهَا مُضِيَّةٍ .)
[12] سوره مبارکه فتح، آیه 29 (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا)
[13] کامل الزیارات، صفحه 75 (وَ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَايِخِي عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ اَلزَّيَّاتِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَتَبَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ مِنْ مَكَّةَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِيمِ مِنَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَنْ لَحِقَ بِي اُسْتُشْهِدَ وَ مَنْ لَمْ يَلْحَقْ بِي لَمْ يُدْرِكِ اَلْفَتْحَ وَ اَلسَّلاَمُ .)
[14] زیارت ناحیه مقدّسه