زیبایی‌های کربلا – با توجّه به اهمیت انتخاب؛ جلسه اول

حجت الاسلام کاشانی روز دوشنبه مورخ 25 خردادماه 1405 مصادف با شب اول محرّم در آستان مقدس امامزاده صالح علیه السلام تجریش به سخنرانی با موضوع “زیبایی‌های کربلا – با توجّه به اهمیت انتخاب” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا، امام راحل عظیم الشأن، پدر و مادرهای شما عزیزان، شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در طول تاریخ، هر کسی که ما را بر سر سفره‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نشانده است، روضه‌خوان‌های سیّدالشّهداء صلوات الله علیه، حاج اکبر مولایی رضوان الله تعالی علیه که ساعاتی است به رحمت خدا رفته است، علمایی که ما را بر سر سفره‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نشاندند، رهبر عظیم الشأن شهید، و سلامتی همه‌ی رزمندگان اسلام، سلامتی شما عزیزان و پدر و مادر و فرزندان و خانواده‌های‌تان، سلامتی رهبر معظم انقلاب حفظه الله تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

دریای کَرَمِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین

ماه محرّم با همه‌ی عظمتی که دارد، برای ما پُر از اضطراب و استرس است، جهت این موضوع هم فرصت مهمی است که بدست آمده است.

عزیزان! بنده از بسیاری از مواهب معنوی بی‌خبر هستم، بالاخره اگر ما کار دنیایی هم انجام می‌دهیم، مثلاً اگر خانه‌ای خرید و فروش می‌کنیم، بعضی‌ها خانه‌ی پنج میلیارد تومانی خرید و فروش می‌کنند، بعضی‌ها خانه‌ی پانصد میلیارد تومانی خرید و فروش می‌کنند، یعنی کلاس کار این دو با یکدیگر تفاوت دارد، اگر من بنگاه داشته باشم هم هیچوقت برای فروش ملک ده هزار میلیارد تومانی به سراغ من نمی‌آیند؛ حال خاک بر فرق من و تمثیل من. در امور معنوی هم اینطور است، کسی نباید از من سراغ معنویت بگیرد، چون من از پشت پرده‌های عالم بر ندارم، من سحر آباد و عبادتی ندارم.

یعنی حال اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین و اولیای خدا در این موضوعات برای امثال من مجهول است و خبر ندارم چه خبر است.

مثلاً ما در روایات اینطور شنیده‌ایم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم مانند کسی که گمشده‌ای دارد و صبر او لبریز شده است، مدام آسمان را نگاه می‌کرد، تا اینکه به وقت نماز می‌رسید، می‌فرمود: «أَرِحْنَا يَا بِلاَلُ»،[4] بلال زودتر اذان را بگو!

من اصلاً نمی‌فهمم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در چه حالی بوده‌اند، من درکی از این موضوع ندارم، برای من قابل لمس نیست.

مثلاً بعضی چیزها از مادیات برای من قابل لمس است، مثلاً از دیدنِ یک منظره‌ی زیبای جنگل، یا دیدن خروش موج‌های دریا، یا خوردنِ یک غذای لذیذ درکی دارم، ولی من درکی از خیلی از امور معنوی ندارم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم چه حالی داشتند که می‌فرمودند «أَرِحْنَا يَا بِلاَلُ»؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در کدام عالم سیر می‌کرده‌اند؟

البته از کَرَم‌شان به ما فرموده‌اند مثلاً وقتی می‌خواهند اذان بگویند، دقایقی قبل در سجاده بنشینید، انگار منتظر نماز هستید… یعنی همانطور که نماز شما به شکل نماز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، و ان شاء الله خدای متعال روزی کند که باطن نمازمان هم ربطی به باطن نماز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پیدا کند… ده دقیقه زودتر در سجاده بنشینیم، بلکه شاید این انتظار نماز ما هم به اندازه‌ی یک سر سوزن به نماز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم ربط پیدا کند؛ اما من درکی از این موضوع ندارم.

اینکه اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خوانند و ضجّه می‌زنند و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مانند مارگزیده به خود می‌پیچد…

«وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ»،[5] مانند گم‌کرده‌ها زار بزنم… اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین اینطور هستند… بچه‌ای که مادر خود را در بازار گم کرده است، چگونه زار می‌زند؟ دیگر هیچ انگیزه‌ای برای گریه لازم ندارد و خودش گریه می‌کند و اصلاً نمی‌شود او را آرام کرد. من خیلی در باغ این موضوعات نیستم و لمس نمی‌کنم.

یا فرمایش امام سجاد علیه السلام که «أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی، أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی»،[6] من بر قبر تنگ و غربت خودم در شب اول قبر، «فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی»، «أبْکِی لِسُؤالِ مُنْکَرٍ وَنَکِیرٍ إِیَّایَ»… چرا آن‌ها هرشب بلند می‌شدند و ضجّه می‌زدند؟ و اتفاقاً این گریه از سر افسردگی نیست، اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین بشدّت پرنشاط و بذله‌گو و خوش‌اخلاق هستند، با اینکه قلب‌شان مملو از غم است، آن‌ها ولیّ همه‌ی ما هستند. اگر انسان خودش یک مشکل داشته باشد یک غم دارد، اگر فرزند انسان یک مشکل داشته باشد هزار غم دارد. ما در حکم فرزندان اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین هستیم، اما اتفاقاً حال آن بزرگواران خوب است، شما هم هیچوقت نشنیده‌اید که بگویند امامی را دیدیم که مبتلا به افسردگی بود. امامی که افسرده شود یعنی امام نیست.

مثلاً در روایت دارد که امام حسن و امام حسین علیهما السلام محضر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نشسته بودند، ناگهان اذان گفتند، همینکه مؤذن اذان گفت، دیدند امیرالمؤمنین صلوات الله علیه زار زار گریه کرد، امام حسن و امام حسین علیهما السلام هم شروع کردند به گریه کردن.

بعد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: اگر این «الله اکبر» را می‌فهمیدند…

متأسفانه من اصلاً در وادی این حرف‌ها نیستم، عده‌ای از اولیای خدا هر روز برنامه دارند، خبرهای دیگری هم در دنیا هست…

ما از این موضوع چقدر تعجّب می‌کنیم که محرّم و عاشورا شود و کسی به ما بگوید چرا سیاه به تن دارید؟ در اینصورت چه حسّی به شما دست می‌دهد؟ می‌گویید چقدر تو پرت هستی!

بمراتب اهل این موضوعات هم از من تعجّب می‌کنند و می‌گویند واقعاً تو سحر نداری؟ یعنی تو نماز شب نمی‌خوانی؟ یعنی خدا اجازه نمی‌دهد تو سر بلند شوی؟

من نسبت به خیلی از اتفاقات در عالم اینگونه هستم که خبر ندارم.

هر روز اعمال و نکاتی و عبادتی دارد، اینطور نیست که ما خیال کنیم که عبادت برای بی‌کارهاست، مثلاً امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حاکم مسلمین بودند و اینقدر عبادت می‌کردند، ائمه‌ی ما علیهم السلام امام بودند و با آن همه مشغله عبادت می‌کردند، اتفاقاً همه‌ی نتیجه‌ی عبادت برکت و گشایش و باز شدن راه است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم روزانه برای خودشان استغفار می‌کردند؛ من که بیچاره هستم برای خودم استغفار نمی‌کنم! امام باقر علیه السلام روزانه هزار مرتبه برای گنهکاران امّت مانند من استغفار می‌کردند.

اگر ما به کارهایمان نمی‌رسیم و وقت ما برکت ندارد، گیر از ماست، وگرنه اگر انسان قدری انس پیدا کند، متوجّه خواهد شد.

اجالتاً می‌خواهم بگویم اکثر انسان‌ها مانند من می‌مانند و از خیلی از عبادات محروم هستند و اصلاً بی‌خبر هستند. چند وقت است که من قرآن را ندیده‌ام؟ همین من در روز چقدر زمان برای تلفن همراه خود هدر می‌دهم؟

اگر بنا به رفتار کسی مانند من بود، باید ما را از بعضی از مکارم و فضائل و معالی اخلاق و… محروم می‌کردند، ولی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین کریم هستند، ما که از خیلی جاها بی‌خبر هستیم، از چند وقت قبل از محرّم، منتظر محرّم هستیم.

ما راجع به هیچ عبادتی اینطور نیستیم، که ان شاء الله خدای متعال ما را راجع به آن عبادات هم اینطور قرار دهد. اما ما راجع به هیچ عبادتی اینطور نیستیم، مثلاً از سه ماه قبل بگوییم که ماه مبارک رمضان در راه است، یا ماه مبارک رجب در راه است؛ درواقع یعنی بی‌خیال و پرت و بی‌خبر هستم.

من همان آدم بی‌خبر هستم، قاعده این بود که اینجا هم بی‌خبر باشم، ولی اگر به من بگویند خدای متعال کریم است، یا اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین کریم هستند، من این را کَرَم حساب می‌کنم، وگرنه لقمه دادن که در کَرَمشان ناپیداست، کَرَم این است که مرا از یک ملکوتی که اهلیت آن را ندارم باخبر کنند که شاید من هم چیزی بدست بیاورم، این کَرَم است.

در حوزه اینطور است که مثلاً در درس عمومی به اندازه‌ی جمعیت شما طلبه نشسته است؛ حال شما چند مرتبه چیزی می‌نویسید و به استاد ارائه می‌کنید یا سؤال و جواب می‌کنید، وقتی کمی بگذرد، استاد می‌گوید ما یک جلسه‌ی بیست نفره‌ای داریم، می‌توانید شما هم در آن جلسه حضور پیدا کنید. در آن جلسه مطالب دیگری می‌گوید. اگر در بین آن بیست نفر به چشم بیایید، به شما می‌گوید که ی جلسه‌ی دیگری داریم که سه یا چهار نفر در آن حضور دارند.

قاعده هم این است که همه را به همه جا نمی‌برند.

البته اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین در مورد خیلی از امور، راه را برای ما باز کرده‌اند، مثلاً مناجات شعبانیه در خانه‌ی همه‌ی ما هست، صحیفه سجادیه در خانه‌ی همه‌ی ما هست، زیارت غدیریه در خانه‌ی همه‌ی ما هست، حال ما چقدر با آن‌ها انس داریم؟

عجیب است که نمی‌فرمایند من این‌ها را عطا کردم و در دسترس است، اما برای این‌ها غریب است و استفاده نمی‌کنند… خیلی کارهای دیگر هم همینطور است، پس قاعده این بود که بگویند این شخص این چیزهایی که در دسترس است را استفاده نکرده است و باید او را رها کرد؛ اما نسبت به ماجرای سیّدالشّهداء صلوات الله علیه کَرَم کرده‌اند و ما را خبر کرده‌اند، بلکه ما را تربیت کرده‌اند، طوری که ما کمی متوجّه می‌شویم! ذرّه‌ای حال آن بزرگواران را می‌فهمیم!

مثلاً امام حسین علیه الصلاة و السلام در آغوش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نشست، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نگاهی به او کرد و فرمود: «لَعَنَ اللهُ قَاتِلِیک»، خدا قاتلان تو را لعنت کند.

برای من سخت است که بگویم، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «لَعَنَ اللهُ سَالِبِیک»، خدا لعنت کند کسانی که آن پیراهن کهنه را هم از تن تو درآوردند.

سپس شروع کرد به گریه کردن…

شاید من «أَرِحْنَا يَا بِلاَلُ» را متوجّه نشوم، ولی کمی از این موضوعات فهم دارم، اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین کمی ما را راه داده‌اند، با اینکه اگر می‌خواست به استحقاق من نگاه کند که نباید اینطور می‌بود.

کمااینکه روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم امام حسین علیه السلام را نگاه کرد و فرمود: تو را کنار دو نهر می‌کشند، یعنی تو را تشنه می‌کشند.

این‌ها همان چیزهایی است که ما در جلسه با آن مطالب روضه می‌خوانیم و گریه می‌کنیم، اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نیز با این‌ها گریه می‌کردند، و ما در این موضوع ذرّه‌ای فهم داریم، یعنی برای ما بابی باز کرده‌اند. ما که از خیلی از خیرات و برکات محروم بودیم، به نسبت این‌ها قدری متوجّه شده‌ایم.

حال چرا استرس داریم؟ جهت این استرس این است که مرا بر سر چنین سفره‌ای نشانده‌ای و ممکن است محرّم و صفر تمام شود و من نعوذبالله به دنبال کار خودم بروم و استفاده نکنم، یعنی از فضای محرّم و صفر بیرون بیایم و چیزی بدست نیاورده باشم.

آن بزرگواران به دنبال این هستند که قلابِ هدایت‌شان به ما بگیرد، بهانه می‌خواهند و به دنبال بهانه می‌گردند، و در محرّم هم بهانه خیلی آسان است، شروع خیلی چیزهاست، شاید باید نماز شب را هم از همین محرّم شروع کرد و گرفت، چون در محرّم با ما با یک عبادتِ آسانی تا کرده‌اند، بالاخره ما آدم هستیم و با یک واقعه‌ای که حزن‌برانگیز است مواجه می‌شویم، ضمن اینکه گفته‌اند اگر قلب کسی قدری فشرده شود و اشکی جاری شود… اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین مطالبی برای گریه فرموده‌اند، که اگر قرار بود من آن حرف‌‌ها را منتقل کنم، خیلی از آن‌ها را نمی‌گفتم و تصوّر می‌کردم مردم گستاخ می‌شوند و بد برداشت می‌شود.

یعنی خواسته‌اند به ما توجّه دهند در این دنیایی که غرق خیلی چیزها هستید، اگر روزی دیدید حساسیت شما نسبت به امام حسین علیه السلام از بین رفته است، بدان که دیگر احتمال هدایت تو خیلی کم است و کار مشکلی است، وگرنه اینجا لازم نیست که شما خیلی آدم ویژه‌ای باشید، اینجا شروط زیادی ندارد و بلکه اصلاً اینجا نقطه‌ی شروع است، البته بعضی‌ها با این نقطه شروع می‌کنند و با آن تا خیلی جاها می‌روند، اما نقطه‌ی شروع هم هست.

امام حسین علیه السلام نقطه‌ی شروع و پایان رشد است

متوکل عباسی هر شب یک بزمی داشت و عده‌ای مرتکب فسق و فجور می‌شدند، گاهی در آن بزم معاذالله امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را مسخره می‌کردند؛ هر چند شب نوبت یک نفر بود.

سلطانِ قَدَر قدرتِ وحشیِ بی‌حرم، آیا کسی جرأت می‌کند سر قرار نرود؟

یک شب نوبت کنیز رقاصه‌ای بود، گفتند: او نیست!

مدتی گذشت و او آمد، متوکل عباسی گفت: کجا بودی؟

آن خانم گفت: حج رفته بودم!

متوکل عباسی گفت: مسخره می‌کنی؟

حج به معنای حج واجب است، ما به آن دیگری عمره می‌گوییم، یعنی حج عمره اشتباه است، ما یک حج داریم و یک عمره. حج واجب است و عمره مستحب است.

آن خانم گفت: حج رفته بودم!

متوکل عباسی گفت: مرا مسخره می‌کنی؟ در ماه شعبان حج بودی؟

آن خانم گفت: «حَجَجْتُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَيْنِ».[7]

ممکن است کسی رقاصه‌ی بزم متوکّل باشد و امام حسین علیه السلام او را جذب کند. رقاصه‌ی بزم متوکّل با نماز شب شروع نمی‌کند، رباخورِ بیچاره… که ان شاء الله خدای متعال به همه‌ی ما توفیق توبه و جبران عنایت کند… با نماز شب شروع نمی‌کند.

واضح است که نمی‌خواهم بگویم این گناه‌ها کوچک است، بالاخره هر گناهی هرچقدر بزرگ است، أرحم الرّاحمین از او بزرگتر است، من نمی‌خواهم هیچ گناهی را کوچک کنم، درواقع هیچ گناهی کوچک نیست، «لاَ تَنْظُرُوا إِلَى صِغَرِ اَلذَّنْبِ»،[8] اصلاً نباید به کوچکیِ گناه نگاه کرد، «وَ لَكِنِ اُنْظُرُوا إِلَى مَنِ اِجْتَرَأْتُمْ» باید دید در برابر چه خدای عظیم الشأنی گستاخی صورت گرفته است. درواقع اصلاً گناه کوچک نداریم، اما خدای نکرده من مرتکب گناهی شده‌ام، معمولاً توبه با نماز شب شروع نمی‌شود، نماز شب که برای گنهکارها نیست، «الهی العفو» نماز شب که برای گنهکار نیست، شما هرچه پاکتر شوید، سحر شما لطیف‌تر می‌شود، آدمی که غرق فسق و فجور است که سحر ندارد.

پس بیچاره‌ی اهل فسق و فجور از کجا شروع کند؟

آن خانم گفت: «حَجَجْتُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَيْنِ»!

از امام حسین علیه السلام شروع می‌کنند، البته امام حسین علیه السلام هم شروع است و هم پایان، خدای نکرده تصوّر نکنید که می‌خواهم بگویم امام حسین علیه السلام مرحله‌ی پایین است، بلکه سیّدالشّهداء صلوات الله علیه خیلی تنزّل داده است که دست ما را بگیرد و ببرد.

در نامه‌ی منسوب به امام حسین علیه السلام هم هست که فرمود: «مَنْ كَانَ بَاذِلاً فِينَا مُهْجَتَهُ»،[9] اگر کسی می‌خواهد خون خود را در راه ما بریزد، «وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اَللَّهِ نَفْسَهُ» خودش را آماده کرده است که در راه خدا شهید شود، «فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا» با ما حرکت کند.

حال «با ما حرکت کند»، حبیب هم با ما حرکت کند، بریر هم با ما حرکت کند، زهیر هم با ما حرکت کند، تازه وارد هم با ما حرکت کند، حرّ هم با ما حرکت کند.

وقتی شما با او حرکت کنید، به اندازه‌ی استعداد خودتان و لطف حضرت رشد می‌کنید، و ممکن است آنقدر رشد کنید که دست کسی به شما نرسد، مانند بعضی از شهدای کربلا که، منسوب به سیّدالشّهداء صلوات الله علیه است که فرمودند «قَتلَا مِثلُ قَتلَ النَّبِیّین»، مانند انبیاء از این دنیا رفتند.

اما شروع کار کجاست؟ خدای متعال شروع کار را برای ما، از محرّم قرار داده است. سیّدالشّهداء صلوات الله علیه در مسیر مکه به عراق فقط به خیمه‌ی آدم‌حسابی‌ها مراجعه نکردند، بلکه حتّی فاسقین و فاجرین را هم دعوت می‌کردند.

کسی که بخواهد یک فاسق و فاجر را پرواز دهد، باید خیلی توان داشته باشد، سیّدالشّهداء صلوات الله علیه این توان را داشتند، لذا به درِ خیمه‌هایی رفتند که بعضی از آن‌ها کسانی بودند که شاید ما کیلومترها از آن‌ها فاصله می‌گرفتیم، بلکه در بعضی از نقل‌ها دارد که سیّدالشّهداء صلوات الله علیه حتّی عمر سعد را هم دعوت کرده‌اند.

یعنی اینکه اگر تو اراده کنی برگردی، من می‌توانم تو را پرواز دهم؛ این یک چیز دیگری است.

محرّم آخرین موقفِ امیدِ ماست

چرا عرض کردم که ما در محرّم استرس و اضطراب داریم؟ چون با یک امام حسین علیه السلام طرف هستیم که حضرت می‌تواند ما را اوج و پرواز دهد، و پناه می‌برم به خدا از اینکه قلاب صید حضرت به من گیر نکند، یعنی من خودم را در معرض شکار حضرت قرار ندهم. یعنی محرّم و صفر بگذرد و امام حسین علیه السلام بهانه پیدا نکند که دست مرا بگیرد.

اگر کسی از اینجا بیچاره برگردد، دیگر نمی‌دانم باید بگویم به کجا مراجعه کند.

در زیارت اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین، وقتی می‌خواهیم بیرون برویم، یک دعایی هست که عرض می‌کنیم: خدایا! اگر اینجا جواب مرا ندهی، من دیگر جایی را نمی‌شناسم که به آنجا بروم.

ما در زیارت جامعه عرض می‌کنیم: «اَللّهمّ انّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاءَ اقْرَبَ الَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ اهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّةِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعائی»، خدایا! اگر من جایی بهتر و راحت‌تر و آسانتر و دقیق‌تر از اینجا پیدا می‌کردم که به آنجا می‌رفتم، اما چنین جایی وجود ندارد.

محرّم آخرین موقفی است که اگر قرار باشد کسی رشد کند، کسی از عالم باخبر شود، کسی همراه با اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین شود… اگر این را از دست بدهد، دیگر جای دیگری وجود ندارد. ضمن اینکه این موضوع عام است، اگر شما دهه دوم محرّم به جلسات بروید، نود درصد مخاطبین را نمی‌بینید.

حضرت در این دهه‌ی اول محرّم، ارتفاع را پایین آورده است… البته واضح است نمی‌خواهم عرض کنم کسی که دهه اول به جلسه می‌آید ارتفاع پایینی دارد، این خداست که از باطن انسان‌ها خبر دارد… می‌خواهم عرض کنم حضرت در دهه‌ی اول محرّم ارتفاع را تنزّل داده است و بنای او بر این است که ما را با خودش رشد دهد.

کلید این رشد چیست؟ بعضی موارد است که امشب به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنم.

کلید رشد ما

کلید این رشد، محبّت از سر معرفت است، که قلب انسان کمی منفعل شود.

علامت اینکه قلب انسان منفعل شده است این است که اشک از گوشه‌ی چشم انسان جاری می‌شود. البته شاید خود اشک خیلی موضوعیت نداشته باشد، ممکن است کسی دچار یک بیماری باشد که اشک نداشته باشد، بلکه اشک علامتِ آن حزن قلبی است.

نجات ما در اشک است

در روایات خیلی برای این ارزش قائل هستند، یعنی اگر ائمه‌ای معصوم داشته باشیم و این بزرگواران روایاتی داشته باشند، این روایات قطعی است؛ یعنی می‌خواهم بگویم مثلاً فقط صد روایت نیست که کسی بگوید می‌شود در حقیقت این معنا شک کرد یا نه؛ درواقع یا اصلاً مکت اهل بیتی نیست و نعوذبالله امام معصومی وجود ندارد، که حتماً هست، یا این‌ها هم هست.

این روایت را که استاد شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه نقل کرده است، از امام صادق علیه الصلاة و السلام است، هیچ شرطی قرار نداده است، مثلاً نفرموده است هیچ متّقی یا هیچ نمازشب‌خوانی نیست که اینطور است… فرموده است: «مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ»،[10]هیچ گریه‌کنی نیست…

هیچ شرطی قرار نداده است، البته واضح است که ایمان شرط همه‌ی اعمال خیر هست، چون «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»،[11]

فرمود: «مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ»، هیچ گریه‌کنی نیست که بر امام حسین علیه السلام گریه کند، «إِلاَّ وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ» مگر اینکه همینکه اشک او جاری شود، خبر آن به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌رسد…

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نگران هدایت ما هستند، ایشان مادر هستند و رصد می‌کنند…

فرمود: «إِلاَّ وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ» همینکه اشک او جاری شود، خبر آن به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌رسد؛ بلکه اگر بخواهم دقیق‌تر معنا کنم، اینجا «وَصَلَ» غیر از اینکه خبر می‌رسد، صله هم محسوب می‌شود…

فرمود: «مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ»، هیچ گریه‌کنی نیست که بر امام حسین علیه السلام گریه کند، «إِلاَّ وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ» انگار به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها صله داده است…

اگر شما در فضای مجازی صفحه‌ای داشته باشید که دیده شدن آن صفحه برای شما مهم باشد، مثلاً می‌گویند این استوری فلان تعداد دیده شده است، بعد می‌گویند فلانی هم دیده است؛ چه اتفاقی رخ می‌دهد که مثلاً رئیس جمهور یک کشوری مطلب مرا لایک کند؟ حال مگر رئیس جمهور آن کشور چه کسی هست؟ او هم بیچاره‌ای مانند من است.

حال ما در این عالم چه کاری انجام دهیم که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ببینند؟ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چیزی را می‌بینند که اهمیّت دارد؛ فرمود: «مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلاَّ وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ»، همینکه قطره‌ی اشک شما جاری می‌شود، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌بینند، بلکه نه تنها می‌بینند که می‌پسندند، انگار به ایشان صله داده‌اید، «وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ»، اصلاً انگار زیر بغل ایشان را گرفته‌اید.

اگر این قسمت روایت نبود و به من می‌گفتند به مردم بگو، خدا شاهد است که من نمی‌گفتم، احساس می‌کردم ما پُررو می‌شویم، فرمود: «وَ أَدَّى حَقَّنَا» حق ما اداء می‌شود.

البته این موضوع هم حکیمانه است، چون اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین که چیزی از ما نمی‌خواهند، اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین که نیازی به ما ندارند، منتها اصلاً حضرت شهید شده‌اند… امام صادق علیه السلام فرمودند: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ»،[12] اصلاً امام حسین علیه السلام شهید شده‌اند که ما نجات پیدا کنیم.

پس معلوم است که نجات ما در این اشک است، این اشک در نجات ما مؤثر است، وگرنه باید چه خبری به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بدهند که توجّه ایشان جلب شود؟ اصلاً ما می‌توانستیم چه کاری انجام دهیم که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ما را ببینند و برای ایشان مهم باشد؟

این موضوع نشان می‌دهد که این گریه در رشد و هدایت و طهارت ما مؤثر است، آنقدر مؤثر است که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خوشحال می‌شوند و می‌فرمایند من حق خود را بخشیدم.

اگر شما سیر حرکت امام حسین علیه السلام را ببینید که حضرت در مسیر با همه صحبت کرده است، می‌بینید که اصلاً سیّدالشّهداء صلوات الله علیه این مسیر را آمدند که دست ما را بگیرند.

ما که کاری برای سیّدالشّهداء صلوات الله علیه انجام نداده‌ایم، دختران سیّدالشّهداء صلوات الله علیه بیابانگرد شدند…

اوایل عرض بنده را بیاد بیاورید، اوایل عرض خود می‌گفتم که ما از حال عبادت اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین خبر نداریم، ولی از حال گریه‌ی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین خبر داریم.

روضه و توسّل

ابن عباس می‌گوید با امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در مسیر صفین بودیم که به نینوا رسیدیم، «وَ هُوَ شَطُّ اَلْفُرَاتِ»،[13] این زمینِ منتهی به رود فرات است، همینکه رسیدیم دیدم حال امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تغییر کرد، «قَالَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ»، با صدای بلند فرمود: ابن عبای! آیا می‌دانی اینجا کجاست؟

عرض کردم: نمی‌دانم!

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «لَوْ عَرَفْتَهُ كَمَعْرِفَتِي» اگر آنطور که من می‌دانم می‌دانستی، تو هم با من گریه می‌کردی.

ابن عباس می‌گوید: «فَبَكَى طَوِيلاً»، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خیلی گریه کرد، «حَتَّى اِخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ» آنقدر گریه کرد که محاسن ایشان خیس شد، «وَ سَالَتِ اَلدُّمُوعُ عَلَى صَدْرِهِ» دیدم اشک مبارک امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به روی سینه‌ی ایشان جاری شد. ما هم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شروع کردیم به گریه کردن.

اما اینجا ابن عباس می‌گوید دیدیم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه روی زمین نشسته بودند، فرمودند: «مَا لِي وَ لِآلِ أَبِي سُفْيَانَ» این بنی امیّه با ما چه می‌کنند، «مَا لِي وَ لِآلِ حَرْبٍ حِزْبِ اَلشَّيْطَانِ وَ أَوْلِيَاءِ اَلْكُفْرِ»، بچه‌های ابوسفیان از ما چه می‌خواهند؟ این حزب شیطان، این اولیای کفر از ما چه می‌خواهند؟

ابن عباس می‌گوید: امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رو کرد به امام حسین علیه السلام و فرمود «أَوْهِ أَوْهِ» آه… آه… «صَبْراً يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ» حسین جان! باید صبر کنی…

سپس اینطور فرمود: «فَقَدْ لَقِيَ أَبُوكَ مِثْلَ اَلَّذِي تَلْقَى»

حسین جان! فکر نکن که مردان نامحرم فقط فرزندان تو را در بیابان دوره می‌کنند، پدرت هم چیزهایی مانند آن چیزهایی که تو خواهی دید، دیده است…

به قول آن شاعر که می‌گوید: «بِأسيافِ ذاكَ البَغيِ أوّلَ سَلِّها *** أصيبَ عَلِيٌّ لا بِسيفِ ابنِ مُلجَمِ»،[14] عامل شهادت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، ابن ملجم نبود، آنجایی که دور فاطمه را گرفته بودند، علی را کشتند…

لذا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به امام حسین علیه السلام فرمودند: «فَقَدْ لَقِيَ أَبُوكَ مِثْلَ اَلَّذِي تَلْقَى»، پدرت هم چیزهایی دیده است… همانطور که تو می‌بینی…

حسین جان! فقط دختران تو را از این بیابان به آن بیابان نمی‌برند…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در جنگ اُحُد شصت ضربه‌ی شمشیر خورد و صدای ایشان در نیامد، حتّی بعد از جنگ هم آخ نگفتند، پرستارهای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه آمدند و به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عرض کردند: ما نگران حال او هستیم، او یک آخ نمی‌گوید که ما متوجّه شویم که آیا پادزهر یا درمانی نیاز دارد یا نه…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه آخ نمی‌گفتند، چون می‌دانستند اگر آخ بگویند، خبر آن به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌رسد… برای همین هم همه را درون خود ریخت… اما زمانی فرمود که روزی داد خواهم زد، فرمود: «أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ اَلرَّحْمَنِ»[15] اولین کسی که روز قیامت به زانو درآمده و فریاد می‌زند من هستم، اولین دادگاه روز قیامت برای من است…

امام صادق علیه السلام فرمودند: اولین موضوع دادگاه در قیامت، محسن بن علی علیه السلام است…

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه آنقدر غیور بود که وقتی زن و شوهری دعوایشان شده بود، شمشیر کشید که آن مرد همسر خود را تهدید نکند…

یک لحظه صدا بلند شد، برگشت و دید بر سر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هجوم آورده‌اند…


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] مفتاح الفلاح في عمل الیوم و اللیلة من الواجبات و المستحبات، جلد ۱، صفحه ۱۸۲ (كَمَا رُوِيَ: أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يَنْتَظِرُ دُخُولَ وَقْتِ اَلصَّلاَةِ وَ يَقُولُ أَرِحْنَا يَا بِلاَلُ .)

[5] دعای کمیل

[6] دعای ابوحمزه

[7] مقاتل الطالبيين، صفحه 478

[8] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد ۷۴، صفحه ۱۶۸

[9] اللهوف علی قتلی الطفوف، صفحه۳۰

[10] مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ۱۰، صفحه ۳۱۳ (وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ اَلْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ اَلْأَصَمِّ عَنْ أَبِي يَعْقُوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا زُرَارَةُ إِنَّ اَلسَّمَاءَ بَكَتْ عَلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ اَلْأَرْضَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالسَّوَادِ وَ إِنَّ اَلشَّمْسَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْكُسُوفِ وَ اَلْحُمْرَةِ وَ إِنَّ اَلْجِبَالَ تَقَطَّعَتْ وَ اِنْتَثَرَتْ وَ إِنَّ اَلْبِحَارَ تَفَجَّرَتْ وَ إِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ بَكَتْ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً عَلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مَا اِخْتَضَبَتْ مِنَّا اِمْرَأَةٌ وَ لاَ اِدَّهَنَتْ وَ لاَ اِكْتَحَلَتْ وَ لاَ رَجَّلَتْ حَتَّى أَتَانَا رَأْسُ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ زِيَادٍ لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ مَا زِلْنَا فِي عَبْرَةٍ مِنْ بَعْدِهِ وَ كَانَ جَدِّي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا ذَكَرَهُ بَكَى حَتَّى تَمْلَأَ عَيْنَاهُ لِحْيَتَهُ وَ حَتَّى يَبْكِيَ لِبُكَائِهِ رَحْمَةً لَهُ مَنْ رَآهُ وَ إِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ اَلَّذِينَ عِنْدَ قَبْرِهِ لَيَبْكُونَ فَيَبْكِي لِبُكَائِهِمْ كُلُّ مَنْ فِي اَلْهَوَاءِ وَ اَلسَّمَاءِ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ إِلَى أَنْ ذَكَرَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ غَيْظَ جَهَنَّمَ عَلَى قَاتِلِيهِ وَ قَالَ وَ إِنَّهَا لَتَبْكِيهِ وَ تَنْدُبُهُ وَ إِنَّهَا لَتَتَلَظَّى عَلَى قَاتِلِهِ وَ لَوْ لاَ مَنْ عَلَى اَلْأَرْضِ مِنْ حُجَجِ اَللَّهِ لَنَقَضَتِ اَلْأَرْضُ وَ أَكْفَأَتْ مَا عَلَيْهَا وَ مَا تَكْثُرُ اَلزَّلاَزِلُ إِلاَّ عِنْدَ اِقْتِرَابِ اَلسَّاعَةِ وَ مَا عَيْنٌ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ وَ لاَ عَبْرَةٌ مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ إِلاَّ وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَدَّى حَقَّنَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلاَّ وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَةٌ إِلاَّ اَلْبَاكِينَ عَلَى جَدِّيَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَةٌ وَ اَلْبِشَارَةُ تِلْقَاهُ وَ اَلسُّرُورُ بَيِّنٌ عَلَى وَجْهِهِ وَ اَلْخَلْقُ فِي اَلْفَزَعِ وَ هُمْ آمِنُونَ وَ اَلْخَلْقُ يُعْرَضُونَ وَ هُمْ حُدَّاثُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ تَحْتَ اَلْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ اَلْعَرْشِ لاَ يَخَافُونَ سُوءَ يَوْمِ اَلْحِسَابِ يُقَالُ لَهُمُ اُدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ فَيَأْبَوْنَ وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ وَ إِنَّ اَلْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ إِنَّا قَدِ اِشْتَقْنَاكُمْ مَعَ اَلْوِلْدَانِ اَلْمُخَلَّدِينَ فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَ اَلسُّرُورِ وَ اَلْكَرَامَةِ اَلْخَبَرَ .)

[11] سوره مبارکه مائده، آیه 27 (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ ۖ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)

[12] زیارت اربعین

[13] الأمالی (للصدوق)، جلد ۱، صفحه ۵۹۷ (حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ اَلسِّنَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا اَلْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَاصِمٍ عَنِ اَلْحُصَيْنِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي خُرُوجِهِ [فِي خَرْجَتِهِ] إِلَى صِفِّينَ فَلَمَّا نَزَلَ بِنَيْنَوَى وَ هُوَ شَطُّ اَلْفُرَاتِ قَالَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ أَ تَعْرِفُ هَذَا اَلْمَوْضِعَ قُلْتُ لَهُ مَا أَعْرِفُهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَوْ عَرَفْتَهُ كَمَعْرِفَتِي لَمْ تَكُنْ تَجُوزُهُ حَتَّى تَبْكِيَ كَبُكَائِي قَالَ فَبَكَى طَوِيلاً حَتَّى اِخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ وَ سَالَتِ اَلدُّمُوعُ عَلَى صَدْرِهِ وَ بَكَيْنَا مَعاً وَ هُوَ يَقُولُ أَوْهِ أَوْهِ مَا لِي وَ لِآلِ أَبِي سُفْيَانَ مَا لِي وَ لِآلِ حَرْبٍ حِزْبِ اَلشَّيْطَانِ وَ أَوْلِيَاءِ اَلْكُفْرِ صَبْراً يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ فَقَدْ لَقِيَ أَبُوكَ مِثْلَ اَلَّذِي تَلْقَى مِنْهُمْ ثُمَّ دَعَا بِمَاءٍ فَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاَةِ فَصَلَّى مَا شَاءَ اَللَّهُ أَنْ يُصَلِّيَ ثُمَّ ذَكَرَ نَحْوَ كَلاَمِهِ اَلْأَوَّلِ إِلاَّ أَنَّهُ نَعَسَ عِنْدَ اِنْقِضَاءِ صَلاَتِهِ وَ كَلاَمِهِ سَاعَةً ثُمَّ اِنْتَبَهَ فَقَالَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ فَقُلْتُ هَا أَنَا ذَا فَقَالَ أَ لاَ أُحَدِّثُكَ بِمَا رَأَيْتُ فِي مَنَامِي آنِفاً عِنْدَ رَقْدَتِي فَقُلْتُ نَامَتْ عَيْنَاكَ وَ رَأَيْتَ خَيْراً يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ رَأَيْتُ كَأَنِّي بِرِجَالٍ قَدْ نَزَلُوا مِنَ اَلسَّمَاءِ مَعَهُمْ أَعْلاَمٌ بِيضٌ قَدْ تَقَلَّدُوا سُيُوفَهُمْ وَ هِيَ بِيضٌ تَلْمَعُ وَ قَدْ خَطُّوا حَوْلَ هَذِهِ اَلْأَرْضِ خَطَّةً ثُمَّ رَأَيْتُ كَأَنَّ هَذِهِ اَلنَّخِيلَ قَدْ ضَرَبَتْ بِأَغْصَانِهَا اَلْأَرْضَ تَضْطَرِبُ بِدَمٍ عَبِيطٍ وَ كَأَنِّي بِالْحُسَيْنِ سَخِيلِي وَ فَرْخِي وَ مُضْغَتِي وَ مُخِّي قَدْ غَرِقَ فِيهِ يَسْتَغِيثُ فَلاَ يُغَاثُ وَ كَأَنَّ اَلرِّجَالَ اَلْبِيضَ قَدْ نَزَلُوا مِنَ اَلسَّمَاءِ يُنَادُونَهُ وَ يَقُولُونَ صَبْراً آلَ اَلرَّسُولِ فَإِنَّكُمْ تُقْتَلُونَ عَلَى أَيْدِي شِرَارِ اَلنَّاسِ وَ هَذِهِ اَلْجَنَّةُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ إِلَيْكَ مُشْتَاقَةٌ ثُمَّ يُعَزُّونَنِي وَ يَقُولُونَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ أَبْشِرْ فَقَدْ أَقَرَّ اَللَّهُ بِهِ عَيْنَكَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ – « يَوْمَ يَقُومُ اَلنّٰاسُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِينَ  » ثُمَّ اِنْتَبَهْتُ هَكَذَا وَ اَلَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ لَقَدْ حَدَّثَنِي اَلصَّادِقُ اَلْمُصَدَّقُ أَبُو اَلْقَاسِمِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنِّي سَأَرَاهَا فِي خُرُوجِي إِلَى أَهْلِ اَلْبَغْيِ عَلَيْنَا وَ هَذِهِ أَرْضُ كَرْبٍ وَ بَلاَءٍ يُدْفَنُ فِيهَا اَلْحُسَيْنُ وَ سَبْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِنْ وُلْدِي وَ وُلْدِ فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَفِي اَلسَّمَاوَاتِ مَعْرُوفَةٌ تُذْكَرُ أَرْضُ كَرْبٍ وَ بَلاَءٍ كَمَا تُذْكَرُ بُقْعَةُ اَلْحَرَمَيْنِ وَ بُقْعَةُ بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ ثُمَّ قَالَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ اُطْلُبْ لِي حَوْلَهَا بَعْرَ اَلظِّبَاءِ فَوَ اَللَّهِ مَا كَذَبْتُ وَ لاَ كُذِبْتُ وَ هِيَ مُصْفَرَّةٌ لَوْنُهَا لَوْنُ اَلزَّعْفَرَانِ قَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ فَطَلَبْتُهَا فَوَجَدْتُهَا مُجْتَمِعَةً فَنَادَيْتُهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَدْ أَصَبْتُهَا عَلَى اَلصِّفَةِ اَلَّتِي وَصَفْتَهَا لِي فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَدَقَ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ قَامَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يُهَرْوِلُ إِلَيْهَا فَحَمَلَهَا وَ شَمَّهَا وَ قَالَ هِيَ هِيَ بِعَيْنِهَا أَ تَعْلَمُ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ مَا هَذِهِ اَلْأَبْعَارُ هَذِهِ قَدْ شَمَّهَا عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ مَرَّ بِهَا وَ مَعَهُ اَلْحَوَارِيُّونَ فَرَأَى هَاهُنَا اَلظِّبَاءَ مُجْتَمِعَةً وَ هِيَ تَبْكِي فَجَلَسَ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ جَلَسَ اَلْحَوَارِيُّونَ مَعَهُ فَبَكَى وَ بَكَى اَلْحَوَارِيُّونَ – وَ هُمْ لاَ يَدْرُونَ لِمَ جَلَسَ وَ لِمَ بَكَى فَقَالُوا يَا رُوحَ اَللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ مَا يُبْكِيكَ قَالَ أَ تَعْلَمُونَ أَيُّ أَرْضٍ هَذِهِ قَالُوا لاَ قَالَ هَذِهِ أَرْضٌ يُقْتَلُ فِيهَا فَرْخُ اَلرَّسُولِ أَحْمَدَ وَ فَرْخُ اَلْحُرَّةِ اَلطَّاهِرَةِ اَلْبَتُولِ شَبِيهَةِ أُمِّي وَ يُلْحَدُ فِيهَا طِينَةٌ أَطْيَبُ مِنَ اَلْمِسْكِ لِأَنَّهَا طِينَةُ اَلْفَرْخِ اَلْمُسْتَشْهَدِ وَ هَكَذَا تَكُونُ طِينَةُ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ أَوْلاَدِ اَلْأَنْبِيَاءِ فَهَذِهِ اَلظِّبَاءُ تُكَلِّمُنِي وَ تَقُولُ إِنَّهَا تَرْعَى فِي هَذِهِ اَلْأَرْضِ شَوْقاً إِلَى تُرْبَةِ اَلْفَرْخِ اَلْمُبَارَكِ وَ زَعَمَتْ أَنَّهَا آمِنَةً فِي هَذِهِ اَلْأَرْضِ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى هَذِهِ اَلصِّيرَانِ فَشَمَّهَا وَ قَالَ هَذِهِ بَعْرُ اَلظِّبَاءِ عَلَى هَذَا اَلطِّيبِ لِمَكَانِ حَشِيشِهَا اَللَّهُمَّ فَأَبْقِهَا أَبَداً حَتَّى يَشَمَّهَا أَبُوهُ فَيَكُونَ لَهُ عَزَاءً وَ سَلْوَةً قَالَ فَبَقِيَتْ إِلَى يَوْمِ اَلنَّاسِ هَذَا وَ قَدِ اِصْفَرَّتْ لِطُولِ زَمَنِهَا وَ هَذِهِ أَرْضُ كَرْبٍ وَ بَلاَءٍ ثُمَّ قَالَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا رَبَّ عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ لاَ تُبَارِكْ فِي قَتَلَتِهِ وَ اَلْمُعِينِ عَلَيْهِ وَ اَلْخَاذِلِ لَهُ ثُمَّ بَكَى بُكَاءً طَوِيلاً وَ بَكَيْنَا مَعَهُ حَتَّى سَقَطَ لِوَجْهِهِ وَ غُشِيَ عَلَيْهِ طَوِيلاً ثُمَّ أَفَاقَ فَأَخَذَ اَلْبَعْرَ فَصَرَّهُ فِي رِدَائِهِ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَصُرَّهَا كَذَلِكَ ثُمَّ قَالَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ إِذَا رَأَيْتَهَا تَنْفَجِرُ دَماً عَبِيطاً وَ يَسِيلُ مِنْهَا دَمٌ عَبِيطٌ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ قَدْ قُتِلَ بِهَا وَ دُفِنَ قَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ فَوَ اَللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَحْفَظُهَا أَشَدَّ مِنْ حِفْظِي لِبَعْضِ مَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيَّ وَ أَنَا لاَ أَحُلُّهَا مِنْ طَرَفِ كُمِّي فَبَيْنَمَا أَنَا نَائِمٌ فِي اَلْبَيْتِ إِذِ اِنْتَبَهْتُ فَإِذَا هِيَ تَسِيلُ دَماً عَبِيطاً وَ كَانَ كُمِّي قَدِ اِمْتَلَأَ دَماً عَبِيطاً فَجَلَسْتُ وَ أَنَا بَاكٍ وَ قُلْتُ قَدْ قُتِلَ وَ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنُ وَ اَللَّهِ مَا كَذَبَنِي عَلِيٌّ قَطُّ فِي حَدِيثٍ حَدَّثَنِي وَ لاَ أَخْبَرَنِي بِشَيْءٍ قَطُّ أَنَّهُ يَكُونُ إِلاَّ كَانَ كَذَلِكَ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يُخْبِرُهُ بِأَشْيَاءَ لاَ يُخْبِرُ بِهَا غَيْرَهُ فَفَزِعْتُ وَ خَرَجْتُ وَ ذَلِكَ عِنْدَ اَلْفَجْرِ فَرَأَيْتُ وَ اَللَّهِ اَلْمَدِينَةَ كَأَنَّهَا ضَبَابٌ لاَ يَسْتَبِينُ مِنْهَا أَثَرُ عَيْنٍ ثُمَّ طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ فَرَأَيْتُ كَأَنَّهَا مُنْكَسِفَةٌ وَ رَأَيْتُ كَأَنَّ حِيطَانَ اَلْمَدِينَةِ عَلَيْهَا دَمٌ عَبِيطٌ فَجَلَسْتُ وَ أَنَا بَاكٍ فَقُلْتُ قَدْ قُتِلَ وَ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنُ وَ سَمِعْتُ صَوْتاً مِنْ نَاحِيَةِ اَلْبَيْتِ وَ هُوَ يَقُولُ – اِصْبِرُوا آلَ اَلرَّسُولِ قُتِلَ اَلْفَرْخُ اَلنُّحُولُ نَزَلَ اَلرُّوحُ اَلْأَمِينُ بِبُكَاءٍ وَ عَوِيلٍ ثُمَّ بَكَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ وَ بَكَيْتُ فَأَثْبَتُّ عِنْدِي تِلْكَ اَلسَّاعَةَ وَ كَانَ شَهْرُ اَلْمُحَرَّمِ يَوْمُ عَاشُورَاءَ لِعَشْرٍ مَضَيْنَ مِنْهُ فَوَجَدْتُهُ قُتِلَ يَوْمَ وَرَدَ عَلَيْنَا خَبَرُهُ وَ تَارِيخُهُ كَذَلِكَ فَحَدَّثْتُ هَذَا اَلْحَدِيثَ أُولَئِكَ اَلَّذِينَ كَانُوا مَعَهُ فَقَالُوا وَ اَللَّهِ لَقَدْ سَمِعْنَا مَا سَمِعْتَ وَ نَحْنُ فِي اَلْمَعْرَكَةِ وَ لاَ نَدْرِي مَا هُوَ فَكُنَّا نَرَى أَنَّهُ اَلْخَضِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .)

[14] دیوان ابن هانی آندلسی، صفحه 356

[15] الصراط المستقيم إلی مستحقی التقديم، جلد ۱، صفحه ۲۸۸ (أَسْنَدَ اَلْبُخَارِيُّ فِي آخَرَ كَرَاسَ مِنَ اَلْجُزْءِ اَلْخَامِسِ مِنْ صَحِيحِهِ أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ اَلرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .)

مطالب مرتبط

دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه دهم (جلسه آخر)
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه نهم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هشتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هفتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه ششم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه پنجم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *