«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمت حضرت صدرالخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلوات المصلین و همچنین محضر نورانی حضرت زین العابدین، سید الساجدین، علی بن الحسین علیه الصلاة و السلام، صلواتی عنایت بفرمایید.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه، به محضر با عظمت حضرت بقیّة الله الاعظم، روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبت بفرمایید.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
امام سجاد شبیهترین مردم به امیرالمؤمنین سلام الله علیهما
در شام ولادت آینهی تمام نمای امیرالمؤمنین سلام الله علیه میخواهیم مدح امیرالمؤمنین بگوییم.
اما ابتدا چند جمله مدح امام سجاد علیه الصلوة و السلام عرض کنم سپس از امیرالمؤمنین سلام الله علیه بگوییم.
با این توضیح که مدح حضرت سجاد همان مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیهما است. کما این که مدح امیرالمؤمنین علیه السلام، مدح امام زمان ارواحنا له الفداء است.
ما سیرهای از امام زمان ارواحنا له الفداء نداریم، از ابتدا حضرت از نظرها پنهان بودند از حدود پنج سالگی غیبت صغری و بعد از آن غیبت کبری آغاز شد.
زندگی کردن و تعامل و مهربانی کردن ایشان را ندیدهایم، اما چون حضرت صادق سلام الله علیه فرمود «یَسیرُ بِسیرَةِ أمیرالمؤمنین».[4]
اگر بخواهم از سیرهی امام زمان ارواحنا له الفداء سخن بگویم باید از سیرهی امیرالمؤمنین سلام الله علیه بگویم.
در شب میلاد آینهی تمام نمای امیرالمؤمنین، حضرت سجاد السلام الله علیهما هستیم.
حضرت از جهات مختلف هم به امیرالمؤمنین سلام الله علیه شباهت دارد، سخن گفتن از امام سجاد علیه السلام همان مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیه است.
ذکر چند شباهت امام سجاد به امیرالمؤمنین سلام الله علیهما
همان طور که در مورد امیرالمؤمنین سلام الله علیه مهربانی حیرتانگیزی گزارش شده است، عبادت وجود مبارک امام سجاد علیه السلام هم عجیب بوده است. حضرت در شبانه روز فقط هزار رکعت نماز میخواند.
ما هزار رکعت نماز را ندیدهایم، ان شاء الله خداوند متعال ما را به زیارت امام زمان ارواحنا له الفداء نائل کند و این گونه عبادت را ببینیم.
همیشه به ما «صِلْ صَلاةَ مُوَدِّعٍ»،[5] را میگویند، «زُر زِيارَةِ مُوَدِّعٍ» هم میگویند. زمانی که برای زیارت به مشهد سفر میکنید در چند روزی که هستید بهرای زیارت مشرف میشوید ممکن است خیلی حواستان جمع نباشد، اما در مرتبه آخر که برای زیارت وداع میآیید گویی قلبتان در حرم میماند، گنبد را نگاه میکنید و چند قدم حرکت میکنید. دوباره گنبد را میبینید و نمیدانید دفعه بعد عمری باقی است تا دوباره برای زیارت بیایید یا خیر.
«وَرَزَقَنِيَ اللّهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ»،[6] این فرمایش را امام صادق در زیارت امیرالمؤمنین علیهما السلام روبه حضرت عرض کرد؛ من دوباره برگردم. سپس عرض کرد «لاجعل الله آخر العهد منك»[7] این آخرین زیارت من نباشد.
آدم دچار اضطراب میشود که مبادا این آخرین زیارت باشد.
خوشا به حال آن که از روز نخست، مودِّع میآید، هر مرتبه زیارت، گویی مرتبهی آخر است.
برای من این جلسهی مدح امیرالمؤمنین در حرم امام رضا علیهما السلام به اندازهای اهمیت دارد که هر دفعه گمان میکنم این مرتبه آخر است که مشرف میشوم.
چون این اتفاق خیلی بزرگ است؛ با اینکه امام رضا علیه السلام کریم است اما من بیچارگی خود را میدانم، میدانم که از دست من میرود. «إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ»،[8] گاهی یک نسیم رحمتی میآید اگر فرد در معرض آن قرار نگیرد از دست میرود.
اگر بگویند چند دقیقه بعد از دنیا میروید، این نماز را به گونهی دیگری میخوانید.
اگر در تکرار قرار بگیریم همین تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها با همه عظمتی که دارد، به صورت آوا میگوید و سی و سه مرتبه «سبحان الله»، «سُب سُب سُب» شنیده میشود، در اثر تکرار حواس انسان پراکنده میشود.
در روایت نقل شده است که وجود مبارک حضرت سجاد علیه الصلاة و السلام هزار رکعت نماز میخواند که حدود شانزده ساعت طول میکشید، ضمن اینکه حکومت بنیامیه به امام سجاد علیه السلام اجازه نداد کلاس درس و سخنرانی تشکیل بدهد تا شما بگویی چرا حضرت فقط عبادت فردی دارد! لذا حضرت با کسی کاری نداشت و حکومت هم این اجازه را نمیداد.
پانصد دو رکعت نماز میخواند که هر دو رکعت مودِّع بود. [9]
بعضی افراد تحمل ندارند تسبیحات بعد از نماز را با تأنی و تأمل بگویند، در حالی که امام پانصد نمازِ دو رکعتی را مودِّع میخواند در حالی که اشک چشم حضرت به طور دائم جاری بود. این اندازه حضرت عبادت داشتند.
در ادامه شباهت حضرت را با امیرالمؤمنین سلام الله علیه عرض خواهم کرد.
ما این موضوع را متوجه نمیشویم، اشکال در گوینده نیست و شنونده هم فهیم است، اشکال در این است که سطح ما با سطح حضرت سجاد علیه السلام متفاوت است.
مثل اینکه والدین نگران فرزند و فرزند نگران والدین میشود، وجود نورانی امام باقر علیه الصلاةو السلام که خودشان امام و باقر العلوم انبیاء هستند، یعنی مثل منِ نوعی نیست بلکه «خِرّیتِ فهم» و «فحل الفحول» عبادت و علماست؛ میفرماید وارد شدم و حالِ عبادت پدر را دیدم، رنگ زرد و چشم گودافتاده و گریان.
نگران حال ایشان شدم.
این در حالی است که امام باقر علیه السلام که اهل عبادت است و سید عبُّاد هست چه عبادتی در امام سجاد علیه الصلاةو السلام دیده است که نگران جان ایشان شد.
وقتی حضرت سجاد علیه الصلاةو السلام دید امام باقر علیه السلام بسیار نگران حال ایشان است، فرمود: «باباجان نوشتهای که عبادت علی بن ابیطالب علیه الصلاة و السلام در آن گزارش داده شده است را بیاور».
از ویژگی ائمه علیهم السلام این است که وقتی در یک نقطه خاص، بسیار مورد توجه واقع میشدند اذهان را مت.جه امیرالمؤمنین علیه السلام میکردند. از جمله وقتی علم امام مورد توجه دیگران قرار میگرفت، امام میفرمود امیرالمؤمنین علیه الصلاةو السلام را ندیدهاید. اگر در عبادت بسیار مورد توجه واقع میشد همین کار را میکرد.
خدا روزی کند ما هم روزی مداح حضرت شویم. اهل بیت مداح امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام هستند.
فرمود نوشتهای که عبادات جدمان در آن ثبت شده است را بیاور؛ امام باقر علیه الصلاةو السلام فرمود از روی نوشته چند مورد را با هم خواندیم. مثل کسی که از بزرگی آن جناب خوف کرده باشد نوشته را زمین گذاشت و فرمود «مَنْ يَقوى على عبادةِ عليّ»،[10] چه کسی مانند علی سلام الله علیه میتواند عبادت کند؟!
اینگونه به امام باقر علیه السلام تسلی داد که چون جدمان از دنیا نرفت من نیز از دنیا نخواهم رفت و نیز خواست اشاره کند که امیرالمؤمنین سلام الله علیه چه انسانی بود.
لذا در مضمون چند روایت از امام باقر و نیز از امام صادق علیهماالسلام است که فرمودند «أَقْرَبُ الناسِ شَبَهًا بِأَمیرِالمؤمِنین، عَلیّ بنِ الحُسَین علیه الصلاةو السلام»،[11] است.
فردی که حدود شانزده ساعت عبادت میکند توان ندارد، شب و روز هم ندارد، اما شبها همچون جدّ خود امیرالمؤمنین علیه الصلاةو السلام گونی «درهم» به دوش میگرفت و حرکت میکرد. این درهمها بسیار سنگین بود، چون چگالی فلز بالا است بسیار سنگین است، درهم فلز است.
میفرمود در کل مکه و مدینه بیست خانه نیست که ما را دوست بدارد.
در مکه و مدینه جمعاً بیست خانه وجود نداشت که امام سجاد علیه السلام را دوست بدارند، اما حضرت شبها گونی به دوش درب خانهی فقرا میرود که وقتی شهید شد؛ «سید محسن امین» علامه بزرگ میگوید سه جور زخم بر بدن امام سجاد علیه الصلاةو السلام بود. روی گردن و ساق و ران مبارک حضرت جای زنجیر اسارت بود[12] و پیشانی و زانو جای سجده و در پشت حضرت زخم بود به دلیل حمل گونی بار، آن هم برای غیرشیعه.
گاهی حواسمان نیست و میگوییم امام رضا یا امام زمان سلام الله علیهما به ما سری بزند.
ما سر سفره ایشان نشستهایم، این هم رزق است امام رضا سلام الله علیه ما را آورده است و بالاتر از رزق است.
یک زمان نان میدهند و زمانی میگویند در خانه امام رضا علیه السلام بنشینید و مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیه را بگویید.
هفتههای پیش عرض کردم که تصوری غیر از این از بهشت ندارم که در قرب امام رضا بنشینیم و از امیرالمؤمنین سلام الله علیهما بگوییم.
حدود شانزده ساعت عبادت میکرد و شبها گونی به دوش درب خانه فقرا میرفت، در بعضی نقلها آمده است که گاهی به صد خانه میرفت. مدینه کوچک و کم جمعیت بوده است و حضرت سی و چهار سال این کار را کرد و تا شهید شد کسی خبر نداشت؛[13] اما بعضی تا کوچکترین کاری که میکنند آن را گزارش تصویری میکنند.
سی و چهار سال اینکار را انجام داد و کسی نمیدانست این آقای ناشناس علی بن الحسین علیه الصلاةو السلام است. خدا میدانست. زمانی که شهید شد مشخص شد که نقل آن هم موجود و معلوم است.
یا هر روز روزه بود یا تا غروب چیزی نمیخورد. موقع خوردن غذا با نگاه به ظرف غذا گریه میکرد. ظرف غذایی که یا برای افطار میآوردند یا برای خوردن غذا در روزی که روزه نبود. یعنی یک لقمهای گوارا از گلویشان پایین نمیرفت،
میفرمود پدر مرا بین دو نهر آب تشنه و گرسنه کشتند.[14]
لقمهای که میخورد، لقمهی گوارا نبود، اما هر روز که روزه میگرفت، یک گوسفند قربانی میکرد.
ان شاء الله خداوند شما را برای شبهای قدر در ماه رمضان مهیا کند. بعضی افراد در مقابل خوراکیفروشها برای خرید زولبیا و برخی از خوراکیها صف میبندند.
زمانی که آدمها روزه میگیرند، هوس میکنند؛ شیوه امام سجاد علیه الصلاةو السلام اینگونه بود. روزه میگرفت و گوسفند قربانی میکرد.
حالا هر کس نداند، فکر میکند برای حضرت ماهیچه میپختند یا کباب درست میکردند. وقتی گوسفند میپخت، چون فقرای مدینه را میشناخت، میفرمود این ظرف غذا را به فلانی بدهید، این را به فلانی بدهید… ولی خود حضرت کمی نان و خرما میخورد.[15]
یعنی گوسفند قربانی میکرد ولی خود حضرت نمیخورد. امیرالمؤمنین علیه الصلاةو السلام حاکم بود، اینگونه غذا میخورد. اما امام سجاد علیه الصلاةو السلام حاکم نبود؛ زمان بنیامیه بود.
اینجا فقرای مدینه بودند که اصلاً شیعه نبودند، یعنی حضرت پایینتر از فقرای مدینه که شیعه نبودند، زندگی میکرد.
آدم یاد این موضوع بیفتد، میفهمد، الان امام زمان ارواحنا له الفداه خیلی مراقب ما است؛ همانگونه که امام سجاد علیه الصلاةو السلام شبانه به درِ خانهی فقرا میرفت، نمیدانستند از کجا آمده است؛ ما هم شام دیشبمان را نمیدانیم از کجا آمده است؛ حضرت غذای ما را میآورَد، به ما میرسانَد، لقمهی ما را میدهد و ما هم نمیدانیم این عطا از کجاست.
نحوه برخورد با سائل
وقتی سائل میآید، همان کسی که تکدیگری میکند… ممکن است آدم دوست نداشته باشد، یا یک عُجبی بگیرد . جبروتی برای خود تصور کند بواسطه این که از ما یک درخواستی دارد.
قرآن میفرماید: «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ»،[16] «قَوْلًا مَيْسُورًا»،[17] حالا اگر ندارید، یک چیزی نگویید، جگر او را آتش نزنید. «ببخشید الان توان آن را ندارم، ان شاء الله دفعهی بعد».
یا میبخشید یا نمیبخشید، اما جگر او را آتش نزنید یا منت نگذارید.
«إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ كَانَ إِذَا نَاوَلَ الصَّدَقَةَ السَّائِلَ، قَبَّلَهُ ثُمَّ نَاوَلَهُ»،[18] وقتی میخواست به سائل چیزی بدهد، اول او را بغل میکرد، میبوسید تا سائل احساس شرم نکند.
میدانید امام سجاد، داماد امام حسن سلام الله علیهما است. اینکه چه زمانی داماد امام حسن شده است، بعد از شهادت حضرت یا قبل از آن، موضوع ما نیست.
اگر حضرت سال سی و سه به دنیا آمده باشد زمان حیات امام مجتبی علیه السلام است. اگر سی و هشت به دنیا آمده باشد بعد از امام مجتبی علیه السلام است؛ ولی داماد امام حسن علیه السلام است.
امام حسن هم اینگونه بود؛ وقتی یک فقیری به امام حسن علیه السلام مراجعه میکرد، حضرت آنقدر خوشحال میشد که سائل خیال میکرد کاری برای حضرت کرده است؛ به جای اینکه منفعل و نگران شود، بلکه برای او خیلی گوارا بود.
موقعی که برمیگشت، میگفت الحمدلله، آقا لبخند به لبشان بود، ایشان را خوشحال کردیم، خدا را شکر، یک کاری کردیم.
«یُعطی و یبسم فی کلّ یوم النّدی کرمًا» وقتی میبخشید لبخند میزد و خوشحال بود که «فالوجه منه طلیق» لذا وقتی سائل برمیگشت به جای اینکه منفعل باشد، خیلی گشادهرو بود «والعطاء هنی»[19] و خیلی گوارا.
وجود امام سجاد علیه الصلاةو السلام هم همینطور بود؛ بخشنده، مهربان، اهل عبادت.
عبادت حیرتانگیز امام سجاد علیه السلام
عبادت حیرتانگیز؛ هم خواهر حضرت نگران جان ایشان بود، هم وجود مبارک امام باقر علیه الصلاةو السلام.
این موضوعی که میخواهم خدمتتان بگویم ارزش آن این است که یک شیعه نگفته است.
چرا اگر شیعه نگفته است ارزش دارد؟ چون یک شیعه با اعتقادِ خود معتقد است، خیلی هم خوب است، اعتقاد شیعه درست هم هست، اما زمانی یک همسایه چیزی گفته است؛ وقتی مقلد یک مرجع تقلیدی، از او تعریف کند یک جور است و اگر همسایهی یهودی بیاید یک چیزی بگوید، خیلی جالب است. مگر او چه دیده است؟!
حدود یک هزار و سیصد و شصت سال قبل، یک غیرشیعه آنچه از امام سجاد علیه الصلاةو السلام دیده بود، را بیان کرده است.
«هشام بن عبدالملک» ایام حج به مکه آمده بود.
به خاطر احکام طواف که از دور چهارم به هم بخورد چه میشود چه میشود…
که اکنون جزئیات آن، موضوع ما نیست.
نمیگذارند صفوف طواف بهم بخورد، متراکم است.
اگر طواف هم تمام شود گاهی باید سه دور بچرخید تا بتوانید خارج شوید. نمیگذارند صفوف به هم بخورد. شاهزادهی ولیعهد را آورده بودند.
ان شاء الله خدا این شاهزاده قلابی را به آن شاهزاده قلابی بنیامیه به زودی ملحق کند.
سیصد نفر محافظ داشت تا حضرت اجل را ببرند دست خود را به «حجرالاسود» تبرک کند. هرچه تلاش کردند نتوانستند بروند، صفوف زیاد بود. شعرا هم ایستاده بودند، پول میگرفتند تا شاه را مدح کنند. یک تختی زدند، آنجا نشست و چون از شام آمده بودند تعجب کردند چرا در مکه و سرزمین وحی شاهزاده را کسی تحویل نگرفت؟ دور او جمع شده بودند، شاعر هم آماده بود تا شعر بگوید.
امام سجاد علیه السلام به دلیل عبادت زیاد، هزار رکعت در روز، «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلامُ رجُلا صَرِداً»[20] سرمایی شده بود. در بعضی اوقات که آدمهای عادی لباس گرم نمیپوشیدند، پوستین میپوشید، آنقدر عبادت کرده بود، آنقدر گریه کرده بود…
اگر شما دههی اول محرم اندکی گریه کنید، ضعیف میشوید. حالا این را ضرب کنید در طول سال، روزی حدود پانزده ساعت …
بیبنیه و لاغر شده بود، خیلی تکیده شده بود. زیبا بود ولی خیلی لاغر اندام بود. سر مبارک حضرت هم پایین بود، کسی را نگاه نمیکرد. با یک لباس سفید ساده وارد مسجدالحرام شد.
وارد مسجدالحرام شد، از هیبت حضرت که ناشی از ایمان است، یک راهرویی تا حجرالاسود باز شد. به هشام گفتند این آقا چه کسی بود؟ هشام میشناخت، اما اینها شامی بودند نمیشناختند.
ذهبی میگوید: «كَانَ والله أَهْلاً للْإِمَامَةِ الْعُظْمَى»[21] به خدا شایستهی حکومت هم همین علی بن الحسین است.
اگر ولیعهد بگوید من میشناسم، بیچاره میشود. لذا گفت، نمیشناسد.
شاعری که آمده بود پول بگیرد تا هشام را مدح کند، گفت نمیشناسی؟!
یک هزار و سیصد و شصت سال پیش، شاعری که آن زمان شیعه نبوده است و آنچه از امام سجاد دیده، گفته است.
گفت نمیشناسی؟
«هَذا الّذي تَعرِفُ البَطْحاءُ وَطْأتَهُ»،[22] این کسی است که وقتی در سرزمین حجاز، روی ریگهای سرزمین مکه راه میرود، ریگها او را میشناسند.
«وَالبَيْتُ يعْرِفُهُ وَالحِلُّ وَالحَرَمُ» خانه خدا، منطقه حرم او را میشناسد.
«هذا ابنُ خَيرِ عِبادِ الله كُلّهِمُ هذا التّقيّ النّقيّ الطّاهِرُ العَلَمُ» پاک و پاکیزه است، عَلم دین است.
«هذا ابنُ فاطمَةٍ، إنْ كُنْتَ جاهِلَهُ» اگر تو نمیشناسی، پسر فاطمه زهراست و «بِجَدّهِ أنْبِيَاءُ الله قَدْ خُتِمُوا» پدر بزرگ او خاتم انبیاست.
حالا یکی بگوید: آقای «فرزدق»، تو باید از شاه و شاهزاده میگفتی، چرا از این آقا میگویی؟
گفت، «ما قال: لا قطُّ، إلاّ في تَشَهُّدِهِ» این آقا «نه» به کسی نمیگوید جز در تشهد که «لا اله الا الله» دارد.
یعنی من هم سر سفرهی او هستم.
«لَوْلا التّشَهّدُ كانَتْ لاءَهُ نَعَمُ» اگر تشهد نبود آن یک «نه» هم «بله» بود.
اشاره کرد به هشام بن عبدالملک؛ بیچاره، تو میخواستی به حجرالاسود دست بزنی، تبرک شوی.
«يَكادُ يُمْسِكُهُ عِرْفانَ رَاحَتِهِ» چه کسی؟! «رُكْنُ الحَطِيمِ إذا ما جَاءَ يَستَلِمُ» اگر این آقا دست به سر حَجر بکشد، حجر دست او را نگه میدارد که دستت را روی سر من حفظ کن، تو مرا متبرک کن.
«يَكادُ يُمْسِكُهُ عِرْفانَ رَاحَتِهِ» چه کسی نگه میدارد؟! آقا سنگ را نگه نمیدارد. «رُكْنُ الحَطِيمِ إذا ما جَاءَ يَستَلِمُ».
«يُغْضِي حَياءً» از حیا به کسی نگاه نمیکند.
«وَيُغضَى من مَهابَتِه» دیگران هم نمیتوانند به ایشان نگاه کنند. «فَمَا يُكَلَّمُ إلاّ حِينَ يَبْتَسِمُ» اگر لبخند نزند از عظمتش کسی نمیتواند با او سخن بگوید.
«فرزدق» از امام سجادی که دیده است اینگونه گفت که میدانی این امام سجاد از کدام خانواده است؟
«من مَعشَرٍ» از خانوادهای که «حُبُّهُمْ دِينٌ» حب اینان دین است «وَبُغْضُهُمُ كُفْرٌ» دشمنی با اینان کفر است. «وَقُرْبُهُمُ مَنجىً» نزدیک شوی نجاتت میدهند. «وَمُعتَصَمُ».
«إذا رَأتْهُ قُرَيْشٌ» قریش بخواهد امام سجاد علیه السلام را ببیند.
«قال قائِلُها إلى مَكَارِمِ هذا يَنْتَهِي الكَرَمُ» اگر کرم حضرت را ببیند همه در این آقاست جای دیگری کَرَم پیدا نمیکنید.
«إنْ عُدّ أهْلُ التّقَى كانوا أئِمّتَهمْ» اسمی از اهل تقوی بیاید امامشان این آقاست.
«أوْ قيل: «من خيرُ أهل الأرْض؟» اگر بگویید چه کسی بهترین اهل زمین است. «قيل: همُ»
او را به زندان انداختند و حضرت پولی برای آزادی او پرداخت. چون میتوانستند روزهای زندان را بخرند. سپس دوازده هزار سکه هم درب منزل او فرستادند.
فرزدق گفت کار من این است که شعر بگویم و پول بگیرم اما این یکی را برای جدتان گفتهام.
یا امام رضا این یک نشست امشب ما را برای خودتان قرار بده.
حضرت فرمود ما چیزی بدهیم پس نمیگیریم. ولی آن را هم از تو قبول میکنیم.[23]
«فرزدق» یک شعر برای اهل بیت علیهم السلام گفته است، چیز دیگری نیست. من دیوان او را بارها دیدهام، مفصل است.
اهل بیت علیهم السلام آنقدر کریم هستند که فرزدق شاعر اهل بیت علیهم السلام شد. صدها شعر دارد، یکیاز آنها برای اهل بیت علیهم السلام است.
زینالعابدین سلام الله علیه، با این مهابت…
دو سه هفته پیش عرض کردم، وقتی به زیارت امیرالمؤمنین سلام الله علیه آمد، «مَرّغ خَدیهَ»[24] صورت خود را روی خاک مزار امیرالمؤمنین سلام الله علیه کشید، در محاسن حضرت خاک رفت، محضر امیرالمؤمنین سلام الله علیه خاکساری کرد.زیارت امینالله از امام سجاد سلام الله علیه است.
این صلوات شعبانیه که روزی ما بشود، روزی دو سه دقیقه وقت میگیرد، بخوانیم به نیت امام سجاد سلام الله علیه ، اخلاق خودشان را دعا کرده به ما هم یاد داده: «وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ»[25] همین کاری که خود حضرت میکرد.
این آقا زینالعابدین سلام الله علیه که تمام زندگی ایشان دفاع از مکتب اهل بیت علیهم السلام است، دفاع از حقیقت و شخصیت دین است، مهربانیاش بیبدیل است…
اگر قرار باشد وجود مبارک زینالعابدین سلام الله علیه خطیب باشد چه میگوید؟
ما در روز خیلی کارها میکنیم. همهی کارهای ما اینترنتی است، اما خدا شاهد است در طول یک هفته که اینترنت ما قطع بود، پنج جلد از کتابهایی که برای انتشار آماده میکنیم را یک دور ویرایش کردم.
متوجه شدم چقدر عمر ما دارد تلف میشود. حالا نمیخواهم بگویم اینترنت قطع باشد، منظور این است که ما میتوانیم خیلی کارهای بیهوده را نکنیم.
من الان حرف میزنم، شما چشمانتان «تَر» میشود. با وضو آمدهاید، اصلاً به نیت شنیدن مدح امیرالمؤمنین علیه السلام آمدهاید.
مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیه در مجلس یزید
امام سجاد را در حالی به کاخ یزید بردند که دستان حضرت به گردن مبارک ایشان بسته شده بود.
مستمع چه کسانی هستند؟ زن و فرزند یزید و خود او و سفرا. ضمن اینکه چوبدستی هم در دست دارد، به جای تشویق، جسارت میکند.
در این شرایط امام سجاد سلام الله علیه میخواهد سخنرانی کند.
اصل خطبهی زینالعابدین سلام الله علیه، مدح امیرالمؤمنین علیه السلام است.
اما باید بحث بشود چرا آنقدر امام سجاد مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیه را کرد. حکیم علی الاطلاق که بیربط حرف نمیبزند.
به عنوان مثال مرا در یک پایاننامه، راجع به شیمی دعوت کنند، در آنجا درباره مثلاً زیستشناسی صحبت کنم، اصلاً اجازه حرف زدن نمیدهند، میکروفن مرا قطع میکنند.
در حالی که، وقتی امام را به شام بردند که یک جنگ صورت گرفته بود، کشتاری شده بود و امام اسیر بود!
معلوم میشود موضوع اهل بیت علیهم السلام و بهویژه امیرالمؤمنین علیه الصلوة و السلام در قیام امام حسین سلام الله علیه مدخلیت داشته است. وگرنه نعوذ بالله باید بگویی در اینجا امام سجاد علیه الصلوة و السلام حکمت را رعایت نکرده است.
حضرت در ابتدای خطبه از اهل بیت علیهم السلام فرمود، بعد خود را اینگونه معرفی کرد، «أَنَا ابْنُ مَكَّةَ وَ مِنَى»،[26] بعد از اینکه خودشان را اینگونه معرفی کرد، فرمود «أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الزَّكَوةَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا» من پسر پیغمبری هستم که با زکات هم اقتصاد اینها را آباد کرد، هم تطهیرشان کرد.
«أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَى» بهترین کسی که در این عالم لباس پوشید، پیغمبر بود. یعنی افضل عالم.
بعد فرمود که «أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنْ طَافَ وَ سَعَى» من پسر آن کسی هستم که طواف کرد.
«أَنَا ابْنُ مَنْ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنی» من پسر آن پیغمبری هستم که به معراج رفت.
سپس: «أَنَا ابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى»، «أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِيمَ الْخَلْقِ حَتَّى قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» من پسر کسی هستم که شمشیر زد تا کفار هم مجبور شدند در فتح مکه لا اله الا الله بگویند. بعد از اینکه میدانستند، یقین داشتند ولی به خاطر عناد مقابل دین ایستاده بودند، مثل خود یزید و پدرش و دیگران.
«أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ بِسَيْفَيْنِ» من پسر آن کسی هستم که در محضر پیغمبرصلوات الله و سلامه علیه و آله و سلّم با دو دست شمشیر زد.
با دو دست یعنی تمام توان.
«وَ طَعَنَ بِرُمْحَيْنِ» با دو دست نیزه انداخت. یعنی چیزی کم نگذاشت.
«وَ هاجَرَ الْهِجْرَتَینِ» و دو هجرت کرد: هجرت به سوی خدا کرد، «المُهاجِرُ مَن هَجَرَ الخَطايا والذُّنوبَ» و هم هجرتکننده به سوی مدینه بود.
«أَنَا ابْنُ صَالِحِ الْمُؤْمِنِينَ» در سوره تحریم آمده است که صالح مؤمنین چه کسی است و اشاره به کجاست؟ «وَ وَارِثِ النَّبِيِّينَ»، «وَ قَامِعِ الْمُلْحِدِينَ» حضرت یزید را میکوبد.
من پسر آن کسی هستم که ملحدان را در هم کوبید. «وَ يَعْسُوبِ الْمُسْلِمِينَ» پدر من شاه مسلمین بود «وَ نُورِ الْمُجَاهِدِينَ»، «وَ زَيْنِ الْعَابِدِينَ»، آن آقایی که خودشان هزار رکعت نماز میخواند؛ اولین بار امام سجاد سلام الله علیه به امیرالمؤمنین سلام الله علیه گفت، او «زَيْنِ الْعَابِدِينَ وَ تَاجِ الْبَكَّائِينَ» تاج سر گریه کنان در راه خدا. «أَصْبَرِ الصَّابِرِينَ وَ أَفْضَلِ الْقَائِمِينَ مِنْ آلِ يَاسِينَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»، «أَنَا ابْنُ الْمُؤَيَّدِ بِجَبْرَئِيلَ» من پسر آن کسی هستم که جبرئیل و میکائیل خادم و نوکر او بودند.
بعد به یزید اشاره کرد که، شما اینجا در امنیتید، اما ناموس امیرالمؤمنین را به چه شکل آوردهاید؟
فرمود: «أَنَا ابْنُ الْمُحَامِي عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِينَ» من پسر آن کسی هستم که تا وقتی او بود حریم مسلمین را حفظ میکردند…
امام سجاد علیه الصلاة و السلام اینگونه در آن مجلس از امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمود.
سخن پایانی
خدا شاهد است در ماه شعبان هر جملهای به فارسی و عربی در مدح امیرالمؤمنین سلام الله علیه بشنوید، عبادت است.
«منهال» به شام آمد، دستهای زینالعابدین به گردن ایشان بسته شده بود، گفت: آقا چه خبر؟ حضرت فرمود: میبینی که این ناموس رسول خداست، اینطور اسیر است؟
آدم خیال میکند این بالاترین اتفاق است.
سپس فرمود، من از تو تعجب میکنم که به من میگویی چه خبر؟! در حالی که «سیدنا و مولانا علی بن ابی طالب یُسَبُّ و یُشتَمُ»،[27] به جدمان امیرالمؤمنین، مولای ما جسارت میکند.
یعنی آنقدر برای امام سجاد علیه السلام جسارت به امیرالمؤمنین سلام الله علیه تلخ است، به قول طلبهها «إضراب» کرد. اول ببین ناموس پیغمبر صلوات الله علیه و آله و سلّم اسیر است، بعد بالاتر از این را ببین دارد به امیرالمؤمنین سلام الله علیه جسارت میکند.
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4]. الکافي، ج 1، ص 411 «حَضَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَصْلَحَكَ اللَّهُ ذَكَرْتَ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع كَانَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ يَلْبَسُ الْقَمِيصَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ وَ نَرَى عَلَيْكَ اللِّبَاسَ الْجَدِيدَ فَقَالَ لَهُ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع كَانَ يَلْبَسُ ذَلِكَ فِي زَمَانٍ لَا يُنْكَرُ عَلَيْهِ وَ لَوْ لَبِسَ مِثْلَ ذَلِكَ الْيَوْمَ شُهِرَ بِهِ فَخَيْرُ لِبَاسِ كُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ أَهْلِهِ غَيْرَ أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ع إِذَا قَامَ لَبِسَ ثِيَابَ عَلِيٍّ ع وَ سَارَ بِسِيرَةِ عَلِيٍّ ع.» ؛ الكافي، ج ١، ص ٤٥٣. الغيبة للنعماني، صفحه ۲۳۱ (عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: القَائِمُ (ع) يَسِيرُ بِسِيرَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع)، يَسِيرُ فِي النَّاسِ بِالْحُكْمِ الْعَدْلِ، وَ يَرُدُّ كُلَّ حَقٍّ إِلَى أَهْلِهِ، وَ يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَتَّى يُرْضَى اللَّهُ).
[5]. بحار الانوار، ج 78/ 200 (روى أن رجلا استوصى رسول الله (ص) فقال: لا تعضب قط، فانه فيه منازعه ربك، فقال زدنى، فقال: اياك و ما يعتذر منه، فان فيه الشرك الخفى. فقال زدنى. فقال: صل صلاه مودع، فان فيها الوصله و القربى، فقال زدنى، فقال (ص): استحى من الله استحياءك من صالحى جير انك، فان فيها زياده اليقين)
[6]. زیارت وداع، مقاتیح الجنان
[7] . فرحة الغري، ص 123
[8]. كنز العمّال، 21324
[9] . الخصال، شیخ صدوق، ص 517
[10]. ارشاد شیخ مفید، 2/142 (ولقد دخلَ أَبو جعفر ـ ابنه ـ عليه فإذا هو قد بلَغَ منَ العِبادةِ ما لم يَبلُغْه أَحدٌ ، فرآه قدِ اصفَرَّ لَونُه منَ السَّهَرِ ، ورمَصَتْ عَيناه منَ البكاءِ ، ودَبِرَتْ جبهته وانخرمَ أَنفُه منَ السُجودِ ، ووَرِمَتْ ساقاه وقدماه منَ القيامِ في الصّلاةِ ، فقالَ أَبو جعفر: فلم أَملكْ حينَ رأَيتُه بتلكَ الحالِ البكاءَ ، فبكيتُ رحمةً له ، وإذا هو يُفكِّر ، فالتفتَ إِليّ بعدَ هُنيهةٍ من دخولي فقالَ : يا بُنَيٌ ، أَعطِني بعضَ تلكَ الصحفِ التّي فيها عبادةُ عليِّ بنِ أَبي طالبٍ ، فأَعطيتُهُ ، فقرأ فيها شيئاً يسيراً ثمّ تركَها من يدِه تضجُّراً وقالَ : مَنْ يَقوى على عبادةِ عليّ ؟! )
[11]. الأمالي الشيخ الصدوق، جلد1، ص356 (حدثنا أبي (رحمه الله)، قال: حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم، عن أبيه، عن عبد الرحمن بن أبي نجران، عن عاصم بن حميد، عن محمد بن قيس، عن أبي جعفر الباقر (عليه السلام)، أنه قال: وَ اللَّهِ إِنْ كَانَ عَلِيٌّ لَيَأْكُلُ أَكْلَ الْعَبْدِ وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ إِنْ كَانَ لَيَشْتَرِي الْقَمِيصَيْنِ السُّنْبُلَانِيَّيْنِ فَيُخَيِّرُ غُلَامَهُ خَيْرَهُمَا ثُمَّ يَلْبَسُ الْآخَرَ فَإِذَا جَازَ أَصَابِعَهُ قَطَعَهُ وَ إِذَا جَازَ كَعْبَهُ حَذَفَهُ وَ لَقَدْ وَلِيَ خَمْسَ سِنِينَ مَا وَضَعَ آجُرَّةً عَلَى آجُرَّةٍ وَ لَا لَبِنَةً عَلَى لَبِنَةٍ وَ لَا أَقْطَعَ قَطِيعاً وَ لَا أَوْرَثَ بِيضاً وَ لَا حُمْراً وَ إِنْ كَانَ لَيُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَ الْبُرِّ وَ اللَّحْمَ وَ يَنْصَرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ يَأْكُلُ خُبْزَ الشَّعِيرِ وَ الزَّيْتَ وَ الْخَلَّ وَ مَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرَانِ كِلَاهُمَا لِلَّهِ رِضًى إِلَّا أَخَذَ بِأَشَدِّهِمَا عَلَى بَدَنِهِ وَ لَقَدْ أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ مِنْ كَدِّ يَدِهِ تَرِبَتْ فِيهِ يَدَاهُ وَ عَرِقَ فِيهِ وَجْهُهُ وَ مَا أَطَاقَ عَمَلَهُ مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ وَ إِنْ كَانَ لَيُصَلِّي فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلِ أَلْفَ رَكْعَةٍ وَإِنْ كَانَ أَقْرَبُ النَّاسِ شَبَهاً بِهِ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع وَ مَا أَطَاقَ عَمَلَهُ بَعْدَهُ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ.)
[12] . المجالس السنيّة في مناقب ومناصب العترة النبويّة ، السيد محسن الأمين، ص 592 «وعن جابر الجعفي قال : لمّا جرّد مولاي محمَّدٌ الباقر مولاي عليَّ بنَ الحسين عليهمالسلام ثيابه ووضعه على المُغتسل ، وكان قد ضرب دونه حجاباً ، سمعتُه ينشج ويبكي حتّى أطال ذلك ، فأمهلته عن السّؤال حتّى إذا فرغ من غسله ودفنه ، فأتيت إليه وسلّمت عليه ، وقلتُ له : جُعلت فداك! ممّ كان بكاؤك وأنت تُغسّل أباك؟ أكان ذلك حُزناً عليه؟ قال : «لا يا جابر ، لكن لمّا جرّدت أبي ثيابه ووضعته على المُغتسل ، رأيت آثار الجامعة في عُنقه ، وآثارَ جُرحِ القيد في ساقيه وفخذيه ، فأخذتني الرّقة لذلك وبكيت»
[13] . الزهد، احمد بن حنبل، (ط العلمية) ص 137 «حدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ، حَدَّثَنَا أَبُو مُوسَى الْأَنْصَارِيُّ، حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، قَالَ: كَانَ نَاسٌ مِنَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ يَعِيشُونَ مَا يَدْرُونَ مِنْ أَيْنَ كَانَ مَعَاشُهُمْ، فَلَمَّا مَاتَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقَدُوا مَا كَانُوا يُؤْتَوْنَ بِهِ بِاللَّيْلِ»
[14] . الملهوف ، سید بن طاووس، ص 233« إنَّ زَينَ العابِدينَ بَكى عَلى أبيهِ أربَعينَ سَنَةً، صائِماً نَهارُهُ، وقائِماً لَيلُهُ، فَإِذا حَضَرَهُ الإِفطارُ وجاءَ غُلامُهُ بِطَعامِهِ وشَرابِهِ، فَيَضَعُهُ بَينَ يَدَيهِ، فَيَقولُ: كُل يا مَولايَ. فَيَقولُ: قُتِلَ ابنُ رَسولِ اللَّهِ جائِعاً، قُتِلَ ابنُ رَسولِ اللَّهِ 6 عَطشاناً، فَلا يَزالُ يُكَرِّرُ ذلِكَ ويَبكي حَتّى يُبَلَّ طَعامُهُ مِن دُموعِهِ، ويَمتَزِجَ شَرابُهُ مِنها، فَلَم يَزَل كَذلِكَ حَتّى لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وجَلَّ.»
[15] . محاسن برقی، ج 2، ص 396 «عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي يَصُومُ فِيهِ يَأْمُرُ بِشَاةٍ فَتُذْبَحُ وَ تُقْطَعُ أَعْضَاؤُهَا وَ تُطْبَخُ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْمَسَاءِ أَكَبَّ عَلَى الْقُدُورِ حَتَّى يَجِدَ رِيحَ الْمَرَقِ وَ هُوَ صَائِمٌ ثُمَّ يَقُولُ هَاتِ الْقِصَاعَ اغْرِفُوا لِآلِ فُلَانٍ وَ اغْرِفُوا لِآلِ فُلَانٍ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى آخِرِ الْقُدُورِ ثُمَّ يُؤْتَى بِخُبْزٍ وَ تَمْرٍ فَيَكُونُ ذَلِكَ عَشَاءَهُ»
[16]. سوره مبارکه بقره، آیه 263
[17]. سوره مبارکه اسراء، آیه28
[18]. حلية الأولياء ٣/١٣٧ (حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ مَالِكٍ، قَالَ: ثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ، قَالَ: ثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِشْكَابَ، قَالَ: ثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرٍ، قَالَ: ثَنَا ابْنُ الْمِنْهَالِ الطَّائِيُّ، أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ كَانَ إِذَا نَاوَلَ الصَّدَقَةَ السَّائِلَ قَبَّلَهُ ثُمَّ نَاوَلَهُ)
[19] . قصیده مرحوم سید علی ترک در مرثیه و مدح امام مجتبی عله السلام، رک: الحسنیات، ص 198
[20] . الکافي، ج 3، ص 397
[21] . سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج 4 ، ص 398
[22]. ديوان الفرزدق، (ط العلمية)، ص 511 به بعد
[23] . أمالي الشريف المرتضی، ج 1 ، ص 69
[24] .فرحة الغري، ص 76
[25] . مصباح المتهجّد، شیخ طوسی، ص 362
[26]. مقتل الحسین، الخوارزمی، ج 2، ص 77 به بعد؛ بحار الانوار، مجلسی، ج۴۵، ص۱۳۸
[27]. مناقب الإمام أمير المؤمنين علي بن أبي طالب(ع) للكوفي، الكوفي، محمد بن سليمان، جلد 2، صفحه، 109 (عَنِ الْمُنْهَالِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فَقُلْتُ: كَيْفَ أَصْبَحْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟ قَالَ: فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ فَقَالَ: مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ شَيْخًا مِثْلَكَ مِنْ أَهْلِ الْمِصْرِ لَا يَدْرِي كَيْفَ أَصْبَحْتَ؟!! فَإِنْ كُنْتَ لَا تَدْرِي فَاجْلِسْ حَتَّى أُخْبِرَكَ، أَصْبَحْنَا بِمَنْزِلَةِ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ إِذْ كَانُوا يَقْتُلُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَهُمْ!!! وَأَصْبَحَ سَيِّدُنَا وَشَيْخُنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ يُسَبُّ وَيُشْتَمُ عَلَى الْمَنَابِرِ! وَأَصْبَحَتْ قُرَيْشٌ تَعُدُّ أَنَّ لَهَا الْفَضْلَ عَلَى الْعَرَبِ لِأَنَّ مُحَمَّدًا (ص) وَأَصْبَحَتِ الْعَرَبُ مُقِرَّةً لَهُمْ بِذَلِكَ.)

