نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 4

حجت الاسلام کاشانی روز یکشنبه مورخ 2 فروردین‌ماه 1405 در میدان ونک تهران به ادامه‌ی سخنرانی با موضوع “نگاه دینی به جنگ اخیر” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا و امام راحل عظیم الشأن، شهدای از صدر اسلام، شیعیانِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از صدر اسلام، پدر و مادرهای شما، شهدای این سال اخیر، شهید نصرالله باعظمت، و هدیه به روح باعظمت ربّانیِ این امّت، فخر شیعه، افتخار مرجعیت، حاکم زاهد، رهبر مظلوم شهید، و سلامتی همه‌ی رزمندگان اسلام، شما عزیزان، و در رأس آن رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه اللع تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

ان شاء الله خدای متعال به شما خیر دهد، به محضر همه‌ی خواهران و برادران سلام عرض می‌کنم.

تبیین بحث

اینجا الحمدلله به فضل الهی، مانند مابقی میدان‌ها شور و شعور و شعار فراوان است، که البته باید باشد. بنده بواسطه‌ی کاری که دارم، باید از منظر دین به این مقوله نگاه کنم. جلوتر عرض می‌کنم که اتفاقاً در میان یکی از دینی‌ترین کارها هستیم.

لذا به نقاط قوت و ضعفی که باید بعضی از آن‌ها را اصلاح کرد و باید برخی دیگر را در جنبه‌ی امور دینی تقویت کرد می‌پردازم، امیدوارم خدای متعال من را هم کنار شما جزو سربازان این خط مقدم قبول کند.

بعضی از نکات را تقریباً در همه‌ی جلسات تکرار کرده‌ام.

ما صرفاً یک مبارز نیستیم

نکته‌ی اول این است که ما صرفاً یک مبارز نیستیم، مثلاً ما چه‌گوارا نیستیم، که ظاهراً چه‌گوارا یک صدقی در مبارزه‌ی خود داشته است؛ ما تحت ولایت ولی امر مسلمین و ولایت شیعیان اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین، در میان یک جهاد فی سبیل الله هستیم.

این یک جهاد است، و چون جهاد است، بهتر است بعضی از جاهای این امر به سمت افقِ بالاتر برود، بعضی جاها هم قدری بهتر شود.

وقتی «جهاد فی سبیل الله» می‌گوییم، اولین نکته این است که ما سربازِ پیاده‌نظام در خط هستیم، نه فرمانده. اولین نکته این است که اگر ما توانستیم با غسل شهادت، با وضو… البته در این بین عرض می‌کنم که غسل شهادت و وضو و… عمر کسی را کوتاه نمی‌کند، بلکه اگر تغییری ایجاد کند، عمر را زیاد می‌کند… برای یک جهاد… همانطور که رزمنده‌ی ما مثلاً به فکه و کردستان و جنوب می‌رفت و در خط مقدم آماده‌ی شهادت بود، حال ما هم به این میدان آمده‌ایم.

اولین نکته این است که نشست و برخاست و هجوم و دفاع و صلح و جنگ و شدت و کندی ما تحت ولایت و به دستور است، و نباید اجازه دهیم کسی جز آن کسی که شأنیّت دارد، بخواهد راهبرد را عوض کند.

تکلیف قطعی و تکلیفِ توهّمی

الآن به ما دستور داده‌اند که این خط را نگه دارید، مثلاً این میدان ونک یک خط مقدم است، ما باید اینجا را محکم نگه داریم، این تکلیف قطعی است.

ما تکلیف توهّمی نداریم، یعنی اینطور نیست که ما جستجو کنیم و بشنویم و ببینیم که من در این میان سلایق خود را هم مطرح کنم، اینجا اصلاً جای سلیقه نیست، اینجا وسط خط مقدم هستیم، در میدان باید تحت یک فرماندهی حرکت کنیم، فرمانده هم معلوم است، ما هم جان خود را قربة الی الله فدای فرمانده می‌کنیم.

نکته‌ای در باب جهاد فی سبیل الله

اینکه ما در جهاد فی سبیل الله شرکت می‌کنیم… هرچه این عزیزان زحمت بکشند، بالاخره در این ایام دعوت کردن و جمع شدن دور یکدیگر مشکل است، شما یک خانواده تشریف می‌آورید، این عزیزان و جاهای دیگر باید چندین ساعت این برنامه را فراهم کنند، اینکه اعلام می‌کنند چه کسی فردا برای افاضه تشریف می‌آورد، آن‌ها از باب وظیفه‌ی خدمت به شماست، ولی حضور ما در این میدان طوری است که اصلاً مهم نیست چه کسی اینجا دعوت شده است، یعنی درواقع اینجا آدم‌ها مسئله نیستند، مثلاً وقتی ما برای مراسم ختم پدر رفیقمان می‌رویم، نام مداح و سخنران را نمی‌پرسیم؛ حضور ما در اینجاها هم برای جهاد فی سبیل الله است.

لذا به این موضوع به چشم پُر کردن اوقات فراغت نگاه نمی‌کنیم، لذا برای جذاب شدن برنامه کاری نمی‌کنیم.

برگزارکننده‌ی جلسه وظیفه دارد که به بهترین شکل برگزار کند، اما فرد حاضرِ در میدان آمده است که در سپاهِ امام زمان ارواحنا فداه حاضری بزند.

اگر شما چهار ساعت «حیدر حیدر» بگویید هم کار خودتان را کرده‌اید، چون جهت اصلی حضور ما این است که ما میدان را به دشمن غدّار که ستون پنجم دشمن است ندهیم، چون اگر این سنگر را خالی کنیم، دشمن آن را پُر خواهد کرد.

لذا اصل حضور به قصد جهاد مهم است، باقی امور تزئینات اضافه است، که مثلاً برگزارکننده وظیفه دارد برنامه را در نهایت کمال برگزار کند، ولی ما توقعی نداریم، ما آمده‌ایم این سنگر و بقیه‌ی سنگرها را پُر کنیم. اهمیت اینجا مانند بقیه‌ی جاهاست و اهمیت بقیه‌ی جاها مانند اینجاست.

اگر رهبری نمی‌فرمود الآن به نقاط ضعف نپردازید هم ما می‌فهمیدیم الآن نباید به نقاط ضعف پرداخت، به قول طلبه‌ها این ارشاد به حکم عقل بود، یعنی عقل هر عاقلی می‌فهمد که الآن ما باید منسجم حرکت کنیم.

مؤمن در شکست و پیروزی تضرّع می‌کند

خیلی طبیعی است که اگر ما F35 دشمن را بزنیم، اگر ما نتانیاهوی ملعون را به درک واصل کنیم، خوشحال می‌شویم. هر نقطه‌ی قوّتی در جبهه‌ی اسلام رخ دهد، طبیعی است که ما همدل هستیم و خوشحال می‌شویم، در همین مسیر و بلاتشبیه همانطور که وقتی می‌شنویم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه درِ قلعه‌ی خیبر را از جای خود کَنده است خوشحال می‌شویم، این از همان جنس و در طول اوست.

اما باید یک نکته را لحاظ کرد، آن نکته هم این است که مؤمن در جبهه‌ی حق، اگر در ضعف واقع شود، تضرّع او زیاد می‌شود، اگر پیروزی بدست بیاورد هم تضرّع خود را زیاد می‌کند.

یعنی اگر به ما بگویند F35 دشمن را زده‌ایم، ما باید به سجده برویم، باید بلافاصله بگوییم: خدایا! ما اصلاً کسی نبودیم که! ما که خود ضعف هستیم! ما که ضعیف هستیم!

ان شاء الله خدای متعال آن شهید باعظمت را رحمت کند که خودش موشک‌هایی را ندید که طراحی کرده است و الآن به سرزمین‌های اشغالی می‌رسد، اما ندای توحیدی او که می‌گفت: «خدایا! ما می‌دانیم که قادر مطلق تو هستی»، ما تمام امکانات و داشته‌های خودمان را… در این بین عرض می‌کنم که واضح است وظیفه‌ی ما تقویت شخصی، تقویت ایمان فردی، تقویت اجتماعی، تقویت لجستیکی، تقویت امکانات دفاعی، تقویت موشکی، تقویت پدافند و… است، این‌ها جزو واضحات است که تکالیف ما و حکومت ماست، هرچه تلاش کنیم و تلاش کنند کم است، این موضوع سر جای خود… اما ما موشک خودمان و موشک دشمن را در برابر قدرت خدا هیچ می‌بینیم، می‌گوییم: خدایا! تو این چیزی که ما ساخته‌ایم را به هدف بزن.

اینکه ما در ضعف هستیم… حال بالاخره ما یک کشور هستیم و یک جنگ جهانی صورت گرفته است، چند سال بعد اصلاً خودمان هم تعجّب می­کنیم که چطور یک‌تنه در یک جنگ جهانی شرکت کرده بودیم.

پدربزرگ این لندهور بی‌غیرتی که الآن به کشور ما طمع کرده بود، حتّی سه روز هم نتوانست در جنگ جهانی مقاومت کند، طی سه روز او را به جزیره‌ی موریس فرستادند!

اینکه ما در این نبرد جهانی، در کشوری که تحریم است و مشکلات اقتصادی و دردسرها دارد، تنها هستیم، مورد غربت هستیم، دولت‌های عربی خائن هستند، اینکه ما به فضل الهی و لطف الهی ایستاده‌ایم، تا همینجای کار اگر قرار باشد روزی همه‌ی ما هم شهید شویم، تا الآن بُرده‌ایم! و این در تاریخ ثبت خواهد شد که مردم زیر پرچم ولی امر مسلمین که یک بین مذاهب اسلامی یک روحانی شیعه بود، اینقدر قوّت ظاهری هم بدست آمد؛ این موضوع سر جای خود، اما فرض کنید که امکانات ما، همان امکانات ظاهری دشمن بود، من باز هم از عنوان هیچ و ضعف استفاده می‌کردم، آن روزی که ما ضعف را از خودمان و قوّت را از خدای متعال نبینیم، آن روز روزِ شکست ماست، هر اتفاقی برای ما رخ دهد، چه بزنیم و چه بخوریم، باید تضرّع ما زیاد شود.

لذا من خواهش می‌کنم شما این عزیزان را تشویق کنید که سلاح ما که بُکاء و تضرّع است، بخشی از این نشستن و ایستادن‌های این شب‌ها را اتفاقاً به دعا و مناجات بپردازیم، اصلاً قوّت ما در این ادعیه است، اگر ما می‌خواهیم نقطه‌زنی کنیم، اتفاقاً باید دعا بخوانیم.

وجود نورانی حضرت موسی بن جعفر سلام الله علیه که در عبادت حیرت‌انگیز بوده است، «الَّذِی کَانَ یُحْیِی اللَّیْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الاسْتِغْفَارِ حَلِیفِ السَّجْدَةِ الطَّوِیلَةِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِیرَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ الْکَثِیرَةِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ»،[4] کسی از شب تا صبح عبادت می‌کرد، اشک او دائم جاری بود، سجده‌های چندین ساعته داشت، در شبانه‌روز هزار رکعت نماز داشت، در کافی شریف هست که بعد از نماز وتر خویش زار می‌زد و به خدای متعال عرض می‌کرد که «طَالَ هُجُوعِي وَ قَلَّ قِيَامِي»،[5] خواب من زیاد است و کاری برای تو نکرده‌ام…

اتفاقاً وقتی این فرصت فراهم شده است، خدای متعال خواسته است که ما را به حقایق دینی برگرداند، این اسلام است که برای بحران هم حرفی برای گفتن دارد، جهت این امر هم این است که بحران برای انسان‌های ضعیف است، وگرنه بحران برای خدای متعال معنا ندارد، خدای متعال دو اسم دارد، به همین جهت بحران ندارد، یکی اینکه خدای متعال «غنی» است، غنی حرکت ندارد، غنی نیاز ندارد، غنی دچار ضعف نمی‌شود، غنی بی‌نیازِ محض است، بحران برای غنی معنا ندارد.

اتفاقاً اگر ما در این شب‌ها می‌خواهیم تکیه کنیم، تکیه‌ی ما باید به خدای سید مجید موسوی باشد، و البته او را دائماً و لحظه به لحظه دعا کنیم و برایشان صدقه بگذاریم، این‌ها پیش‌قراول‌ها و فرماندهان ما هستند، این‌ها نور چشم ما هستند، ولی وظیفه‌ی ما در این میدان، اول «تضرّع» و «توجّه» است.

ما ضعیف هستیم و اگر قرار باشد ضعف ما برطرف شود، با پدافند ما برطرف نمی‌شود… مجدداً در این میان عرض می‌کنم واضح است که پدافند ما باید هرروز قوی‌تر شود، ان شاء الله روزی در دنیا اگر کسی خواست جنگده‌های دشمن را بزند، از پدافند ما الگو بگیرد، این امر سر جای خود که ما باید قوّت خود را پیشرفت کنیم؛ اما اگر ما بخواهیم پدافند خود را تقویت کنیم، اول باید ایمان و تضرّع و عبادت فردی و عبادت جمعی خودمان را تقویت کنیم.

روایت از امام صادق علیه السلام رسیده است که حضرت فرمودند: چهل نفر در یکجا دعا کنند، وگرنه یک نفر چهل مرتبه دعا کند.

یعنی حضور در یک جمع، تضرّع ما را به محضر پروردگار ضریب می‌دهد.

مایه‌ی قوّت ما

لذا اگر در جایی نقطه‌ی قوّت دیدیم، اتفاقاً در اینجا شکر و اظهار کوچکی لازم دارد، و آن کسی که مایه‌ی قوّت ماست، امام زمان ارواحنا فداه است.

شما در کلمات رهبر معظم انقلاب ببینید، هم نامه‌ی اول و هم نامه‌ی دوم را ببینید، صدر و ذیل هر دو نامه، اظهار خاکساری به محضر مبارک امام زمان ارواحنا فداه است.

من دیدم بعضی از خبرگزاری‌ها که می‌خواستند پیام رهبر انقلاب را بخوانند، از قسمتِ بعد از تضرّع به امام زمان ارواحنا فداه خواندند! این کار غلط است! ایشان قوّت ما را در آن عرض ادب به محضر امام زمان ارواحنا فداه و بعد استغاثه‌ی به ایشان می‌بیند، البته واضح است که در کنار این امر، تمام آن موارد بعدی هم هست.

ما در میان یک جهاد فی سبیل الله هستیم

ما در این میدان یک کار اصلی داریم، اصلِ کارِ ما حضور است که این سنگر خالی نماند، حال در کنار این امر چکار کنیم؟

برای کنار این امر باید فکر کنیم که ببینیم چگونه این تکلیف را تقویت کنیم؟

لذا اگر در جایی مردمی هنوز آن بالندگی را ندارند که مثلاً در کنار این حضور و شور و هیجان و شعار… که مسلماً باید همه‌ی این‌ها باشد… اگر مردم میدانی حوصله ندارد که مثلاً یک مناجاتی هم بخوانند، آن‌ها هم همان کار خودشان را ادامه دهند، چون اصل حضور مهم است، اهمیت اول در همین امر است؛ اما اگر مردمی بالندگی پیدا کردند، اتفاقاً اینجا نقطه‌ی قوت این است که… بجای اینکه بگوییم باید چکار کنیم؟ الآن مردم بیش از بیست شب است که در خیابان‌ها حضور دارند، اگر شصت شب شد چکار کنیم؟ اگر صد شب شد چکار کنیم؟…

واضح است که ما دعا می‌کنیم ان شاء الله همین امشب دشمن نابود شود، اما در آمادگی، ما باید بدترین و طولانی‌ترین حالت را درنظر بگیریم.

لذا برای اینکه بگوییم باید چکار کنیم که مردم در صحنه باشند؟ این امر که خیال کنیم باید مثلاً یک عموروحانی هم به اینجا بیاید و کار عجیبی کند که مردم در صحنه باشند، یک پارازیت است.

پس باید چکار کنیم که مردم در صحنه باشند؟ باید مردم متوجه باشند که آن‌ها وسط جهاد فی سبیل الله هستند.

من به خودم نگاه می‌کنم و می‌بینم که اصلاً چه زمانی به ذهن من خطور می‌کرد که روزی جنگی رخ دهد که من با زن و بچه‌ی خود در خط مقدم آن حضور داشته باشم؟!

در این هزار سال اخیر کم پیش آمده است که خط مقدم بصورت خانوادگی شود، این هم برکتِ این جنگ است، پیرزن با ویلچر، پیرمرد، جانباز، کودک شیرخوار، خانم، آقا، دختر، پسر، همه در خط مقدم هستند، این یک جهاد است، شأن مردم أجلّ است که بگوییم می‌خواهیم اوقات فراقتشان را پُر کنیم که حوصله‌شان سر نرود، جهاد فی سبیل الله که جای سر رفتنِ حوصله نیست.

همانطور که عرض کردم اگر عزیزانی در جایی آمادگی ذهنی نداشتند، من به آن‌ها خرده نمی‌گیرم، اصل حضور مهم است، اما شما تشویق کنید که این عزیزان هم هر شب استغاثه به امام زمان ارواحنا فداه را بصورت مفصل برگزار کنند، هم مناجات مفصل داشته باشند.

ما بصورت کلی تاریخ را مظلوم گیر آورده‌ایم، مثلاً بسرعت می‌گوییم خاک بر سر این کوفیان که کم آوردند و به سراغ حکمیت رفتند؛ اجازه بدهید من کمی صحنه را برای شما توصیف کنم تا شما ببینید اگر خدای متعال بخواهد نصرت خود را بر ما نازل کند، ما نباید این خطا را کنیم.

طرف می‌گوید بیست و پنج شب است که ما آمده‌ایم… تا وقتی که حکم جدید نیامده است، ممکن است ما بیست و پنج هزار شب هم بیاییم، مثل اینکه وقتی خدای متعال می‌فرماید «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ»،[6] تا زمانی که حکم جدید نیامده است، شما این هفده رکعت نماز واجب را می‌خوانید و نمی‌گویید مثلاً من سی سال است که نماز می‌خوانم!

به قول شهید حاجی زاده، مانند رکاب زدنِ صاحب دوچرخه است، هرچه رکاب زدی پیش رفته‌ای، اگر رکاب نزنی توقف رخ داده است.

اینکه گاهی ما بر سر مردم کوفه می‌زنیم، انصاف بدهیم، که خودمان مرتکب آن خطا نشویم، البته مسلّم است که مردم کوفه خطا داشتند، ولی اول میدان را ببینید.

مردم کوفه یک شهر بودند که عمده‌ی لشکر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از این شهر بودند، طبق نقل‌ها در جنگ صفین حدود بیست و پنج هزار کشته دادند، یعنی چیزی حدود یک بیستم جمعیت!

ان شاء الله خدای متعال آن روز را نیاورد، کأنّه نستجیربالله العظیم در تهران پانصد هزار کشته داشته باشیم!

بعد از این میزان هزینه دادن خسته شدند و شکست خوردند!

ما بیست شب آمده‌ایم و کشته‌ای نداده‌ایم، و ان شاء الله کشته هم ندهیم، ما که دوست داریم ان شاء الله خدای متعال همه‌ی شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را حفظ کند، همه‌ی شما، فرمانده‌هایمان، رزمنده‌هایمان، رهبرمان در حصن حصین الهی باشند، اما اینکه آن چیزی که مایه‌ی شکست آن‌ها شد این نبود که مثلاً بیست روز آمدند و هیچ اتفاقی هم رخ نداد و بعد هم ناگهان عقب‌نشینی کردند.

نکته‌ی مهم این است که در این حضور ما، اصل بر «ثبات قدم» است، و اگر مسئله به سمت اوقات فراغت و ایجاد جذابیت برود، اگر این عزیزان فیل هم هوا کنند و مخاطب نداند موضوع چیست، بالاخره این امر برای مخاطب تکراری و خسته‌کننده می‌شود.

اما اگر مخاطب بداند جهاد فی سبیل الله است، اگر پرده‌ها کنار برود، امید داریم که فرمانده‌ی این میدان امام زمان ارواحنا فداه است، و ما زیر پرچم امام زمان ارواحنا فداه آمده‌ایم، پرچم ما اسلحه‌ی ماست، حنجره‌ی ما اسلحه‌ی ماست، حضور ما نیزه‌ی ما و شلیک ما به سمت دشمن است، لذا اصلاً به جذابیت‌ها توجّه نمی‌کنیم.

برگزارکننده باید وظیفه‌ی خود را انجام بدهد، ولی مخاطب باید دائماً مطالبه ارتقاء کیفیت داشته باشد.

حدس من این است که این بزرگواران دوست دارند مناجات برگزار کنند، اما مراعات شما را کرده‌اند، این شما هستید که باید مطالبه کنید.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در شروع جنگ جمل، خودشان امام المسلمین بودند، مردم دیدند قبل از جنگ با چشمِ اشک‌بار دست بلند کرد و به محضر خدای متعال عرض کرد: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنَا»

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که خودشان ولی مطلق الهی بودند، جنگ را اینطور شروع کردند!

ما با تضرّع به اینجا می‌آییم، و ان شاء الله به وجود مبارک امام زمان ارواحنا فداه توجّه می‌کنیم که «اَللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَ شِدَّةَ اَلزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ اَلْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ أَعْدَائِنَا وَ كَثْرَةَ عَدَدِهِمْ وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا».

دعا

خدایا! این حضور ما را در این شب‌ها، ثبتِ حاضری در لشکر امام زمان ارواحنا فداه قلمداد بفرما.

خدایا! ما را از مجاهدان صدر اسلام قرار بده.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند هر کسی با من همدل است در جمل و نهروان شریک است، خدایا! ما را جزو مجاهدان بدر و احد و خندق و خیبر و جمل و صفین و نهروان و جنگ هشت ساله و جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان قرار بده.

خدایا! سلام و عرض ادب ما به محضر مولایمان حضرت ولی‌عصر ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.

خدایا! رضایت آن عظیم الشأن را بر ما منّت بگذار.

خدایا! شهادت در راه آن حضرت، زیارت روی ماه حضرت، شمشیر زدن و جنگیدن در راه حضرت و در محضر حضرت را روزی ما بفرما.

خدایا! ما را باقیات صالحات پدر و مادرمان، و فرزندان ما را باقیات صالحات ما قرار بده.

در این شب‌ها هر شعاری می‌دهید، به یاد پدر و مادرتان، شهدا، کسانی که نیستند، عزیزانتان باشید، نیّت کنید و نیّت را توسعه بدهید، هرچه گفتید، هرچه کردید، هر قدمی که زدید، همه‌ی شهدا، همه‌ی کسانی که همدل ما بودند را شریک کنید، خدایا! همه‌ی آن‌ها را در مجلس ما شریک بفرما.

خدایا! امام عظیم الشأن، احیاکننده‌ی اسلام در روزگار ما، شهدای بافضیلتِ ما، نصرالله باعظمتِ ما، مرجع تقلیدِ ربّانیِ این امّت، شهید مظلوم ما، لاریجانی عزیز ما، شهدای ما، پدر و مادر این جمع، شهدای شیعه در طول تاریخ، اموات شیعه در طول تاریخ را بر سر سفره‌ی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه متنعّم بفرما.

خدایا! رهبر ما را در حصن حصین خودت حفظ بفرما.

خدایا! هر قلم و هر سخن و هر فرمان و هر تصمیم او را خار و موشکی بر سر و چشم دشمنان قرار بده.

خدایا! دشمنان ما را خار و ذلیل و منکوب و لگدمال و مایه‌ی عبرت بگردان.

خدایا! نصرت خودت را از آسمان، مغفرت خودت را، باران رحمت خودت را، پیروزی و همدلی و رضایت خودت را بر ما نازل بفرما.

خدایا! ما را جزو گردان‌های لشکر امام زمان ارواحنا فداه قرار بده.

خدایا! هر کسی با هر حاجت و همّ و غمّ و گرفتار در این جلسه حضور پیدا کرده است… ما معتقد هستیم این مکان، الآن مکانِ استجابتِ دعاست، کسانی که فکه و شلمچه را دیده‌اند و خاک آن مناطق را برمی‌داشتند، میدان‌های ما بعد از این به قدم‌های مجاهدان راه خدا تبرّک شده است، خدایا! هر کسی با هر حاجتی به اینجا آمده است، همه‌ی همّ و غم‌ها را برطرف، همه‌ی حاجت‌ها را روا، و تمام همّت ما را معطوف به وجود مبارک حضرت حجّت سلام الله علیه بگردان.

خدایا! به برکت صلوات بر محمد و آل محمد هر کسی فرزند ندارد، سربازان و سربازپرورهای برای امام زمان ارواحنا فداه به او روزی بفرما.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] زیارتنامه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام

[5] الکافي، جلد ۳، صفحه ۳۲۵ (عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ قَالَ حَدَّثَنِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ: كَانَ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنْ آخِرِ رَكْعَةِ اَلْوَتْرِ قَالَ هَذَا مَقَامُ مَنْ حَسَنَاتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعِيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظِيمٌ وَ لَيْسَ لَهُ إِلاَّ دَفْعُكَ وَ رَحْمَتُكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ اَلْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ اَلْمُرْسَلِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ «كٰانُوا قَلِيلاً مِنَ اَللَّيْلِ مٰا يَهْجَعُونَ. `وَ بِالْأَسْحٰارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ »  طَالَ هُجُوعِي وَ قَلَّ قِيَامِي وَ هَذَا اَلسَّحَرُ وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ لِذَنْبِي اِسْتِغْفَارَ مَنْ لَمْ يَجِدْ لِنَفْسِهِ «ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً»  وَ لاَ «مَوْتاً وَ لاٰ حَيٰاةً وَ لاٰ نُشُوراً»  ثُمَّ يَخِرُّ سَاجِداً صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ .)

[6] سوره مبارکه بقره، آیه 43 (وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ)

مطالب مرتبط

دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه دهم (جلسه آخر)
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه نهم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هشتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هفتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه ششم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه پنجم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *