نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 5

حجت الاسلام کاشانی روز دوشنبه مورخ 3 فروردین‌ماه 1405 در میدان ونک تهران به ادامه‌ی سخنرانی با موضوع “نگاه دینی به جنگ اخیر” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر باعظمتِ حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا و امام راحل عظیم الشأن، شهدای از صدر اسلام، شیعیانِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از صدر اسلام، پدر و مادرهای شما، شهدای این سال اخیر، شهید نصرالله باعظمت، و هدیه به روح مطهّر ربّانیِ این امّت، فخر شیعه، افتخار مرجعیت، حاکم زاهد، رهبر مظلوم شهید، و سلامتی همه‌ی رزمندگان اسلام، شما عزیزان و بستگان‌تان، سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

به محضر همه‌ی خواهران و برادران سلام عرض می‌کنم، ان شاء الله خدای متعال حضور شما در این میدان را ثبتِ حضور در لشکر امام زمان ارواحنا فداه تلقّی کند.

تبیین بحث

الحمدلله اینجا شور و شعور و شعار فراوان است، طبعاً وظیفه‌ی بنده این است که به نکات و نقاطی و بعضی جبران‌ها و استدراکاتی به آنچه به مسئله‌ی دینیِ این واقعه مربوط است بپردازم.

هم رهبر انقلاب از حضور در این میدان تشکر کردند، هم دنیا از این موضوع شگفت‌زده شده است، هم همه‌ی مسئولین داخلی از این امر تشکر کردند، این موضوع هم جای شکر دارد، هم جای تشکر از همه دارد، اما چون اینجا خودمان هستیم و ان شاء الله قصد بنده هم خیرخواهی است و خودم را عرض می‌کنم، چند نکته در این باب عرض می‌کنم.

نکته‌ای در باب «تعریف از یک جمع»

وقتی مجموعاً از جمعی تشکر می‌شود، من بعنوان یکی از افراد آن جمع، نباید این موضوع را خیلی به خودم نسبت دهم.

مسلماً در این موضوع هیچ شکی نیست که این کارِ جمعی کار خیلی خوبی است، بزرگان ما هم از این امر تشکر کرده‌اند، اما من بعنوان یک شخص، باید ببینم که چقدر وظایف خود را انجام داده‌ام؟ آیا می‌توانم بیش از این انجام دهم یا نه؟ آیا می‌توانم بهتر و باکیفیت‌تر و پُررونق‌تر و عمیق‌تر از این انجام دهم یا نه؟

آن تشکر سر جای خود هست، آن تشکر از مجموع است.

یکی از تفاوت‌های ما با غیرشیعیان در اینجاست، مثلاً آن‌ها می‌گویند چون قرآن کریم فرموده است «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»،[4] یعنی شما بهترین مردمی هستید که روی زمین پا گذاشته‌اید، شما امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید؛ می‌گویند پس آدم‌های عصر پیامبر، برترین انسان‌های روی زمین هستند!

در حالی که خوب‌های آن‌ها برترین انسان‌های روی زمین هستند، آن مجموعه بهترین است، وگرنه بین آن‌ها منافق هم حضور داشته است، بین آن‌ها فراری جنگ هم بوده است، از آنطرف امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هم بوده است، سلمان هم بوده است، ابوذر هم بوده است.

یعنی وقتی کاری خوب است، جمع آن کار خوب است، اینجا نگاه من به فرد فردمان است.

زود به خودمان غرّه نشویم

یکی از آن چیزهایی که باید برای بهتر شدن این حضور به آن توجه کنیم این است که این جمع که خیلی خوب است، تا همه‌گیر شدن، فاصله‌ی زیادی دارد.

الآن قصد بیانِ درصد ندارم، چون این حکومت مردمی است و مردم باید در آن مشارکت کنند، مردم هم یعنی کسانی که بالفعل حق رأی دارند، یا کسانی که سن آن‌ها به رأی نرسیده است و چند سال بعد حق رأی پیدا می‌کنند، یعنی می‌توانند سرنوشت حاکمیت را تعیین کنند، آن‌ها مردم هستند، اما جبهه برای همه‌ی آن مردم خیلی فاصله دارد، ما نباید نسبت به خودمان غرّه شویم، تشکر و شکر می‌کنیم، اما باید کار به جایی برسد که ان شاء الله در همه‌ی میدان‌های خاورمیانه تجمّع شود، یعنی ما زود به همین جمعیت خودمان غرّه نشویم.

پیامِ حضور ما برای مردم

یکی از نکات این است که مثلاً من در این شب‌ها نگاه می‌کردم، خیلی جاها خوبی است، بعضی جاها هم تذکّری دارند؛ مثلاً این سر و صدای ما در اینجا باید برای آن کسانی که اینجا حاضر نیستند، پیام امنیت داشته باشد.

یعنی ای مردمی که در خانه‌ها هستید! ما به میدان آمده‌ایم و جان خود را فدای شما هم می‌کنیم.

همانطور که آن سرباز پای لانچر یا فرمانده موشکی یا فرمانده پدافند می‌گوید من جان خود را بخاطر خدا فدای مردم ایران می‌کنم، ما هم در این خط مقدم حضور پیدا کرده‌ایم که جان خود را فدای مردم ایران کنیم.

لذا پیام ما، سر و صدای ما، کاروان ماشینی ما به هر کجایی که می‌رود، باید این موضوع برای دیگران آرامشبخش باشد. باید فکر کنیم چکار کنیم که اینطور شود؟ آیا نیست؟ ممکن است یک در هزار اینطور باشد که مثلاً ما طوری یک شعار اضافه هم بدهیم که تنِ بعضی‌ها بلرزد، این موضوع در اینجا پارازیت است، حضور ما در اینجا برای امنیتِ جامعه است، الآن ما سربازِ امنیت هستیم.

لذا پیام این امر باید برای همه «مهرورزی» باشد، بجز برای دو گروه، برای دشمن و شبه‌دشمن.

دشمن که روشن است، امریکا و صهیونیست‌ها و عمله‌های آن‌ها، آن کسی که ممکن است قتل کند، ستون پنجمی که ممکن است آدم بکشد، ستون پنجمی که ممکن است گرا بدهد که جایی را منفجر کنند، روشن است که این‌ها دشمن هستند، ما با آن‌ها وفاق نداریم.

نسبت به شبه‌دشمن هم همینطور هستیم، شبه‌دشمن آن سلبریتی و آدم تأثیرگذار و آدمی که از این مملکت برکشیده است، اما ناگهان پیامی می‌دهد و در میان جنگ، جبهه‌ی خودی را تضعیف می‌کند. این شخص یا مجرم است یا شبه‌مجرم؛ یا سکوت او شبه‌خیانت است.

چون این مورد با مورد قبلی تفاوت دارد، تفکیک قائل شدم.

ما با این دو گروه خیلی رفاقت نداریم، اما نسبت به همه‌ی مردم، وظیفه‌ی جهاد تبیین داریم.

یعنی واضح است که حضور ما در اینجا خیلی خوب است، اما تا آن حضور آرمانی فاصله‌ی زیادی داریم، ما آن روزی خیلی خوب عمل کرده‌ایم که دیگر نباید سر از سجده برداریم، که تنوع جمعیتی اینجا بیش از این چیزی باشد که الآن هست.

چون الآن دفاع ما از کشورمان یک جهادِ دینیِ دفاعیِ بدونِ نیاز به اذن امام زمان ارواحنا فداه است، دشمن کافر به کشور مسلمان حمله کرده است، الآن نه شیعه و سنّی دارد، نه مسیحی و یهودی و زرتشتی و مسلمان دارد، الآن هر کسی در دنیا ذرّه‌ای انصاف داشته باشد، حق و باطلِ این جنگ معلوم است.

لذا در این جبهه ما باید تلاش کنیم همه‌ی آن کسانی که می‌فهمند متجاوزِ کافر به کشور مسلمان حمله کرده است را جذب کنیم، البته ما از خطوط اصلی خودمان کوتاه نمی‌آییم، ولی تا رسیدنِ پیاممان خیلی کار داریم.

بالاخره ممکن است متفاوت، مخالف، معترض… البته واضح است که من دشمن و شبه‌دشمن را جدا کردم… باشد که ممکن است با مهرورزی و استدلال و یا با روشی که خدای متعال به ذهن ما برساند، این‌ها را بیشتر در این میدان و زیر یک پرچم جمع کرد.

باید تا جایی که می‌شود به این موضوع فکر کرد.

لذا هم باید پیام ما برای همه باشد، هم تلاش ما برای همه باشد، هم با کسی بجز آن دو گروه اول خط‌کشی نداریم.

همیشه تا بوده است، سربازان اصلی جورِ بقیه را می‌کشیدند، شاید وظیفه‌ی عده‌ای بیشتر است، شاید عده‌ای کارِ بیشتری می‌کنند، اما بهیچ وجه نباید این فضاها به سمتِ خط و خطوط برود، نباید خیال کنیم که فقط ما «مردم» هستیم، نخیر! ما فدایی‌های مردم هستیم، ولی «مردم» فقط ما نیستند.

وظیفه‌ی روشنگری و مهرورزی و دعا کردن

یکی از مظلومیت‌های امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که خیلی کم به آن توجّه شده است، ما خیلی اوقات برای توجیه کم‌کاری‌های خودمان گفته‌ایم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مظلوم بود…

البته واضح است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مظلوم بودند، اول‌مظلوم هم بودند، أصبرالصابرین هم بودند، اما تاریخ باعرضه‌تر از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ندیده است.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در جنگ‌های دوره‌ی حکومت خود با کسانی میدان رفته‌اند که بیش از نود یا نود و پنج درصد آن‌ها امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را مانند من و شما قبول نداشتند، به ادبیات امروزی، از جهت فرقه‌ای، شیعه نبودند، و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه این‌ها را به سه جنگ جمل و صفین و نهروان برد، و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این سه جنگ از نظر نظامی پیروز شدند.

یعنی ببینید ما باید چقدر جهاد تبیین کنیم، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه راجع به جنگ جمل حتّی به معاویه هم توضیح داده‌اند.

یعنی ما زود از آدم‌ها ناامید می‌شویم، همینکه طرف یک غر می‌زند یا با جایی مخالفتی می‌کند و البته جزو دشمنان و شبه‌دشمنان نیست، زود می‌گویید این نمی‌خواهد بفهمد!

نخیر! اینطور نیست! ما باید حالا حالاها در زمینه روشنگری کار کنیم، حضرت حتّی به معاویه نامه نوشته است و توضیح داده‌اند که ماجرای جمل چه بود و چرا جنگیدیم و چرا بعد از جمل عفو کردم؛ برای اینکه جمعیت بیشتری به سمت جبهه حق بیایند. کمااینکه روزهای زیادی جنگ صفین را عقب انداخت و فرمود: برای اینکه حق برای عده‌ای روشن شود.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مکرر با خوارج مناظره و جلسه و نشست و برخاست کرد و آدم فرستاد، و جمع زیادی از آن‌ها را از لشکر دشمن جدا کرد.

اگر من بخواهم تشبیه کنم، می‌گویم فرض کنید روزی ما با اسرائیل بجنگیم، در حالی که تمام رزمنده‌های این کشورهای عربی و غیرعربی همسایه‌ی ما در سپاه ما باشد، مسلماً این کار خیلی سختی است، اما امیرالمؤمنین صلوات الله علیه این کار را کرده‌اند.

درست است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مظلوم است، ولی در جنگ جمل مردم را به جنگ کسی برده است که مردم او را از جهت دینی مقتدای خودشان می‌دانستند، در صفین مردم را به جنگ کسی برده است که مردم از جهت حق و باطلِ آن فرد نسبت به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، تفاوت خیلی زیادی نمی‌فهمیدند، ولی همه را زیر یک پرچم جمع کرد و جنگید و از نظر نظامی و جنگی هم پیروز شد؛ البته واضح است که کاری به فتنه ندارم.

جلسه گذشته اشاره کردم، تازه در این شرایط نزدیک به یک بیستم جمعیت شهر کوفه شهید دادند، تازه کم آوردند، که البته واضح است که نباید کم می‌آوردند.

یعنی ما زود نگوییم چند موشک زد، پس معلوم است… نه! ما وظیفه‌ی روشنگری و مهرورزی و دعا کردن داریم که همه زیر پرچم امام زمان ارواحنا فداه جمع شویم، ما نباید این امر را به این زودی پایان‌یافته ببینیم.

خطرِ حرف‌های هیجانی و بی‌بنیه در ظاهرِ دین

نکته‌ی بعدی که خیلی مهم است، حرف‌های هیجانی و بی‌بنیه در ظاهر دین است.

مثل اینکه ما بگوییم این جنگ، همان جنگِ پایانیِ آخرالزمان است، ما گام اول ظهور را رد کرده‌ایم و در گام دوم هستیم، ما در گام چندم در فلان بساط هستیم…

آیا منظور من این است که ظهور امام زمان ارواحنا فداه دیر است؟ نخیر! اعتقاد ما این است که «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا»،[5] اما معنای این، این چیزی نیست که در ذهن خیلی‌ها هست.

«نَرَاهُ قَرِيبًا» یعنی چه؟ یعنی اگر خدای متعال بخواهد امام زمان ارواحنا له فداه را به شکل ظاهری به داد ما برساند، اصلاً نیازی به طلوع آفتاب نیست، حضرت می‌توانند همین امشب ظهور کنند، ان شاء الله ناگهانی هم ظهور می‌کنند، یا ممکن است فردا صبح ظهور کنند؛ اما این اعتقادی که من و شما داریم، شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه هم که سال 460 از دنیا رفته است داشته است.

یعنی همه منتظر هستند، اگر خدای متعال اراده کند، امام زمان ارواحنا فداه ظهور می‌کنند.

موانع ظهور حضرت یک بحث مفصلی است که باید در جلساتی به آن پرداخته شود، موانع ظهور حضرت فقط جمع شدنِ من و شما نیست، بلکه چیزهای دیگری هم هست که موضوع بحث امشب نیست.

ما طبق روایات نسبت به امام زمان ارواحنا فداه آنقدر امیدوار هستیم که روز می‌گوییم ان شاء الله تا شب تشریف می‌آورند، شب هم لحظه‌ای که می‌خواهیم بخوابیم می‌گوییم ان شاء الله صبح که بلند شدم تشریف آورده است. یعنی اینقدر نزدیک می‌بینیم، کمااینکه باید قیامت را هم همینقدر نزدیک ببینیم. اصلاً اصل این آیه «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا» برای معاد و قیامت است؛ اما اولاً در کار خدا فضولی نمی‌کنیم، دوماً حرف گُتره نمی‌زنیم که بگوییم این جنگ پایانی است.

عده‌ای در آن جنگ 12 روزه هم گفتند که این جنگ پایانی است! بعد که رهبرِ مظلومِ شهید، بعد از آتش‌بس فرمودند که این پیروزی بود، این‌ها هنوز قبول نمی‌کردند! چون فکر کرده بودند که آن جنگ آخرالزمانی است! اما یک جنگ دیر رخ داد!

من نمی‌دانم که ما تا ظهور امام زمان ارواحنا له فداه یک دقیقه فرصت داریم، یا هنوز صد جنگ دیگر در پیش هست.

ما امید داریم خدای متعال به ما لطف کند و در این ظهور تعجیل کند، اما کسی خبری ندارد، در منطق دینی نمی‌شود زمان‌گذاری کرد.

این موضوع به چه دردی می‌خورد؟ این موضوع برای این است که شما در اینجا باید از آن کسی که حجّت دارید اطاعت کنید.

ما امروز تحت ولایت می‌جنگیم، اگر او بفرماید می‌جنگیم. همانطور که ما تحت ولایت نماز می‌خوانیم، شما نماز مغرب خودتان را چطور خواندید؟ به این موضوع کاری نداشتید که آیا امام زمان ارواحنا فداه حضور ظاهری دارند یا نه، بلکه گفتید این نماز مغرب را قربةً إلَی الله، همانطور که مرجع من گفته است می‌خوانم؛ واضح است که نمی‌گویید خدایا من یک نماز الکی می‌خوانم تا امام زمان بیایند! واضح است که شما نماز مغرب خودتان را بعنوان یک نماز صحیح و سالم خوانده‌اید، همانطور که روزه‌ای که تا چند روز قبل گرفتید، همینطور بود؛ این جنگ هم همانطور است، فعلاً تکلیف ما این است که به دستور گوش دهیم.

خطر پارازیت انداختن چیست؟ این است که اگر ما با واقعیت میدان آشنا نباشیم و یک اتفاقِ نامعهودِ غیرمنتظره پیش بیاید، ناگهان فکر می‌کنیم که دین به ما دروغ گفته است، در حالی که دین دروغ نگفته است، بلکه بعضی از مبلغان کج گفته‌اند.

کسی به ما وعده نداده است که ظهور امشب است یا فردا است یا خدای نکرده پنجاه سال بعد است.

ما آماده هستیم، اما اگر منتظر یک چیز خاص باشیم… یا منتظر باشیم که ما پیروزی میدان را هم ببینیم… کسی مانند شهید طهرانی مقدم رضوان الله تعالی علیه است که ندید موشک او به اسرائیل اصابت می‌کند، کسی مانند شهید حاجی‌زاده رضوان الله تعالی علیه بیشتر دید، کسی هم الحمدلله مانند آقای موسوی حفظه الله حضور دارد و بیشتر دیده است.

مسلماً ما نمی‌گوییم آقای موسوی پیروز است و شهید طهرانی مقدم پیروز نیست! ما نمی‌گوییم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در جنگ با اسرائیل نبود، پس…

در منطقِ یک نبردِ کلّی، تمام سربازان و فرماندهان جبهه‌ی حق، در حق هستند.

چه قمر بنی هاشم علیه السلام بتواند از کنار علقمه آب بیاورد، چه نتواند، سرباز خداست، باب الحوائج است، و ما او را در مسیر حق، پیروز می‌دانیم. چون در مسیر کلّیِ مسیر حق، باعثِ پیروزی است.

اما ما نمی‌دانیم برنامه‌ی خدا برای ما چیست، آیا برنامه‌ی خدا این است که ما جزو شهدای مسیر باشیم، یا ان شاء الله جزو شادی‌کننده‌های پایان پیروزی باشیم، ما نمی‌دانیم خدای متعال برای هر یک از ما چه تصمیمی گرفته است.

من در اطرفیان خودم کسی را دارم که سابقه‌ی یازده سال حضور در جبهه دارد، یعنی هشت سال در جبهه‌ی دفاع مقدس بوده است، سیستان و بلوچستان بوده است، کردستان بوده است، هنوز هم زنده است. یعنی اینطور نیست که اگر ما بیست روز به میدان جنگ بیاییم حتماً شهید می‌شویم، نه! مرگ بدست خدای متعال است، «قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا».[6] چیزی بجز آنکه خدای متعال اراده کرده باشد به ما نمی‌رسد، اما اینکه مثلاً شهید همت رضوان الله تعالی علیه باید سال 66 شهید می‌شد یا سال 62، این تصمیم و اراده‌ی الهی است.

اگر این موضوع را به سمت بعضی از جَوزدگی‌ها ببریم و چیزهایی را بیهوده ببندیم… چرا این‌ها را با حالت تضعیف می‌گویم؟ برای اینکه کسی نمی‌تواند راجع به این موضوعات با یقین حرف بزند.

ما در یک جنگی که به این مهمی است، بعنوان سرباز مجاهد ایستاده‌ایم، باید عَلَی یقین، عَلَی بصیرة و عَلَی معرفة بجنگیم. کسی به ما وعده نداده است که باید چه اتفاقی رخ دهد، ما دائم دعا می‌کنیم، مسئولین باید کار کنند، ما باید تلاش کنیم، اما نمی‌دانیم، شاید ناگهان کار مثلاً در پنج روز از این جنگ سخت شود… سرباز میدان باید خودش را برای سخت‌ترین حالت آماده کند، البته دائم به خدای متعال عرض می‌کند که خدایا! به ما سهل بگیر، ما ضعیف هستیم، ما دائم دعا می‌کنیم، ما به دنبال سختی نیستیم، از خدای متعال می‌خواهیم که به ما آسان بگیرد و پیروزی را راحت‌تر به ما عطا کند، اما نمی‌دانیم برنامه‌ی خدای متعال چیست.

سرباز میدان خودش را برای روزی که آب ندارد و باید با یک قمقمه زندگی کند آماده می‌کند، ولی ان شاء الله همیشه آب دارد. سرباز میدان خودش را برای شرایط سخت آماده می‌کند، ولی ان شاء الله کار به شرایط سخت نرسد.

نباید کسی به ما تخدیر بزند، پایانِ تخدیر، پشیمانی است. اما اگر سرباز جبهه‌ی حق سختی ببیند یا آسانی ببیند، محکم ایستاده است.

امام باقر سلام الله علیه فرمودند: امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در راه خدا هیچ دوگانه‌ای از دو را انتخاب نکرد، مگر سخت‌تر را.

ان شاء الله خدای متعال کمک کند ما هم جزو این‌ها باشیم.

برای مسئولین نظامی کشور تعیین تکلیف نکنیم

فرض کنید اینجا یک خط است، به ما می‌گویند این خط را نگه‌دار، بعد ما مدام به جبهه‌ی کنار سرک می‌کشیم و می‌گوییم یک آر پی جی دیگر هم بزن! به دیگری می‌گوییم تو هم یک توپ پرت کن!

اینکه من می‌بینم هر کسی بیانیه می‌دهد که آقای موسوی، این را به بانک اهداف اضافه کن! لطفاً برای تنگه‌ی هرمز فلان مبلغ را بگیر!

این کارها به ما مربوط نیست، ضمن اینکه این تصمیمات را بر مبنای ایتا و تلگرام اخذ نمی‌کنند، نظام یک قوّه‌ی عاقله‌ای دارد، تصمیمی اخذ می‌شود که بیشترین منفعت را برای دین و کمترین ضرر را متوجه ما می‌کند؛ منتها حرف‌های اینگونه توقعِ موهوم ایجاد می‌کند.

ما سرباز هستیم و دستور رسیده است که این خط را خوب نگه داریم و کیفیت را ارتقاء دهیم. مثلاً می‌گوییم دعای جوشن صغیر مهم است، دعا می‌کنیم که خدا تیر غیب خود را بر دشمن نازل کند؛ این کارها کار ماست. باقی امور مانند اینکه کجا را بزن و کجا را نزد و کجا را با کدام موشک بزن که کار ما نیست!

این‌ها آن حرف‌های جَوزده است که موهوم است و در آن وَهم وجود دارد، وقتی در آن وهم وجود دارد، پشیمانی دارد، وقتی در آن وهم وجود دارد، توقع اضافه ایجاد می‌شود، بعد سرباز و سردار ما که در آن اوج قرار گرفته است، بجای اینکه ما به او اعتماد کنیم، امروز دشمن یک پارازیت می‌اندازد و ناگهان مردم می‌گویند آیا راست می‌گوید یا دروغ؟

نباید خبر را از دشمن گرفت

قرآن کریم می‌فرماید اگر منافق وحدانیت خدا و پیامبری رسول اکرم را هم به زبان جاری کند، دروغ می‌گوید، منافق و کافر دروغگو هستند، حتّی اگر بگوید در ریاضیات، دو ضرب در دو برابر چهار می‌شود، ما می‌گوییم دروغ می‌گویی.

خدای متعال در آیه اول سوره مبارکه منافقون می‌فرماید: من شهادت می‌دهم تو رسول هستی، ولی وقتی او شهادت می‌دهد تو رسول هستی، شهادتِ او دروغ است!

نباید خبر را از دشمن گرفت، اصلاً این ایام ما نباید توجه کنیم که رئیس دشمنان چه می‌گوید، ما باید نگاه کنیم و ببینیم سرباز میدان ما، و مسئولِ اطلاع‌رسانی‌کننده‌ی ما چه می‌گوید، این آن‌ها هستند که باید بدانند باید چکار کنند، آن‌ها باید به ما فرمان دهند که ما چکار کنیم. اگر دستور دیگری دادند… ممکن است روزی بگویند باید مسلح شویم، شاید روزی بگویند مانند فردا سلاح بیاورید، البته سلاح شما سجاده و مُهر است، ما عمل می‌کنیم؛ اما اگر بخواهیم امری را بصورت وهمی جابجا کنیم، باعث تشتت و تفرق می‌شود و هر کسی کار خود را انجام می‌دهد.

دعا

خدایا! تو را به عزّت و عظمتی که داری، به اسم شریف غنی تو، به اسم شریف عظیم تو، به اسم شریف قاصم تو، به درهم‌کوبندگی‌ات، قسم می‌دهیم که دشمنان ما را خار و ذلیل و منکوب و لگدکوب و مایه‌ی عبرت بگردان.

خدایا! مردم ما را زیر پرچم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، برای جهاد فی سبیل الله، در محضر امام زمان ارواحنا فداه، برای آن نبرد نهایی آماده بگردان.

خدایا! بین مردم ما همدلی و رفاقت و دعا برای سلامتی یکدیگر، و همه‌ی ما را در برابر دشمن متحد بگردان.

خدایا! سلام و عرض ادب ما را به محضر مولایمان حضرت ولی‌عصر ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.

خدایا! رضایت آن عظیم الشأن را بر ما منّت بگذار.

خدایا! زیارت امام زمان ارواحنا فداه را روزی ما بگردان.

خدایا! شهادت در راه امام زمان ارواحنا فداه را نصیب ما بفرما.

خدایا! ما را باقیات صالحات پدر و مادرمان، و فرزندانمان را باقیات صالحات ما قرار بده.

خدایا! از نسل ما تا قیامت، همه را مجاهد فی سبیل الله و محب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین و مورد عنایت ائمه علیهم السلام قرار بده.

خدایا! امام راحل عظیم الشأن، شهدای عزیز، اموات شیعه، اموات این عزیزانی که اینجا ایستاده‌اند، شهدای این ایام را در محضر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه متنعّم بفرما.

خدایا! رهبر باعظمت شهید ما را با سیّدالشّهداء صلوات الله علیه محشور بفرما و ان شاء الله او را در رجعتش با امام زمان ارواحنا فداه به ما برگردان.

خدایا! سایه‌ی خلف صالح او، مجاهد فی سبیل الله، ولی امر مسلمین را بر سر ما حفظ بفرما و او را در حصن حصین خودت، و خار چشم دشمنان اسلام قرار بده.

خدایا! باران رحمت و مغفرت و نصرت و برکت و رضایت خودت را از آسمان بر ما نازل بفرما.

خدایا! هر کسی که اینجا هست، و هر شیعه‌ی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که در هر جای عالم هست، همه‌ی هم و غم و گرفتاری و دغدغه و حاجاتشان را فوق رغبتشان برطرف، و تمام همّت ما را نصرت به امام زمان ارواحنا فداه قرار بده.

ان شاء الله خدای متعال به شما خیر و برکت بدهد، سلامتی رزمندگان اسلام و خودتان، سلامتی رهبر انقلاب، و با حفظ فاصله و غیر قابل قیاس، برای رضایت و سلامت امام زمان ارواحنا له فداه و سلام الله علیه، صلواتی مرحمت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] سوره مبارکه آل عمران، آیه 110 (كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ ۚ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ)

[5] سوره مبارکه المعارج، آیات 6 و 7

[6] سوره مبارکه توبه،‌ آیه 51 (قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ)

مطالب مرتبط

دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه دهم (جلسه آخر)
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه نهم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هشتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هفتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه ششم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه پنجم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *