نگاه دینی به جنگ اخیر؛ جلسه 7

حجت الاسلام کاشانی روز سه‌شنبه مورخ 4 فروردین‌ماه 1405 در میدان ونک تهران به ادامه‌ی سخنرانی با موضوع “نگاه دینی به جنگ اخیر” پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می‌گردد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏»

«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]

«رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[2]

«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]

مقدّمه

هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین علیهما أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

هدیه به ارواح طیّبه‌ی شهدا، امام راحل عظیم الشأن، شهدای از صدر اسلام، شیعیان از صدر اسلام، پدر و مادرهای شما عزیزان، شهدای امسال، شهید نصرالله باعظمت، و هدیه به روح فخر شیعه، افتخار مرجعیت، ربّانیِ این امّت، حاکمِ زاهد، رهبرِ مظلوم شهید، و سلامتی همه‌ی رزمندگان اسلام، شما عزیزان، خانواده‌های شما، و در رأس آن، سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

به محضر خواهران و برادران سلام عرض می‌کنم، ان شاء الله خدای متعال در قیامت جمع ما را زیر پرچم امیرالمؤمنین سلام الله علیه، در محضر حضرت جمع کند.

تبیین بحث

جلسات گذشته عرض کردیم، از آنجایی که شور و شعور و شعار پیش و بعد از عرایض ناقابل بنده به اندازه‌ی کافی هست و باید هم باشد، ما چند نکته‌ای که می‌شوید از زاویه‌ی نگاه دینی به این موضوع نگاه کرد را به محضر شما تقدیم می‌کنیم.

یکی از مسائلی که در این ایام می‌دیدم و حتّی احساس خطر می‌کردم، که بعضی‌ها در حال انتقال پارازیت هستند، و مثلاً وقتی مردم در جایی جمع می‌شوند، می‌گفتند راجع به فلان موضوع هم نهی از منکر کنیم! یا الآن وقت فلان چیز هم هست!

پرهیز از چند دسته کردنِ جبهه

ببینید عزیزان! وقتی از جنگ و خط مقدم حرف می‌زنیم، جنگ «فرمانده» دارد، ممکن است حتّی هزار کار خوب در جنگ، اولویت نباشد، باید یک نفر راهبرد را معین کند، وگرنه متفرق می‌شویم و هرج و مرج باعث تضعیف جبهه حق می‌شود.

برای شما چند مثال می‌زنم، مفصلِ این بحث را در ماه مبارک رمضان، در مسجد ارک با موضوع « تکلیف‌مداری و مصلحت‌سنجی در سیره‌ی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه» ارائه کردم که در https://www.hkashani.com/?cat=6209 موجود می‌باشد. الآن می‌خواهم قسمت مختصری از این بحث را عرض کنم.

زمانی هست که می‌گویند مثلاً ما نماز بخوانیم یا روزه بگیریم؟ پاسخ این است که هر دو! پاسخ به این سؤال خیلی روشن است.

اما گاهی مسئله به این سادگی نیست، مسئله این است که گاهی ممکن است ما در شرایطی قرار بگیریم که نمی‌شود همه‌ی کارهای خوب را انجام داد. مانند اینکه شما پنج هزار تومان پول دارید و می‌خواهید به پنج فقیر نان بدهید. مسلّم است که نمی‌توانید با این پول ناچیز، بصورت همزمان به پنج نفر نان بدهید. یا اینکه شما در استخری حضور دارید که خدای نکرده سه نفر در حال غرق شدن هستند، شما هم ناجی هستید، برآورد شما این است که فرصت کم است و نمی‌توانید همزمان سه نفر را نجات دهید؛ و مثال‌هایی از این دست را در نظر بگیرید.

یعنی گاهی شرایط پیچیدگی دارد و امکانِ تحققِ همه‌ی حق‌ها نیست. در جایی که این مشکل وجود ندارد که حرفی نیست، ما هم نماز می‌خوانیم، هم روزه می‌گیریم، هم در میدان حاضر می‌شویم، هم بقیه‌ی وظایف خودمان را انجام می‌دهیم.

این موضوع هم برای موضوعات فردی است و هم برای موضوعات اجتماعی.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به حکومت رسید، بعضی از دوستان حضرت آمدند و تا بیش از بیست بدعت را نام بردند و درخواست کردند که این بدعت‌ها اصلاح شود، حضرت فرمودند: الآن وقت این امور نیست.

آنجا می‌شد کسی گیج باشد و بگوید: مگر قرار نبود شما به حق عمل کنید؟

پاسخ این است که گاهی توجه به یک حقِ کوچکتر، موجب تضییعِ حقِ بزرگتر است!

در جایی که اینچنین نباشد که پاسخ روشن است، هر کسی با وظایف خود رسیدگی می‌کند.

چرا گفته‌اند که ولی امر مسلمین باید مجتهد باشد؟ اگر قرار بود همه از روی یک کتابچه عمل کنند و هر کسی یک گروهی در یک شبکه مجازی و فجازی داشته باشد و بخواهد با آن گروه، حکم صادر کند، که اینقدر به دنبال یک مجتهد با آن شرایط نمی‌گشتند!

گاهی شرایط بگونه‌ای است که اولویت‌بندی صورت می‌گیرد، لذا در مورد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، مواردی بود که حق الناس بود، مورد ظلم مالی بود، مورد ظلم شخصی بود، مورد ظلم عبادی بود، مورد ظلم نادیده گرفته شدنِ احکام خدا بود، مورد مسائل اجتماعی بود، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: الآن وقت این امر نیست.

به امام خمینی رضوان الله تعالی علیه می‌گفتند می‌خواهیم با بهائیت مبارزه کنیم، اما امام خمینی رضوان الله تعالی علیه می‌فرمودند: الآن به مبارزه با پهلوی بپردازید.

یعنی درواقع امام خمینی رضوان الله تعالی علیه فرمودند الآن اصل پهلوی است، اذهان را به سمتِ فرع نبرید!

در جبهه فرماندهی جنگ، باید یک نفر دستور بدهد و بقیه هم وظیفه‌ی اطاعت کردن دارند. گاهی ممکن است فرمانده در خط مقدم بگوید که شما در همین ستونی که می‌دوید، نماز بخوانید. چون اگر الآن این گردانِ ما به خط نرسد، هم جانِ این چند صد نفر، و هم جانِ گردان‌هایی که باید الحاق کنند، به خطر می‌افتد، من تشخیص می‌دهم که الآن مجبور هستم، چون امکانِ تحققِ همه‌ی امور نیست، اولویت‌بندی کنم.

لذا اگر شخص گیجی به شما گفت «چرا در مورد فلان موضوع عمل نمی‌کنید؟ مگر شما حاکمیت شرع را قبول ندارید؟»، پاسخ این است که این دستورِ خودِ شرع است!

وقتی حضرت هارون علی نبیّنا و آله و علیه السلام با مسئله‌ی سامری و آن گوساله مواجه شد و حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام فرمود: از من تبعیّت نکردی، «أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي»،[4] آیا مخالفت کردی؟ چه اتفاقی رخ داد؟

عرض کرد: ترسیدم که تفرقه ایجاد شود.

در مسئله‌ی به آن مهمی که ممکن بود به توحید این‌ها آسیب برسد، چنین پاسخی داد! گفت: شرایطی بود، می‌دانستم شما چهل روز بعد برمی‌گردید، اگر من ورود می‌کردم، ممکن بود آن تفرّق، خطر بزرگتری ایجاد کند.

تشخیص این موضوع، با فرمانده‌ی میدان است.

اگر هر کسی بخواهد راهبرد را عوض کند، خواسته یا ناخواسته، در حال تضعیف جبهه حق است.

همانطور که عرض کرده بودیم، بیش از نود درصدِ یارانِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در صفین شیعه نبودند، کسی از آن‌ها به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کرد: شما که اینجا صحبت می‌کنید، کمی هم در مورد سقیفه صحبت کنید!

واضح است که موضوع سقیفه کوچک نیست، از منظر مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین، از لحظه‌ای که سقیفه شکل گرفت، تا روز قیامت، هر ظلمی که صورت بگیرد، مانند ظلم این صهیونیست‌ها و امریکایی‌ها و وجود آل سعود و… به گردن اهل سقیفه است و ریشه‌ی همه‌ی ظلم‌ها در سقیفه است.

حال آیا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در صفین به این موضوع پرداختند؟ خیر! امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: الآن وقت این امر نیست، تفرّقِ ما به نفع معاویه است.

لذا کسی که می‌خواهد جبهه را چند دسته کند یا نادان است، یا خائن است.

به نظر من اگر کسی اهل رسانه باشد و این کار را کند، باید با او برخورد سخت صورت بگیرد، چون در این شرایط جای مماشات نیست.

به ما دستورِ اتحاد ملی و وحدت ملی داده‌اند، فعلاً دستور دیگری صادر نشده است، و چون در شرایط جنگی هستیم و ممکن است آسیب بخوریم، نباید کسی راهبرد را عوض کند.

صلواتی محبت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

حفظ روحیه در حال استقامت

حفظ روحیه خیلی مهم است، چون نمی‌دانیم قرار است تا چه زمانی اینجا باشیم، نگاه‌مان به مردم هم همینطور است؛ ان شاء الله خدای متعال پشت و پناه کسانی باشد که به مناطق امن رفته‌اند، ما دعاگوی آن‌ها هم هستیم، نگرانی ما کمتر است، اگر عده‌ای اینجا بودند ما بیشتر نگران می‌شدیم که در این انفجار چه اتفاقی برای آن‌ها رخ دهد. کسانی که حضور دارند، ان شاء الله خدای متعال دو برابر پشت و پناه‌شان باشد، هر مغازه‌ای که باز است با ماست، هر کسی که کمک می‌کند مردم زندگی عادی کنند و نترسند با ماست.

ما که جنگ را انتخاب نکرده‌ایم، ما به یک دفاع آمده‌ایم، یعنی جنگی به ما تحمیل شده است، حتّی دنیا هم این شرایط را فهمیده است، دو مرتبه در شرایطی که در میان مذاکره بودیم، این اتفاق رخ داده است. فضا را طوری فراهم کردیم که حجّت بر عالم، و نه فقط بر مردم خودمان، تمام شود. مسلماً کسی هزینه‌ی دفاع را حساب نمی‌کند، وقتی به جنگ مجبور و مضطر شدیم… ما هرگز شروع‌کننده‌ی جنگ نیستیم… اینجا دیگر نباید مردم را ترساند، چون ما که انتخابگرِ این دفاع نبودیم، این دفاع ضروری است و کافر حربی به ما حمله کرده است.

با هر مبنایی، دفاع از کیان مسلمین در برابر کافر حربی متجاوز، روشن است.

لذا نه باید کسی را بترسانیم، باید آماده‌ی سخت‌ترین شرایط باشیم، به فضل خدا امید داشته باشیم؛ هر کسی هم که الآن به زندگی عادی مردم کمک می‌کند، از آن رستوران و ساندویچی و اتوشویی و سوپرمارکت تشکر می‌کنیم، حتّی به اندازه‌ای که به بعضی امور آسیب نرسد، از او بیشتر هم خرید می‌کنم، به او عیدی می‌دهم، همینکه او شرایط را برای مردم عادی می‌کند… چون ما راهی بجز این دفاع نداریم، باید استقامت کنیم و به یکدیگر روحیه دهیم، ضمن اینکه به فضل خدا هم امید داریم.

شعارهای ساختارشکن ندهیم

لذا در این میان ما یک دشمن و یک شبه‌دشمن داریم، با کس دیگری دشمنی نداریم.

لذا شعارهای ما به هیچ وجه نباید به غیر از این دو برود.

حتّی عزیزان قبل از اینکه من به اینجا بیایم شعاری دادند، با اینکه من خاک پای شما هستم، درخواست دارم که اصلاح بفرمایید.

ما الآن در بین مسئولین‌مان، انصافاً هیچ علامت ضعفی نداشتیم، لذا «مرگ بر مسئولین سازشگر»، الان فقط ذهن را خراب می‌کند.

اگر زمانی چنین شخصی به شکل آشکار داشتیم که دهان آن مسئول را می‌شکستیم، چون برخلاف دستور رهبری عمل می‌کرد، اما الآن چنین چیزی نداریم، الآن به ما دستور دادند… رهبر شهید فرمودند: من از جسارت و بی‌ادبی به مسئولین نظام ناراحت می‌شوم، این صریحِ فرمایشِ فرمانده کل قواست! فرمانده‌ی بعدی هم این مسیر را تغییر نداده است، بلکه در مورد رئیس جمهور، عبارات صادق و شجاع را استفاده کردند.

مسلماً ما بیشتر از این بزرگواران نمی‌فهمیم و فعلاً راهبرد این است، «نظام» مجموعه‌ی این‌ها هستند، اگر در جایی هم موضع‌گیری کرده است که ممکن است بد برداشت شده باشد، هم توییت زده است، هم فیلم ضبط کرده است، هم با آن وضع در روز قدس حضور پیدا کرده است.

ما باید انصاف را رعایت کنیم، در هیچ دوره‌ای شاید به این شکل هم‌نوایی نداشته‌ایم، الحمدلله، باید شاکر این موضوع باشیم و اصلاً این فضا را باز نکنیم که کسی بخواهد پارازیت بیندازد. الآن الحمدلله فعلاً نیست، هر مسئولی هم به مسئولیت خود مشغول است.

من این موضوع را در جایی بیان کردم، خواهری به من گفت: ببینید چطور حکمیت را به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تحمیل کردند؟

البته بحث تحمیل حکمیت خیلی مفصل است، من به این موضوع نمی‌پردازم، ولی یک جمله عرض می‌کنم.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به زبان و صریح و به نص فرمودند که این حکمیت به من تحمیل شده است، اشعث خائن بوده است.

الآن مسئولین ما، بویژه رهبر ما که چنین حرفی نمی‌زنند، چه کسی می‌خواهد تحمیل کند؟ ما که نباید حدس بزنیم!

عنوان «خائن»، عنوان «مرگ بر»، چیزهایی است که انسان باید آن‌ها را با یقین و دانش بگوید، الآن ولی فقیه از مسئولان تشکر می‌کنند! ما وظیفه نداریم جستجو کنیم که بگویید لابد خائن هستند و ایشان تقیّه می‌کنند!

حتّی اگر به فرض هم اینطور بود، شما هم الآن وظیفه‌ی تقیّه داشتید! شما نباید شعار را عوض کنید، شعار فعلاً حمایت و اعتماد و قدرشناسی است.

امروز با پنج سال قبل تفاوت دارد!

هر کسی مسئولیت رده‌ی یک می‌گیرد… این آقای ذوالقدر که امروز مسئولیت گرفته است، می‌داند در لیست اول ترور قرار می‌گیرد، کدام آدمِ دنیادوستی چنین پستی را قبول می‌کند؟

رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس قوه مقننه، سران ارتش و سپاه، و بعضی از مسئولین دیگر، همینکه الآن مسئولیت قبول می‌کنند و استعفاء نمی‌دهند، به معنای شهادت‌طلبی است؛ و ما حق نداریم نسبت به آن‌ها بی‌اعتماد باشیم.

اگر ولی امر مسلمین در مورد شخص خاصی فرمانی دادند، ما از او حمایت می‌کنیم، چون ما در اطاعت از ولی امر مسلمین حجّت داریم. اما تا زمانی که آن اتفاق رخ دهد، لازم نیست ما تکلیف جدید برای خودمان درست کنیم، ان شاء الله به همان مسیر حرکت می‌کنیم.

صلوات دیگری محبّت بفرمایید.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.

مواسات داشته باشیم

این ایام که باید پایداری کنیم، چون نمی‌دانیم این امر چقدر طول می‌کشد، البته ان شاء الله همین امشب کارشان تمام می‌شود، یا شاید باید هزار شب دیگر هم باشیم، باید به کسانی که در خطر هستند کمک کنیم، کسانی که روزمزد بودند، کسانی که درآمدشان مقطعی بوده است؛ برای اینکه این شب‌ها تداوم پیدا کند، باید آن کسانی که می‌توانند در کارآفرینی و تهیه‌ی بسته‌های آبرومندانه، یا تقویت بنیه‌ی مستضعفین، بیش از پیش تلاش کنند، کاری نکنیم که کسی مجبور شود از این جبهه فاصله بگیرد.

امروز پایداری یعنی تقویتِ یکدیگر، امروز پایداری یعنی مواسات.

وقتی به امام کاظم سلام الله علیه گفتند مردم خیلی خوب شده‌اند، فرمودند: آیا دست شما در یک جیب می‌رود؟ یعنی یک جیب شده‌اید؟ یعنی باهم شده‌اید؟

آن شخص عرض کرد: نه!

حضرت فرمودند: پس هنوز کار دارید.

تا زمانی که همبستگی و مواسات ما… من نسبت به فرزندم و فرزند همسایه‌ام، نسبت به خورد و خوراکشان… باید نزدیک به هم باشد، باید به این موضوع فکر کنیم، که خدای نکرده جمعی از جبهه‌ی حق آسیب نبینند.

برادری هم شب گذشته تذکری داد، می‌گفت مثلاً فلان میدان ضعیف است، من گفتم این دوستانی که اینجا را اداره می‌کنند، از صبح تا شب درگیر هستند؛ اما اگر شما در محله‌های خودتان میدان خلوت می‌شناسید، اول آن میدان را پُر کنید، یعنی به جذابیت‌ها و… توجه نکنید، ببینیم بارِ روی زمین چیست. اگر برای همین محل هستید، اینجا اولویت است، اگر برای محله‌ی دیگری هستید و رونقِ محله‌ی خودتان کم است، اول آنجا را رونق دهید.

دعا

ان شاء الله خدای متعال امام زمان ارواحنا له الفداه را از این حضور ما و انجام وظیفه‌ی ما راضی کند.

ان شاء الله خدای متعال این حضور ما را حاضری زدن در لشکر امام زمان ارواحنا له الفداه قلمداد کند.

ان شاء الله رضایت آن عظیم الشأن را بر ما منّت بگذارد.

خدایا! عرض سلام و ادب ما را به محضر امام زمان ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.

خدایا! زیارت امام زمان ارواحنا له الفداه و شهادت در راه ایشان را نصیب ما بفرما.

خدایا! امام راحل، شهدای عظیم الشأن، رهبر مظلوم، شهدای سال 1404 را با امیرالمؤمنین صلوات الله علیه محشور بفرما.

خدایا! اموات این جمع، پدر و مادرهایشان را، اموات شیعیانی که فراموش شده‌اند را به این شهدای ما و کنار آن‌ها متنعّم بفرما.

خدایا! به فرزندان و اقوام و نزدیکان و خود این جمع سلامتی عطا بفرما.

خدایا! رهبر ما را در حصن حصین و حراست خودت قرار بده.

خدایا! رزمندگان ما را نصرت عطا بفرما.

خدایا! دشمنان ما را خار و ذلیل و منکوب و لگدکوب و مایه عبرت بفرما.

خدایا! دشمنان ما را به دست خودشان، با فضاحت و وقاحت، از ترس ما نابود بفرما.

خدایا! به برکت صلوات بر محمد و آل محمد جمع ما را زیر پرچم امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در محشر کبری، حیدر حیدر گویان جمع بفرما.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.


[1]– سوره‌ مبارکه غافر، آیه 44.

[2]– سوره‌ مبارکه طه، آیات 25 تا 28.

[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.

[4] سوره مبارکه طه، آیه 93 (أَلَّا تَتَّبِعَنِ ۖ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي)

مطالب مرتبط

دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه دهم (جلسه آخر)
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه نهم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هشتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه هفتم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه ششم
دینداری بر مدار اهل بیت علیهم السلام – جلسه پنجم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *