«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین و حضرت علی بن موسی الرضا علیهم أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا، امام راحل عظیم الشأن، هدیه به روح ربّانیِ این امّت، حاکم زاهد، رهبر مظلوم شهید، سلامتیِ همه رزمندگان اسلام، شما عزیزان و خانوادههای محترم شما، سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
به محضر همهی خواهران و برادران سلام عرض میکنم، ان شاء الله خدای متعال این حضور و تکبیر و شعار دادن ما را صاعقهی عذاب الهی بر دشمنان خودش وارد کند و کمر دشمن را زودتر از آن چیزی که ما توقع داریم، و از آنجایی که کسی نمیبیند بشکند، صلواتی مرحمت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
تبیین بحث
چند نکته به محضر شما عرض میکنم، دیگر ما بعد از حدود هفتاد روز جمع شدن در میادین، پختگیهایی پیدا کردهایم که باید خدای متعال را برای آنها شکر کرد، و لغزشگاههایی وجود دارد که باید اینها را ترمیم کرد.
یکی از آن لغزشگاهها این است که در آن راهبردی که دشمن دوست دارد در میدان، در رسانه، در فضای مجازی از ما ببیند، به جهت مطامع سیاسی کمدقتی کنیم.
مطامع سیاسی یعنی چه؟ یعنی بالاخره ممکن است فردی مانند من، طرفدار جریان یا گروهی باشد، یا حس مثبت و حسن ظن بیشتری نسبت به یک طیف فکری اجرایی داشته باشد؛ در حالت عادی این امر مشکلی نیست، آنجایی خطرناک است که میدان که خط مقدم جنگ است، به آوردگاه جریانهای سیاسی تبدیل شود، یا از ندانستن مردم میدان سوءاستفاده شود.
یکی از علائم اینکه این امر برای حب و بغضهای سیاسی است، این است که در این کدهایی که بعضی از اتفاقات کشور پشت پرده است، اگر خدای متعال قلب مرا آزمایش نکرده باشد و من اهل تقوا نباشم، ممکن است بعضی جاها مطابق میل من باشد و بعضی جاها هم مطابق میل من نباشد. یک غلط این است حرف پشت پردهای که مردم نمیتوانند صحت آن را تشخیص دهند را در میدان عرضه کنیم و میدان را متشنج کنیم و حواسها را پرت کنیم و اذهان را بهم بریزیم، که در نتیجه دریافت مردم از میدان، نعوذبالله یک رهبر ضعیفِ بیخاصیتی باشد که کاری از دست او برنمیآید باشد؛ که خیلی روشن است این آن چیزی است که دشمن میخواهد و صد در صد برخلاف واقعیت است؛ بعد در ذهن مردم این مطلب بیاید که حال چه کسی میخواهد ما را نجات دهد؟ و من نعوذبالله بخاطر مطامع خود بخواهم در این میان چیزی از این آب گلآلود برای طیفی که فکر میکنم مفید است بدست بیاورم.
رهبری را تضعیف نکنیم
واقعاً خاک بر سر دنیا که انسان برای بعضی از حبّ و بغضها، مهمترین چیزی که ما داریم، مهمترین ستون این خیمه که ولایت هست را، خواسته یا ناخواسته تضعیف کند.
آن چیزی که خیلی روشن است این است که از قدیم در کشور ما، به دو جهت خیلی کسی جرأت نداشته است… یکی اقتدار ولی فقیه، یکی هم طرفداران ولی فقیه که در میدان هستند… طرفداران میدانیِ ولی فقیه نه عضو جریان خاصی هستند، نه قرار است در این انتخابات شورای شهر پیش رو، یا انتخابات مجلس و ریاست جمهوری اتفاقی برایشان رخ دهد، بلکه اینها برای خدا آمدهاند؛ این امر اقتدار ایجاد میکند، کسی جرأت نمیکند بخواهد رسماً رهبر مملکت را تضعیف کند، چون میداند اگر مرتکب این امر شود در میدان مجازات خواهد شد.
رهبری اغراء به جهل نمیکند
من نمیخواهم بگویم که آیا چیزی به رهبری تحمیل نمیشود یا میشود، چرا، ولی اگر قرار باشد چیزی به رهبر مملکت تحمیل شود، اغراء به جهل نمیکند.
یعنی حتی اگر مرجع تقلید ما شخص دیگری هم باشد، در مسائل سیاسی و اجتماعی از یک نفر اطاعت میکنیم؛ مدام در این میادین فریاد میزنیم «حکم آنچه تو فرمایی»، و اگر قرار باشد وظیفهای بر میدان، غیر آن فرمایشاتی که فرمودهاند باشد، و ایشان نفرمایند و ما را در گمراهی نگه دارند، به این عمل «اغراء به جهل» میگویند، و این عمل دون شأن اوست.
مثلاً زمانی رهبر شهید ما خیلی واضح فرمودند که به لیست انگلیسی رأی ندهید؛ شاید خیلیها این ورود را نمیپسندیدند، چون ورودِ خیلی آشکارِ صریحِ عریانی بود، در حالی که ایشان طرفدار یا مخالف یک جناح نبودند، ولی از آنجایی که دشمن به جهاتی از یک لیستی سوء استفاده کرده بود، رهبر شهید موضعگیری کردند، ولی آن لیست در کشور ما رأی آورد. البته واضح است که نمیخواهم بگویم آن افراد انگلیسی بودند، بلکه رهبر شهید به آن لیست «لیست انگلیسی» فرمودند.
این یعنی اینکه او حرف خود را میفرماید، اگر مردم پای کار بیایند بسط ید ایجاد میشود و کار خود را پیش میبرد، اگر مردم پای کار نیایند هم ایشان تکلیف خود را انجام دادهاند.
وقتی جامعه به فرمایش امیرالمؤمنین صلوات الله علیه گوش نداد
در تاریخ هم همینطور است، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اشعث را از آذربایجان عزل کردند، اما کوفه بخاطر طرفداران اشعث بهم ریخت، آن تعدادی که باید از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حمایت میکردند، این کار را نکردند. وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خواستند برای اشعث جایگزین انتخاب کنند، طبق برخی از گزارشها خیلی از خوبان نپذیرفتند و گفتند نمیتوانم بجای اشعث، رئیس قبیلهی کِنده شوم.
آنها دیده بودند امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اشعث را عزل کردهاند، دیدند امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به دنبال جایگزینی برای اشعث میگردند، اما جامعه نپذیرفت، فضای کوفه بهم ریخت و بین قبیلهی کِنده و رَبیعه اختلافات عمیقی پیش آمد که این اختلاف تا نزدیکِ زد و خورد پیش رفت.
مسلماً اگر به رهبر ما بگویند مردم در فلان میدان دو دسته شدهاند و میخواهند یکدیگر را بزنند، واضح است که عقبنشینی میکنند، چون «اتحاد میدان» آنقدر دستاورد مهمی است که حتی مهمتر از، از دست رفتنِ برخی خطوط قرمز است، این خط قرمز مهمتر از بعضی خطوط قرمز است.
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دیدند قبایل کِنده و ربیعه بهم ریختند، آنها فهمیده بودند نظر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چیست اما گوش نکردند، اشعث را سرِ جای خود برگرداند و میمنهی سپاه خود را هم بدست اشعث داد.
وظایف ما در میادین
میخواهم عرض کنم باید چه چیزی در میدان وظیفهی ما باشد؟
ما مسولینی در میدان داریم که اینها لبِ خطِ شهادت هستند، وظیفهی اولیهی ما حسن ظن به اینهاست.
آیا این جمله بدین معناست که ما نباید مراقبت کنیم؟ مسلم است که اینطور نیست. واضح است که ما مطالبهگر هستیم، مراقب هستیم… اگر در خاطر داشته باشید جلسهای در همین میدان عرض کردم که رهبری در دورهی سکوت نبرد دو منسب جدید به ما داد، فرمود: حال وظیفهی شما در میدان، مراقبت و حمایت از مردان گفتگوکنندهی ماست، و در برابر دشمن هم فریاد بزنید که معلوم شود مردم نشکستهاند و خسته نشدهاند.
باید حسن ظن داشته باشیم، ضمن اینکه باید مراقبت هم داشته باشیم.
عدهای نگران هستند که نکند چیزی به رهبری تحمیل شود، اما مسلم است که ما نمیتوانیم با «نکند» کار کنیم، اما با دلشورهی خود چکار کنیم؟ ملاک روشن است، اگر تکلیفی بر میدان، غیر از آنهایی که فرمودهاند باشد… تکالیفی که فرمودهاند هم روشن است، حضور ما در میدان، منفعت امنیتی دارد، یعنی اگر ما در میادین حضور پیدا کنیم و ساکت هم باشیم، همینکه این میدان بدست ستون پنجم و قاتلین نیفتد، امنیت میدان حفظ شده است؛ دوم اینکه با نیت و پرچم به دست شعار میدهیم… مرحلهی دوم تولی و تبرّی این است که ما آنچه در قلبمان است، یعنی دوستی با دوستان خدا… مثل اینکه برای حزب الله شعار میدهیم، برای رزمندهها شعار میدهیم، برای سید مجید شعار میدهیم… این دوستی با دوستان خداست… و دشمنی با دشمنان خدا، که مرحلهی دوم تبرّی است؛ مانند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، در میدان هستیم، پرچم هم میچرخانیم، این هم جهتِ رسانهای و تبلیغیِ کار ماست.
مرحلهی بعدی، مراقبت از آن چیزی است که رهبری فرمودهاند، رهبری در آخرین نامهای که در روز بزرگداشت خلیج فارس بود، فرمودند: یک سری دستاوردها برای مردم ماست، مانند فناوریهای نو، مانند هستهای و… که ما از اینها کوتاه نمیآییم.
پس معلوم است که فعلاً قرار نیست ما راجع به هستهای به کسی امتیازی دهیم، این موضوع را هم از نامه رسمی ایشان متوجه شدیم.
رهبر انقلاب فرمودند که تنگه هرمز به حالت قبل برنمیگردد؛ چیز دیگری هم نفرمودند… و خطوطی که در این نامهها مشخص است.
اینها دستوراتی است که به میدان دادهاند.
اگر نیاز بود میدان را نگران کنند و بفرمایند که من از دست بعضی کارگزاران ناراحت هستم و اینها میخواهند فشار بیاورند… توجّه کنید رهبری یک طفل نیست که ما بخواهیم از او مراقبت کنیم، او مانند پدر جامعه است؛ البته واضح است که من نمیگویم امکان تضعیف و تحمیل نیست، ولی آنجا یک حکیم برجسته قرار دادهاند، کسی که در میادین اینطور سرباز جان بر کف دارد، اگر لب تر کند و مردم متوجه شوند که کسی خواسته است چیزی را به رهبری تحمیل کند، آن آدم دیگر نمیتواند در ایران زندگی کند.
اینجا با آن روز تفاوت دارد که رهبری راجع به فلان لیست موضعگیری کنند، یا راجع به فلان مذاکره موضعگیری کنند و مردم به مقابل آن رأی دهند، چون این امر طبیعی است، رهبری مستبد نیست، اگر ببیند جمع قابل توجهی از مردم چیز دیگری میخواهند، ولو اینکه مهم باشد، ممکن است بخاطر اینکه جامعه بهم نریزد، کوتاه بیاید. ولی کوتاه آمدن رهبری زمانی است که شما بشکنید، تا زمانی که شما نشکستهاید و اتفاقاً ذرهبین گذاشتهاید که ببینید چه کسی میخواهد فشاری بیاورد، و امروز کسی از اقتدار مردم در میدان جرأت نمیکند مقابل ایشان قرار بگیرد، اینجا ما باید چکار کنیم؟ خیلی روشن است که اگر ایشان بخواهند اینجا نعوذبالله منفعل شوند که شایستگیهای رهبری ندارند، و خیلی روشن است که نظر ما این نیست.
ایشان نیرویی را برای کاری منصوب کردهاند، بعد بعضی از عزیزان ما در فضای مجازی اظهار نظر میکنند!
در میان جنگ که نباید ما برای فرمانده تعیین تکلیف کنیم، نباید راهبرد دهیم. هم راهبرد دادن در موردی مانند اصل مذاکره… اینجا بیابان نیست که فلانی برای خودش با دو کشور حرف بزند… البته واضح است که من نمیخواهم بگویم امکان این امر نیست، اما اگر قرار باشد او را تنبیه کنند، یا اقتدار وجود دارد و او را تنبیه میکنند، کمااینکه برخی در برخی امور تنبیه شدهاند، یا اگر به مردم میدان اعلام کنند که آن فرد باید از کشور برود.
اگر قرار باشد او با چنین قدرتی باز هم منفعل باشد که به نظر من این تصویرِ یک رهبر ضعیف است که امریکاییها دوست دارند اینطور اعلام شود، این امر برخلاف واقع است و ظلم هم هست.
حس ما نسبت به مسئولینی که هر لحظه ممکن است خبر شهادت یکی از آنها بیاید، و بعد وقتی شهید شدند بگوییم ما قدرشان را ندانستیم… در حالی که دلیل قطعی برای این شک و شبهات نداریم… اینجا تقوا به ما میگوید باید حسنظن داشته باشیم، داشتههایمان را فریاد بزنیم، برای رهبری بسط یَد ایجاد کنیم.
من به شما عرض میکنم که حافظهی شما از ما بهتر است، میدانها را رصد کنید، در انتخاباتهای پیش رو ببینید هر کسی از تریبون خط اول جبهه برای خودش و دوستانش سوء استفاده کرده است یا سعی کرده است که حق را بگوید، همه را رصد کنید، تا برای بعدها روشن شود.
یعنی یکی از آن چیزهایی که باید در کشور ما خط قرمز شود که کسی جرأت نکند خط مقدم جنگ به این مهمی را به مناقشات بین گروهی تبدیل کند، این است که مردم از او منزجر شوند.
کاری نکنیم که دشمن خوشحال شود
حال که حدود هفتاد روز از جنگ گذشته است، حال که کمی شور و هیجانها کمتر شده است، حداقل بواسطهی تجربه عقلانیت توسعهی بیشتری پیدا کرده است، ما باید این را بدانیم که این جنگ تمام نمیشود، خدای متعال مؤمن را در دنیا بدون دشمن قَدَر، تنها نمیگذارد، اگر این ترامپ ملعون هم به درک برود، یک بدتر از او قرار میگیرد.
ادعیه و روایات ما نشان میدهد که این بغضِ دلِ شیعیان، تا ظهور امام زمان ارواحنا له الفداه میماند، ما آنچه انجام دهیم، اگر بتوانیم انجام دهیم هم شبهِسیلی است، پیروزی برای زمان امام زمان ارواحنا له الفداه است.
آن کسانی که مسئول مملکت هستند، باید برای تمام جزئیات تصمیم بگیرند و حساب پس دهند، اگر به خود من بگویند برای این تصمیم تو یک آدم کمتر کشته میشود یا برای آن تصمیم تو یک آدم بیشتر کشته میشود، اینجا تصمیم گرفتن خیلی سخت است. این امور اینطور نیست که من بعنوان یک منبری بگویم اینطور بجنگید یا آنطور نجنگید، این کار را انجام دهید یا آن کار را انجام ندهید، این حرفها و بیرویه عمل کردنها، انسجام را بهم میریزد.
یا من نگاه میکردم و میدیدم بعضی جاها بخاطر این گرانیهای افسارگسیخته، در میدان فریاد میزنند؛ من خاک پای شما هستم، ولی دشمن حتماً از اینکه ما زیر فشاری لِه شویم، خوشحال میشود. آنچه ما دیدیم این است که اگر نیروی ما اسیر میشد، اگر در خط مقدم تیر میخورد و میدیدید ممکن است دشمن سوءاستفاده کند، آخ نمیگفت.
من نمیگویم الآن سختی نیست، ولی فریاد زدنِ بعضی از سختیها به نفعِ دشمن است، من نباید چیزی را بگویم که رسانههای دشمن منتشر میکنند.
شب گذشته در جایی بودم، شخصی میگفت اگر از فلان مسئول انتقاد کنی، مردم خوشحال میشوند! گفتم: اگر مردم مرا پایین بکشند و بزنند، بهتر از این است که من یک چیزی بگویم که مردم خوشحال شوند، در کنار مردم، دشمن هم خوشحال شود.
توجّه به توحید
ما در میدان هستیم، تا پای جان هم ایستادهایم، ولی باید این را بدانیم… نماز استغاثه یعنی اینکه اگر ما امشب خواستیم نماز استغاثه بخوانیم، یک توبه میکنیم و میگوییم خدایا! من میدانم که نیروهای موشکی و هوا و فضای ما، رزمندگان ما، دانشمندان ما، نخبگان ما، برای امام زمان ارواحنا له الفداه خون دل خوردهاند، و ما هم به برکت الهی و عنایت امام زمان ارواحنا له الفداه آثاری که بر دشمن وارد کردهاند را میدانیم، اما ما اگر…
من در فضای این دو روز اخیر میدیدم که مردم راجع به امارات، با غرور حرف میزنند.
امارات پشه هم نیست، اما نه بخاطر اینکه ما قوی هستیم؛ امارات پشه هم نیست، همانطور که امریکا هم نیست، چون «ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ»،[4] چون ما امام زمان ارواحنا له الفداه داریم آنها هیچ نیستند، نه چون ما موشک داریم.
هر وقت ما برگردیم و خودمان را نگاه کنیم، درواقع نابینا میشویم، ما تا زمانی که به فقر و بیچارگی و اضطرار خودمان به امام زمان ارواحنا له الفداه یقین نکردیم، استغاثهی ما استغاثه نیست.
ان شاء الله خدای متعال روزی کند که ما متوجّه شویم که اگر ما خیلی رشد میکردیم، ممکن بود خدای متعال ما را با آسایش امتحان کند، یعنی در پول غوطهور بودیم، آنوقت مرد میخواست که کسی بفهمد نسبت به امام زمان ارواحنا له الفداه فقیرِ محض است.
بعد از هفتاد روز جنگ و نبرد، خدای متعال کمی ما را در این سطح آورده است، کمی موشکهای ما اصابت کرده است، حال ما کنار آن میگوییم هنوز فلان موشک را امتحان نکردهایم… این حرفها خطرناک است، ان شاء الله خدای متعال به ما روزی کند که از توهم بیرون بیاییم، ما بدونِ امام زمان ارواحنا له الفداه هیچ و صفر و ذلیل هستیم، اگر او اراده کند، ما با دست خالی، حتّی اگر مشتی خاک از روی زمین برداریم، دشمن سرنگون میشود؛ اگر او اراده نکند، حتّی اگر تمام قدرت دنیا دست ما باشد و همهی سیستم دنیا قفل شود هم ما عرضهی پرتاب یک تیر را هم نخواهیم داشت. ان شاء الله خدای متعال روزی ما کند که ما از این توهّم بیرون بیاییم که چیزی دست ماست یا ما توانایی داریم.
طرف میگوید ما هفتاد روز به میدان آمدهایم، سؤال اینجاست که ما کجا آمدهایم؟ آن خدایی که میفرماید «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ»،[5] به شما هم میگوید شما به میدان نیامدهاید، این امام زمان ارواحنا له الفداه است که شما را به میدان آورده است.
این همه کار خیر بوده است که تا بحال از ما فوت شده است، لذا نه جای تکبّر دارد که من بگویم هفتاد شب است که آمدهام… خدای متعال بصورت مکرر در قرآن کریم به دنبال این است که ما را اصلاح کند، «أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ»،[6] به کشاورز میفرماید: آیا تو زارع هستی یا من؟ تو فقط یک دانه به خاک انداختهای، این من بودم که مابقی امر را انجام دادم. خدای متعال به پیامبر خود میفرماید: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ».
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه درِ قلعهی خیبر را از جای خود کَند، دید ایشان را اشتباه نگاه میکنند، فرمودند: این خدا بود که این در را از جای خود کَند.
ما هم که هر شب قصد حضور در میادین را داریم، باید وضو بگیریم و بگوییم: من نیامدهام، این خدای متعال بوده است که این فیض را برای ما فراهم کرده است.
ما نگران آن روزی هستیم که خدای نکرده بخواهد میدان جمع شود، از این موضوع میترسیم که این جنگ تمام شود و کسی مانند من شهید نشده باشد و رشد نکرده باشد و به کمال نرسیده باشد و وظیفهی خود را انجام نداده باشد.
اگر وقتی من میخواهم از اینجا پایین بیایم، جناب قابض الأرواح بگوید بیا برویم، حسرت بخورم و بگویم من به دنبال حزب و تیم و گروه بودم و در این میان درست استفاده نکردم؛ یعنی درواقع تو مرا تا میدان آوردی اما من وظیفهی خود را انجام ندادم.
دعا
خدایا! توهّم ما را نسبت به اینکه برای خودمان سهمی قائل شویم و نسبت به انقلاب احساس طلبکاری داشته باشیم از بین ببر و ما را از این توهّمات نجات بده.
خدایا! چشم ما را در این دنیا به این موضوع باز کن که متوجّه شویم همه چیز دست امام زمان ارواحنا له الفداه است، اگر ما اهل صدق باشیم و برای او آمده باشیم، به عنایت مادرشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها…
رهبر شهید ما، در عالم علمدار فاطمیه بودند، من همیشه عرض میکردم که اگر همهی مجالس فاطمیه بجز یک مجلس ایشان تعطیل شود، ارزش این جلسهی ایشان از ارزشِ مابقی جلسات بیشتر بود، از این جهت که خبر جلسهی ایشان به دنیا میرسید.
اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نسبت به ما غیور هستند، اگر ببینند ما از توهّم خارج شدهایم و برای خودمان سهمی قائل نیستیم… وقتی انسان احساس فقر داشته باشد، آنوقت به سمت آنکه قوّت دارد تمایل پیدا میکند، مانند آفتابگردان که به سمت خورشید تمایل پیدا میکند.
امیدوارم این استغاثهی امشب شما مورد توجّه امام زمان ارواحنا له الفداه قرار بگیرد.
خدایا! این صدا زدنِ حضرت حجّت سلام الله علیه که در میادین انجام میشود را خالصانه و با نیّت خالص و خالصاً لِوَجهِک، و فقط برای شادی حضرت حجّت سلام الله علیه قرار بده.
خدایا! حضور ما را در این میدان، مورد رضایت امام زمان ارواحنا له الفداه قرار بده.
خدایا! ما را از لشکریان مهدی موعود سلام الله علیه قرار بده.
خدایا! سربازی ما را به امضای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برسان.
خدایا! عرض سلام و ادب ما به اهل بیت پیغمبرت سلام الله علیهم أجمعین، بویژه امام زمان ارواحنا له الفداه، ابلاغ بفرما، و دعاهای آن بزرگواران را شامل حال ما بگردان.
خدایا! پایان عمر ما را شهادت در راه امام زمان ارواحنا له الفداه قرار بده.
خدایا! به هر یک از ما، بهترین نقش ممکنی که میتوانیم در نصرت جبههی حق داشته باشیم، عطا بفرما.
خدایا! ما را برای امام زمان ارواحنا له الفداه، به درد بخور قرار بده.
خدایا! رزمندگان ما، رهبر معظم ما، شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، عزیزان حاضر در این میدان، موکبداران در سایر میادین، در حصن حصین خودت مصون و محفوظ بفرما.
خدایا! امام عظیم الشأن ما، سلسله جنبان این حرکت، رهبر باعظمت شهید ما، شهدای ما، علمای ما، اموات ما را با سیّدالشّهداء صلوات الله علیه محشور بفرما.
خدایا! دست ما را در قتل و نابودی دشمنانت شریک بفرما.
خدایا! فریاد ما، حرکات ما، ضربهی سربازان ما را بر تن و بدن کفار مستکبر، و منهدمکنندهی آنها قرار بده.
خدایا! باران رحمت و مغفرت و نصرت و سلامتی و شفاء، رزق حلال طیّب طاهر واسع، مهرورزی به یکدیگر، اتحاد در صفوف، اطاعت از ولی امر مسلمین، برکت را از آسمان بر ما نازل بفرما.
خدایا! هر کسی با هر دغدغهای به این میدان آمده است، چه دغدغههای جمعی و نگرانی برای مملکت، سلامتی رهبر ما، سلامتی رزمندههای ما… خدایا! بیشتر از حد تصور همه، فوق رغبت همه، بالاتر از توقع همه، به کَرَمِ امام زمان ارواحنا له الفداه حاجات ما را روا بفرما.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] سوره مبارکه محمد، آیه 11
[5] سوره مبارکه انفال، آیه 17 (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)
[6] سوره مبارکه واقعه، آیه 64
یک پاسخ
باسلام و رحمت و برکات وفضل الهی نصیبتون و ان شاءالله که مورد الطاف الهی وعنایات امام زمانی عج الله و شفاعت شهدا باشید اجرکم عندالله بابت سخنرانی های بابصیرت دینداری و روشنفکری مهدویتان وچقدر در این شبها در تجمعات و میادین جهادی ایران به چنین حرفهای تلنگری احتیاج هست تا بفهمیم به کجا می رویم و هدفمان چیست و البته اگر با موضوع حجاب و عفاف که دغدغه زمینه ساز ظهور هم میباشد با این بیان قابل فهم تان صحبت کنید ان شاءالله که حفظ عفت فاطمی را در جامعه ببینیم و این چنین جامعه مهدوی به بدحجابی های شیطانی و دشمن دوستانه پیش نرود و ببخشید شما در مورد نکات و تدبر و تفسیر قرآن هم آیا جلساتی دارید ؟؟؟؟
من واقعا ان لحن قابل فهم شما را دنبال میکنم توفیقات بهشتی همراهتان استادبزرگوار🤲🙏ان شاءالله پیروزی جبهه حق علیه باطل و ظهور مولا با دعای شما