«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین و حضرت علی بن موسی الرضا علیهم أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا از صدر اسلام تا شهدای اخیر، شیعیانِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، امام راحل عظیم الشأن، هدیه به روح ربّانیِ این امّت، حقیقتاً افتخار شیعه و مرجعیت، حاکم زاهد، رهبر مظلوم مقتدر شهید، و سلامتیِ همه شما عزیزان و خانوادههای محترم شما و رزمندگان عزیز ما، سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
تبیین بحث
وقتی خیابان از هفتاد روز میگذرد، بیش از پیش آفاتی بر آن پیدا میشود. وقتی «آفت» میگویم، برای این است که شیطان هر امر مهمی، هر امر خیری، هر امر مقدسی را رها نمیکند، مثلاً آفت علم میتواند تکبّر باشد، عالم بودن بد نیست اما تکبّر بد است؛ عبادت خیلی خوب است اما ممکن است آفت آن عُجب باشد.
آفتهایی که میتواند در خیابان رخ دهد چند چیز است، در شبهای گذشته به بعضی از آنها پرداختهام، مسلماً آنها را خیلی مختصر عرض میکنم، بعضی موارد را هم مبسوطتر عرض خواهم کرد.
سهمخواهی در برابر حضور در میادین ممنوع است
زمانی است که به من میگویند مثلاً هفتاد شب است که مردم در سردر دانشگاه تهران حضور پیدا کردهاند، اینجا هم مانند خیلی جاهای دیگر یک خط مقدم است، از من میپرسند که نظر من راجع به مجموعه چیست؟ من عرض میکنم من پای یکایک این مردم را میبوسم. یعنی بجز تقدیر و تشکر و خداقوت، چیزی برای بیان ندارم.
اما زمانی میخواهم خودم را ارزیابی کنم؛ یک آفتِ حضور ما در میدان احساس بزرگیِ زودرس است، مثلاً چون من هفتاد روز آمدهام، حال توقعهایی دارم.
من این موضوع را بصورت مکرر در بعضی میادین شنیدهام، مثلاً میگوید هفتاد روز آمدهام و مطالبهای دارم! در حالی که آن مطالبه ربطی به هفتاد روز حضور در میدان ندارد، شما یک روز آمدهاید یا هفتاد روز، باید بررسی کنید که آیا این مطالبه درست است یا نه.
یکی از علل بازار گرم شایعات
نمونهی بعدی این است که با توجه به اینکه ما در یک دورهی ابهام گسترده هستیم، حکومت به چند جهت خبر دقیق و درست را به ما نمیگوید، یا نمیتواند بگوید، یا بلد نیست بگوید، یا شرایط بیان ندارد، یا در سختی کار است و ارتباطات مشکل است؛ شاید بنده هم به برخی جاها انتقاد داشته باشم، مثلاً انگار عملاً خیلی خیابان را محترم نمیشمارد… یا شاید توان این موضوع را ندارد، یا جهات دیگری دارد. من انواع نظرها را گفتم که الآن نخواهم داوری کنم، ولی حاصل این امر این است که خیابان که خط مقدم است در ابهام بسر میبرد و خبر ندارد. مثلاً همین الآن خبر ندارد که آیا مذاکره میشود یا نه، یا اگر مذاکره میشود، دقیقاً روی چه بندهایی مذاکره میشود.
اینجا چند آفت خطرناک به سراغ ما میآید، یک آفت این است که وقتی خبر در میدان نیست و تشنگی خبر وجود دارد، ولع شنیدن خبر زیاد است، پس شایعات بیشتر شنیده میشود.
مردمی که بیش از هفتاد شب است که در میدان حضور دارند، معلوم است که اینها با چنگ و دندان مدافع انقلاب هستند، پس حتماً خیلی دلسوز هستند، وقتی شایعه یا حقیقتی گفته شود که اتفاق بدی در حال رخ دادن است، خیلی خیابان را بهم میریزد و به خیابان آسیب میزند و اصطکاک رخ میدهد و تشویش درست میکند، آدمها نسبت به هم تند میشوند، و چون خبر نمیآید، کم کم شایعات مینشیند؛ این یک آفتِ خطرناک است.
تسویه حساب جناحی ممنوع
آفتِ دوم این است که فرصتی برای تسویه حساب جناحی پیش میآید.
چه ما بخواهیم و چه ما نخواهیم، در کشور ما گروههای مختلفی حضور دارند و کنش میکنند، اولین آنها انتخابات شوراست، بعد از آن انتخابات مجلس داریم، بعد از آن هم انتخابات ریاست جمهوری داریم، و چون بنده با خیلی از گروههای مختلف از نزدیک آشنایی دارم، میدانم خیلی چیزها برایشان مهم است، از اینکه چطور عکس بگیرند، تا اینکه کجا حضور پیدا کنند و… این را هم عرض نمیکنم که این موضوع فقط مختص یک جریان خاص است.
وقتی خیابان در خلأ خبر بسر میبرد، اگر توجه خود را به نکاتی که بعداً عرض خواهم کرد معطوف و منصرف نکند، قربانی درگیریهای جناحهای مختلف میشود.
نمونه اینکه در روزهای اخیر، بعضی از ساختارهای نظام مورد هجمه قرار گرفته است. ما قبلاً این موضوع را از سوی جریانهای دیگری داشتیم، مثلاً راجع به نظارت استصوابی شورای نگهبان مشکل داشتند، نسبت به ساختار مجلس خبرگان مشکل داشتند؛ اینها یک گروه بودند، اما الآن یک گروهی کاملاً مقابل آنها هستند، اما عجیب است که در روش و رفتار شبیه آنها شدهاند، مثلاً اینها ساختار شورای عالی امنیت ملی را میزنند!
ممکن است در شورای عالی امنیت ملی اتفاقی رخ دهد، بر فرض من هم خبر دقیقی پیدا کنم، و بعد هم نقدی داشته باشم؛ این یک بحث است، که بنده بیان آن را هم در میدان درست نمیدانم، جلوتر عرض خواهم کرد که شیوهی نقد به نظر بنده در فکر رهبر انقلاب، با توجه به نامههایشان، چگونه است… این مدل شورای عالی امنیت ملی برای این دولت نیست، برای دولت آقای رئیسی نیست، برای دولت آقای روحانی نیست، برای دولت آقای احمدینژاد نیست، بلکه از قبل بوده است، اینکه الآن ناگهان یک جریانی دوست دارد ساختار شورا را در میان جنگ نقد کند… این موضوع خیلی روشن است که تغییرات خیلی آسانتر از این موضوع را در میان جنگ اعمال نمیکنند تا جنگ تمام شود. مثلاً اگر الآن نسبت به یک وزیری نقد داشته باشند… ما دشمن را میبینیم، وقتی ترامپ رئیس ستاد مشترک خود را عزل میکند، ما این موارد را جزو موارد ضعف او در جنگ میشماریم. معمولاً در حین جنگ نیروها را جابجا نمیکنند که پالس ضعف مخابره نشود، چه برسد به اینکه بخواهند یک ساختار سی ساله را بصورت ذاتی جابجا کنند! این خیلی واضح است که در میان جنگ جای این کار نیست.
آوردن این موضوعات در میدان، و کشاندنِ مردم به موضوعاتی که تا اصلاح چند واسطه دارد، مانند باجگیری است. این امر ربطی به نقد ندارد، بعنوان مثال بنده خودم نقد دارم، اما جلوتر عرض میکنم که باید با نقد چکار کرد؛ اما زدنِ ساختار یا زدنِ نظامات، باجگیری از خیابان است، نه نقد. این کار حرکتِ ضدنظام است. البته واضح است من مردم عادی را نمیگویم، چون او محصول چنبرهی رسانهای است، اما آن کسانی که این کارها را انجام میدهند، به نظر بنده کسانی که به نظام آسیب رساندهاند باید در کنار خائنین محاکمه شوند. البته بنده مسئولین یا بزرگان یا رسانهایهای مهم را عرض میکنم، نه مردم را. چون خیلی روشن است که زدنِ ساختار در میان جنگ، یا خیانت است و یا شبهخیانت، چون امکان تغییر نیست، فشار تودهها از پایین و چانهزنی از بالا هم نظریهی شخص دیگری بود که خیلی با اینها تفاوت داشت، او اساس ولایت فقیه را قبول نداشت. اینکه ما این موضوعات را به میدان بیاوریم و به مطالبه و شعار تبدیل کنیم، جزو آفات میدان است.
اینطور نیست که چون هفتاد شب به میادین آمدهایم و سخنرانان حرفهای مختلف زدهاند و حرفها تکرار شده است، مسئولیتهای جدید درست کنیم. مثلاً در یکی از میادین میگفتند برای اینکه این امر تکراری شده است، گفتیم هر شب یک قوه یا وزارتی را در این میدان نقد کنیم!
باید به این موضوع توجّه کرد که ما قبل از انتخابات اینجا دور یکدیگر جمع نشدهایم که تریبون آزادی داشته باشیم که هر کسی هرچه دوست دارد بگوید، اینجا برای یک جهاد حضور پیدا کردهایم. چرا در خیابان جهاد میکنیم؟ برای اینکه دشمن میتواند خیابان را تصرف کند و خونریزی راه بیندازد، حضور ما اولاً و بالذات برای این است که دشمن اینجا را پر نکند و قتل و خونریزی نکند، یعنی حفظ امنیت مناطق بعهدهی ماست. دوم اعلام حمایت از مسئولین و رزمندگان است، و اینکه مردم مطالبات نظام را بیان کنند. این وظیفهی اصلیِ اولیهی ما بوده است.
اگر ذهن ما از این موضوع به هر سمتی برود، بسرعت خیابان به دعواهای جناحی تبدیل میشود، چون اگر قرار باشد شما در یک موضوعی غیر از موضوع جنگ ورود کنید، موافق و مخالف دارید، اگر شخصی را بزنید، طرفداران آن شخص میخواهند دفاع کنند، اگر جریانی را بزنید، طرفداران آن جریان میخواهند دفاع کنند، و خیابان بجای اینکه یکپارچه سنگر دفاع در برابر دشمن شود، مردم مقابل یکدیگر قرار میگیرند، و اگر ما روبروی یکدیگر قرار بگیریم، بهترین موقعیت را برای دشمن را ایجاد میکنیم. چون در جنگهای گذشته ما رهبرِ حاذقِ بصیر داشتیم و در رهبری مشکل نداشتیم، نیروهای نظامی ما هم جان بر کف بودند، همت و باکری بودند، شهدای دوازده روزه بودند و الآن، در دو جنگ گذشته خیابان نداشتیم، و نقطهی قوت ما در این جنگ این است که مردم در تمام چهارراهها و معابر و خیابانها حضور دارند و نگران هستند که نکند یک مو از سرِ کشور کم شود؛ ما قبلاً این مورد را نداشتیم که الآن نقطهی قوت ماست، و اگر این نقطهی قوّت را از این یکپارچگی بگیریم و به موضوعات دیگر بدهیم که مانند طرفداری از افراد و جناحهاست، بهترین ایجاد موقعیت برای دشمن خواهد بود، اصلاً این کار خیانتی ناخواسته است، البته شاید ارکانی این خیانت را بخواهند، اینجا باید خیلی توجه کرد.
خبر از پشت پرده، فایدهای ندارد
ما باید ببینیم که در شرایطی که خبر کامل به ما نمیرسد، و نمیشود حرفهای پشت پرده را اثبات کرد، اگر بنده بخواهم حرفهای پشت پردهای را که از جاهای مختلف میدانم بگویم، شاید برای شما خیلی جذاب باشد، اما این به درد شما نمیخورد، چون من یک شبکهی معرفتی تحلیلی و یک فهمی دارم، آن کسی که نتواند به من اعتماد کند، وقتی حرف مقابل مرا بشنود و در این دو کلام تعارض ببیند، هیچ راهی برای صحتسنجی ندارد. لذا خبر دادن به بیخبری و ابهام و تشویش کمک میکند و خیابان گیج میشود.
از طرفی بنده خود هرگز حرف یک طرف را ملاک قرار نمیدهم، در یک موضوع از ده یا دهها نفر مرتبط میپرسم تا با تقاطعگیری به یک حرفی برسم.
اگر من یک حرف پشت پرده به شما بگویم، این یک نقل از من است، و اگر من خودم جای شما باشم، یک نقل از یک نفر را قبول نمیکنم.
پس خبر از پشت پردهها دادن هم هیچ مفید نیست، اما به تشویش کمک میکند و دغدغه ایجاد میکند.
درنگی بر نامههای رهبر انقلاب
شیوهی رهبری را ببینیم، رهبری چند نامه نوشتند، قاعدتاً حکیمترین یا یکی از حکیمترین افراد را برای رهبری انتخاب میکنند. ایشان در نامههای عمومی که نوشتند، هیچ عبارت گزندهای نسبت به خودیها ندارند؛ یا تبیین افکار است، یا تعیین خط مشیها و خط قرمزهاست، یا تأیید و تشکر است، ابداً گزندگی ندارد.
این یعنی در پشت پرده یا مشکلی نیست، یا اگر مشکلی هست، رهبری نخواسته است خیابان را درگیر این موضوع جدید کند و خیابان باید به همان وظایف قبلی خود عمل کند.
اگر غیر از این بگوییم چند اشکال پیش میآید، یکی اینکه یعنی نعوذبالله رهبری اغراء به جهل میکند، یعنی ما وظیفهای در خیابان داریم و ایشان به ما نمیفرمایند و ما باید بعداً بخاطر وظیفهای که نمیدانیم مجازات شویم. این کار مذموم است و معلوم است که ایشان چنین کاری نمیکنند.
نکتهی دوم اینکه ایشان حکیم است، وقتی خیابانهای ما اینطور پشت رهبری هستند و به دنبال این هستند که به فرمایش رهبری گوش دهند و اگر متوجه شوند کسی در جایی در حال خرابکاری است، خیلی روشن است که آن شخص دیگر نمیتواند در ایران زندگی کند… این با آن دوره تفاوت دارد که رهبر شهید ما فرمودند به لیست انگلیسی رأی ندهید، و مردم آن دوره به لیست انگلیسی رأی دادند؛ یعنی درواقع مردم آن دوره نخواستند گوش کنند، رهبری هم وظیفهی بیشتری نداشتند…
الآن اینطور نیست، الآن به نظر میرسد که اگر رهبری فرمایشی کنند، میدان یکپارچه به سمت متخلف غرّش خواهد کرد.
اما در نامههای رسمی رهبری خبری نیست، ما از این موضوع چه میفهمیم؟ یا باید بگوییم ایشان نعوذبالله شایستگی رهبری ندارند و حکمت ندارند و اغراء به جهل میکنند، که معاذالله، ما اینطور نمیگوییم؛ یا باید بگوییم پشت پرده چیزی نیست، یا رهبری فعلاً خبر دادن موضوعات پشت پرده به خیابان را صلاح ندانستهاند، یعنی میدان و خیابان کماکان منسجم به وظایف قبلی خود ادامه دهد.
اهمیتِ انسجام در میدان
نکتهی بعدی اینکه رهبر ضعیفِ به درد نخور، آرزوی امریکاست.
رهبری طفل خردسال نیست که به دایه و مراقب نیاز داشته باشند و ما نقش دایهی ایشان را بازی کنیم، بلکه ایشان رهبر و راهبر و پدر امّت هستند و ما دنبالهروی ایشان هستیم.
من نمیخواهم بگویم این بدین معناست که به رهبر مملکت تحمیل نمیشود، چون در شرایطی حتّی ممکن است به معصوم تحمیل شود، چه برسد به رهبرِ غیرمعصوم!
اما اینطور نیست او واضحاتی که ما خیال میکنیم از واضحات است را نفهمد و ما بفهمیم. اگر اینطور باشد که اصلاً ایشان به درد این کار نمیخورد و انتخاب ایشان غلط بوده است. اگر ایشان اقتدار نداشته باشد که به نفع دشمن است!
یعنی رسانههای دشمن باید چقدر خرج کنند که در ذهن مردم تصویرِ یک رهبرِ آلتِ دستِ ضعیف تولید شود؟
تمام موارد تحمیلی گذشته، نوعاً، در سیرهی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین، و مواردی که ممکن است در دوران دو ولی فقیه قبلی باشد، برداشت جامعه این باشد که تحمیلی به آنها صورت گرفته باشد؛ اگر بررسی شود، میبینید که رهبری با مردم صحبت میکند و موضعگیری میکند.
امام حسن مجتبی صلوات الله علیه با مردم صحبت کردند و فرمودند باید برویم و بجنگیم، اما اگر شما به دنبال دنیا هستید و میخواهید زندگی دنیایی شما آسیب نخورد، باید به من بگویید. این مردم هم گفتند ما میخواهیم زندگی کنیم و حوصلهی جنگ نداریم.
یعنی امام حسن مجتبی صلوات الله علیه فرمایش خود را فرمودند، این مردم بودند که نخواستند بشنوند.
رهبر شهید هم مواردی مانند لیست انگلیسی را فرمودند و مردم همراهی نکردند.
اما الآن موضوع تفاوت پیدا کرده است، الآن مردم در میدان یکپارچه منتظر هستند که فرمان رهبر انقلاب را بشنوند.
اگر رهبر انقلاب چیزی را نمیفرمایند از چه روست؟ یعنی تشخیص نمیدهند؟ یا حکمت ندارند؟ یا به اندازهی ما اشراف ندارند؟ یا اقتدار ندارند؟ اگر اینطور باشد که اصلاً این شخص به درد کشور نمیخورد! اگر اینطور بود که در این سالیان گذشته رهبر شهید مدام سیبل ضربات دشمن نبود، اگر کارهای نبود که چرا ایشان را میزدند؟ اتفاقاً او بود که همهکاره بود، به این معنا که در مسائل کلان تصمیم با او بود.
البته مسلماً اگر مردم و مسئولان در جایی همراهی نکنند، بالاخره رهبری باید با همینها کار کند، ممکن است در جاهایی کوتاه بیاید. کمااینکه ممکن است من دوست داشته باشم فرزندم در دو رشتهی المپیاد شرکت کند، ولی وقتی استعدادها و تواناییهای فرزندم را بررسی میکنم، ممکن است از این موضوع بگذرم. ممکن است در ابتدای امر از فرزند خود توقع رتبهی زیر صد کنکور داشته باشم، اما بعد از مدتی با توجه به اقتضائات و تواناییها از این موضوع کوتاه بیایم.
اینکه ما الآن از میدان میبینیم این است که میدان آمادهی تبعیت است، اما چیزی از رهبری صادر نمیشود. یعنی اهمیت این انسجام میدان بیشتر از موارد احتمالیِ جزئی است، یا باید نعوذبالله بگوییم ایشان چیزی از فنون رهبری و راهبری را نمیداند.
پس من نمیگویم که آیا نقدی به بعضی جاها داریم یا نه، بنده فی الجمله به خیلی جاها نقد دارم، اما باید آیا اینها را در میدان بگویم؟
بابت حضور در میادین مدیون هستیم
اولاً اگر هفتاد شب است که ما در میدان حضور داریم باید خدای متعال را شکر کنیم، یعنی درواقع هفتاد شب است که به خدای متعال بدهکار هستیم.
ما هر مرتبه که به حرم امام رضا علیه السلام میرویم، خودمان را بدهکارتر از گذشته میدانیم. خدا میداند من هر مرتبه که میخواهم به حرم مطهّر امام رضا علیه السلام بروم، چون میدانم و یقین دارم و به احوال خودم علم دارم که اگر به انصاف و عدالت بود، امام رضا علیه السلام نباید مرا راه میداد، برای همین با خجالت وارد حرم امام رضا علیه السلام میشوم.
حال اگر هفتاد مرتبه توفیق زیارت پیدا کرده باشم که منّت نمیگذارم!
ما در این میدان در یک جهاد آسانی حضور پیدا کردیم، بجای تیر هم باران بر سر ما خورده است. اگر هر کسی بخواهد خودش را بررسی کند، میبیند که خدای متعال یک جهاد آسانی را روزی ما کرده است، سختی را خانوادهی رهبر شهید کشیدند که حتّی نتوانستند یک مجلس برای عزیزانشان برگزار کنند، نوههای رهبری نتوانستند یک زندگی طبیعی برای خودشان داشته باشند، اینها با کسی ارتباط ندارند. یا بعضی از خانوادههای شهدا، پنج شهید، هفت شهید، دو شهید… آنها هم علیرغم اینکه شهید دادند، به دستگاه خدا بدهکار هستند و خودشان را بدهکار میدانند، چه برسد به کسی مانند من! که بگویم هفتاد شب است در میدان حضور پیدا کردم و وقت مردم را گرفتم.
اولاً ما هرچه به میادین بیاییم، ما را مدیونتر میکند، ثانیاً دیشب که من نبودم، آیا مراسم سردر دانشگاه تعطیل بود؟ یا آیا فردا که من نیستم تعطیل است؟ نباید چنین توهمی داشته باشم که آمدنِ من کاری کرده است. خدای متعال در مورد جمع کَرَم و عنایت کرده است که اتفاقی رخ دهد. من آمدهام که شاید کنار شما چیزی بدست بیاورم، بلکه چیزی در پروندهی من اضافه شود.
از آنطرف باید دائم از خدای متعال بخواهیم که «وَ لاَ تَسْتَبْدِلْ بِنَا غَيْرَنَا»،[4] خدایا! شاید من از جان مایه نگذاشته باشم و همهی وظیفهی خود را انجام نداده باشم، این توفیق را از من سلب نکن.
شیوهی مطالبهی ما در میادین
لذا یکی از آفتها در میادین این است که حواس من به این موضوع نباشد که من یک فرصت اندکی دارم.
عزیزان! جنگ هشت ساله هم بالاخره تمام شد، مدتی بعد، جهاد خیابان جمع میشود، و من میمانم پروندهی اعمالم. اتفاقاً این موضوع برای انسان دغدغه ایجاد میکند، انسان باید فکر کند چکار کند که کار بهتری کرده باشد.
حضرت باقر سلام الله علیه فرمودند: امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بین هیچ دو کاری مخیّر نمیشدند، الا اینکه کار سختتر را انجام میدادند.
یعنی من به صرف حضور و غُر زدن اکتفا نکنم.
اگر قصد نقد کردن دارم، به نظر بنده نقدی که رهبری در این شرایط میپسندند این است که ما مطالبات خودمان را ایجابی بیان کنیم، لازم نیست به مسئولان طعن بزنیم.
چه چیزی را مطالبه کنیم؟ مثلاً شروطِ حداکثریِ دهگانه را، حفظ مدیریت تنگه هرمز و… و مطالبی که رهبری فرمودهاند.
یا بعنوان مثال، من اینجا در میان میدان، مطالبهی مذاکره و اتمام جنگ نمیکنم.
بنده هر دستوری که رهبری بدهند، تابع هستم؛ اما وظیفهی من در میدان این نیست که پالس ضعف بدهم، من در اینجا طرفدار جنگ و انتقامگیری از خون رهبر شهید و مجازات دشمن هستم، ما در اینجا پالس مذاکره و سکوت و اتمام جنگ نمیدهیم، اگر دستوری از بالا برسد مطیع هستیم، ولی ما در میدان آمادهی جنگ و سختترین شرایط هستیم، آماده هستیم که اگر نعوذبالله کار به جایی برسد که او زیرساخت بزند و ما انتقام بگیریم، تحمل کنیم.
باید ما برای سختترین حالت آماده باشیم، اما کار را به دست آن حکیم میسپاریم که اگر او خواست تصمیم بگیرد، دست او باز باشد، و پالس ضعف از خیابان نرفته باشد که او مجبور شود در تصمیم خود محدودیت قائل شود. یعنی اگر محدودیتی هم هست، محدودیتهای نظامی و شرایط ادارهی کشور باشد، نه محدودیتی از جانب ما. یعنی رهبر انقلاب بفرمایند مردم خیابان محکم ایستادهاند، اینها از من اتمام جنگ نمیخواهند.
در همه جای دنیا مردم اتمام جنگ میخواهند، اما ما اتمام جنگ نمیخواهیم، ما نمیگوییم حتماً جنگ را تمام کنید، بلکه میگوییم باید جنگ عزتمندانه تمام شود، بلکه ان شاء الله با انتقامگیری تمام شود، ان شاء الله جنگ با یک ضربهی کاری که به دشمن وارد کنیم تمام شود.
ما در اینجا تقاضای اتمام نبرد نداریم، ما برای سختترین شرایط آماده هستیم، اما به حکیمی اعتماد داریم که بهترین شرایط کشور را درنظر میگیرد، ولی ما پالس ضعف نمیدهیم.
اما در کنار این، شعار را عوض نمیکنیم، نباید به یکدیگر یا مسئولی که مسئول کار است حرف سلبی بزنیم، میتوانیم مطالبه کنیم، یعنی نقدمان را به یک گزارهی ایجابی تبدیل کنیم. این کار درگیری ایجاد نمیکند، یعنی من چیزی نمیگویم که طرفدار آن شخص هم جوابی بدهد و ما مشغول یکدیگر شویم؛ حتماً دشمن به دنبالِ مشغول کردنِ ماست.
روضه و توسّل
با توجه به اینکه ماه ذی القعده ماه زیارت امام رضا علیه السلام است، و دل ما برای امام رضا علیه السلام تنگ شده است… رهبر شهید تعبیری برای امام رضا علیه السلام داشت… رهبری شهید بغیر از اینکه یک مرجع تقلید بود، رهبری سیاسی هم بود… اینکه ایشان این حرف را بزنند، باید خیلی اعتقاد داشته باشند، چون این عبارت از آن جایگاه، یک معانیِ اضافه هم دارد. زمانی رهبر شهید فرمودند: امام رضا علیه السلام ولی نعمت ما، و ولی نعمت عالم وجود است.
ما اینطور معتقد هستیم که این بارانی که الآن میآید، به برکت امام رضا علیه السلام و حضرت حجّت سلام الله علیه است، این نسیمی که میوزد، به برکتِ امام رضا علیه السلام است که ما در خانهی ایشان هستیم، ما هر جای ایران که باشیم در حصن امام رضا علیه السلام و حضرت حجّت سلام الله علیه هستیم، ما در پناه او هستیم، آنها هم اهل پناه دادن هستند.
در بعضی از تعابیر روایات، کسی که پدر خود را نبیند، از پدر یا مادر محروم باشد، «یتیم» تلقّی شده است. در روایات ما، ما که نمیتوانیم امام زمان ارواحنا له الفداه را ببینیم «یتیم» تلقّی شدهایم، و روایات فراوانی نسبت به «یتیم» هست، مثلاً «إِذَا بَكَى اَلْيَتِيمُ اِهْتَزَّ لَهُ اَلْعَرْشُ»،[5] اگر یتیم گریه کند عرش خدا میلرزد؛ یا اینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «أَنَا أَبُو اَلْيَتَامَى»[6] من پدرِ یتیمان هستم…
مگر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه پدرِ همه نیستند؟ مسلماً هستند، پس چرا فرمودند «أَنَا أَبُو اَلْيَتَامَى»؟ این بدین معناست که من به شکل ویژهای به ایتام عنایت دارم.
مسلّم است که این اخلاقِ همهی ائمه علیهم السلام است، ما در روایات، در آخرالزمان، یتیم تلقّی شدهایم. الان هم شب است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: اگر کسی شبهنگام به درِ خانهی شما آمد، (قریب به این مضمون) حتّی اگر احتمال میدادید راست نمیگوید، او را رد نکنید، اگر او را رد کنید، برای شما فقر بهمراه خواهد داشت.
ما هم اینجا به امام رضا علیه السلام عرض میکنیم: یا علی بن موسی الرضا! گرچه دوریم، به یاد تو سخن میگوییم… دوست داشتیم الآن در مسجد گوهرشاد نشسته باشیم و راجع به شما صحبت کنیم… منّت گذاشتید و ما را در این جنگ جزو مجاهدان قرار دادید و ما باید اینجا را حفظ میکردیم، با افتخار و منّت، اینجا حضور داریم؛ اما این بدین معنا نیست که دل ما برای شما تنگ نشده باشد…
وقتی میخواهیم از کنار امام رضا علیه السلام بیاییم، آخرین مرتبه که میخواهیم از حرم بیرون بیاییم، روایت میگوید به قبر مبارک حضرت رو کن و بگو: «السَّلاَمُ عَلَيْكَ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ»، سلام میکنم، مانند آن کسی که مجبور است وداع کند ولی خسته و دلزده نشده است، دل او اینجاست، مجبور است که برود…
حال ما به امام رضا علیه السلام عرض میکنیم که ما دوست داریم از دور سلامی به شما عرض کنیم، دوست داشتیم الآن بجای کبوترها در حرم شما پر بکشیم…
برای اینکه محبّت امام رضا علیه السلام را به خودمان جلب کنم، توسّل اندکی راجع به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض میکنم.
از امام رضا علیه السلام پرسیدند که نظر شما راجع به فلانی و فلانی چیست؟ حضرت بعد از امتناعی فرمودند: «كَانَتْ لَنَا أُمٌّ صَالِحَةٌ مَاتَتْ وَ هِيَ عَلَيْهِمَا سَاخِطَةٌ»،[7] مادرِ صالحهای داشتیم، وقتی از دنیا رفت، از دست آن دو نفر خشمگین بود.
امام جواد علیه السلام هم خیلی حضرت زهرایی هستند، بنده زمانی توضیح دادهام که معلوم میشود تربیتِ امام رضا علیه السلام اینگونه است، لذا به ذهن بنده رسید این قسمت از روضه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را جهت عرض ارادت به امام رضا علیه السلام بخوانم.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خیلی نسبت به یکدیگر وابستگی روحی داشتند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: پیامبر به من فرموده است که فاطمه رکنِ تو است.
«رکن تو است» یعنی ستونِ وجودِ تو است، اگر بشکند تو نمیتوانی روی پای خود بایستی. و اتفاقاً وقتی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شهید شدند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: رکن من شکست… بالای قبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: «وَ عَفَى عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي»،[8] یعنی یا رسول الله! دیگر نمیتوانم روی پای خود بایستم…
یعنی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خیلی عجیب از لحاظ عاطفی به یکدیگر وابسته بودند.
من این روضه را به یاد همهی همسران شهدا، به یاد شهدای بیت رهبر شهید عرض میکنم… رهبر جدید ما چند مدل داغ دیدهاند، همهی آنها را شریک میکنم، همهی شهدا را شریک میکنم…
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: وقتی به خانه میرفتم و فاطمهام را میدیدم، اصلاً غمهای خود را فراموش میکردم و مشکلات را از یاد میبردم.
دشمن برای اینکه کمرِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را بشکند، بجای اینکه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را بکشد، کاری کرد که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هر روز هزار مرتبه بمیرد و زنده شود…
همانطور که میدانید، اتفاقاتی رخ داد، و بدن مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در زمان خیلی کمی آب شد، «ذَابَ لَحْمُهَا»،[9] گوشت بدن آب شد، «وَ نَحَلَ جِسْمُهَا»، جسم از دست رفت، بگونهای که بیبی دو عالم بستری شد و نمیتوانست از جای خود بلند شود، نفس کشیدن برای ایشان سخت شد، طبق برخی نقلها «يُغْشَى عَلَيْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ»،[10] از حال میرفت و به حال میآمد، این موضوع خیلی برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سخت بود…
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خواستند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را دفن کنند، فقط خدای متعال میداند که ایشان چه کشیدند، بدن را در خاک گذاشتند، وقتی کار تمام شد، باید روی لحد خاک میریختند، خدا میداند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چه کشیدند تا روی قبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را پوشاندند…
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خود را نگه داشته بودند، وقتی کار تمام شد، «فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ اَلْقَبْرِ»،[11] دست خویش را از خاک برداشتند و تکاندند، «هَاجَ بِهِ اَلْحُزْنُ» غم به او حملهور شد… انگار اشک از دو چشم مبارک امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میجوشید…
وقتی خیلی غم به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فشار آورد، اول به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم سلام عرض کرد، «اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنِ اِبْنَتِكَ»، از طرف خودم و دخترتان به شما سلام عرض میکنم…
یعنی درواقع امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم پناه بردند…
اینکه ما بعدها دیدیم حضرت زینب کبری سلام الله علیها در وسط قتلگاه، هنگامی که غم خیلی سنگینی به ایشان وارد شد و بدن بیسرِ سیّدالشّهداء صلوات الله علیه را دید، به مدینه رو کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را صدا زد، لابد از اینجا یاد گرفته بود…
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه کمی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم صحبت کرد، بعد با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها صحبت کرد… امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دوست داشت همانجا بماند، فرمود: «لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا» اگر اینها به ما چیره نشده بودند و فشار نمیآوردند و من مجبور نبودم که تا صبح صورتِ چهل قبر درست کنم که جای تو مخفی باشد، «لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً» آنقدر سرم را روی قبر تو میگذاشتم و گریه میکردم که به تو بپیوندم؛ اما چاره نیست و باید بلند شوم، کار زیاد است… دل من اینجاست، همهی وجود من در این قبر است، ولی باید بروم و صورتِ قبر درست کنم…
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خواست بلند شود، به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها عرض کرد: «السَّلاَمُ عَلَيْكِ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ»، میخواهم بروم ولی دلِ من اینجاست، من خسته و ملول نشدهام، بلکه مجبور هستم که بروم…
«ألَا لَعنَتُ اللهِ عَلَی القَومِ الظَّالِمِینَ وَ سَیَعلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أیَّ مُنقَلِبَ یَنقَلِبُون»…
دعا
خدایا! حضور ما را روز به روز، بانشاطتر، بایقینتر، بامعرفتتر، با نیت خالصتر در این میادین، از جهت کمّی و کیفی بهتر و منسجمتر قرار بده.
خدایا! حضور ما را مورد رضایت امام زمان ارواحنا له الفداه قرار بده.
خدایا! نحوهی حضور ما را به امضا و رضایت امام زمان ارواحنا له الفداه برسان.
خدایا! عرض سلام و ادب ما را به محضر باعظمت امام زمان ارواحنا له الفداه ابلاغ بفرما.
خدایا! امام زمان ارواحنا له الفداه را دعاگوی ما بگردان.
خدایا! فرج حضرت حجّت سلام الله علیه را در روزگار ما مقدّر بفرما.
خدایا! پایان عمر ما و انتهای مأموریت ما در این دنیا را شهادت در راه امام زمان ارواحنا له الفداه قرار بده.
خدایا! شهدای ما، امام راحل ما، اموات ما، اموات این جمع، رهبر شهید ما، خانواده رهبر شهید ما را با سیّدالشّهداء صلوات الله علیه محشور بفرما.
خدایا! رزمندگان ما، مردم مجاهد ما، حاضران در این میدان، بستگان و خانوادههای آنان را، رهبر معظم ما را در حصن حصین خودت مصون و محفوظ بفرما.
خدایا! باران رحمت و مغفرت و عبادت مورد پسند خودت و توحید و ولایت و نصرت و سلامتی و شفا و حیا و توجه به احکام و مهرورزی به یکدیگر و روحیه بندگی و روحیه اخلاص و روحیه ایثارگری و روحیه اتحاد و انسجام را از آسمان بر ما نازل بفرما.
خدایا! هر کسی در این سر در دانشگاه، در این ورودی به مکان علم، حاجت و نیّت و همّ و غم و گرفتاری و دغدغهای دارد، بیشتر از حد تصور و بالاتر از میزان توقع و فوق رغبت او، به کَرَمِ امام زمان ارواحنا له الفداه حاجات همه روا بفرما.
هدیه به محضر امام زمان ارواحنا له الفداه صلواتی مرحمت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] مصباح المتهجد، جلد ۱، صفحه ۴۰۹ (رَوَى يُونُسُ بْنُ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ : أَنَّ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَ يَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِصَاحِبِ اَلْأَمْرِ بِهَذَا – اَللَّهُمَّ اِدْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَ خَلِيفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ لِسَانِكَ اَلْمُعَبِّرِ عَنْكَ اَلنَّاطِقِ بِحُكْمِكَ وَ عَيْنِكَ اَلنَّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ وَ شَاهِدِكَ عَلَى عِبَادِكَ اَلْجَحْجَاحِ اَلْمُجَاهِدِ اَلْعَائِذِ بِكَ اَلْعَابِدِ عِنْدَكَ وَ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَ بَرَأْتَ وَ أَنْشَأْتَ وَ صَوَّرْتَ وَ اِحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِكَ اَلَّذِي لاَ يُضَيَّعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ وَ اِحْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آبَاءَهُ أَئِمَّتَكَ وَ دَعَائِمَ دِينِكَ وَ اِجْعَلْهُ فِي وَدِيعَتِكَ اَلَّتِي لاَ تَضِيعُ وَ فِي جِوَارِكَ اَلَّذِي لاَ يُخْفَرْ وَ فِي مَنْعِكَ وَ عِزِّكَ اَلَّذِي لاَ يُقْهَرُ وَ آمِنْهُ بِأَمَانِكَ اَلْوَثِيقِ اَلَّذِي لاَ يَخْذُلُ مَنْ آمَنْتَهُ بِهِ وَ اِجْعَلْهُ فِي كَنَفِكَ اَلَّذِي لاَ يُرَامُ مَنْ كَانَ فِيهِ وَ اُنْصُرْهُ بِنَصْرِكَ اَلْعَزِيزِ وَ أَيِّدْهُ بِجُنْدِكَ اَلْغَالِبِ وَ قَوِّهِ بِقُوَّتِكَ وَ أَرْدِفْهُ بِمَلاَئِكَتِكَ وَ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَلْبِسْهُ دِرْعَكَ اَلْحَصِينَةَ وَ حُفَّهُ بِالْمَلاَئِكَةِ حَفّاً اَللَّهُمَّ اِشْعَبْ بِهِ اَلصَّدْعَ وَ اُرْتُقْ بِهِ اَلْفَتْقَ وَ أَمِتْ بِهِ اَلْجَوْرَ وَ أَظْهِرْ بِهِ اَلْعَدْلَ وَ زَيِّنْ بِطُولِ بَقَائِهِ اَلْأَرْضَ وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ اُنْصُرْهُ بِالرُّعْبِ وَ قَوِّ نَاصِرِيهِ وَ اُخْذُلْ خَاذِلِيهِ – وَ دَمْدِمْ مَنْ نَصَبَ لَهُ وَ دَمِّرْ مَنْ غَشَّهُ وَ اُقْتُلْ بِهِ جَبَابِرَةَ اَلْكُفْرِ وَ عُمُدَهُ وَ دَعَائِمَهُ وَ اِقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ اَلضَّلاَلَةِ وَ شَارِعَةَ اَلْبِدَعِ وَ مُمِيتَةَ اَلسُّنَّةِ وَ مُقَوِّيَةَ اَلْبَاطِلِ وَ ذَلِّلْ بِهِ اَلْجَبَّارِينَ وَ أَبِرْ بِهِ اَلْكَافِرِينَ وَ جَمِيعَ اَلْمُلْحِدِينَ فِي مَشَارِقِ اَلْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَتَّى لاَ تَدَعَ مِنْهُمْ دَيَّاراً وَ لاَ تُبْقِيَ لَهُمْ آثَاراً اَللَّهُمَّ طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلاَدَكَ وَ اِشْفِ مِنْهُمْ عِبَادَكَ وَ أَعِزَّ بِهِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ أَحْيِ بِهِ سُنَنَ اَلْمُرْسَلِينَ وَ دَارِسَ حُكْمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ جَدِّدْ بِهِ مَا اِمْتَحَى مِنْ دِينِكَ وَ بُدِّلَ مِنْ حُكْمِكَ حَتَّى تُعِيدَ دِينَكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيداً غَضّاً مَحْضاً صَحِيحاً لاَ عِوَجَ فِيهِ وَ لاَ بِدْعَةَ مَعَهُ وَ حَتَّى تُنِيرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ اَلْجَوْرِ وَ تُطْفِئَ بِهِ نِيرَانَ اَلْكُفْرِ وَ تُوضِحَ بِهِ مَعَاقِدَ اَلْحَقِّ وَ مَجْهُولَ اَلْعَدْلِ فَإِنَّهُ عَبْدُكَ اَلَّذِي اِسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ اِصْطَفَيْتَهُ عَلَى غَيْبِكَ وَ عَصَمْتَهُ مِنَ اَلذُّنُوبِ وَ بَرَّأْتَهُ مِنَ اَلْعُيُوبِ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ اَلرِّجْسِ وَ سَلَّمْتَهُ مِنَ اَلدَّنَسِ اَللَّهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ يَوْمَ حُلُولِ اَلطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ يُذْنِبْ ذَنْباً وَ لاَ أَتَى حُوباً وَ لَمْ يَرْتَكِبْ مَعْصِيَةً وَ لَمْ يَضَعْ لَكَ طَاعَةً وَ لَمْ يَهْتِكْ لَكَ حُرْمَةً وَ لَمْ يُبَدِّلْ لَكَ فَرِيضَةً وَ لَمْ يُغَيِّرْ لَكَ شَرِيعَةً وَ أَنَّهُ اَلْهَادِي اَلْمُهْتَدِي اَلطَّاهِرُ اَلتَّقِيُّ اَلنَّقِيُّ اَلرَّضِيُّ اَلزَّكِيُّ اَللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أُمَّتِهِ وَ جَمِيعِ رَعِيَّتِهِ مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ تَجْمَعُ لَهُ مُلْكَ اَلْمُمْلَكَاتِ كُلِّهَا قَرِيبِهَا وَ بَعِيْدِهَا وَ عَزِيزِهَا وَ ذَلِيلِهَا حَتَّى يُجْرِيَ حُكْمَهُ عَلَى كُلِّ حُكْمٍ وَ تَغْلِبَ بِحَقِّهِ كُلَّ بَاطِلٍ اَللَّهُمَّ اُسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ اَلْهُدَى وَ اَلْمَحَجَّةَ اَلْعُظْمَى وَ اَلطَّرِيقَةَ اَلْوُسْطَى اَلَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا اَلْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِهَا اَلتَّالِي وَ قَوِّنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُشَايَعَتِهِ وَ اُمْنُنْ عَلَيْنَا بِمُتَابَعَتِهِ وَ اِجْعَلْنَا فِي حِزْبِهِ اَلْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ اَلصَّابِرِينَ مَعَهُ اَلطَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُنَاصَحَتِهِ حَتَّى تَحْشُرَنَا يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِي أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ مُقَوِّيَةِ سُلْطَانِهِ اَللَّهُمَّ وَ اِجْعَلْ ذَلِكَ لَنَا خَالِصاً مِنْ كُلِّ شَكٍّ وَ شُبْهَةٍ وَ رِيَاءٍ وَ سُمْعَةٍ حَتَّى لاَ نَعْتَمِدَ بِهِ غَيْرَكَ وَ لاَ نَطْلُبَ بِهِ إِلاَّ وَجْهَكَ وَ حَتَّى تُحِلَّنَا مَحَلَّهُ وَ تَجْعَلَنَا فِي اَلْجَنَّةِ مَعَهُ وَ أَعِذْنَا مِنَ اَلسَّامَّةِ وَ اَلْكَسَلِ وَ اَلْفَتْرَةِ وَ اِجْعَلْنَا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّكَ وَ لاَ تَسْتَبْدِلْ بِنَا غَيْرَنَا فَإِنَّ اِسْتِبْدَالَكَ بِنَا غَيْرَنَا عَلَيْكَ يَسِيرٌ وَ هُوَ عَلَيْنَا كَثِيرٌ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلاَةِ عَهْدِهِ وَ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ بَلِّغْهُمْ آمَالَهُمْ وَ زِدْ فِي آجَالِهِمْ وَ أَعِزَّ نَصْرَهُمْ وَ تَمِّمْ لَهُمْ مَا أَسْنَدْتَ إِلَيْهِمْ مِنْ أَمْرِكَ لَهُمْ وَ ثَبِّتْ دَعَائِمَهُمْ وَ اِجْعَلْنَا لَهُمْ أَعْوَاناً وَ عَلَى دِينِكَ أَنْصَاراً فَإِنَّهُمْ مَعَادِنُ كَلِمَاتِكَ وَ خُزَّانُ عِلْمِكَ وَ أَرْكَانُ تَوْحِيدِكَ وَ دَعَائِمُ دِينِكَ وَ وُلاَةُ أَمْرِكَ وَ خَالِصَتُكَ مِنْ عِبَادِكَ وَ صَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ أَوْلِيَاؤُكَ وَ سَلاَئِلُ أَوْلِيَائِكَ وَ صَفْوَةُ أَوْلاَدِ نَبِيِّكَ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .)
[5] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، جلد ۳، صفحه ۲۸۷ (قَالَ وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِذَا بَكَى اَلْيَتِيمُ اِهْتَزَّ لَهُ اَلْعَرْشُ فَيَقُولُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْ هَذَا اَلَّذِي أَبْكَى عَبْدِيَ اَلَّذِي سَلَبْتُهُ أَبَوَيْهِ فِي صِغَرِهِ فَوَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ اِرْتِفَاعِي فِي مَكَانِي لاَ يُسْكِتُهُ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاَّ وَجَبَتْ لَهُ اَلْجَنَّةُ .)
[6] التوحيد، جلد ۱، صفحه ۱۶۴ (حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اَلنَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي خُطْبَتِهِ: أَنَا اَلْهَادِي وَ أَنَا اَلْمُهْتَدِي وَ أَنَا أَبُو اَلْيَتَامَى وَ اَلْمَسَاكِينِ وَ زَوْجُ اَلْأَرَامِلِ وَ أَنَا مَلْجَأُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ مَأْمَنُ كُلِّ خَائِفٍ وَ أَنَا قَائِدُ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ أَنَا حَبْلُ اَللَّهِ اَلْمَتِينُ وَ أَنَا عُرْوَةُ اَللَّهِ اَلْوُثْقَى وَ كَلِمَةُ اَلتَّقْوَى وَ أَنَا عَيْنُ اَللَّهِ وَ لِسَانُهُ اَلصَّادِقُ وَ يَدُهُ وَ أَنَا جَنْبُ اَللَّهِ اَلَّذِي يَقُولُ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يٰا حَسْرَتىٰ عَلىٰ مٰا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اَللّٰهِ وَ أَنَا يَدُ اَللَّهِ اَلْمَبْسُوطَةُ عَلَى عِبَادِهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا بَابُ حِطَّةٍ مَنْ عَرَفَنِي وَ عَرَفَ حَقِّي فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ لِأَنِّي وَصِيُّ نَبِيِّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى خَلْقِهِ لاَ يُنْكِرُ هَذَا إِلاَّ رَادٌّ عَلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ .)
[7] الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، جلد ۱، صفحه ۲۵۲ (وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ إِلَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَوْلاَدِ اَلْبَرَامِكَةِ عَرَضَ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ مَا تَقُولُ فِي أَبِي بَكْرٍ قَالَ لَهُ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ فَأَلَحَّ اَلسَّائِلُ عَلَيْهِ فِي كَشْفِ اَلْجَوَابِ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَتْ لَنَا أُمٌّ صَالِحَةٌ مَاتَتْ وَ هِيَ عَلَيْهِمَا سَاخِطَةٌ وَ لَمْ يَأْتِنَا بَعْدَ مَوْتِهَا خَبَرٌ أَنَّهَا رَضِيَتْ عَنْهُمَا .)
[8] الکافي، جلد ۱، صفحه ۴۵۸ (أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اَللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ اَلشَّيْبَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْهُرْمُزَانِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ دَفَنَهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ عَنِ اِبْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ اَللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي إِلاَّ أَنَّ لِي فِي اَلتَّأَسِّي بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ نَفْسُكَ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي بَلَى وَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ لِي أَنْعَمُ اَلْقَبُولِ «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ» قَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لاَ يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو وَ سَتُنْبِئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا اَلسُّؤَالَ وَ اِسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلاً وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اَللَّهُ «وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ» سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ قَالٍ وَ لاَ سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ وَاهَ وَاهاً وَ اَلصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ وَ اَللَّبْثَ لِزَاماً مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ اَلثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ اَلرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اَللَّهِ تُدْفَنُ اِبْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ يَتَبَاعَدِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ اَلذِّكْرُ وَ إِلَى اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْمُشْتَكَى وَ فِيكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَحْسَنُ اَلْعَزَاءِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ وَ اَلرِّضْوَانُ .)
[9] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد ۷۸، صفحه ۲۸۲ (دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ ، رُوِّينَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ : أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسَرَّ إِلَى فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ أَنَّهَا أُولَى مَنْ يَلْحَقُ بِهِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ فَلَمَّا قُبِضَ وَ نَالَهَا مِنَ اَلْقَوْمِ مَا نَالَهَا لَزِمَتِ اَلْفِرَاشَ وَ نَحَلَ جِسْمُهَا وَ ذَابَ لَحْمُهَا وَ صَارَتْ كَالْخَيَالِ وَ عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمَا سَبْعِينَ يَوْماً فَلَمَّا اُحْتُضِرَتْ قَالَتْ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ كَيْفَ أُحْمَلُ عَلَى رِقَابِ اَلرِّجَالِ مَكْشُوفَةً وَ قَدْ صِرْتُ كَالْخَيَالِ وَ جَفَّ جِلْدِي عَلَى عَظْمِي قَالَتْ أَسْمَاءُ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنْ قَضَى اَللَّهُ عَلَيْكِ بِأَمْرٍ فَسَوْفَ أَصْنَعُ لَكِ شَيْئاً رَأَيْتُهُ فِي بَلَدِ اَلْحَبَشَةِ قَالَتْ وَ مَا هُوَ قَالَتِ اَلنَّعْشُ يَجْعَلُونَهُ مِنْ فَوْقِ اَلسَّرِيرِ عَلَى اَلْمَيِّتِ يَسْتُرُهُ قَالَتْ لَهَا اِفْعَلِي فَلَمَّا قُبِضَتْ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهَا صَنَعَتْهُ لَهَا أَسْمَاءُ فَكَانَ أَوَّلَ نَعْشٍ عُمِلَ لِلنِّسَاءِ فِي اَلْإِسْلاَمِ .)
[10] المناقب، جلد ۳، صفحه ۳۶۲ (وَ رُوِيَ: أَنَّهَا مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِيهَا مُعَصَّبَةَ اَلرَّأْسِ نَاحِلَةَ اَلْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ اَلرُّكْنِ بَاكِيَةَ اَلْعَيْنِ مُحْتَرِقَةَ اَلْقَلْبِ يُغْشَى عَلَيْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ وَ تَقُولُ لِوَلَدَيْهَا أَيْنَ أَبُوكُمَا اَلَّذِي كَانَ يُكْرِمُكُمَا وَ يَحْمِلُكُمَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ أَيْنَ أَبُوكُمَا اَلَّذِي كَانَ أَشَدَّ اَلنَّاسِ شَفَقَةً عَلَيْكُمَا فَلاَ يَدَعُكُمَا تَمْشِيَانِ عَلَى اَلْأَرْضِ وَ لاَ أَرَاهُ يَفْتَحُ هَذَا اَلْبَابَ أَبَداً وَ لاَ يَحْمِلُكُمَا عَلَى عَاتِقِهِ كَمَا لَمْ يَزَلْ يَفْعَلُ بِكُمَا ثُمَّ مَرِضَتْ وَ مَكَثَتْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ دَعَتْ أُمَّ أَيْمَنَ وَ أَسْمَاءَ بِنْتَ عُمَيْسٍ وَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَوْصَتْ إِلَى عَلِيٍّ بِثَلاَثٍ أَنْ يَتَزَوَّجَ بِابْنَةِ أُخْتِهَا أُمَامَةَ لِحُبِّهَا أَوْلاَدَهَا وَ أَنْ يَتَّخِذَ نَعْشاً كَأَنَّهَا كَانَتْ رَأَتِ اَلْمَلاَئِكَةَ تَصَوَّرُوا صُورَتَهُ وَ وَصَفَتْهُ لَهُ وَ أَنْ لاَ يَشْهَدَ أَحَدٌ جَنَازَتَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ أَنْ لاَ يَتْرُكَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ .)
[11] الأمالي (للمفید)، جلد ۱، صفحه ۲۸۱ (قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْهُرْمُزَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لاَ يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اَللَّهُ عَلَى اِسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ – فَلَمَّا حَضَرَتْهَا اَلْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلاً وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ اَلْقَبْرِ هَاجَ بِهِ اَلْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنِ اِبْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ – وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ لَهَا اَللَّهُ سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ تَجَلُّدِي- إِلاَّ أَنَّ فِي اَلتَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ اَلْحُزْنِ اَلَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ اَلتَّعَزِّي – فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَنْعَمُ اَلْقَبُولِ – إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ – لَقَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ وَ اُخْتُلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ – لاَ يَبْرَحُ اَلْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو – وَ سَتُنَبِّئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلاً وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اَللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ سَلاَمٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ وَ اَلصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ اَلثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ اَلرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اَللَّهِ تُدْفَنُ اِبْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ اَلذِّكْرُ فَإِلَى اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ اَلْعَزَاءِ – وَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .)