«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین و خاندان حضرت موسی بن جعفر، حضرت علی بن موسی الرضا، حضرت جوادالأئمه، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهم أجمعین و علیهم أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه به محضر حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا از صدر اسلام تا شهدای اخیر، رهبر عظیم الشأن شهید، سلامتی همهی شیعیانِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، رهبر معظم انقلاب، شما عزیزان، رزمندگان اسلام، نصرت خدا بر مسلمین، و نابودی کفار و مستکبرین، صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
تبیین بحث
بنا داشتیم چند شب جلسهی توجّه به حضرت حجّت سلام الله علیه داشته باشیم که بخاطر شرایط، بعد از ماجرای جلسات خیمهی میدان هفتم تیر، مدام به تعویق افتاد و به شهادت امام جواد علیه الصلاة و السلام رسید.
عرض کلی بنده در این سه شب، یک ورودی است که امشب عرض میکنم، و اشاراتی به مسئلهی زمینهسازی ظهور خواهم داشت. البته خود کلمهی «زمینهسازی ظهور» از ابعاد مختلف محل مناقشه و پیچیدگی است، آن بخشی که شاید بتواند به ارتباط ما با حضرت مربوط شود، بتواند محل گفتگو شد.
این موضوع را در مقدمه عرض میکنم که بیشتر از اینکه زمینهسازی ظهور، که در ذیل خیلیها این است که ما کارها را انجام دهیم و جاده را صاف کنیم تا حضرت تشریف بیاورند؛ البته ما قبلاً نقدهایی به این نگاه عرض کردهایم، اول این است که ما باید زمینه را برای اینکه خود ما به حضور و ظهور برسیم فراهم کنیم، باید به مسلماتِ مسئله بپردازیم.
اساساً حضرت حاضر است، بنحوی ما هستیم که غایبیم، مانند کسی که بینایی ندارد. گاهی مانع ندیدن فیزیولوژیکی و مشکل جسمی و پزشکی و اختلال در بینایی است، گاهی موارد دیگری مانع بینایی میشود.
این ما هستیم که غایبیم
این ما هستیم که حضرت حجّت سلام الله علیه را نمیبینیم، نه اینکه حضرت نباشند. یکی از تفاوتهای اساسی ما با بقیهی مذاهب اسلامی در این نقطه است، که اساساً آنها منتظر هستند که روزی ایشان تشریف بیاورند تا ما را نجات دهند، و الآن کاری با ایشان ندارند. یا برخی منتظر هستند که ایشان بعداً به دنیا بیایند.
روایات ما به ما اینطور نمیگوید، بلکه روایات ما میگوید حضرت حضور دارند و بین ما هم هستند، نزدیک ما هم هستند، «بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا»،[4] مُغَیَّب است، ولی خیلی از ما فاصله ندارد، «بِنَفْسي اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا»، از ما دوری نکرده است ولی دور است.
اگر شما نزد یک ربّانی برجسته بروید، کنار او نشستهاید و به مسائل دنیوی فکر میکنید، ولی آن عالم ربّانی در ملکوت است. اینجا ما نسبت به فکر او در غیبت هستیم و اصلاً خبر نداریم که چه میگوید. او کنار ما نشسته است و ما او را میبینیم ولی از فکر او خبر نداریم. دغدغهی ما و آن ربّانی با هم تفاوت جدّی دارد، ما نسبت به آن فکر غائب هستیم.
ما استادی داشتیم که وقتی به محضر ایشان میرسیدیم، ایشان میپرسیدند: «مبشّرات چه داری؟»؛ یعنی آنقدر عالم برای او اشاره به وجود امام زمان ارواحنا له الفداه بود، غیر از خواب و تشرّف و… برای عاشق «خبر» معشوق است، شخص دیگری برای عاشق خبر نیست.
شأن وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه طوری است که نسبت به این ربّانیین فاصله جدّی دارد.
لذا حضرت کنار ما هست، ولی آنقدر شأن ایشان بزرگ است که اصلاً ما ربطی به ایشان نداریم. لذا حتی اگر ما جسم ایشان را میدیدیم هم در غیبت بودیم.
مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در جایی از چهل حدیث به خود اینطور میگوید «ای بیچاره! تو چه خبر داری از احوال سالکان»… البته ایشان ملامتی مینوشتند، به خودشان میگفتند که به کسی برنخورد.
حال وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه کجاست؟ در چه ملکوتی است؟ کجا را سیر میکنند؟ کجا را اداره میکنند؟ ما کجا هستیم و ایشان کجا هستند؟
لذا «غایب» به این معنا نیست که ایشان حضور ندارد. اگر اینطور بود که از لفظ «وفات» استفاده میکردند. یعنی حضرت از عالم انتقال پیدا نکردهاند و در دنیا حضور دارند و امام ما هستند و همهی وظایف امامت را انجام میدهند.
امام زمان ارواحنا له الفداه به ما اشراف دارند
امروزی خبری با عنوان «انتشار نامه رهبر معظم انقلاب تا دقایقی دیگر» منتشر شد، یک لحظه من دیدم که خیلی خاک بر سر هستم، چون منتظر هستم که نامهی رهبری را بخوانم. البته این موضوع سر جای خود درست است، اما ناگهان نگاه کردم و دیدم من منتظر چه کسی هستم؟ اما منتظر آن کسی که باید باشم نیستم.
«منتظر» آن کسی است که کشیک میکشد تا از هر جا یک خبری برسد، یا خوابی ببیند، یا آیهای بخواند و خدای متعال به او توجّهی بدهد و الهامی برسد و دلی گرم شود، چشم او به آیتی روشن شود، توجّهی جلب شود.
ما طوری به خواب میرویم و طوری از خواب بیدار میشویم که کأنّه امام زمانی از دنیا رفته است یا شهید شده است، یعنی مانند بقیهی ائمه علیهم السلام با امام زمان ارواحنا له الفداه رفتار میکنیم، نهایتاً یک سلامی به حضرت میدهیم.
البته واضح است که من نمیخواهم بگویم رفتار کاریکاتوری کنید… البته اگر آن هم در شرایطی به ما توجّه دهد ایرادی ندارد… که مثلاً حتماً زمان غذا خوردن یک بشقاب خالی هم برای امام زمان ارواحنا له الفداه بگذارید… از این جهت میگویم «کاریکاتوری» که گاهی خود اینها ممکن است حجاب باشد، وگرنه اگر توجّه ما را به حضور حضرت جلب کند ایرادی ندارد، چون عالم بر سرِ سفرهِ امام زمان ارواحنا له الفداه است و شأن حضرت أجلّ از این است که بخواهد بر سر سفرهی من بیایند و از لقمهای که من کار کردهام میل کنند.
حضرت حیّ حاضر هستند، در اوج فهم هم احدی در عالم مانند ایشان نبوده است و نیست، نهایت بقیه در سطح ایشان بفهمند. مهربان است و در تاریخ کسی مانند ایشان مهربان نیامده است، اگر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و… هم نهایت مهربانی بوده است، مانند ایشان مهربان هستند، و ایشان ملتفت و متوجه به حال شیعیان هستند. از طرف ایشان، بیالتفاتی به حال شیعیان دون شأن امام است، نمیشود امام باشد و بیتوجّه باشد؛ اما از جانب ما، امام زمان ارواحنا له الفداه با سایر ائمه که شهید شدهاند برای من در رفتار خیلی تفاوت ندارند.
چون اگر انسان کار و گرفتاری دارد، با کسی که در آن زمینه کاری بلد است مشورت میکند، گاهی دست انسان در آن زمینه به کسی نمیرسد اما تلاشی میکند؛ وجود مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه در دسترس ماست، مگر اگر امام حیّ و حاضر بود، ما خیال میکردیم باید به شهری برویم که حضرت در آن زندگی میکنند، وقت بگیریم و اگر اجازه دادند وارد شویم؟
خیلیها فرصت و توفیق و دسترسی ندارند، اما برای امامی که حاضر است اما از چشمها غایب است، اینطور نیست؛ شما هر وقت اراده کنید و حرف بزنید، آن امام میشنود، شنوا و بیناست، بلکه یدالله است و اذن الله است، اصلاً لازم هم نیست خیلی بلند صحبت کنید، مقام ایشان آنقدر دور است که وقتی انسان بخواهد با یک دور صحبت کند، ناخودآگاه بلند صحبت میکند. اقتضای دوری مقام امام زمان ارواحنا له الفداه این است که انسان باید خیلی داد بزند که فکر کند به گوش حضرت میرسد، اما درواقع اینطور نیست، حضرت به ما نزدیک هستند، «بِنَفْسي اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا»، از بس بزرگ هستند دور هستند.
اگر شما کنار یک کوه بایستید، از سر شما تا نوک قله فاصله بسیار زیاد است، اما شما کنار کوه هستید، نزدیک هستید ولی دور هستید.
ما کنار امام زمان ارواحنا له الفداه هستیم ولی از عظمت ایشان دور هستیم، اما حضرت به ما اشراف دارند، ما را میبینند و صدای ما را میشنوند.
بعضی اوقات از من میپرسند که من چکار کنم تا با امام زمان ارواحنا له الفداه ارتباط بگیرم؟ عرض میکنم: همین حرفی که به من میزنی، همینطور در یک گوشه با امام زمان ارواحنا له الفداه صحبت کن.
شما هر وقت با امام زمان ارواحنا له الفداه صحبت کنید، حضرت میشنوند؛ اما بالاخره هر رزقی را با هر کسی نمیدهند.
مثلاً طرف کنار ضریح سیّدالشّهداء صلوات الله علیه، کنار قبّه قرار گرفته است، آنجا تلفن همراه خود را بررسی میکند!
یعنی گاهی انسان به یک رزق عظیمی رسیده است، ولی حواس او به جای دیگری است.
ما همان آدمهایی هستیم که کنار ضریح و زیر قبّهی سیّدالشّهداء صلوات الله علیه هستیم، ما کنار حضرت حجّت سلام الله علیه هستیم، شأن حضرت از این موضوع أجلّ است که عرض کنم حضرت در مجلس ما حاضر هستند، اما به مجلس ما اشراف دارند.
حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام و پیجوییِ امام زمان ارواحنا له الفداه
این روایت را از دوره امام جواد علیه الصلاة و السلام میخوانم، یکی از تربیتهای اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین این بوده است، شیعیان را طوری نسبت به مسئلهی موعود و آن امام منجی و آن قیام کنندهی حقیقی و آن نقطهی حقیقی ملکوتی، توجّه میدادند، که مردم زمان ائمهی ما، که امام معصوم علیه السلام را میدیدند و به امام معصوم دسترسی داشتند، به دنبال امام زمان ارواحنا له الفداه میگشتند.
شیخ صدوق این روایت را در باب سی و ششم کتاب «کمال الدین» که کتاب خیلی عزیزالوجودی است آورده است. باب سی و ششم چند روایت از امام جواد علیه السلام است که به امام زمان ارواحنا له الفداه ربط دارد.
آنجا از سید کریم، آقای تهران، حضرت عبدالعظیم حسنی سلام الله علیه نقل شده است که «دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ»،[5] یعنی حضرت عبدالعظیم علیه السلام به محضر امام جواد علیه الصلاة و السلام رسیده است…
اینجا سن و سال حضرت عبدالعظیم علیه السلام و حضرت جوادالأئمه علیه الصلاة و السلام خیلی به هم ربطی ندارد، حضرت عبدالعظیم علیه السلام امامزاده و فقیه و محدث هستند، خود ایشان آقای عالم است…
اینجا حضرت عبدالعظیم علیه السلام میفرمایند که سوالی از امام جواد علیه الصلاة و السلام داشتم، «أَ هُوَ اَلْمَهْدِيُّ أَوْ غَيْرُهُ» آن مهدی موعود قیامکننده امام جواد علیه السلام است یا نه؟
یعنی امام جواد علیه السلام حضور دارند و حضرت عبدالعظیم علیه السلام امام جواد علیه الصلاة و السلام را با اوصاف امامت ایشان میشناسند، اما میخواست بپرسد که آیا ایشان مهدی آل محمد علیهم السلام است یا نه.
یعنی این سؤال از زمان امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم السلام، و بعد هم زمان امام هادی علیه السلام هست.
اینجا نکاتی دارد، اینکه حضرت عبدالعظیم علیه السلام میپرسند که آیا شما آن امام هستید یا نه، یعنی حضرت عبدالعظیم علیه السلام نمیداند که امام زمان ارواحنا له الفداه کدام بزرگوار است، یعنی اطلاعات را اینقدر قطرهچکانی تزریق میکردند. صفات روشن شده است اما تعیین و تعیّن شخصی معلوم نیست.
کمااینکه دعبل به محضر امام رضا علیه الصلاة و السلام آمد، وقتی آن شعر معروف خود را خواند، در نهایت به قیام امام زمان ارواحنا له الفداه اشاره کرد، درست هم گفت، ما تا زمانی که ایشان تشریف بیاورند و قیام کنند بیچاره هستیم. حضرت از او پرسید که آیا میدانی او کیست؟ دعبل عرض کرد: نه!
یعنی شیعیان اوصاف امام زمان ارواحنا له الفداه را میشناختند، اما تعیّن شخصی ایشان را نمیدانستند، چون این تعیّن شخصی باعث امنیت است، اگر قرار بود همه بدانند، مسلماً دشمن هم میدانست، لذا نمیدانستند.
بعداً این همه روایت دربارهی دوازده امام داریم، یا اینها نمیدانستند که ما دوازده امامی هستیم، یا نمیدانستند قیامکننده امام دوازدهم است، وگرنه این سؤال جا نداشت، ضمن اینکه فقط یک نفر این سؤال را نپرسیده است، خیلی از یاران برجستهی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین این سؤال را از امام عصر خود پرسیدهاند، پس معلوم میشود که نمیدانند موعود و مهدی سلام الله علیه کدام امام است.
بعد از غیبت صغری که این روایات جمع و دستهبندی شد، شاید دیگر فرزندان ما هم این موضوع را میدانند، اما آن زمان نمیدانستند. باید چقدر اخبار را لایهبندی و مدیریت میکردند که هر خبری به هر کسی نرسد.
بعد از فرمایشاتی که دربارهی حضرت حجّت سلام الله علیه داشتند، حضرت جواد علیه السلام فرمودند: من آن امام نیستم. در این نقل هست که به حضرت عبدالعظیم علیه السلام فرمودند که سومین نسل من است. در نهایت فرمودند: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِيعَتِنَا اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ».
انتظار فرج
البته انتظار فرج به وجود مبارک حضرت حجّت سلام الله علیه اختصاص ندارد، مؤمن اگر اهل انتظار فرج باشد، هیچ چیزی نمیتواند او را شکست دهد. خود انتظار فرج یعنی گشایش و پیجوییِ گشایشِ کار.
اوج مصادیق انتظار فرج، انتظار فرج حضرت حجّت سلام الله علیه است که تشریف بیاورند و عالم را دگرگون کنند، یعنی فرج نهایی است، کمالِ کلّی است.
امید به اینکه خدای متعال در را باز کند، انتظار فرج است.
مؤمن ناامید نمیشود، آن چیزی که آن وزیر دشمن گفت که کار کردن با اینها بخاطر این اعتقادشان به امام دوازدهمشان سخت است و این مشکل ماست، همین جهت است. یعنی او نگفت که من به اعتقاد اینها اعتقاد دارم، بلکه گفت چون اینها معتقد هستند روزی او میآید و نجاتشان میدهد، هرچه فشار بر سرشان وارد کنیم، میگویند روزی اوضاع تغییر پیدا میکند.
انسانی که اهل انتظار فرج است چند ویژگی دارد، یکی اینکه اصلاً ناامید نمیشود.
هر وقت دیدید کسی در هر سطحی ناامید است… البته زمانی کسی را میبینید که از خودش ناامید است، این خیلی خوب است، اگر انسان از خودش ناامید شود، البته به شرطی که از انجام وظیفه باز نماند، خیلی کمال و رشد است، چون در اینصورت از توهّم بیرون آمده است و فهمیده است که کارهای نیست، این خیلی خوب است، اما آدمی که ناامید است، یعنی ایمان را نچشیده است، اصلاً متوجه نشده است که ایمان به خدا یعنی چه، خون سختی و صعوبت برای خدای متعال معنا ندارد. برای مؤمنی که چنین خدایی دارد که بنبست معنایی ندارد، مخصوصاً برای مؤمنی که آن خدای کریم یک امام زمانی هم قرار داده است، که شما بتوانید با او هم حرف بزنید. او میتواند همهی مشکلات شما را داشته باشد، او از جنس ماست و انسان است؛ البته از محضر مبارک امام زمان ارواحنا له الفداه عذرخواهی میکنم که عرض کردم ایشان از جنس ماست، از این جهت عرض کردم که خلق ایشان مانند ما انسانهاست اینطور عرض کردم. ما هرچه گرفتاری داریم، او با همهی وجود خود چشیده است، اما رهاست.
خیلی اوقات وقتی به انسان فشار وارد میشود، دوست دارد با کسی صحبت کند، ضمن اینکه اصلاً معلوم نیست طرف مقابل حرف انسان را بفهمد. آن کسی که هنوز ما حرف نزدهاید، او میداند…
از آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه پرسیدند که امام زمان ارواحنا له الفداه چقدر به ما نزدیک هستند؟ ایشان فرمودند: قبل از اینکه حرف از دهان شما خارج شود و گوش خودتان بشنود، او میشنود.
وای به آن لحظاتی که من خدا را نافرمانی کردهام، به خدای متعال پناه میبرم. او هم چشم مراقب ماست… مهربانی امام با مهربانی پدر و مادر قابل قیاس نیست، خدا میداند بعداً که پردهها کنار برود، من چقدر خواستهام به سمت گناه بروم و حضرت مرا نگه داشتهاند. البته من اختیار دارم و اگر خدای نکرده از حد بگذرد رها میشوم، ولی برای خیلی از امور، بارها از ما مراقبت کرده است، دائما… او از مهربانی خودش استعفاء نکرده است و نمیکند، ذاتِ امام «رأفت» است، اصلاً امام اگر رئوف نباشد که امام نیست، کمااینکه اگر مادر «مادر» باشد، نامهربان نیست.
روضه و توسّل
از آنجایی که حضرت جواد علیه الصلاة و السلام خیلی حضرت زهرایی بودند، گزارشهای خیلی مهمی راجع به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از امام جواد علیه السلام است، زیارت معروف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هم از امام جواد علیه السلام است که با «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ»[6] شروع میشود.
مردم روزها میدیدند که جوادالأئمه علیه السلام نماز ظهر و عصر خود را بجای اینکه در مسجد پیامبر بخوانند، در خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها میخواندند؛ و ویژگیهای زیادی از این دست داشتند.
ما هم چه در حال نزدیک شدن به جنگ باشیم و چه نباشیم، بیچارگیها و فقر ما بیشتر از جنگ و صلح است، اگر جنگ مادی هم تمام شود، جنگ من با این نفس خبیث خودم تمام نمیشود، جنگ من با ابلیس تمام نمیشود، جنگ همیشه است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم فرمودند که این جهادی که در آن زد و خورد است «جهاد اصغر» است، وگرنه جهاد اکبر، جهاد با نفس است. لذا چه جنگ بیرونی باشد و چه نباشد، ما جنگ را داریم، و میخواهم مانند طفل بیپناه به مادرمان پناه ببرم، بلکه ان شاء الله امام زمان ارواحنا له الفداه هم به ما نظری کنند.
از آنجایی که به تازگی ایام زیارت مخصوص بود و خیلیها مشرف بودند، من هم توفیق نداشتم و مشرّف نبودم، خیلی دلم برای امام رضا علیه السلام تنگ شده است.
گاهی حضرت اندکی راه میدهند… مدتی ما هر هفته یک مرتبه مشرّف میشدم، مسئلهی جنگ پیش آمد و توفیق متوقف شد.
وقتی به حرم امام رضا علیه السلام میرویم، چه بخواهیم یک مرتبه برویم، چه پنج روز، چه ده روز برویم، همیشه مرتبهی آخر یکطور است، همیشه مرتبهی آخر این خوف وجود دارد که نکند این آخرین زیارت باشد وجود دارد، لذا انسان سعی میکند در زیارت آخر، وقت خود را بهتر استفاده کند. وقتی انسان میخواهد از حرم بیرون بیاید، انگار حال مرگ به انسان دست میدهد. من اینطور هستم، مدام میروم و برمیگردم و گنبد را نگاه میکنم…
ابتدا سلامی به محضر حضرت عرض کنیم، آقا جان! گرچه دوریم، به یاد تو سخن میگوییم… «صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا مَولَای یَا عَلِی بنِ مُوسَی الرِّضَا، آجَرَکَ اللهُ فِی مُصِیبَةِ وَلَدِک»…
وقتی میخواهیم از حرم بیرون بیاییم، عباراتی در دعای وداع وجود دارد، یکی از آنها به درد اشخاصی مانند من میخورد، میگوید رو به مضجع شریف حضرت بایست… به امام رضا علیه السلام عرض میکنیم: «اِجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ»،[7] مرا مدّنظر داشته باشید، «أَدْخِلُونِي فِي شَفَاعَتِكُمْ»، مرا هم در گروه خودتان حفظ کنید، «صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ»… بعد میگوید بگو: «السَّلاَمُ عَلَیکَ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ»، مجبور هستم بروم، میخواهم سلام بدهم، مانند کسی که میخواهد وداع کند، ولی دل او در حرم است، میخواهم وداع کنم ولی خسته نشدهام، دل من ملول نشده است، دل من اینجاست، اما مجبور هستم بروم…
از امام رضا علیه السلام پرسیدند: نظر شما راجع به آن دو نفر چیست؟ حضرت فرمودند: «كَانَتْ لَنَا أُمٌّ صَالِحَةٌ»[8] ما یک مادر صالحهای داشتیم «مَاتَتْ وَ هِيَ عَلَيْهِمَا سَاخِطَةٌ» وقتی شهید شد خیلی از آن دو نفر ناراحت بود.
یعنی چه توقعی داری؟ اگر از من بپرسی، ما بچهی آن مادر هستیم…
حال من عرض میکنم، یا امام رضا! یا امام جواد! من هم میخواهم همین حالت دلتنگی را نسبت به جدّتان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بگویم…
این را هزار مرتبه بلاتشبیه از طرف شهدایی میگویم که هنوز تشییع نشدهاند، هنوز عزیزانشان برایشان مراسمی برگزار نکردهاند… بعضی از شهدایی که ما میشناختیم، بعضی از بستگان رهبر شهید، حتّی یک مجلس هم نداشتند، تشییع نداشتند…
همهی عالم فدای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و زهرای مرضیه سلام الله علیها؛ وقتی تشییع این بزرگواران غریبانه است، خوشا به حال کسانی که اینطور مدتی غریب شدند…
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شبانه و مخفیانه و غریبانه و در سکوت کامل قبر کند، آداب دفن را رعایت کرد…
قدیمها میگفتند امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میخواست فاطمهی خود را دفن کند، این کار یک نفری سخت است… اما به این موضوع توجه نداشتند که این کار وقتی سخت است که بدن عادی باشد، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه برای بدنِ سبکِ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کفایت میکرد…
خود امیرالمؤمنین صلوات الله علیه یک تنه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را داخل قبر گذاشت، وقتی آداب دفن را رعایت کرد، خود ایشان لحد را چید و خاک ریخت…
به قول آن شاعر، میگفت: علی آرزوهای خود را دفن کرد… کأنّه خودش را دفن کرد…
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خود را حفظ کرده بودند، بچهها هم مشغول تماشای پدر بودند، وقتی کار حضرت تمام شد و دست خود را از خاک برداشت و بهم زد، «فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ اَلْقَبْرِ»،[9] «هَاجَ بِهِ اَلْحُزْنُ» غم به حضرت حملهور شد، دیگر ناخودآگاه از چشمان حضرت اشک میریخت، یعنی حضرت نمیتوانست جلوی گریهی خود را بگیرد… حضرت زینب کبری سلام الله علیها اینجا ایستاده بود و یاد گرفت که در کربلا… ناگهان دید امیرالمؤمنین صلوات الله علیه رو به قبر مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم که نزدیک بود کرد و عرض کرد: «اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنِ اِبْنَتِكَ»، از طرف خودم و دخترتان به شما سلام عرض میکنم…
وقتی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را داخل قبر گذاشت… زمانی کسانی به صاحب عزا تسلیت میگویند و بقیه هستند که کارها را انجام میدهند، اما امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خودشان همهی کارها را انجام دادند، اینجا امر طوری بود که نباید کسی متوجه میشد و باید امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تا طلوع آفتاب در بقیع چهل صورت قبر درست میکردند، برای همین امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مجبور بود بلند شود، ولی دل حضرت داخل قبر گیر کرده بود، دل حضرت میخواست بنشیند، اما مجبور بود که برود، نگاهی به قبر کرد و فرمود: «لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا» اگر اینها به ما مستولی نشده بودند و فشار نمیآوردند و من مجبور نبودم که تا صبح صورتِ چهل قبر درست کنم که جای تو مخفی باشد، «لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً» آنقدر سرم را روی قبر تو میگذاشتم و گریه میکردم که به تو بپیوندم؛ اما چاره نیست و باید بلند شوم…
دل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه داخل قبر بود اما مجبور بود که برود، خدا میداند که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه چه کشیدند، تعبیر خود حضرت این است… شاید سختترین زمانی که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در طول عمر خود از جا بلند شدند اینجا بوده است، چون دوست داشتند بنشینند اما مجبور شدند که بلند شوند، خودشان هم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم عرض کردند که «وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي» یا رسول الله! نمیتوانم روی پای خود بایستم…
بالاخره با سختی و مشقت فراوانی خواست بلند شود، نگاهی به قبر کرد و فرمود: «السَّلاَمُ عَلَيْكِ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ»، سلام میکنم مانند کسی که وداع میکند، «لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ»، اما از قبر تو خسته نشدم، مجبور هستم که بروم…
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] دعای ندبه
[5] کمال الدين و تمام النعمة، جلد ۲، صفحه ۳۷۷ (حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى اَلدَّقَّاقُ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ اَلصُّوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو تُرَابٍ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مُوسَى اَلرُّويَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْعَظِيمِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْحَسَنِيُّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ اَلْقَائِمِ أَ هُوَ اَلْمَهْدِيُّ أَوْ غَيْرُهُ فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ لِي يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ إِنَّ اَلْقَائِمَ مِنَّا هُوَ اَلْمَهْدِيُّ اَلَّذِي يَجِبُ أَنْ يُنْتَظَرَ فِي غَيْبَتِهِ وَ يُطَاعَ فِي ظُهُورِهِ وَ هُوَ اَلثَّالِثُ مِنْ وُلْدِي وَ اَلَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اَللَّهُ ذَلِكَ اَلْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ فَيَمْلَأَ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ كَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ كَلِيمِهِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذْ ذَهَبَ لِيَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِيعَتِنَا اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ .)
[6] المزار الکبير، جلد ۱، صفحه ۷۹ (اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَكِ اَللَّهُ اَلَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا اِمْتَحَنَكِ صَابِرَةً، وَ نَحْنُ لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَانَا بِهِ وَصِيُّهُ ، فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا، لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا أَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلاَيَتِكِ. ثُمَّ تَقُولُ: اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اَللَّهِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اَللَّهِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اَللَّهِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اَللَّهِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اَللَّهِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اَللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ. اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ اَلْبَرِيَّةِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اَللَّهِ وَ خَيْرِ اَلْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ . اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلشَّهِيدَةُ اَلصِّدِّيقَةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلرَّضِيَّةُ اَلْمَرْضِيَّةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلْفَاضِلَةُ اَلزَّكِيَّةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلْحُورِيَّةُ اَلْإِنْسِيَّةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلتَّقِيَّةُ اَلنَّقِيَّةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلْمُحَدَّثَةُ اَلْعَلِيمَةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلْمُضْطَهَدَةُ اَلْمَقْهُورَةُ. اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا اَلْمَغْصُوبَةُ اَلْمَظْلُومَةُ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ وَ عَلَى أَبِيكِ، اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ وَ عَلَى بَعْلِكِ وَ بَنِيكِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ، أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ، وَ أَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اَللَّهِ ، وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اَللَّهِ ، وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اَللَّهِ ، لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ اَلَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ، كَمَا قَالَ عَلَيْهِ أَفْضَلُ سَلاَمِ اَللَّهِ وَ أَفْضَلُ صَلَوَاتِهِ. أُشْهِدُ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَلاَئِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ، سَاخِطٌ عَمَّنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ، مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ، وَ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً حَسِيباً وَ جَازِياً وَ مُثِيباً. ثُمَّ قُلِ: اَللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ عَلَى عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ خَاتَمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ خَيْرِ اَلْخَلْقِ أَجْمَعِينَ، وَ صَلِّ عَلَى وَصِيِّهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامِ اَلْمُسْلِمِينَ وَ خَيْرِ اَلْوَصِيِّينَ، وَ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ، وَ صَلِّ عَلَى سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ، وَ صَلِّ عَلَى زَيْنِ اَلْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بَاقِرِ عِلْمِ اَلنَّبِيِّينَ، وَ صَلِّ عَلَى اَلصَّادِقِ عَنِ اَللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ، وَ صَلِّ عَلَى كَاظِمِ اَلْغَيْظِ فِي اَللَّهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ، وَ صَلِّ عَلَى اَلرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ، وَ صَلِّ عَلَى اَلتَّقِيِّ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَ صَلِّ عَلَى اَلنَّقِيِّ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ، وَ صَلِّ عَلَى اَلزَّكِيِّ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ، وَ صَلِّ عَلَى اَلْحُجَّةِ اَلْقَائِمِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ . اَللَّهُمَّ أَحْيِ بِهِ اَلْعَدْلَ، وَ أَمِتْ بِهِ اَلْجَوْرَ، وَ زَيِّنْ بِبَقَائِهِ اَلْأَرْضَ، وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ ، حَتَّى لاَ يَسْتَخْفِيَ بِشَيْءٍ مِنَ اَلْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ اَلْخَلْقِ، وَ اِجْعَلْنَا مِنْ أَشْيَاعِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ اَلْمَقْبُولِينَ فِي زُمْرَةِ أَوْلِيَائِهِ يَا رَبَّ اَلْعَالَمِينَ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ اَلَّذِينَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراً. ثُمَّ صَلِّ مَا بَدَا لَكَ وَ اُدْعُ بِمَا شِئْتَ .)
[7] مصباح الزائر، جلد ۱، صفحه ۴۶۸
[8] الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، جلد ۱، صفحه ۲۵۲ (وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ إِلَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَوْلاَدِ اَلْبَرَامِكَةِ عَرَضَ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ مَا تَقُولُ فِي أَبِي بَكْرٍ قَالَ لَهُ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ فَأَلَحَّ اَلسَّائِلُ عَلَيْهِ فِي كَشْفِ اَلْجَوَابِ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَتْ لَنَا أُمٌّ صَالِحَةٌ مَاتَتْ وَ هِيَ عَلَيْهِمَا سَاخِطَةٌ وَ لَمْ يَأْتِنَا بَعْدَ مَوْتِهَا خَبَرٌ أَنَّهَا رَضِيَتْ عَنْهُمَا .)
[9] الأمالي (للمفید)، جلد ۱، صفحه ۲۸۱ (قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلرَّازِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْهُرْمُزَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَصَّتْ إِلَى عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَهَا وَ يُخْفِيَ خَبَرَهَا وَ لاَ يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ وَ كَانَ يُمَرِّضُهَا بِنَفْسِهِ وَ تُعِينُهُ عَلَى ذَلِكَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ رَحِمَهَا اَللَّهُ عَلَى اِسْتِسْرَارٍ بِذَلِكَ كَمَا وَصَّتْ بِهِ – فَلَمَّا حَضَرَتْهَا اَلْوَفَاةُ وَصَّتْ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْ يَتَوَلَّى أَمْرَهَا وَ يَدْفِنَهَا لَيْلاً وَ يُعَفِّيَ قَبْرَهَا فَتَوَلَّى ذَلِكَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ دَفَنَهَا وَ عَفَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ اَلْقَبْرِ هَاجَ بِهِ اَلْحُزْنُ فَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنِّي وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنِ اِبْنَتِكَ وَ حَبِيبَتِكَ – وَ قُرَّةِ عَيْنِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ اَلْبَائِتَةِ فِي اَلثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ اَلْمُخْتَارِ لَهَا اَللَّهُ سُرْعَةَ اَللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ تَجَلُّدِي- إِلاَّ أَنَّ فِي اَلتَّأَسِّي لِي بِسُنَّتِكَ وَ اَلْحُزْنِ اَلَّذِي حَلَّ بِي بِفِرَاقِكَ مَوْضِعَ اَلتَّعَزِّي – فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودِ قَبْرِكَ بَعْدَ أَنْ فَاضَتْ نَفْسُكَ عَلَى صَدْرِي وَ غَمَّضْتُكَ بِيَدِي وَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكَ بِنَفْسِي نَعَمْ وَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَنْعَمُ اَلْقَبُولِ – إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ – لَقَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ وَ اُخْتُلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ – لاَ يَبْرَحُ اَلْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو – وَ سَتُنَبِّئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا فَاسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلاً وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اَللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحٰاكِمِينَ سَلاَمٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ سَلاَمَ مُوَدِّعٍ لاَ سَئِمٍ وَ لاَ قَالٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اَللَّهُ اَلصَّابِرِينَ وَ اَلصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لاَ غَلَبَةُ اَلْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ اَلْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً وَ لَلَبِثْتُ عِنْدَهُ مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ اَلثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ اَلرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اَللَّهِ تُدْفَنُ اِبْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً وَ لَمْ يَطُلِ اَلْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ اَلذِّكْرُ فَإِلَى اَللَّهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اَلْمُشْتَكَى وَ فِيكَ أَجْمَلُ اَلْعَزَاءِ – وَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .)