«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»
«أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ».[1]
«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري * وَ يَسِّرْ لي أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني * يَفْقَهُوا قَوْلي».[2]
«اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى».[3]
مقدّمه
هدیه به پیشگاه سراسر نور و رحمتِ حضرت صدر الخلائق و خیرالمرسلین صلی الله علیه و آله، و اهل بیت مکرّم ایشان، علی الخصوص صدیقه طاهره، امیرالمؤمنین، سیّدالشّهداء، سیّدالسّاجدین علیهم أفضل صلواة المصلین صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
عرض ادب، ارادت، خاکساری، التجاء، استغاثه، عرض تسلیت به محضر باعظمت حضرت بقیّة الله الأعظم روحی و ارواح من سواه فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
هدیه به ارواح طیّبهی شهدا از صدر اسلام تا شهدای عزیز اخیر، هر کسی در طول تاریخ در راه اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین و خدمت به شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه قدمی برداشت و قلمی زد و درهمی خرج کرد و اشکی ریخت و محبّتی داشت و مجلسی برپا کرد و مجلسی را گرم کرد، مرحوم حاج عبدالله آرونی و همسر ایشان که بانی این جلسه بودند و سالهای قبل از دنیا رفتند، پدر و مادرهای شما عزیزان، هر کسی که ما را بر سر سفرهی اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نشاند و معارف اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین را به ما رساند، محدثان، نویسندگان، فقها، متکلمان، مفسران امامیه، سلامتی رزمندگان اسلام، سلامتی عزیزان حزب الله لبنان، سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات دیگری محبّت بفرمایید.
اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم.
طلب حلالیت
قبل از اینکه روز آخر جلسه چند جملهای عرض کنم، از همهی عزیزان حلالیت میطلبم، چند روزی که در محضر شما بودیم دوست داشتیم که به شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خدمت کنیم، اما ضعف همه جانبه و ناتوانی و سستی و… امیدوارم ان شاء الله آن خیر و معنویت و برکتی که اگر پای منبر امام زمان ارواحنا له الفداه بنشینید روزی شما میشود، خود حضرت به ازای این ساعاتی که نشستید با کَرَمِ خود به شما عطا کنند.
محضر حضرت حجّت سلام الله علیه و سیّدالشّهداء صلوات الله علیه هم عرض میکنم که «چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست *** که خدمتی بسزا برنیامد از دستم»…
ان شاء الله خدای متعال این محرّم را آخرین محرّمِ قبل از ظهور امام زمان ارواحنا له الفداه قرار دهد، و ان شاء الله رهآورد ما را از این مجالس، ثبت نام ما در دفتر نوکران سیّدالشّهداء صلوات الله علیه و سربازان امام زمان ارواحنا له الفداه، به کَرَمشان، به دیدهی خطاپوش و ندید گرفتنشان… ان شاء الله نام ما را جزو سربازان و نوکران خودشان بنویسند؛ ان شاء الله همین چند قدم و نشستن و دو قطره اشک را به کَرَمشان از ما قبول کنند و معرفتشان را روزی ما بفرمایند.
مرور جلسات گذشته
بر سر سفرهی کتاب پربهرهی کامل الزیارات بودیم، نویسندهی این کتاب برای قرن چهارم میباشد که از اعاظم امامیه و اساتید برجسته، نسل بعد از شیخ کلینی رضوان الله تعالی علیه، و قبل از شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه هستند.
این کتاب را برای فضیلت زیارت و آداب زیارت و مقدّمات زیارت، و بعد متنهای زیارت را فراهم کرده است.
مثلاً از مهمترین مصادر اولیهی زیارت عاشورا، این کتاب است. یعنی هر کسی زیارت عاشورا را نقل کرده است، مصدر نخستین آن، دو کتاب است، یکی این کتاب است و یکی هم کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه؛ و شما برکت این عالِم را ببینید، زیارت عاشورا چند میلیارد مرتبه خوانده شده است؟ این زیارت از او به ما رسیده است، این زیارت قبل از ایشان نقل شده است که ایشان اخذ کرده است و به ما رسانده است، اما همهی کتب قبل از ایشان از بین رفته است، این کتاب، قدیمیترین کتابی است که متن زیارت عاشورا را نقل کرده است، بعد از او هم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب «مصباح» نقل کرده است، بین این دو دانشمند، صد سال فاصله است، یعنی فضیلت سبقت از آن ابن قولویه، صاحب کامل الزیارات است، منتها هر کدام از طریقهای مختلف و از دو نقل اخذ کردهاند.
چرا شروع کردیم این کتاب را باهم بخوانیم؟ جهت این امر این بود که باتوجه به حال و هوای این جلسه که این ظرفیت بود، من دیدم متأسفانه چیزهایی در جلسات ما اصل میشود که اصلی نیست، و چیزهایی در حال افتادن از اصل بودن است، در حالی که فرعی نیست.
بدون اینکه بخواهیم بگوییم نباید کربلا را تحلیل کرد، چون باید کربلا را تحلیل کرد؛ بدون اینکه بخواهم بگویم گریه در همراهی و همآوردی و جهاد با دشمنان خدا مؤثر نیست، که هست، به قول مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که فرموده بود «این محرّم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»، همهی آنها سرجای خود، اینکه همهی طواغیت بخاطر ظلمستیزیِ گریهکنهای سیّدالشّهداء صلوات الله علیه از کربلا بیزار هستند سر جای خود، اما خودِ موضوعِ گریه و زیارت، یعنی بدون درنظر گرفتن سایر منافعی که دارند، خودشان مهم هستند.
اگر ما باشیم و بعضی از موضوعات، اگر به خودمان بود، اصلاً عقل ما به بعضی از حرفها نمیرسید، مثلاً فرشتههایی به محضر سیّدالشّهداء صلوات الله علیه آمدهاند و گفتهاند میخواهیم شما را یاری کنیم، سیّدالشّهداء صلوات الله علیه فرمودهاند که نیازی به این کار نیست، آنها به محضر حضرت حق رفتهاند و حضرت حق اجازه داده است، یعنی ظاهراً نتوانستند تحمّل کنند، اما وقتی برگشتند، سیّدالشّهداء صلوات الله علیه شهید شده بود.
اگر ما بودیم و داشتههای اندکِ فهم ما، میگفتیم حال که دیر رسیدهاید، اول این دشمنان را نابود کنید که اسرا آزاد شوند و دست حضرت زین العابدین سلام الله علیه که امام است را باز کنید؛ اما بهیچ عنوان به ذهن ما نمیرسد که وقتی اینها دیر میرسند، به اینها اجازه بدهند بجای آن عدم نصرت، گریه کنند.
اینجا متوجّه میشویم که چیزی در این گریه هست که ما متوجّه نمیشویم، همانطور که ممکن است ما نماز بخوانیم و ملتفت نباشیم، قرآن کریم میفرماید «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ»،[4] این نماز انسان را از فحشاء و منکر جدا میکند؛ بعد من میگویم این امر چطور امکانپذیر است؟ و چون نمیدانم، حال من در نماز، با حال امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و سیّدالسّاجدین صلوات الله علیه در نماز، خیلی تفاوت دارد. یعنی اگر من باشم و خودم، شاید برای نماز خودم چنین اعتباری قائل نباشم، ولی وقتی حال حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را نگاه میکنم، میبینم ایشان وقتی در هجده سالگی راه میرفتند، گاهی از بس به رکوع ایستاده بود، این رکوع رفتن طولانی، در راه رفتن ایشان اثر گذاشته بود و پاهای مبارک ایشان وَرَم کرده بود.
اگر من حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را معصوم بدانم که الحمدلله میدانم، وقتی میدانم همهی رفتار ایشان از اوج حکمت است، میفهمم در آن نماز یک خبری هست، وگرنه آن عزیزان که کار بیهوده انجام نمیدهند.
اینجا هم همینطور است، این ملائکه شروع میکنند به گریه کردن، آن هم «شُعثٌ غُبرٌ»!
ملائکه جسم ندارند، اما گاهی تمثل پیدا میکنند، یعنی ممکن است به خواب کسی بیایند، وقتی جسم ندارند، کأنّه یک تصویری ایجاد میشود، قرآن کریم در مورد جناب جبرائیل علیه السلام که به محضر حضرت مریم سلام الله علیها میرسد، دارد که «فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا»،[5] شبیه یک انسان شد؛ حال آیا جسم شده بود یا نه، ما نمیدانیم. اما میدانیم تمثل پیدا میکرد و به یک انسان شباهت پیدا میکرد.
اگر شما ملائکهای که به محضر سیّدالشّهداء صلوات الله علیه آمدهاند را ببینید، «شُعثٌ غُبرٌ» است؛ یعنی اگر آن تصویر شبیه یک انسان باشد، شما میبینید که موهای او بهمریخته است، یعنی از بس خودش را زده است، موهای او بهمریخته شده است، و خاک بر سر خودش ریخته است.
وقتی این ملائکه برای یاری سیّدالشّهداء صلوات الله علیه آمدند و دیر رسیدند، بجای اینکه بروند و اسرا را آزاد کنند… همانطور که میدانید ملائکه «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ»،[6] به امر خدای متعال عمل میکنند و تخلّف ندارند… دیدند که این ملائکه گریه میکنند و بر سر خودشان خاک میریزند و خودشان را میزنند؛ و کسی با اینها حرف نمیزند که حتّی یک لحظه هم از این عمل متوقّف نشوند.
بعد دارد که گریه میکنند و ثواب آن را برای زوّار سیّدالشّهداء صلوات الله علیه قرار میدهند.
یعنی اگر انصافاً ما بودیم، اصلاً چنین چیزی به ذهن ما نمیرسید و خیلی بایدهای دیگر به ذهن ما میرسید، مثلاً اینکه بنی امیّه و کوفه را نابود کن و حکومت را به دست امام سجاد علیه السلام بده؛ ولی اینجا چیز دیگری است. روزی خواندیم که حتّی روایت تصریح میکند که این گریه، عوض این عدم نصرت است؛ اگر انسان این موضوع را متوجّه شود، وقتی به مجلس اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین میآید، یا وقتی که در خانهی خود نشسته است… اگر انسان باور کند که قطرهی اشک او شبیه شمشیر زدن در رکاب سیّدالشّهداء صلوات الله علیه در روز عاشوراست، آنوقت دیگر به خیلی از بازیهای مجالس توجّه نمیکند و این گریه را یاریِ حضرت میبیند، این گریه را برای طهارت خودش و برای اینکه حضرت را یاری کند میبیند و این فرصت را از دست نمیدهد و پیرایهها و زوائد را کنار میزند.
وقتی به سراغ روایات میرویم، مباحثی مطرح میشود که هیچوقت در حالت عادی به ذهن ما نمیرسد.
اجرِ زائری که در خوف به کربلا میرود
اگر به من بگویند هدف من از این بحث چه بود، عرض میکنم هدف من از این بحث این نبود که شما مطلب جدیدی یاد بگیرید، هدف من این بود که شما از این به بعد، اگر در جایی دیدید که مجلس گریه است، به آن مجلس توجّهِ مضاعف کنید و این موضوع را یک فرصت بدانید، این را فرصت حضور در لشکر امام حسین علیه السلام ببینید، فرصت تحول و طهارت و پذیرش ببینید، و شوق ما برای زیارت حضرت، نسبت به قبل تفاوت جدّی پیدا کند، بخشی از زندگی خودمان را بزنیم که بتوانیم به زیارت برویم، مخصوصاً که در روایت هست که پرسیدهاند گاهی راه آنجا خطرناک است و خوف مسیر وجود دارد… مثلاً در حج اینگونه است که خوف مانعِ استطاعت است…
«قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا تَقُولُ فِيمَنْ زَارَ أَبَاكَ عَلَى خَوْفٍ»،[7] زراره میگوید به امام باقر علیه الصلاة و السلام عرض کردم: بعضیها در خوف هم به زیارت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه میروند، حضرت فرمودند: «يُؤْمِنُهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْفَزَعِ اَلْأَكْبَرِ» روزی که همهی عالم میترسند، روز قیامت، اینها در امنیت هستند.
روز گذشته در مورد عظمت حج صحبت کردیم، اما آنجا میگوید اگر خوف وجود داشت به حج نروند، اما اینجا میگوید خوف است، اما حضرت میفرمایند: «يُؤْمِنُهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْفَزَعِ اَلْأَكْبَرِ» روزی که همهی عالم میترسند، روز قیامت، اینها در امنیت هستند، «وَ تَلَقَّاهُ اَلْمَلاَئِكَةُ بِالْبِشَارَةِ» روز قیامت ملائکه به استقبال او میآیند، «وَ يُقَالُ لَهُ لاَ تَخَفْ وَ لاَ تَحْزَنْ» و به او میگویند نترس و غم نداشته باش، «هَذَا يَوْمُكَ اَلَّذِي فِيهِ فَوْزُكَ» امروز روز تو است.
در روایت بعدی دارد که راوی میگوید به محضر امام صادق علیه الصلاة و السلام رفتم و عرض کردم به فلان جا رفته بودم اما دوست داشتم به زیارت جدّ شما بیایم، مسیر طولانی بود و در مسیر خوف وجود داشت، «وَ قَلْبِي يُنَازِعُنِي إِلَى قَبْرِ أَبِيكَ»،[8] دوست داشتم به زیارت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه بیایم، «خَرَجْتُ فَقَلْبِي وَجِلٌ مُشْفِقٌ» بیرون آمدم اما بشدّت میترسیدم، «حَتَّى أَرْجِعَ خَوْفاً مِنَ اَلسُّلْطَانِ وَ اَلسُّعَاةِ وَ أَصْحَابِ اَلْمَسَالِحِ» راهزن فراوان است، به عدهای هم سپردهاند که اخبار دیگران را به حاکم بدهند، یا عوامل سلطان بیایند و مرا مجازات کنند…
یعنی درواقع برای کسب اجازه به محضر امام میآمدند، حضرت فرمودند: «يَا اِبْنَ بُكَيْرٍ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ يَرَاكَ اَللَّهُ فِينَا خَائِفاً» آیا نمیخواهی یک مرتبه هم تو بخاطر ما ترسی داشته باشی؟
توجّه کنید که اینجا راوی معترض نبود، حضرت میخواهند اهمیّت این زیارت را بیان کنند.
«أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّهُ مَنْ خَافَ لِخَوْفِنَا أَظَلَّهُ اَللَّهُ فِي ظِلِّ عَرْشِهِ» اگر کسی بخاطر ما به زحمت بیفتد، یا به خوف بیفتد، خدای متعال او را در سایهی عرش خودش، کنار اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین قرار میدهد، «وَ كَانَ مُحَدِّثُهُ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ تَحْتَ اَلْعَرْشِ» با امام حسین علیه السلام حرف بزند، «وَ آمَنَهُ اَللَّهُ مِنْ أَفْزَاعِ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ» خدای متعال او را از تمام ترسهای روز قیامت نجات بدهد، «يَفْزَعُ اَلنَّاسُ» روز قیامت همه به زانو درآمدهاند و بیچاره هستند، «وَ لاَ يَفْزَعُ» و این شخص خوف ندارد، «فَإِنْ فَزِعَ» اگر پروندهی اعمال او طوری باشد که خوفی داشته باشد «وَقَّرَتْهُ [قَوَّتْهُ] اَلْمَلاَئِكَةُ» ملائکه میآیند و به قلب او تسکین میدهند و او را در آغوش میگیرند، «وَ سَكَّنَتْ قَلْبَهُ بِالْبِشَارَةِ»…
انسان از این روایت چه چیزی میفهمد؟ اینکه در آنجا خبری هست، آنقدر این خبر مهم است که تحمل این خوف ارزش آن را دارد.
امام صادق علیه الصلاة و السلام به «معاویة بن وهب» که از شاگردهای مهم حضرت است، فرمود: «يَا مُعَاوِيَةُ لاَ تَدَعْ زِيَارَةَ قَبْرِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِخَوْفٍ»،[9] زیارت را به بهانهی ترس، ترک نکن، «فَإِنَّ مَنْ تَرَكَ زِيَارَتَهُ رَأَى مِنَ اَلْحَسْرَةِ مَا يَتَمَنَّى أَنَّ قَبْرَهُ كَانَ عِنْدَهُ» اگر کسی این کار را کند حسرت خواهد خورد.
درواقع یعنی هیچ چیزی را جایگزین امام حسین علیه السلام نکن، اینکه کاری پیش میآید، اتفاقی رخ میدهد، تو کار خودت را انجام بده.
«أَ مَا تُحِبُّ أَنْ يَرَى اَللَّهُ شَخْصَكَ» آیا دوست نداری کاری کنی که خدای متعال تو را نگاه کند؟ «وَ سَوَادَكَ فِيمَنْ يَدْعُو لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ اَلْأَئِمَّةُ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ» آیا تو دوست نداری وقتی راه میروی همزمان خدای متعال تو را نگاه کند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین تو را دعا کنند؟
شما در طول عمر خودتان چه کاری میتوانید انجام دهید که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شما را نگاه کنند؟ شأن ایشان أجلّ از این است که حتّی بخواهد به ملائکه نگاه کند.
این «نگاه کنند» یعنی چه؟
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند «وَ اَللَّهِ مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي»،[10] بخدا قسم که خدا در این عالم آیه و نشانهای بزرگتر از من ندارد.
یعنی اگر قرار باشد عظمت الهی در یک شخص تجلّی پیدا کند، ظرفیت بیشتر از اینکه در امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تجلّی پیدا کرده است، در عالم نیست.
بعد فرمود: «وَ اَللَّهِ مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي»،[11] بخدا قسم در این عالم هیچ خبری مهمتر از من نیست.
یعنی اگر به کسی بگویند «دزد به خانهی شما زده است»، این یک خبر است، اما اگر ناگهان بگویند «هزار میلیارد دلار پول به حساب شما آمده است»، با شنیدن این خبر، خبر قبلی ارزش نخواهد داشت.
یعنی خبرهای بزرگ، خبرهای کوچک را تحت الشعاع قرار میدهد.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «أَنَا اَلنَّبَأُ اَلْعَظِيمُ»،[12] یعنی هروقت به شما فشار آمد، بگویید «علی مولای من است»، چه خبری میتواند این خبر را تحت الشعاع قرار دهد؟
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: «أَنَا أَبُو اَلْيَتَامَى وَ اَلْمَسَاكِينِ وَ زَوْجُ اَلْأَرَامِلِ وَ أَنَا مَلْجَأُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ مَأْمَنُ كُلِّ خَائِفٍ»،[13] من پشتیبان ضعفا هستم، من پناهگاه هر کسی که میترسد هستم، من پدر یتیمان هستم، من سرپرست زنان بیسرپرست هستم.
مسلماً این خبر هیچوقت تمام نمیشود، چه خبری را مقابل این خبر قرار دهند که این خبر تحت الشعاع قرار بگیرد؟ برای همین این خبر قدیمی نمیشود.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند: من خبر بزرگ هستم.
برای چه این توضیح را عرض کردم؟ یک چیز برای این صاحب خبر که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، خبر است! اینکه شما به زیارت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه بروید.
فرمود: وقتی تو راه میافتی که به سمت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه بروی، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه دست بلند میکند و تو را دعا میکند، یعنی این موضوع برای حضرت «خبر» است و به آن توجّه میکند، برای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خبر است، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها زائر سیّدالشّهداء صلوات الله علیه را دعا میکنند، پیغمبر و حسینین تا امام زمان علیهم السلام… یعنی اصلاً این از عقل ما خارج است و ما نمیفهمیم چهخبر است.
آداب زیارت امام حسین علیه السلام
این موضوع از عقل ما خارج است و ما نمیفهمیم چهخبر است، برای همین هم آداب زیارت فرمودهاند.
امام صادق روحی فداه فرمودند: «مَنْ أَتَى قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَاشِياً»،[14]…
حال اگر کسی باور کند وقتی به سمت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه راه میرود، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها او را نگاه میکند، باوقار راه میرود. برای همین در آداب زیارت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه نوشته شده است که باوقار راه بروید.
کسی در حال نگاه کردن است که نگاه کردن او مهم است، برای همین فرمود: «مَنْ أَتَى قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَاشِياً» کسی که به سمت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه راه میرود، «كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ» خدای متعال به ازای هر قدم او، به او حسناتی میدهد.
نمیگویم «هزار حسنه»، چون اینها «عدد کثرت» است، وقتی خواستهاند بفرمایند «خیلی زیاد است»، فرمودهاند «هزار»، ممکن بود بفرمایند «یک میلیون» یا «یک میلیارد»… آنقدر که از عقول ما خارج است، لذا من چنین میگویم.
«وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ» گناهان او را هم میبخشند…
اینجا «هزار گناه میبخشند»، یعنی گناهان او را میبخشند.
«وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ» تا جایی که مقدور باشد او را بالا میبرند، … «فَإِذَا أَتَيْتَ اَلْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ» البته این برای شرایطی بوده است که میشد کنار فرات غسل کنند… «وَ عَلِّقْ نَعْلَيْكَ» کفشهای خودت را دربیاور، «وَ اِمْشِ حَافِياً» با پای برهنه، افتاده… با سر برهنه، «وَ اِمْشِ مَشْيَ اَلْعَبْدِ اَلذَّلِيلِ» مانند یک برده که به محضر مولای خود میرسد و هیچ بزرگی در خودش نمیبیند، نیاز محض در محضر نازِ مطلق، «فَإِذَا أَتَيْتَ بَابَ اَلْحَائِرِ فَكَبِّرْ أَرْبَعاً» وقتی به ورودی منطقهی حرم، یا شهری که دروازه دارد، رسیدی، تکبیر بگو، «ثُمَّ اِمْشِ قَلِيلاً» بعد آرام آرام راه برو، «ثُمَّ كَبِّرْ أَرْبَعاً» دوباره چهار مرتبه الله اکبر بگو، «ثُمَّ اِئْتِ رَأْسَهُ» به سمت رأس مطهّر (یا قبر شریف) برو، «فَقِفْ عَلَيْهِ فَكَبِّرْ أَرْبَعاً»، دوباره چهار مرتبه الله اکبر بگو، نماز بخوان و حاجات خودت را از خدای متعال بخواه.
بعد فرمود: فاصلهی برخی دور است، شنیدهام که با کشتی میآیند، به ازای هر موج و نفسی… یعنی این موضوع فقط برای پیادهها نیست، هرکسی هرطور که بیاید. طبعاً هر کسی بیشتر مایه بگذارد، بیشتر از فرصت استفاده کند…
کسی فرصت ندارد و با پرواز میرسد و یک ساعته میرسد، اجر او هم اصلاً قابل حساب نیست، ولی یک نفر میگوید من میتوانم بیشتر مسیر را پیاده بروم، دیگری میگوید من میتوانم پنج ساعت پیاده بروم.
در روایت دارد اگر کسی با مرکب برود، به ازای قدمهای مرکب او به او اجر میدهند، اگر کسی پیاده برود به ازای قدمهای خودش به او اجر میدهند، اگر با کشتی بروند (امروز هواپیما هم هست)، لحظه به لحظهای که طی میکند…
اجر زائر سیّدالشّهداء صلوات الله علیه
بعد امام صادق علیه الصلاة و السلام فرمودند: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ»،[15]…
در مباحثی که طلاب میخوانند، اینجا میگویند «گاهی میخواهند حصر ایجاد کنند»، یعنی میخواهند بگویند حتّی یک مورد هم خلاف ندارد و همه اینطور هستند.
«مَا مِنْ أَحَدٍ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ وَ هُوَ يَتَمَنَّى أَنَّهُ مِنْ زُوَّارِ اَلْحُسَيْنِ»، هر کسی روز قیامت بیاید، آرزوی او این است که مرا جزو زوّار سیّدالشّهداء صلوات الله علیه قرار دهند، «لِمَا يَرَى مِمَّا يُصْنَعُ بِزُوَّارِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مِنْ كَرَامَتِهِمْ عَلَى اَللَّهِ تَعَالَى» چون میبینند صفِ زوّار طور دیگری است، پذیرایی متفاوتی دارند و شأن آنها متفاوت است.
امام رضا علیه السلام فرمودند: پدرم امام کاظم علیه الصلاة و السلام فرمود که جدّمان امام صادق علیه السلام اینطور فرمود که «إِنَّ أَيَّامَ زَائِرِي اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ»[16] روزهایی که زائر زیارت میکند، «لاَ تُحْسَبُ مِنْ أَعْمَارِهِمْ» جزو عمر او حساب نمیشود.
توجّه کنید که عمر با هیچ چیزی برنمیگردد، اگر شما توبه کنید، خدای متعال توبه را میبخشد، گاهی «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»،[17] گناهان را به ثواب تبدیل میکند؛ اما عمر برنمیگردد؛ اما زائر امام حسین علیه السلام، آن زمانیکه مشغول زیارت است، جزو عمر او حساب نمیکنند، «لاَ تُحْسَبُ مِنْ أَعْمَارِهِمْ وَ لاَ تُعَدُّ مِنْ آجَالِهِمْ».
فقط یک شرط دارد، آن هم این است که این زیارت باایمان و عرفان حق باشد. این عبارت فراوان است که «عَارِفاً بِحَقِّهِ»،[18] اما منظور چیست؟
منظور این نیست که حقیقتِ سیّدالشّهداء صلوات الله علیه را بشناسد، چون این امر برای ما محال است، این «عَارِفاً بِحَقِّهِ» یعنی آن معرفتِ واجب از سیّدالشّهداء صلوات الله علیه که برای ما مقدور است، یعنی امامِ مفترض الطاعهی معصوم است. این موضوع به مکتب ما اختصاص دارد و بقیه از این نعمت محروم هستند.
نمیگویم بقیه هیچ چیزی بدست نمیآورند، ولی این چیزهایی که فرمودند، برای کسی است که به حق سیّدالشّهداء صلوات الله علیه عارف باشد، یعنی امام را امامِ معصومِ مفترض الطاعه بداند، یعنی ایمان دارد، شرط همهی اعمال «ایمان» است، «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ».[19] مرحوم علامه در تفسیر المیزان توضیح میدهند که «متّقین» یعنی «مؤمنین».
ان شاء الله خدای متعال از همهی ما قبول کند.
روضه و توسّل
دیروز حوالی ظهر… خدا میداند که فرزندان سیّدالشّهداء صلوات الله علیه در چه حالی بودند، چون خیمهها را سوزانده بودند و اینها جایی در پرده قرار نگرفته بودند، همینطور روی سطح زمین و در معرض دید بودند؛ دیدند سپاه دشمن مشغول تحرکاتی است، نگاه کردند و دیدند که آنها کشتههایشان را دفن میکنند… خیلی جگر این اسرا سوخت… از اینکه این بدنها اینطور روی زمین است، بویژه اینکه بعد از شهادت این بزرگواران، به این ابدان مطهّر، جسارتهای متعددی صورت گرفت…
خواستند کاروان را همراه کنند…
بزرگی به نام «مرحوم آیت الله العظمی سید محسن اعرجی» بود، ایشان شاگرد «شیخ جعفر کاشف الغطاء کبیر» است، او از اوتاد و اولیای خداست، حرم سیّدالشّهداء صلوات الله علیه مجموعهی مؤلفات و کتابهای او را چاپ کرده است، هم فقیه بزرگی است و هم بسیار معنوی.
شیخ جعفر کاشف الغطاء به ایران آمده بود و گفته بود که چرا شما اینطور اذان میگویید؟
توجّه کنید که خود شیخ جعفر کاشف الغطاء، زمان سیّد بحرالعلوم، رئیس مکتب در ادارهی جامعه است، سیّد بحرالعلوم هم حوزه و علما را اداره میکند.
این مطلب در نسخهی به دستخط مرحوم آیت الله العظمی سید حسن صدر، در مدرسهی دارالعلم آیت الله خویی موجود است.
شیخ جعفر کاشف الغطاء زمان قاجار به ایران آمده بود و گفته بود که چرا شما اینطور اذان میگویید؟ چرا میگویید «أشهَدُ أنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ الله»؟! ولی الله که این سید محسن اعرجی است! شما بگویید «أشهَدُ أنَّ عَلِیّاً أمِیرَالمُؤمِنِین»!
چون «ولی الله» اصطلاحاً تشکیکی است، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هم ولی الله هستند، اما آیت الله بهجت هم ولی الله است، البته واضح است که این دو ولی با یکدیگر قابل قیاس نیستند، ولی این لفظ مشترک است، به خیلیها میشود ولی خدا گفت، به خیلیها میشود اولیای خدا گفت، به شیعیان هم اولیای خدا میگویند.
ایشان فرموده بودند لفظِ اختصاصیِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را بگویید، وگرنه سید محسن اعرجی هم ولی الله است!
یعنی استاد راجع به شاگرد خودش میگوید این سید محسن ولی الله است.
سید محسن اعرجی رضوان الله تعالی علیه خیلی باعظمت است.
ایشان بشدّت گریهکن و مجلسدار بود، اما اجازه نمیداد یک روضه را بخوانند، آن هم روضهی اسارت بود… میگفت من باور نمیکنم که آسمان تحمّل کرده باشد… این روضه را نخوانید… اگر کسی میخواست روضه بخواند، میگفتند آقا در جلسه است، حواس خودت را جمع کن که خیلی اضافه نخوانی، آقا با شنیدن روضه میمیرد، ثانیاً روضهی اسارت نخوان.
روزی دیدند ایشان نشسته و گریه میکند، و روضهخوان هم شروع کرد به خواندنِ روضهی اسارت. ابتدا این اطرافیان ترسیدند، بعد دیدند ایشان اعتراض نکرد، چون قبلاً اگر کسی روضهی اسارت میخواند، او را از منبر پایین میآورد و از جلسه بیرون میکرد و میگفت: مگر میشود آسمان تحمل کرده باشد؟
دیدند روضهخوان روضهی اسارت میخواند، اما سید محسن اعرجی هم اعتراض نمیکند و زار میزند. وقتی روضه تمام شد، به روضهخوان گفتند: مگر به تو هشدار نداده بودیم که این روضه را نخوان؟
روضهخوان گفت: خود ایشان این شعر را نوشته است و خود ایشان فرمودند که این شعر را بخوانم.
به ایشان عرض کردند: شما بقیه را از خواندن این روضه منع میکردید!
ایشان فرموده بودند: بله! ولی مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را دیدم، ایشان فرمودند چرا اجازه نمیدهی روضهی بچههای مرا بخوانند؟
من عرض کردم: بیبی! مگر این اتفاقات رخ داده است؟
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: بدتر از این اتفاقات رخ داده است…
«تُسْبَى عَلَى نُوقِ الإِجابَةِ بَناتُهَا» دختران او را روی شتر بیجهاز بردند… من نمیتوانم توضیح دهم که چرا این حرف سنگین است…
اینها با یک سختی و جگر پارهای، بهمراه شمر، به کوفه رسیدند… لباسهای این بزرگواران مناسب حضور در جلسهی دارالحکومهی کوفه نبود، همه هم دختران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند… اما طوری دور حضرت زینب کبری سلام الله علیها حلقه زدند که قامتِ حضرت زینب کبری سلام الله علیها پیدا نباشد، برای همین نوع حرکتشان بصورت حلقه، طوری بود که جلب توجّه میکرد…
عرب اینطور است که اگر بزرگی به جایی برود، دیگران به محضر او وارد میشوند و بزرگ را به جایی نمیبرند.
مثلاً رهبر انقلاب که ان شاء الله خدای متعال ایشان را با شهدای کربلا محشور کند، وقتی به قم میرفتند، علما به محل اقامت ایشان میآمدند. احترام این است که وقتی بزرگی به جایی میرود، بزرگان نزد او بیایند، آن بزرگ را به جایی نمیبرند. یعنی شاید آن بزرگ به یک مرجع هم وارد نشود، و اگر وارد شود یعنی خیلی تکریم کرده است…
اینکه در آن روایت هست و میرزای شیرازی برای آن روایت در حال جان دادن بود، این بود که «دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلى ابْنِ زِيادٍ»[20]… حضرت زینب کبری سلام الله علیها را بر آن ناپاکزاده وارد کردند…
«دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلى ابْنِ زِيادٍ فِی أَرْذَلُ ثِيَابِهَا»… این لباس مناسب آن جلسه، در حضور آنها، نبود…
این دخترها و مابقی اسرا حلقههایی دور حضرت زینب کبری سلام الله علیها تشکیل داده بودند، بگونهای که وقتی وارد شدند، آن ناپاکزاده متوجّه شد و گفت: «مَنْ هَذِهِ الْمُتَنَكِّرَةً؟» آن کسی که میخواهید بپوشانید کیست؟… گفتند: «هَذِهِ زَیْنَبُ بِنْت أمِیرَالْمُؤْمِنِین»…
بین آن ملعون و حضرت زینب کبری سلام الله علیها حرفهایی ردّ و بدل شد، مسلّم بود که آنها حریف خطبهی حضرت زینب کبری سلام الله علیها نمیشدند، «كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اَللَّهِ بِأَخِيكِ»،[21]… چون فکر نمیکرد حضرت زینب کبری سلام الله علیها بفرمایند: «مَا رَأَيْتُ إِلاَّ جَمِيلاً»؛ حیرتزده شد… برای اینکه حضرت زینب کبری سلام الله علیها را بشکند، چوبدستی بدست گرفت…
اینجا دارد وقتی آن ملعون چوبدستی بدست گرفت، حضرت رباب سلام الله علیها دوید و رأس مطهّر را در آغوش گرفت و گفت: «وا حُسَيْناه، وما نُسِيَةَ حُسَيْناه»…
[1]– سوره مبارکه غافر، آیه 44.
[2]– سوره مبارکه طه، آیات 25 تا 28.
[3]– الصّحيفة السّجّاديّة، ص 98.
[4] سوره مبارکه عنکبوت، آیه 45 (اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ ۖ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ ۗ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ)
[5] سوره مبارکه مریم، آیه 17 (فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا)
[6] سوره مبارکه تحریم، آیه 6
[7] کامل الزیارات، صفحه 125 (حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ اَلْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ اَلْأَصَمِّ عَنْ حَمَّادٍ ذِي اَلنَّابِ عَنْ رُومِيٍّ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا تَقُولُ فِيمَنْ زَارَ أَبَاكَ عَلَى خَوْفٍ قَالَ يُؤْمِنُهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْفَزَعِ اَلْأَكْبَرِ وَ تَلَقَّاهُ اَلْمَلاَئِكَةُ بِالْبِشَارَةِ وَ يُقَالُ لَهُ لاَ تَخَفْ وَ لاَ تَحْزَنْ هَذَا يَوْمُكَ اَلَّذِي فِيهِ فَوْزُكَ .)
[8] کامل الزیارات، صفحه 125 (وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْأَصَمِّ عَنِ اِبْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قُلْتُ لَهُ إِنِّي أَنْزِلُ اَلْأَرَّجَانَ وَ قَلْبِي يُنَازِعُنِي إِلَى قَبْرِ أَبِيكَ فَإِذَا خَرَجْتُ فَقَلْبِي وَجِلٌ مُشْفِقٌ حَتَّى أَرْجِعَ خَوْفاً مِنَ اَلسُّلْطَانِ وَ اَلسُّعَاةِ وَ أَصْحَابِ اَلْمَسَالِحِ فَقَالَ يَا اِبْنَ بُكَيْرٍ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ يَرَاكَ اَللَّهُ فِينَا خَائِفاً أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّهُ مَنْ خَافَ لِخَوْفِنَا أَظَلَّهُ اَللَّهُ فِي ظِلِّ عَرْشِهِ وَ كَانَ مُحَدِّثُهُ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ تَحْتَ اَلْعَرْشِ وَ آمَنَهُ اَللَّهُ مِنْ أَفْزَاعِ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ يَفْزَعُ اَلنَّاسُ وَ لاَ يَفْزَعُ فَإِنْ فَزِعَ وَقَّرَتْهُ [قَوَّتْهُ] اَلْمَلاَئِكَةُ وَ سَكَّنَتْ قَلْبَهُ بِالْبِشَارَةِ .)
[9] کامل الزیارات، صفحه 116 (حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ رَحِمَهُمُ اَللَّهُ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ حَسَّانَ اَلْبَصْرِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ لِي يَا مُعَاوِيَةُ لاَ تَدَعْ زِيَارَةَ قَبْرِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِخَوْفٍ فَإِنَّ مَنْ تَرَكَ زِيَارَتَهُ رَأَى مِنَ اَلْحَسْرَةِ مَا يَتَمَنَّى أَنَّ قَبْرَهُ كَانَ عِنْدَهُ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ يَرَى اَللَّهُ شَخْصَكَ وَ سَوَادَكَ فِيمَنْ يَدْعُو لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ اَلْأَئِمَّةُ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ .)
[10] تفسير القمی، جلد ۲، صفحه ۱۳۲
[11] تفسير فرات الکوفي، جلد ۱، صفحه ۵۳۳ (قَالَ حَدَّثَنَا فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلْكُوفِيُّ [قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْفَزَارِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمٍ ] عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى « عَمَّ يَتَسٰاءَلُونَ `عَنِ اَلنَّبَإِ اَلْعَظِيمِ `اَلَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ » فَقَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ أَنَا وَ اَللَّهِ اَلنَّبَأُ اَلْعَظِيمُ اَلَّذِي اِخْتَلَفَ فِيَّ جَمِيعُ اَلْأُمَمِ بِأَلْسِنَتِهَا وَ اَللَّهِ مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي وَ لاَ لِلَّهِ آيَةٌ أَعْظَمُ مِنِّي .)
[12] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد ۲۶، صفحه ۱ (أَقُولُ ذَكَرَ وَالِدِي رَحِمَهُ اَللَّهُ أَنَّهُ رَأَى فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ، جَمَعَهُ بَعْضُ مُحَدِّثِي أَصْحَابِنَا فِي فَضَائِلِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ هَذَا اَلْخَبَرَ وَ وَجَدْتُهُ أَيْضاً فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ مُشْتَمِلٍ عَلَى أَخْبَارٍ كَثِيرَةٍ قَالَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَدَقَةَ أَنَّهُ قَالَ: سَأَلَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيَّ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُمَا يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ مَا مَعْرِفَةُ اَلْإِمَامِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِالنُّورَانِيَّةِ قَالَ يَا جُنْدَبُ فَامْضِ بِنَا حَتَّى نَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِكَ قَالَ فَأَتَيْنَاهُ فَلَمْ نَجِدْهُ قَالَ فَانْتَظَرْنَاهُ حَتَّى جَاءَ قَالَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ مَا جَاءَ بِكُمَا قَالاَ جِئْنَاكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ نَسْأَلُكَ عَنْ مَعْرِفَتِكَ بِالنُّورَانِيَّةِ قَالَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ مَرْحَباً بِكُمَا مِنْ وَلِيَّيْنِ مُتَعَاهِدَيْنِ لِدِينِهِ لَسْتُمَا بِمُقَصِّرَيْنِ لَعَمْرِي إِنَّ ذَلِكَ الواجب [وَاجِبٌ] عَلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ثُمَّ قَالَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّهُ لاَ يَسْتَكْمِلُ أَحَدٌ اَلْإِيمَانَ حَتَّى يَعْرِفَنِي كُنْهَ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ فَإِذَا عَرَفَنِي بِهَذِهِ اَلْمَعْرِفَةِ فَقَدِ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ وَ صَارَ عَارِفاً مُسْتَبْصِراً وَ مَنْ قَصَّرَ عَنْ مَعْرِفَةِ ذَلِكَ فَهُوَ شَاكٌّ وَ مُرْتَابٌ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَعْرِفَةُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ وَ هُوَ اَلدِّينُ اَلْخَالِصُ اَلَّذِي قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِيَعْبُدُوا اَللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ اَلدِّينَ حُنَفٰاءَ وَ يُقِيمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُوا اَلزَّكٰاةَ وَ ذٰلِكَ دِينُ اَلْقَيِّمَةِ يَقُولُ مَا أُمِرُوا إِلاَّ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ اَلدِّينُ اَلْحَنِيفِيَّةُ اَلْمُحَمَّدِيَّةُ اَلسَّمْحَةُ وَ قَوْلُهُ: يُقِيمُونَ اَلصَّلاٰةَ فَمَنْ أَقَامَ وَلاَيَتِي فَقَدْ أَقَامَ اَلصَّلاَةَ وَ إِقَامَةُ وَلاَيَتِي صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لاَ يَحْتَمِلُهُ إِلاَّ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَالْمَلَكُ إِذَا لَمْ يَكُنْ مُقَرَّباً لَمْ يَحْتَمِلْهُ وَ اَلنَّبِيُّ إِذَا لَمْ يَكُنْ مُرْسَلاً لَمْ يَحْتَمِلْهُ وَ اَلْمُؤْمِنُ إِذَا لَمْ يَكُنْ مُمْتَحَناً لَمْ يَحْتَمِلْهُ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَنِ اَلْمُؤْمِنُ وَ مَا نِهَايَتُهُ وَ مَا حَدُّهُ حَتَّى أَعْرِفَهُ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا أَخَا رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُمْتَحَنُ هُوَ اَلَّذِي لاَ يُرَدُّ مِنْ أَمْرِنَا إِلَيْهِ شَيْءٌ إِلاَّ شُرِحَ صَدْرُهُ لِقَبُولِهِ وَ لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَرْتَبْ اِعْلَمْ يَا أَبَا ذَرٍّ أَنَا عَبْدُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ لاَ تَجْعَلُونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ لاَ تَبْلُغُونَ كُنْهَ مَا فِينَا وَ لاَ نِهَايَتَهُ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَعْطَانَا أَكْبَرَ وَ أَعْظَمَ مِمَّا يَصِفُهُ وَ أَصِفُكُمْ أَوْ يَخْطُرُ عَلَى قَلْبِ أَحَدِكُمْ فَإِذَا عَرَفْتُمُونَا هَكَذَا فَأَنْتُمُ اَلْمُؤْمِنُونَ قَالَ سَلْمَانُ قُلْتُ يَا أَخَا رَسُولِ اَللَّهِ وَ مَنْ أَقَامَ اَلصَّلاَةَ أَقَامَ وَلاَيَتَكَ قَالَ نَعَمْ يَا سَلْمَانُ تَصْدِيقُ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى فِي اَلْكِتَابِ اَلْعَزِيزِ : وَ اِسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ اَلصَّلاٰةِ وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ إِلاّٰ عَلَى اَلْخٰاشِعِينَ فَالصَّبْرُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَلصَّلاَةُ إِقَامَةُ وَلاَيَتِي فَمِنْهَا قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى: وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ وَ لَمْ يَقُلْ وَ إِنَّهُمَا لَكَبِيرَةٌ لِأَنَّ اَلْوَلاَيَةَ كَبِيرَةٌ حَمْلُهَا إِلاَّ عَلَى اَلْخَاشِعِينَ وَ اَلْخَاشِعُونَ هُمُ اَلشِّيعَةُ اَلْمُسْتَبْصِرُونَ وَ ذَلِكَ لِأَنَّ أَهْلَ اَلْأَقَاوِيلِ مِنَ اَلْمُرْجِئَةِ وَ اَلْقَدَرِيَّةِ وَ اَلْخَوَارِجِ وَ غَيْرِهِمْ مِنَ اَلنَّاصِبِيَّةِ يُقِرُّونَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَيْسَ بَيْنَهُمْ خِلاَفٌ وَ هُمْ مُخْتَلِفُونَ فِي وَلاَيَتِي مُنْكِرُونَ لِذَلِكَ جَاحِدُونَ بِهَا إِلاَّ اَلْقَلِيلُ وَ هُمُ اَلَّذِينَ وَصَفَهُمُ اَللَّهُ فِي كِتَابِهِ اَلْعَزِيزِ فَقَالَ: إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ إِلاّٰ عَلَى اَلْخٰاشِعِينَ وَ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى فِي مَوْضِعٍ آخَرَ فِي كِتَابِهِ اَلْعَزِيزِ فِي نُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ فِي وَلاَيَتِي فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ فَالْقَصْرُ مُحَمَّدٌ وَ اَلْبِئْرُ اَلْمُعَطَّلَةُ وَلاَيَتِي عَطَّلُوهَا وَ جَحَدُوهَا وَ مَنْ لَمْ يُقِرَّ بِوَلاَيَتِي لَمْ يَنْفَعْهُ اَلْإِقْرَارُ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلاَّ أَنَّهُمَا مَقْرُونَانِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ هُوَ إِمَامُ اَلْخَلْقِ وَ عَلِيٌّ مِنْ بَعْدِهِ إِمَامُ اَلْخَلْقِ وَ وَصِيُّ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا قَالَ لَهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي وَ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ فَمَنِ اِسْتَكْمَلَ مَعْرِفَتِي فَهُوَ عَلَى اَلدِّينِ اَلْقَيِّمِ كَمَا قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى: وَ ذٰلِكَ دِينُ اَلْقَيِّمَةِ وَ سَأُبَيِّنُ ذَلِكَ بِعَوْنِ اَللَّهِ وَ تَوْفِيقِهِ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ مُحَمَّدٌ نُوراً وَاحِداً مِنْ نُورِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَمَرَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ذَلِكَ اَلنُّورَ أَنْ يُشَقَّ فَقَالَ لِلنِّصْفِ كُنْ مُحَمَّداً وَ قَالَ لِلنِّصْفِ كُنْ عَلِيّاً فَمِنْهَا قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ عَلِيٍّ وَ لاَ يُؤَدِّي عَنِّي إِلاَّ عَلِيٌّ وَ قَدْ وَجَّهَ أَبَا بَكْرٍ بِبَرَاءَةَ إِلَى مَكَّةَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ قَالَ لَبَّيْكَ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تُؤَدِّيَهَا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ عَنْكَ فَوَجَّهَنِي فِي اِسْتِرْدَادِ أَبِي بَكْرٍ فَرَدَدْتُهُ فَوَجَدَ فِي نَفْسِهِ وَ قَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَ نَزَلَ فِيَّ اَلْقُرْآنُ قَالَ لاَ وَ لَكِنْ لاَ يُؤَدِّي إِلاَّ أَنَا أَوْ عَلِيٌّ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَخَا رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَنْ لاَ يَصْلُحُ لِحَمْلِ صَحِيفَةٍ يُؤَدِّيهَا عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَيْفَ يَصْلُحُ لِلْإِمَامَةِ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ فَأَنَا وَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كُنَّا نُوراً وَاحِداً صَارَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُحَمَّدٌ اَلْمُصْطَفَى وَ صِرْتُ أَنَا وَصِيَّهُ اَلْمُرْتَضَى وَ صَارَ مُحَمَّدٌ اَلنَّاطِقَ وَ صِرْتُ أَنَا اَلصَّامِتَ وَ إِنَّهُ لاَ بُدَّ فِي كُلِّ عَصْرٍ مِنَ اَلْأَعْصَارِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ نَاطِقٌ وَ صَامِتٌ يَا سَلْمَانُ صَارَ مُحَمَّدٌ اَلْمُنْذِرَ وَ صِرْتُ أَنَا اَلْهَادِيَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ فَرَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْمُنْذِرُ وَ أَنَا اَلْهَادِي. اَللّٰهُ يَعْلَمُ مٰا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثىٰ وَ مٰا تَغِيضُ اَلْأَرْحٰامُ وَ مٰا تَزْدٰادُ وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدٰارٍ `عٰالِمُ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ اَلْكَبِيرُ اَلْمُتَعٰالِ `سَوٰاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ اَلْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سٰارِبٌ بِالنَّهٰارِ `لَهُ مُعَقِّبٰاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اَللّٰهِ . قَالَ فَضَرَبَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِيَدِهِ عَلَى أُخْرَى وَ قَالَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ اَلْجَمْعِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ اَلنَّشْرِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ اَلْجَنَّةِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ اَلنَّارِ أَقُولُ لَهَا خُذِي هَذَا وَ ذَرِي هَذَا وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَاحِبَ اَلرَّجْفَةِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ اَلْهَدَّةِ وَ أَنَا صَاحِبُ اَللَّوْحِ اَلْمَحْفُوظِ أَلْهَمَنِي اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيهِ. نَعَمْ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ يس `وَ اَلْقُرْآنِ اَلْحَكِيمِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ ن وَ اَلْقَلَمِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ طه `مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْكَ اَلْقُرْآنَ لِتَشْقىٰ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ اَلدَّلاَلاَتِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ اَلْمُعْجِزَاتِ وَ اَلْآيَاتِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ خَاتَمَ اَلنَّبِيِّينَ وَ صِرْتُ أَنَا خَاتَمَ اَلْوَصِيِّينَ وَ أَنَا اَلصِّرَاطُ اَلْمُسْتَقِيمُ وَ أَنَا اَلنَّبَأُ اَلْعَظِيمُ اَلَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ وَ لاَ أَحَدٌ اِخْتَلَفَ إِلاَّ فِي وَلاَيَتِي وَ صَارَ مُحَمَّدٌ صَاحِبَ اَلدَّعْوَةِ وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ اَلسَّيْفِ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ نَبِيّاً مُرْسَلاً وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ أَمْرِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: يُلْقِي اَلرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلىٰ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ هُوَ رُوحُ اَللَّهِ لاَ يُعْطِيهِ وَ لاَ يُلْقِي هَذَا اَلرُّوحَ إِلاَّ عَلَى مَلَكٍ مُقَرَّبٍ أَوْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ وَصِيٍّ مُنْتَجَبٍ فَمَنْ أَعْطَاهُ اَللَّهُ هَذَا اَلرُّوحَ فَقَدْ أَبَانَهُ مِنَ اَلنَّاسِ وَ فَوَّضَ إِلَيْهِ اَلْقُدْرَةَ وَ أَحْيَا اَلْمَوْتَى وَ عَلِمَ بِمَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ وَ سَارَ مِنَ اَلْمَشْرِقِ إِلَى اَلْمَغْرِبِ وَ مِنَ اَلْمَغْرِبِ إِلَى اَلْمَشْرِقِ فِي لَحْظَةِ عَيْنٍ وَ عَلِمَ مَا فِي اَلضَّمَائِرِ وَ اَلْقُلُوبِ وَ عَلِمَ مَا فِي اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ. يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ اَلذِّكْرَ اَلَّذِي قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: قَدْ أَنْزَلَ اَللّٰهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً `رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيٰاتِ اَللّٰهِ إِنِّي أُعْطِيتُ عِلْمَ اَلْمَنَايَا وَ اَلْبَلاَيَا وَ فَصْلَ اَلْخِطَابِ وَ اُسْتُودِعْتُ عِلْمَ اَلْقُرْآنِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَقَامَ اَلْحُجَّةَ حُجَّةً لِلنَّاسِ وَ صِرْتُ أَنَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ اَللَّهُ لِي مَا لَمْ يَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ لاَ لِنَبِيٍّ مُرْسَلٍ وَ لاَ لِمَلَكٍ مُقَرَّبٍ. يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَا اَلَّذِي حَمَلْتُ نُوحاً فِي اَلسَّفِينَةِ بِأَمْرِ رَبِّي وَ أَنَا اَلَّذِي أَخْرَجْتُ يُونُسَ مِنْ بَطْنِ اَلْحُوتِ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا اَلَّذِي جَاوَزْتُ بِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ اَلْبَحْرَ بِأَمْرِ رَبِّي وَ أَنَا اَلَّذِي أَخْرَجْتُ إِبْرَاهِيمَ مِنَ اَلنَّارِ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا اَلَّذِي أَجْرَيْتُ أَنْهَارَهَا وَ فَجَّرْتُ عُيُونَهَا وَ غَرَسْتُ أَشْجَارَهَا بِإِذْنِ رَبِّي. وَ أَنَا عَذَابُ يَوْمِ اَلظُّلَّةِ وَ أَنَا اَلْمُنَادِي مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ قَدْ سَمِعَهُ اَلثَّقَلاَنِ اَلْجِنُّ وَ اَلْإِنْسُ وَ فَهِمَهُ قَوْمٌ إِنِّي لَأَسْمَعُ كُلَّ قَوْمٍ اَلْجَبَّارِينَ وَ اَلْمُنَافِقِينَ بِلُغَاتِهِمْ وَ أَنَا اَلْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَى وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو اَلْقَرْنَيْنِ وَ أَنَا قُدْرَةُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّي قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيٰانِ `بَيْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ يَبْغِيٰانِ . يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ إِنَّ مَيِّتَنَا لَمْ يَمُتْ وَ غَائِبَنَا لَمْ يَغِبْ وَ إِنَّ قَتْلاَنَا لَنْ يُقْتَلُوا يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَا أَمِيرُ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِمَّنْ مَضَى وَ مِمَّنْ بَقِيَ وَ أُيِّدْتُ بِرُوحِ اَلْعَظَمَةِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اَللَّهِ لاَ تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا كُنْهَ مَا جَعَلَهُ اَللَّهُ لَنَا وَ لاَ مِعْشَارَ اَلْعُشْرِ. لِأَنَّا آيَاتُ اَللَّهِ وَ دَلاَئِلُهُ وَ حُجَجُ اَللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اَللَّهِ وَ عَيْنُ اَللَّهِ وَ لِسَانُ اَللَّهِ بِنَا يُعَذِّبُ اَللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا يُثِيبُ وَ مِنْ بَيْنِ خَلْقِهِ طَهَّرَنَا وَ اِخْتَارَنَا وَ اِصْطَفَانَا وَ لَوْ قَالَ قَائِلٌ لِمَ وَ كَيْفَ وَ فِيمَ لَكَفَرَ وَ أَشْرَكَ لِأَنَّهُ لاَ يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ. يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَنْ آمَنَ بِمَا قُلْتُ وَ صَدَّقَ بِمَا بَيَّنْتُ وَ فَسَّرْتُ وَ شَرَحْتُ وَ أَوْضَحْتُ وَ نَوَّرْتُ وَ بَرْهَنْتُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ وَ هُوَ عَارِفٌ مُسْتَبْصِرٌ قَدِ اِنْتَهَى وَ بَلَغَ وَ كَمَلَ وَ مَنْ شَكَّ وَ عَنَدَ وَ جَحَدَ وَ وَقَفَ وَ تَحَيَّرَ وَ اِرْتَابَ فَهُوَ مُقَصِّرٌ وَ نَاصِبٌ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِكُمْ وَ اَلْأَئِمَّةُ مِنْ أَوْلاَدِي عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ يَعْلَمُونَ وَ يَفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا لِأَنَّا كُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّدٌ فَلاَ تَفَرَّقُوا بَيْنَنَا وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اَللَّهُ وَ إِذَا كَرِهْنَا كَرِهَ اَللَّهُ اَلْوَيْلُ كُلُّ اَلْوَيْلِ لِمَنْ أَنْكَرَ فَضْلَنَا وَ خُصُوصِيَّتَنَا وَ مَا أَعْطَانَا اَللَّهُ رَبُّنَا لِأَنَّ مَنْ أَنْكَرَ شَيْئاً مِمَّا أَعْطَانَا اَللَّهُ فَقَدْ أَنْكَرَ قُدْرَةَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَشِيَّتَهُ فِينَا. يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالاَ لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَقَدْ أَعْطَانَا اَللَّهُ رَبُّنَا مَا هُوَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ وَ أَعْلَى وَ أَكْبَرُ مِنْ هَذَا كُلِّهِ قُلْنَا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا اَلَّذِي أَعْطَاكُمْ مَا هُوَ أَعْظَمُ وَ أَجَلُّ مِنْ هَذَا كُلِّهِ قَالَ قَدْ أَعْطَانَا رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَنَا لِلاِسْمِ اَلْأَعْظَمِ اَلَّذِي لَوْ شِئْنَا خَرَقَتِ اَلسَّمَاوَاتُ وَ اَلْأَرْضُ وَ اَلْجَنَّةُ وَ اَلنَّارُ وَ نَعْرُجُ بِهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ نَهْبِطُ بِهِ اَلْأَرْضَ وَ نَغْرُبُ وَ نَشْرُقُ وَ نَنْتَهِي بِهِ إِلَى اَلْعَرْشِ فَنَجْلِسُ عَلَيْهِ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يُطِيعُنَا كُلُّ شَيْءٍ حَتَّى اَلسَّمَاوَاتُ وَ اَلْأَرْضُ وَ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ وَ اَلنُّجُومُ وَ اَلْجِبَالُ وَ اَلشَّجَرُ وَ اَلدَّوَابُّ وَ اَلْبِحَارُ وَ اَلْجَنَّةُ وَ اَلنَّارُ أَعْطَانَا اَللَّهُ ذَلِكَ كُلَّهُ بِالاِسْمِ اَلْأَعْظَمِ اَلَّذِي عَلَّمَنَا وَ خَصَّنَا بِهِ وَ مَعَ هَذَا كُلِّهِ نَأْكُلُ وَ نَشْرَبُ وَ نَمْشِي فِي اَلْأَسْوَاقِ وَ نَعْمَلُ هَذِهِ اَلْأَشْيَاءَ بِأَمْرِ رَبِّنَا وَ نَحْنُ عِبَادُ اَللَّهِ اَلْمُكْرَمُونَ اَلَّذِينَ لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ وَ جَعَلَنَا مَعْصُومِينَ مُطَهَّرِينَ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَنَحْنُ نَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِي هَدٰانٰا لِهٰذٰا وَ مٰا كُنّٰا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاٰ أَنْ هَدٰانَا اَللّٰهُ وَ حَقَّتْ كَلِمَةُ اَلْعَذٰابِ عَلَى اَلْكٰافِرِينَ أَعْنِي اَلْجَاحِدِينَ بِكُلِّ مَا أَعْطَانَا اَللَّهُ مِنَ اَلْفَضْلِ وَ اَلْإِحْسَانِ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ فَهَذَا مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ فَتَمَسَّكْ بِهَا رَاشِداً فَإِنَّهُ لاَ يَبْلُغُ أَحَدٌ مِنْ شِيعَتِنَا حَدَّ اَلاِسْتِبْصَارِ حَتَّى يَعْرِفَنِي بِالنُّورَانِيَّةِ فَإِذَا عَرَفَنِي بِهَا كَانَ مُسْتَبْصِراً بَالِغاً كَامِلاً قَدْ خَاضَ بَحْراً مِنَ اَلْعِلْمِ وَ اِرْتَقَى دَرَجَةً مِنَ اَلْفَضْلِ وَ اِطَّلَعَ عَلَى سِرٍّ مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ مَكْنُونِ خَزَائِنِهِ .)
[13] التوحيد، جلد ۱، صفحه ۱۶۴ (حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اَلنَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي خُطْبَتِهِ: أَنَا اَلْهَادِي وَ أَنَا اَلْمُهْتَدِي وَ أَنَا أَبُو اَلْيَتَامَى وَ اَلْمَسَاكِينِ وَ زَوْجُ اَلْأَرَامِلِ وَ أَنَا مَلْجَأُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ مَأْمَنُ كُلِّ خَائِفٍ وَ أَنَا قَائِدُ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ أَنَا حَبْلُ اَللَّهِ اَلْمَتِينُ وَ أَنَا عُرْوَةُ اَللَّهِ اَلْوُثْقَى وَ كَلِمَةُ اَلتَّقْوَى وَ أَنَا عَيْنُ اَللَّهِ وَ لِسَانُهُ اَلصَّادِقُ وَ يَدُهُ وَ أَنَا جَنْبُ اَللَّهِ اَلَّذِي يَقُولُ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يٰا حَسْرَتىٰ عَلىٰ مٰا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اَللّٰهِ وَ أَنَا يَدُ اَللَّهِ اَلْمَبْسُوطَةُ عَلَى عِبَادِهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا بَابُ حِطَّةٍ مَنْ عَرَفَنِي وَ عَرَفَ حَقِّي فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ لِأَنِّي وَصِيُّ نَبِيِّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى خَلْقِهِ لاَ يُنْكِرُ هَذَا إِلاَّ رَادٌّ عَلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ .)
[14] کامل الزیارات، صفحه 133 (وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ وَ جَمَاعَةٌ رَحِمَهُمُ اَللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمُغِيرَةِ عَنِ اَلْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ جَابِرٍ اَلْمَكْفُوفِ عَنْ أَبِي اَلصَّامِتِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ يَقُولُ: مَنْ أَتَى قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَاشِياً كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَيْتَ اَلْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَيْكَ وَ اِمْشِ حَافِياً وَ اِمْشِ مَشْيَ اَلْعَبْدِ اَلذَّلِيلِ فَإِذَا أَتَيْتَ بَابَ اَلْحَائِرِ فَكَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ اِمْشِ قَلِيلاً ثُمَّ كَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ اِئْتِ رَأْسَهُ فَقِفْ عَلَيْهِ فَكَبِّرْ أَرْبَعاً [فَكَبِّرْ وَ صَلِّ عِنْدَهُ وَ اِسْأَلْ] وَ صَلِّ أَرْبَعاً وَ اِسْأَلِ اَللَّهَ حَاجَتَكَ.)
[15] کامل الزیارات، صفحه 135 (حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ اَلطَّحَّانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ: مَا مِنْ أَحَدٍ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ وَ هُوَ يَتَمَنَّى أَنَّهُ مِنْ زُوَّارِ اَلْحُسَيْنِ لِمَا يَرَى مِمَّا يُصْنَعُ بِزُوَّارِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مِنْ كَرَامَتِهِمْ عَلَى اَللَّهِ تَعَالَى.)
[16] کامل الزیارات، صفحه 136 (حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو سَعِيدٍ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ زَكَرِيَّا اَلْعَدَوِيُّ اَلْبَصْرِيُّ عَنْ هَيْثَمِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلرُّمَّانِيِّ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِنَّ أَيَّامَ زَائِرِي اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لاَ تُحْسَبُ مِنْ أَعْمَارِهِمْ وَ لاَ تُعَدُّ مِنْ آجَالِهِمْ.)
[17] سوره مبارکه فرقان، آیه 70 (إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا)
[18] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، جلد ۱۴، صفحه ۴۴۵ (اَلْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلطُّوسِيُّ فِي اَلْأَمَالِي عَنْ أَبِيهِ عَنِ اَلْمُفِيدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: وَ مَنْ زَارَ قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ ثَوَابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَقْبُولَةٍ وَ غَفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ.)
[19] سوره مبارکه مائده، آیه 27 (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ ۖ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)
[20] الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، جلد ۲، صفحه ۱۱۳
[21] اللهوف علی قتلی الطفوف، جلد ۱، صفحه ۱۴۹